دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

حفظ کرامت انسانی با ارتقای جایگاه بهزیستی و تامین اجتماعی

تهران- ایرنا- بهزیستی و تامین اجتماعی از جمله نهادهایی هستند که وحدت رویه آنها نقش غیرقابل انکاری در سلامت جسم و روان افراد دارد. این سازمان ها با هدف گسترش رفاه و توجه به کرامت انسانی به وجود آمدند و اینگونه در زمره ابزارهای اصلی توسعه و پیشرفت اقتصادی- اجتماعی جامعه قرار گرفتند.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ بهزیستی و تامین اجتماعی نهادهایی هستند که وظیفه سلامت جسم و جان انسان و روان جامعه را برعهده دارند زیرا مبنای به وجود آمدن آنها کمک به تأمین حداقل های هزینه زندگی خانواده های نیازمند و بی سرپرست و ایجاد زمینه های مناسب برای خودکفایی آنان است.

بنابراین بهزیستی به عنوان نهادی فرهنگی، اجتماعی و امدادی به بررسی نارسایی ها و مشکل های اجتماعی می پردازد و از متخصصان و کارشناسان تحصیل کرده علوم اجتماعی و بهداشتی بهره می گیرد تا با پیدا کردن ریشه مشکل ها به انسان های نیازمند کمک کند و بیماری ها و معضل های اجتماعی را از میان بردارد.

تامین اجتماعی سازمان دیگری است که در حوزه رفاه عمومی فعالیت دارد، بنابر تعریف ارایه شده از طرف اتحادیه بین المللی، تامین اجتماعی شامل برنامه های بیمه اجتماعی، حمایت اجتماعی، همگانی، تعاونی، صندوق های ملی احتیاط و دیگر طرح ها از جمله رویکردهای مبتنی بر بازار می شود.

ماموریت اصلی تأمین اجتماعی به عنوان سازمانی بیمه‌گر اجتماعی، پوشش کارگران مزدی، حقوق بگیر، صاحبان حرفه و مشاغل آزاد است. برپایه قانون، بخش عمده منابع مالی آن از محل حق بیمه ‌ها تأمین می ‌شود و متکی به منابع دولتی نیست. 

بهزیستی و تامین اجتماعی از ارکان مهم کشور محسوب می شوند که مسوولان باید به این 2 نهاد توجه ویژه داشته باشند تا اینگونه به جامعه ای سالم دست پیدا کرد زیرا کارآمد بودن این نهادها باعث حل بهتر مشکل های اجتماعی خواهد شد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت «روز بهزیستی و تامین اجتماعی» با «سیدحسن موسوی چلک» رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران مشاور رییس و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد بهزیستی به گفت وگو پرداخته است.

** ارتباط سازمان های بهزیستی و تامین اجتماعی
سازمان های بهزیستی و تامین اجتماعی از نظر موضوعی ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. یعنی وقتی بحث توانمندسازی به میان می آید، موضوع بیمه های اجتماعی از محوری ترین موضوع های مرتبط با آن است. در مبحث تهیه داروهای خاص، حقوق افراد معلول، حقوق شهروندی و افراد دارای نیازهای خاص، بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار، ظرفیت کارفرمایی، افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی و حمایت های بیمه ای که ه وسیله سازمان تامین اجتماعی انجام می شود، همگی از جمله مواردی است که این 2 نهاد را با هم مرتبط و در موازی هم قرار می دهد زیرا افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی، مشمول حمایت های مرتبط با وظیفه های قانونی سازمان تامین اجتماعی نیز قرار می گیرند. 

**تامین اجتماعی در حوزه بیمه و بهزیستی در حوزه اجتماعی
تامین اجتماعی از نظر وظیفه یک سازمان بیمه ای است و بهزیستی در حوزه اجتماعی فعالیت می کند. بنابراین تامین اجتماعی در زمینه پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی وظیفه خاصی ندارد اما با ایجاد سازمان بهزیستی در 1359 خورشیدی وظیفه هایی نیز در حوزه پیشگیری از آسیب های اجتماعی بر عهده این نهاد گذاشته شد و از قدیمی ترین سازمان هایی است که در این حوزه فعالیت می کند اما این گفته به معنا این نیست که همه پیشگیری ها در حوزه آسیب های اجتماعی و دیگر حوزه ها را بهزیستی باید انجام دهد. برای نمونه در حوزه معلولیت ها، خانه های بهداشت در بخش بهداشت و درمان و پیشگیری از بیماری ها فعالیت می کنند؛ یعنی اگر موضوع ژنتیک و اجباری شدن آن با تولیت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مطرح می شود سازمان بهزیستی هم وظیفه خود را در این امر انجام می دهد.

**همکاری بهزیستی و دیگر نهادها در زمینه پیشگیری از آسیب های اجتماعی
در حوزه های مختلف مانند پیشگیری از آسیب های اجتماعی، معلویت ها و ... سازمان بهزیستی به تنهایی فعالیت نمی کند بلکه آموزش و پرورش، دانشگاه ها و موسسه های علمی، رسانه ها، سازمان های مردم نهاد و ... نیز به نوبه خود تاثیرگذار هستند. برای نمونه هر چند بهزیستی در حوزه اعتیاد به عنوان یک سازمان محوری عمل می کند اما دیگر نهادها نیز برای کاهش آن فعالیت های خاص خود را انجام می دهند. از این رو به سبب اهمیت این سازمان در احکام دایمی قوانین برنامه توسعه، بهزیستی به عنوان کرسی سلامت اجتماعی انتخاب می شود که پیشگیری از آسیب ها نیز یکی از محورهای آن است.

**واگذاری وظیفه های بهزیستی به سازمان های مردم نهاد
در قانون ایجاد سازمان بهزیستی و در ماده 36 قانون تنظیم بخشی از مقررات دولت و همچنین در ماده 57 قانون برنامه های دایمی توسعه، درباره واگذاری وظیفه های بهزیستی به سازمان های مردم نهاد و مشارکت مردم اشاره شده است، از این رو بخش قابل توجهی از فعالیت های این نهاد به صورت واگذاری به مردم انجام می شود و از این نظر یکی از موفق ترین سازمان ها در واگذاری به بخش غیردولتی بوده که حدود 94 درصد از فعالیت ها و بعضی از آنها هم 100 درصد واگذار شده است. 

این واگذاری از یک طرف کاهش بار مالی دولت را به دنبال داشت و از طرفی دیگر ساختار دولت به لحاظ نیروی انسانی کوچکتر شد. هرچند بسیاری از مرکزهای غیردولتی به معنای واقعی NGO نیستند و استقلال مالی کامل برخوردار نیستند و وابسته به حمایت هایی هستند که دولت در قالب یارانه به آنها می دهد، بنابراین نمی توانند استقلال کامل داشته باشند و نقش پرسشگری و مطالبه گری خود را از سازمان بهزیستی به نحو احسن اجرایی کنند. 

**دسترسی به تامین اجتماعی به معنای عام آن
زمانی می توانیم بگوییم که تامین اجتماعی به معنای عام خود در ایران به خوبی قابل دسترسی است که نظام چند لایه تامین اجتماعی در کشور اجرایی شود. این نظام در قانون آمده و لایحه آن نیز در دولت یازدهم نوشته شده اما هنوز اجرایی نشده است. از این رو برای اینکه در کشور تامین اجتماعی پایداری داشته باشیم باید به طرف اجرایی شده این نظام پیش برویم که مساعدت، حمایت و بیمه های اجتماعی در این لایحه پیش بینی شده است. در چنین شرایطی هم مدیریت بهینه منابع را خواهیم داشت و هم می توان تامین اجتماعی به معنای واقعی آن را در کشور فراگیر کرد. 

بدون شک رضایت خاطر و بهزیستن اجتماعی مردم با تحقق تامین اجتماعی با معنای عام خود به ویژه اصل 21 و 29 قانون اساسی امکان پذیر می شود. در چنین شرایطی بیمه های اجتماعی که سازمان تامین اجتماعی تولیت آن را برعهده دارد، بخشی از نظام کلان رفاه و تامین اجتماعی به حساب می آید. امروزه نظام رفاه و تامین اجتماعی نتوانسته آن چنان که شایسته است به وظیفه خود عمل کند.

پژوهش**9370**2002**9131





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها : حفظ کرامت انسانی با ارتقای جایگاه بهزیستی و تامین اجتماعی،
لینک های مرتبط :
          
1397/04/30

در گفتگو با مهر عنوان شد؛

توجه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی به اورژانس اجتماعی ایران

توجه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی به اورژانس اجتماعی ایران

رییس مددکاران اجتماعی ایران گفت: اورژانس اجتماعی در مجمع عمومی فدراسیون مددکاران اجتماعی مورد توجه ویژه قرار گرفت.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر که در حال حاضر برای شرکت در مجمع عمومی فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی و همچنین بزرگترین کنگره جهانی مددکاری اجتماعی به همراه دو تن از اعضاء انجمن ایران در دوبلین ایرلند به سر می برد اعلام کرد: در این جلسات سه گزاش توسط هیات اعزامی ایران ارایه شد. گزارش اقدامات انجمن مددکاران اجتماعی ایران؛ گزارش اقدامات کمیسر اخلاق فدراسیون (در حال حاضر رییس انجمن ایران کمیسر اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی نیز هست) و ایراد سخنرانی در خصوص برنامه اورژانس اجتماعی از جمله این موارد بود.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه افزود: از نکات جالب این بود که وقتی برنامه اورژانس اجتماعی معرفی شد استقبال بی نظیر انجمن های مددکاران اجتماعی کشورها را در پی داشت و در گفت وگو هایی که با روسای انجمن های بیش از ۵۰ کشور داشتیم و حتی در حاشیه کنگره هم با که با اساتید به نام مددکاری اجتماعی جهان داشتیم از اورژانس اجتماعی استقبال خیلی خوبی کردند و برخی از آنان بدون این که بدانند من موسس اورژانس اجتماعی بودم از وضعیت اجرای این برنامه می پرسیدند.

عضو هیات رییسه منطقه آسیا و اقیانوسیه فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی ایران همچنین گفت: که خدا را شکر می کنم که برنامه هایی که از توسط جمهوری اسلامی ایران اجرا شد این همه مورد استقبال قرار گرفت و منجر به دعوت کشور های مختلف از ایران شد. با توجه به این که اولین سالی بود که به طور رسمی هیاتی از ایران در بزرگترین مجمع عمومی فدراسیون بین المللی شرکت می کرد به اذعان هیات رییسه فدراسیون فعالترین کشور ایران بود.

کمیسر اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی همچنین از برنامه های دیگر این سفر به شرکت در جلسه مجمع عمومی منطقه آسیا و اقیانوسیه، شرکت در جلسه هیات رییسه منطقه، شرکت در جلسه کمیته اخلاق فدراسیون جهانی، گفت و گوی اختصاصی با دبیر کل فدراسیون، رییس جدید فدراسیون، رییس انجمن بین المللی مدارس مددکاری اجتماعی، اساتید به نام مددکاری اجتماعی جهان. شرکت در کنگره بین المللی و ... به عنوان برخی از برنامه های دیگر اشاره کرد.

این کنکره تا شنبه ۱۶ تیر ماه ۹۷ ادامه دارد.

توجه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی به اورژانس اجتماعی ایران

رییس مددکاران اجتماعی ایران گفت: اورژانس اجتماعی در مجمع عمومی فدراسیون مددکاران اجتماعی مورد توجه ویژه قرار گرفت.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر که در حال حاضر برای شرکت در مجمع عمومی فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی و همچنین بزرگترین کنگره جهانی مددکاری اجتماعی به همراه دو تن از اعضاء انجمن ایران در دوبلین ایرلند به سر می برد اعلام کرد: در این جلسات سه گزاش توسط هیات اعزامی ایران ارایه شد. گزارش اقدامات انجمن مددکاران اجتماعی ایران؛ گزارش اقدامات کمیسر اخلاق فدراسیون (در حال حاضر رییس انجمن ایران کمیسر اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی نیز هست) و ایراد سخنرانی در خصوص برنامه اورژانس اجتماعی از جمله این موارد بود.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه افزود: از نکات جالب این بود که وقتی برنامه اورژانس اجتماعی معرفی شد استقبال بی نظیر انجمن های مددکاران اجتماعی کشورها را در پی داشت و در گفت وگو هایی که با روسای انجمن های بیش از ۵۰ کشور داشتیم و حتی در حاشیه کنگره هم با که با اساتید به نام مددکاری اجتماعی جهان داشتیم از اورژانس اجتماعی استقبال خیلی خوبی کردند و برخی از آنان بدون این که بدانند من موسس اورژانس اجتماعی بودم از وضعیت اجرای این برنامه می پرسیدند.

عضو هیات رییسه منطقه آسیا و اقیانوسیه فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی ایران همچنین گفت: که خدا را شکر می کنم که برنامه هایی که از توسط جمهوری اسلامی ایران اجرا شد این همه مورد استقبال قرار گرفت و منجر به دعوت کشور های مختلف از ایران شد. با توجه به این که اولین سالی بود که به طور رسمی هیاتی از ایران در بزرگترین مجمع عمومی فدراسیون بین المللی شرکت می کرد به اذعان هیات رییسه فدراسیون فعالترین کشور ایران بود.

کمیسر اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی همچنین از برنامه های دیگر این سفر به شرکت در جلسه مجمع عمومی منطقه آسیا و اقیانوسیه، شرکت در جلسه هیات رییسه منطقه، شرکت در جلسه کمیته اخلاق فدراسیون جهانی، گفت و گوی اختصاصی با دبیر کل فدراسیون، رییس جدید فدراسیون، رییس انجمن بین المللی مدارس مددکاری اجتماعی، اساتید به نام مددکاری اجتماعی جهان. شرکت در کنگره بین المللی و ... به عنوان برخی از برنامه های دیگر اشاره کرد.

این کنکره تا شنبه ۱۶ تیر ماه ۹۷ ادامه دارد.

منبع: خبرگزاری مهر/15 تیر 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/19

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اعلام کرد

استقبال مجمع عمومی فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی از اقدامات ایران

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با اشاره به سفر هیئت اعزامی ایران به مجمع عمومی فدراسیون جهانی مددکاری اجتماعی ایران، گزارشی از حضور ایران در این مجمع را ارائه کرد.

سید حسن موسوی چلک با اشاره به سابقه ۹۰ سال فعالیت رسمی فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی به ایسنا گفت: انجمن مددکاری ایران،۵ سال قبل به عضویت این فدراسیون در آمده است. مجمع عمومی فدراسیون که هر دو سال یک بار برگزار می شود، امسال نیز از ۱۰ تا ۱۲ تیر در  پایتخت ایرلند برگزار شد و  اولین حضور رسمی ایران بود؛ همچنین هیات اعزامی از طرف ایران از فعالترین اعضاء محسوب شدند.

وی با بیان این که معرفی اقدامات ایران در حوزه مددکاری اجتماعی اعم از سیاستگذاری‌ها، برنامه‌های اجرایی و آموزش و ... فرصتی برای آشنایی بیشتر جامعه مددکاری اجتماعی ایران با جامعه جهانی است، افزود: کشور هایی که گزارش اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران را دنبال کرده و گزارش مکتوب عملکرد سالانه ایران را مطالعه کردند و همین طور اخبار  حضور ایران در سال اخیر در مجامع جهانی را شنیده بودند، علاقمند به برقراری ارتباط بیشتر با انجمن مددکاری ایران شدند.
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه تاکید کرد: در حاشیه این همایش دیدارهای مختلفی با روسای انجمن‌های کشور های مختلف از جمله: آلمان، آمریکا، انگلیس، روسیه، ایتالیا، اسپانیا، دانمارک، سوید، سویس، آرژانتین، ژاپن، هنگ کنگ، فلسطین، برزیل، استرالیا، کره جنوبی، آذربایجان، پرتغال، اتریش، فنلاند، پورتوریکو، نیوزلند،کروواسی، آرژانتین، پاناما، زیمباوه و... انجام شد.

به گفته رئیس انجمن مددکاری اجتماعی، جلسه مهم اختصاصی دو ساعته‌ای نیز با دبیر کل فدراسیون  جهانی، رییس منطقه آسیا و اقیانوسیه، با هدف برنامه‌ریزی برای تحقق برنامه‌ها و چشم‌انداز آینده  فدراسیون فقط با هیات اعزامی از ایران برگزار شد.

لازم به ذکر است که رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در حال حاضر کمیسر اخلاق فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی و عضو هیات رییسه فدراسیون در منطقه آسیا و اقیانوسیه نیز هست.

انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/19

مردم از منابع اجتماعی شناخت کافی ندارند

در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان مطرح شد؛

ترس از لو رفتن، مردم را از دخالت در معضلات اجتماعی باز می‌دارد

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی کشورگفت: اغلب مردم از ترس اینکه لو نروند، معضلاتی مانند کودک آزاری را به اورژانس اجتماعی گزارش نمی‌دهند.

مردم از منابع اجتماعی شناخت کافی ندارندسید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاری کشور در گفتگو با خبرنگارحوزه رفاه و تعاون گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اظهار کرد: یکی از مواردی که در قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان (مصوب سال 1381 در مجلس شورای اسلامی) مطرح شده، این است، سیستم قضائی می‌تواند با افرادی که از وقوع کودک آزاری در اطراف خود مطلع هستند و گزارش آن را به مراجع ذی‌ربط اطلاع نمی‌دهند، برخورد کند.

وی در ادامه تصریح کرد: هنوز بسیاری از مردم قوانین حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را به خوبی نمی‌شناسند، به همین دلیل در مواردی که شاهد وقوع انواع کودک آزاری هستند، آنگونه که باید اقدام نمی‌کنند.

رئیس انجمن مددکاری کشور با اشاره به اینکه مردم در حوزه مسائل اجتماعی و منابع آن و همچنین وظایف سازمان‌ها در حوزه‌های مختلف شناخت کافی ندارند، یادآور شد: فقدان شناخت کافی مردم در مواجهه با مسائل اجتماعی و ضعف‌های موجود در این حوزه بر افزایش و شدت کودک آزاری‌ها در جامعه امروزی ما دامن می‌زند.

موسوی چلک در ادامه به تشریح دلایل فقدان شناخت مردم از سازمان‌هایی که در حوزه اجتماعی مسئولیت رسیدگی به آسیب‌هایی چون کودک آزاری‌ها را دارند پرداخت و اضافه کرد: فقدان تبلیغات و اطلاع رسانی ضعیف و غلط از منابع اجتماعی مثل اورژانس اجتماعی و عدم آشنایی با وظایف این مجموعه ها منجر شده تا مردم در زمان وقوع انواع آسیب‌های اجتماعی از دخیل شدن خودداری کنند.

وی تاکید کرد: با توجه به اینکه موضوع مسئولیت اجتماعی و فردی در جامعه کنونی ما نسبت به گذشته روند بهتری را پشت سر می‌گذارد، اما هنوز هم گاهی ضعف مسئولیت اجتماعی، به وقوع معضلات و آسیب‌هایی چون معلول آزاری، کودک آزاری و غیره می‌شود.

مردم کودک آزاری‌ها و معلول آزاری‌ها را با اطمینان خاطر گزارش بدهند

رئیس انجمن مددکاری کشور ضمن اشاره به تصویب آیین نامه اورژانس اجتماعی در سال 92 در هیئت دولت خاطرنشان کرد: یکی از مواردی که اورژانس اجتماعی می‌تواند در آن مداخله کند، موضوع «معلول آزاری» است و این مسئله به طور واضح در آیین نامه مطرح شده است.

وی با بیان اینکه برخی از افراد در مواقع مشاهده انواع کودک آزاری و معلول آزاری با بیان این مثل معروف ( سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند ) خود را از ورود به مسئله و گزارش دهی به دستگاه‌های ذیرب‌ط تبرئه می‌کنند، گفت: مردم در چنین مواقعی به خود اجازه ورود نمی‌دهند و از ترس اینکه مبادا برایشان دردساز شود، از کنار آن عبور می‌کنند، این در حالی است که عوامل مجموعه‌ای چون اورژانس اجتماعی خود پس از دریافت گزارش کودک آزاری و مواردی از این دست، نامی از فرد گزارش دهنده نخواهند برد.

موسوی چلک در ادامه گفت: مردم اطمینان خاطر داشته باشند که پس از در جریان گذاشتن عوامل اورژانس اجتماعی در خصوص کودک آزاری، معلول آزاری و در مجموع گزارش دهی در خصوص افراد در معرض آسیب به دلایل مختلف، دردسری برای آن‌ها ایجاد نخواهد شد و اصل اقدامات اورژانس اجتماعی بر این است که منبع اطلاع رسانی به هیچ عنوان آشکار نشود.

انتهای پیام/باشگاه خبرنگاران جوان/7 تیر 97

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/8

کنکور محک علمی است نه زندگی

تهران-ایرنا- کنکور؛ آزمون ملی نزدیک به پنجاه ساله ای است که برای سنجش و تعیین درجه علمی دانش آموزان تعبیه شد. سنگ محکی که با تغییر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور تغییر کرده و به آزمون سرنوشت ساز زندگی جوانان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار علمی ایرنا، پیش از این آزمون های سراسری برای ورود به دانشگاه ها و موسسه های علمی، خوشایند افراد علاقمند به تحصیل بود که می خواستند از این معبر، در برنامه های توسعه ای مشارکت داشته و سطح علمی خود را افزایش دهند و سایر افراد جامعه در مشاغل دیگر روزگار می گذراندند. 
گذر زمان و گرایش روز افزون مردم به ادامه تحصیل در کنار تغییر بافت استخدام و چینش سازمان های دولتی و غیر دولتی، مطالبه جامعه برای شرکت در کنکور و حضور در دانشگاه را افزایش داد تا آنکه امروز کمتر خانواده ای می توان یافت که دغدغه موفقیت دلبند خود در کنکور را نداشته باشد و فرزندی نیست که کنکور را سازنده سرنوشت نبیند.
بر همین اساس، هر ساله تصور قبول شدن یا نشدن در این آزمون، استرس زا، هزینه بر و در پاره ای موارد به اختلالات روحی روانی و گاه خودزنی کشیده می شود. موضوعی که خبرنگار علمی ایرنا را بر آن داشت تا در تحلیل و بررسی این موضوع، با «سید حسن موسوی چلک» مددکار اجتماعی و رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت و گو کند. 
این کارشناس، اصلاح نگرش و ذهنیت نسبت به کنکور را بهترین راهکار کاهش استرس و تغییر موضع نسبت به آن عنوان کرد که با همراهی فرد داوطلب و حمایت های خانواده و رسانه ها امکان پذیر خواهد بود. 

**راه های رسیدن به سرنوشت مطلوب، بسیار است
365 روز تست زدن، خواندن و مرور کردن، با نیم روز آزمون خاتمه می یابد و داوطلب از تمامی دغدغه ها فارغ می شود. از روزهایی که دنیای اطراف را چهارگزینه ای می دیده و تمام رویای خود را در قبول شدن در یک رشته چشمگیر. 
حال آن که کنکور جاده صاف کن سرنوشت نیست و از مسیرهای هموارتر و ساده تری هم می توان به سرنوشت مطلوب رسید. موضوعی که موسوی چلک در گفت و گو با ایرنا به آن اشاره کرد و گفت: برای بسیاری از دانش‌آموزان، کنکور نخستین عرصه جدی زندگی محسوب می‌شود. کارزاری سرنوشت ساز که در آن کمر همت برای رقابت با تعداد بیشماری از همسالان بسته اند و در اثبات خود، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. 
به بیان موسوی چلک، دانش آموزانی که این عرصه را سرنوشت ساز می بینند، در صورتی که نتیجه آزمون چیزی نباشد که انتظار دارند، نگران هزاران برچسبی می شوند که احتمال برخورد ترکش های آن از سوی اطرافیان می رود؛ بنابراین شرایط استرس و اضطراب، فشارهای بسیاری بر آنان تحمیل می کند. بر همین مبنا، باید این تصور که شرکت درکنکور و قبول شدن در دانشگاه معتبر، آینده و اعتبار بهتری رقم می زند از میان برود. 
این مددکار اجتماعی افزود: داوطلبان باید بدانند که قبول نشدن در کنکور، پایان زندگی نیست و اگر بنا بر قبولی همه افراد بود، دیگر چه نیازی به برگزار کردن آزمون بود. پس نباید خود را با دیگران مقایسه کنند و غیرمنصفانه است که بر اساس یک عدد خود را قضاوت کنند بلکه باید به توانایی های دیگر خود که هیچ ربطی به کنکور ندارد بیاندیشند. 

**اصلاح نگرش به کنکور در سایه حمایت داوطلب و اطرافیان
به یقین ایجاد فضای عاری از استرس و دلهره بسترساز رشد و نمو بهینه است و غنچه های زندگی در آن به بار شکوفایی می نشینند. در مورد آزمونی همانند کنکور هم ایجاد فضایی امن و فارغ از هر نگاه و توصیه های تکراری، می تواند زمینه های اصلاح نگرش و ذهنیت نسبت به کنکور را تغییر دهد تا داوطلبان، آن را محکی برای برآوردسنجی علمی ببینند نه مقیاسی برای داشتن توانایی یا ناتوانی. موضوعی که موسوی چلک درباره آن گفت: با توجه به نزدیک شدن به مقطع زمانی کنکور، سه گروه نقش تعیین کننده ای در ایجاد آرامش بیشتر برای متقاضیان شرکت در آزمون های ورودی دانشگاه ها دارند.
به بیان وی،گروه نخست، خود دانش آموزان هستندکه باید واقع بین باشند و بدانند این عرصه، پایان همه زندگی آنان نیست بلکه فقط یک آزمون است و قرار نیست همه کسانی که شرکت می کنند الزاما پذیرفته شوند. با این تعریف، خود بیش از هر کس دیگری میتوانند به خود کمک کنند تا آن آرامش لازم برای شرکت در کنکور را بدست بیاورند. 
«گروه دیگر خانواده و اطرافیان هستند که می توانند بر بار استرس بکاهند یا بیافزایند. تجربه نشان داده که بسیاری از این استرس هایی که وارد می شود توسط خانواده و با رفتارهای تصنعی و غیر واقعی آنان صورت می گیرد و فضا را ملتهب می کنند. در این مورد، ضرورت آگاهی بخشی به خانواده ها از سوی مشاوران دوچندان است. »
موسوی چلک، رسانه ها را از دیگر گروه های موثر در ایجاد آرامش برای داوطلبان کنکوری عنوان کرد و گفت: برزگنمایی از کنکور سراسری در سریال ها و برنامه های رسانه ها، به نوعی به ترس فرزندان از کنکور دامن می زند و تداعی کننده این مساله است که اگر قبول نشدید دنیا به آخر می رسد. بر همین اساس، رسانه به دلیل داشتن مخاطبان میلیونی، ابزارهای لازم و فراگیری اثربخشی بسیاری در تغییر دهنیت ها به کنکور سراسری و در نتیجه کاهش بار استرس داوطلبان دارد. 
در آخر می توان گفت آنچه داوطب کنکوری در این روزهای پایانی بیش از همه نیاز دارد، آرامش خاطر است تا بر اضطراب کنکور غلبه کند و سربلند از صندلی آن برخیزد. این که بداند کنکور آینده شغلی را ضمانت نمی‌کند، موضوعی که با اندک تمرکز در میان دوستان و آشنایان فارغ التحصیل دانشگاه می تواند دریابد. باید بداند که به عنوان یک جوان توانایی بسیاری دارد که می تواند در مسیرهای مختلف دیگر آن را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند.
تازه ترین دوره این آزمون سراسری روزهای 7 و 8 تیرماه (پنجشنبه و جمعه پیشرو) با شرکت یک میلیون و 11 هزار و 825 نفر برگزار می شود؛ از این تعداد، 599 هزار و 313 نفر زن و 412 هزار و 512 نفر مرد هستند و به عبارت دیگر 59.23 درصد داوطلبان زن و 40.77 درصد مرد هستند. 
علمی**9294**1440

انتهای پیام /* خبرگزاری ایرنا/6 تیر 1397





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/7

هزارتوی بی‌نتیجه ‌مبارزه با مواد‌مخدر

کارشناسان در گفت‌وگو با همشهری از اولویت‌های مبارزه، پیشگیری و درمان اعتیاد در کشور می‌گویند

گزارش
هزارتوی بی‌نتیجه ‌مبارزه با مواد‌مخدر

مهدیه تقوی راد |خبرنگار:

امروز، روز جهانی مبارزه با مواد‌مخدر است. یکی از شعارهای اجتماعی و فرهنگی که از ابتدای انقلاب اسلامی مسئولان کشور در سطوح مختلف همیشه بر آن تأکید داشته‌اند؛ مبارزه با مواد‌مخدر و پیشگیری از آن بوده است. کسانی که دهه 60و سریال‌های آن روزها را به یاد دارند حتما سریال «آینه عبرت» را از یاد نبرده‌اند؛ سریالی که برای نخستین بار به‌صورت بی‌پرده اعتیاد را در تلویزیون به نمایش گذاشت. از آن روزها حالا سال‌ها گذشته است و همچنان هم مبارزه با مواد‌مخدر و پیشگیری از اعتیاد یکی از اولویت‌های اجتماعی کشور به‌شمار می‌رود و در این راه در طول 40سال گذشته بیش از 4هزار نفر شهید و 12هزار نفر مجروح شده‌اند. اما در این بین سؤال اصلی این است که چقدر در مبارزه با مواد‌مخدر موفق بوده‌ایم؟ براساس آمار رسمی ستاد مبارزه با مواد‌مخدر در طول 3 دهه گذشته همیشه بر جمعیت معتادان کشور افزوده شده و هم‌اکنون نیز 2میلیون و 800هزار معتاد در کشور زندگی می‌کنند. علاوه براین اشاره به این نکته ضروری است که در طول چند دهه گذشته بارها قوانین متعددی در راستای مبارزه با مواد‌مخدر تصویب یا اصلاح شده که نشان‌دهنده دیدگاه‌های مختلف در حوزه مبارزه با مواد‌مخدر است. در دوره‌ای سیاستگذاری در این حوزه بیشتر بر مجازات‌های بازدارنده و اعدام قاچاقچیان مواد‌مخدر استوار بوده است و دوره‌ای دیگر بر فرهنگسازی و.... اما با همه اینها همچنان باید گفت که مبارزه با مواد‌مخدر یکی از اولویت‌های اصلی در مباحث آسیب‌های اجتماعی در کشور است تا جایی که در جلسات بررسی وضعیت آسیب‌های اجتماعی که با حضور مقامات عالی کشور و در حضور مقام معظم رهبری هم تشکیل می‌شود؛ بارها بر کنترل و ریشه کنی آن تأکید شده است و به دستور رهبر معظم انقلاب مبارزه با مواد‌مخدر جزو 5اولویت نخست حل آسیب‌های اجتماعی درنظر گرفته شده است. همزمان با روز جهانی مبارزه با مواد‌مخدر، در گفت‌وگو با کارشناسان به بررسی دلایل عدم‌موفقیت در پیشگیری از اعتیاد با وجود تلاش در این راه پرداخته‌ایم.

حمایت‌های اجتماعی از معتادان مغفول مانده



رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه ما درخصوص مبارزه با مواد‌مخدر در دهه‌های گذشته کم کار نکرده‌ایم اما حجم مشکلات در این حوزه بسیار زیاد است، گفت:‌ طی 10سال گذشته حجم تولید تریاک در افغانستان 200تن در سال بوده و براساس برآورد سازمان ملل حجم تولید تریاک در این کشور در سال‌جاری 9هزار تن خواهد بود و توجه داشته باشید که این کشور با ایران مرزهای بسیار طولانی دارد. فرید براتی سده با اشاره به اینکه در هیچ کشور دنیا همانند کشور ما 7هزار مرکز درمان سرپایی مواد‌مخدر و 2هزار کمپ ترک اعتیاد وجود ندارد، گفت: ما باید سیاستگذاری‌های کلان روشن و شفاف در مقابل مصرف‌کننده،  معتاد و... داشته باشیم اما به‌رغم سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در این‌باره در این خصوص کاری نکرده‌ایم و هنوز هم قانون مبارزه با مواد‌مخدر کشورمان ابهامات زیادی دارد. مثلا از یک طرف می‌گوییم معتادان برای درمان اعتیادشان به مراکز درمان مراجعه کنند از طرف دیگر اعلام می‌کنیم اگر معتادی در ملأ عام باشد دستگیر می‌شود که این تناقض باید یک جایی حل و فصل شود. به گفته او افزایش اعتیاد در همه جای دنیا وجود دارد و درمان اعتیاد سخت است برای همین می‌گوییم پیشگیری مقدم بر درمان اعتیاد است. وی گفت: «باید کاری کنیم تا فردی به سمت اعتیاد نرود چرا که درصورت معتاد شدن برگشت آن فرد به سلامتی بسیار مشکل است.» براتی سده با اشاره به نقایصی که در مراکز درمان اعتیاد وجود دارد و باعث می‌شود افراد معتاد بعد از درمان باز به مصرف برگردند، گفت:‌ اصلی‌ترین نقصی که باعث می‌شود بعد از درمان در مراکز سرپایی و اقامتی فرد دوباره معتاد شود این است که بازتوانی روانی اجتماعی در این مراکز مغفول مانده است. در کمپ، بعد از آن و بعد از گرفتن دارو باید روانشناس و مددکار همراه و در کنار فرد معتاد باشد و راه‌های بازگشت دوباره اعتیاد به او آموزش داده شود و به خانواده وی نیز نحوه برخورد با فرد بهبودیافته را آموزش دهند. اما ما در کشورمان به‌رغم مقابله با مواد‌مخدر، حمایت از خانواده فرد معتاد، اشتغال فرد بهبود یافته و سایر حمایت‌های اجتماعی را درنظر نداریم و فقط به موضوع کمپ و درمان پرداخته‌ایم و طبیعی است که بعد از ترک، دوباره افراد به سمت اعتیاد کشیده شوند، در این شرایط چگونه انتظار داریم آمار معتادان در کشور پایین بیاید.» وی با اشاره به پروتکل درمان با متادون در وزارت بهداشت نیز گفت: در همه جای دنیا یکی از بخش‌های مهم متادون درمانی حضور روانشناس و مددکار با فرد متادون گیرنده است تا هم این ماده را درست مصرف کند و هم در زندگی با متادون به سمت زندگی سالم‌تر برود اما در پروتکل وزارت بهداشت تنها دو صفحه به این موضوع اختصاص داده شده که براساس آن اگر مراکز درمانی تمایل داشتند می‌توانند از مددکار و روانشناس استفاده کنند و الزامی به حضور این افراد در مراکز متادون درمانی نیست؛ ضمن اینکه این پروتکل از 16سال قبل تا‌کنون تغییری نداشته است.

برنامه‌های ما در حوزه درمان و پیشگیری اعتیاد فراگیر نبوده است



رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به اینکه مواد‌مخدر در دنیا گردش مالی خوبی دارد، گفت: مافیای مواد‌مخدر برای کسب این سود هنگفت هیچگاه از کنار این موضوع به آسانی نمی‌گذرد. سیدحسن موسوی چلک در گفت‌وگو با همشهری گفت: همسایه بودن کشورمان با دو قطب مهم تولید مواد‌مخدر و ارزان بودن ترانزیت مواد‌مخدر از مرزهای کشورمان برای انتقال به سایر کشورها باعث شده تا باوجود هزینه‌های بسیار نیروی انسانی، اقتصادی و... نتوانیم پیشگیری‌های لازم را داشته باشیم. البته چند هزار شهید در راه مبارزه با مواد‌مخدر نشان‌دهنده این موضوع است که ما در کشورمان برای مقابله با قاچاق مواد‌مخدر و روانگردان کوتاهی نداشته‌ایم و هزینه‌های زیادی را به این امر اختصاص داده‌ایم.»

او با بیان اینکه قاچاق مواد‌مخدر و افزایش اعتیاد در کشور مسئله امنیت کشور و خانواده‌های ایرانی را تحت‌الشعاع قرار داده است، می‌گوید: «براساس آمارها بیشترین فراوانی طلاق‌ها در کشورمان و همچنین بخشی از آسیب‌های اجتماعی دیگر به مواد‌مخدر وابسته است.» رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با بیان اینکه در سال‌های اخیر مواد‌مخدر از سنتی به صنعتی تغییر پیدا کرده است، یادآور شد: در مواد‌مخدر صنعتی در یک فضای کوچک قابل تهیه است و احتیاج ندارد تا از آن طرف مرزها وارد کشورمان شود، مصرف و حمل آن آسان‌تر شده و عوارض ظاهری کمتری دارد و همین موضوع نیز به افزایش تعداد معتادان در کشور دامن زده است.»

به گفته چلک، ایران بیشتر از آنکه در موضوع پیشگیری از اعتیاد کار کرده باشد تمرکز اصلی خود را روی مقابله با موادمخدر گذاشته است.

وی ادامه داد: «الان سند جامع پیشگیری از اعتیاد را داریم اما چقدر برای آن منابع پیش‌بینی شده است. ما در کشورمان به پیشگیری چندان اعتقادی نداریم درحالی‌که می‌توانیم از ظرفیت‌های مدارس، دانشگاه‌ها و محیط‌های آموزشی کوچک بهره بگیریم که کمتر تاکنون به آن پرداخته‌ایم.»

موسوی چلک با بیان اینکه برنامه‌های ما در حوزه درمان و پیشگیری فراگیر نبوده و جامعیت نداشته است، گفت:‌ «متأسفانه اثر بخشی برنامه‌های مقابله و مبارزه با اعتیاد سنجیده نمی‌شود. نباید انتظار داشته باشیم با برگزاری 2ساعت کلاس آموزش پیشگیری در این راه موفق باشیم. این کلاس‌ها باید برای مخاطبان مختلف در گروه‌های سنی متنوع جذابیت داشته باشد و محتوای آن برای افراد قابل فهم باشد و به تغییر نگرش و کنش مردم در این زمینه کمک کند. اما اگر به موضوع مواد‌مخدر به‌صورت جزیره‌ای نگاه شود، محکوم به شکست است.»

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با بیان اینکه اگر جامعه دارای نشاط و مهربانی اجتماعی باشد افراد، کمتر جذب اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی دیگر می‌شوند، افزود:‌ «مافیای مواد‌مخدر دو دهه جلوتر از برنامه‌های ما کار می‌کند و برنامه‌های فعلی ما نمی‌تواند کارآمدی لازم را در مقابل آنها داشته باشد مگر اینکه رویکرد آینده نگری داشته باشیم. این در حالی است که در چهل سال گذشته تلاش‌ها اغلب در موضوع مواد‌مخدر کارهای انتظامی، امنیتی و قضایی بوده و تنها در چند سال اخیر به مسئله اجتماعی مواد‌مخدر توجه شده است. حوزه مواد‌مخدر پیچیده‌تر از چیزی است که ما از آن شناخت داریم و پولشویی در مواد‌مخدر از مهم‌ترین منابع درآمدی در این حوزه است. پایین آمدن سن اعتیاد به مواد‌مخدر، وابستگی به این مواد را بیشتر و تأثیر‌گذاری و طول مدت مداخلات درمانی را بیشتر کرده است.»

او درخصوص ترک اعتیاد و موفقیت در این مسیر هم یادآور شد: تعداد زیادی از افرادی که در حوزه مواد‌مخدر فعالیت می‌کنند اعتقاد دارند که نمی‌توان به ترک واقعی رسید درحالی‌که در دنیا ترک واقعی اعتیاد استراتژی اول نیست بلکه کاهش آسیب به‌عنوان نخستین استراتژی در موضوع مواد‌مخدر مطرح است. به گفته موسوی چلک ما در کشورمان باید همه ظرفیت‌ها را به سمت پیشگیری اجتماعی ببریم، چرا که اعتیاد یک اختلال ناشناخته و پیچیده است و به همین دلیل هیچ کشوری در درمان قطعی اعتیاد موفق نبوده و به‌طور مقطعی آن را کنترل کرده است. مقابله با اعتیاد نیز در هیچ کدام از کشورهای دنیا به‌طور صددرصد موفق نبوده چرا که مواد‌مخدر سومین اقتصاد پر سود دنیاست.

منبع: روزنامه همشهری/5 تیر 1397





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/7

رانندگان از سگ‌گردانی بپرهیزند

شناسه خبر: 137366سرویس:NGO، گوناگوندوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷, ۴۲ : ۱۷ : ۰۰
رانندگان از سگ‌گردانی بپرهیزند
فصل تابستان به‌دلیل تعطیلی مدارس برای بسیاری از خانواده‌ها وقت مناسبی برای سفر در حوزه درون و برون‌شهری است، هر چند این سفر لذت بخش می‌تواند برای برخی افراد با تصادف و اتفاقات ناخوشایند دیگر همراه باشد. در این میان نبود فرهنگ مناسب در رعایت اصول رانندگی باعث شده تا عوامل انسانی در بروز تصادفات بیشترین نقش را داشته باشد. مقایسه آمار تلفات تصادفات درون‌شهری و برون‌شهری کشور از سال ۹۰ تا ۹۵ نشان می‌دهد که حدود ۳۰‌درصد کل تلفات تصادفات ترافیکی، مربوط به تصادفات درون‌شهری است. معابر شهری به‌دلیل افزایش شهرنشینی و تعداد وسایل نقلیه، مستعد تصادفات ترافیکی هستند. تفاوت آمار تلفات تصادفات درون‌شهری و برون‌شهری، در نوع تلفات است.
۵۵آنلاین :

 زهرا سلیمانی

در شهرها کاربران آسیب‌پذیر راه مانند عابران پیاده، دوچرخه سواران و موتورسیکلت سواران بیشتر در معرض خطر هستند.اگرچه سرعت حرکت وسایل نقلیه در شهرها کمتر است، اما امکان مرگ کاربران راه پس از وقوع تصادف بیشتر است، زیرا احتمال درگیر شدن کاربران آسیب‌پذیر راه در تصادف بیشتر است. ایمنی معابر شهری بر عهده سازمان‌های متولی راه‌های درون‌شهری است. با بررسی عوامل بروز تصادفات درون و برون‌شهری باید تاکید کرد که عوامل انسانی در بروز تصادفات نقش دارد. به شکلی که در برخی آمارها میزان عوامل انسانی در بروز تصادفات 70 تا 84‌درصد مطرح کرده‌اند. در این بین سگ گردانی، رانندگی در حالت مستی، انجام حرکات مارپیچ، نمایشی و سرعت غیرمجاز نیز از دیگر عوامل منجر به تصادفات است.

عابران و موتورسیکلت‌سوار‌ان بیشترین جانباختگان درشهرها

رئیس پلیس راهور ناجا گفت: پلیس با کاهش سرعت در تمام بزرگراه‌های کشور مخالف است. تقی مهری اظهار کرد: سه عامل اصلی خودرو، جاده و راننده در تصادفات نقش دارد. او افزود: سه‌هزار و ۴۰۰ نقطه حادثه‌خیز در جاده‌های برون‌شهری و دو‌هزار نقطه هم در شهر وجود دارد که بر اساس قانون باید تا برنامه چهارم توسعه رفع می‌شدند که این کار به دلایل مختلف از جمله کمبود اعتبارات انجام نشده است. مهری درباره درخواست وزارت راه در مورد کاهش سرعت در بزرگراه‌ها گفت: پلیس با کاهش سرعت در تمام بزرگراه‌های کشور مخالف است، اما شاید نیاز باشد سرعت به‌صورت محلی و در بعضی جاده‌ها و حاشیه شهر‌ها کاهش پیدا کند که نیاز به کار کارشناسی دارد. رئیس پلیس راهور ناجا تصریح کرد: بر اساس آمار، ۸۰‌درصد جانباختگان در شهر‌ها عابران پیاده و موتورسیکلت سوار‌ان هستند که باید نسبت به تعیین معابر ویژه برای عابران پیاده تصمیمی اتخاذ شود. مهری ادامه داد: ۷۳‌درصد جانباختگان در دو‌ماهه نخست سال مربوط به جاده‌های شهری است و ۴۲‌درصد تصادفات منجر به فوت نیز مربوط به عابران پیاده و موتورسیکلت سوار‌ان بوده است. او تاکید کرد: در حال حاضر موتورسیکلت‌های کاربراتوری پلاک‌گذاری نمی‌شوند. رئیس پلیس راهور ناجا گفت: پلیس راهور با افرادی که در حین رانندگی اقدام به حمل سگ یا حیوانات دیگر می‌کنند یا با حالت مستی رانندگی می‌کنند یا حرکات غیرمتعارف دارند، برخورد می‌کند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، او با بیان اینکه ۲۰‌درصد تصادفات در سال گذشته در نقاط حادثه خیز رخ داده است، گفت: ۴۵‌درصد تصادفات از نوع واژگونی خودرو بوده است که بیشتر تصادفات در استان‌های سمنان، خراسان رضوی و اصفهان مربوط به واژگونی بوده است.

تاثیرات روانی تصادفات جبران ناپذیر است

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره رعایت فرهنگ و اصولی رانندگی در کشور از سوی رانندگان به خبرنگار «آرمان» می‌گوید: سفرهای فراوان درون و برون‌شهری احتمال وقوع حوادث را افزایش می‌دهد. هرچند در بروز تصادفات با نارسایی متعدد مواجه هستیم. برای مثال اغلب خودروها در حال تردد در کشور از ایمنی لازم برخوردار نیستند. سید حسن موسوی چلک با بیان اینکه برخی رانندگان آموزش لازم را برای رعایت اصول رانندگی ندیده‌اند، می‌افزاید: با بررسی تحلیل‌ها در بین عوامل در حوزه تصادفات باید گفت که جاده، ایمنی جاده، ایمنی خودرو و نیروی انسانی در بروز تصادفات دخیل هستند. در این میان عامل انسانی در بروز تصادفات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در حالی که تاکنون برای مدیریت ترافیک فرهنگ‌سازی انجام نشده است. به‌گفته او تاکنون فرهنگ رانندگی مناسب نهادینه نشده است. برای مثال همگان می‌دانند در زمان رانندگی نباید با تلفن همراه صحبت کنند، اما این مساله چندان برای افراد درونی نشده است. همچنین تمامی رانندگان می‌دانند که رانندگی در حالت خواب‌آلودگی منجر به بروز تصادفات می‌شود، اما همچنان شاهد رانندگی در حالت خواب‌آلودگی و بروز تصادفات به‌دلیل این قصور هستیم. این اقدام در رانندگی مصداق بارز این ضرب‌المثل است که بسیاری از افراد مرگ را فقط برای همسایه می‌داند نه خود. در حالی که در رانندگی هر لحظه خطر در کمین است. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با بیان اینکه باید فرهنگ مدارا در رانندگی را ارتقا داد، می‌افزاید: اگر گذشت و صبر در رانندگی لحاظ شود، می‌توان میزان تصادفات را کاهش داد. به‌گفته او با تقویت روحیه مدارا، سازگاری و گذشت می‌توان میزان تصادفات ناشی از تصادفات را کاهش داد. موسوی چلک با بیان اینکه ایرانیان در زندگی عادی تعارف می‌کنند، اما در رانندگی به یکدیگر رحم نمی‌کنند، تاکید می‌کند: این رفتار مستلزم توجه و تغییر الگو در حوزه رانندگی است. به‌گفته او می‌توان از تمامی ظرفیت‌ها برای توسعه و ترویج فرهنگ رانندگی استفاده کرد. در این زمینه اقدامات صرف از سوی پلیس امکانپذیر نیست، بلکه این آموزش نیازمند توجه افراد و بهره‌برداری از ظرفیت‌های مختلف همچون مهدکودک، دانشگاه، تشکل‌ها و سازمان‌های مردم نهاد است تا بتوان از این حوزه استفاده کرد. موسوی چلک می‌گوید: با شناسایی ظرفیت‌های موجود می‌توان آموزش‌های مناسب ارائه کرد. باید توجه داشت با یک اقدام کوتاه‌مدت تغییر در فرهنگ رانندگی اعمال نمی‌شود، بلکه صرف زمان و اقدامات متعدد تغییر رفتار را در افراد به‌دنبال دارد. به‌گفته او اگر آموزش‌های ما تغییر نگرش و افزایش دانش را به‌دنبال نداشته باشد، نباید انتظار تغییر رفتار در بین افراد را داشت. بنده بر این باور هستیم که استمرار در بیان اولویت‌ها به‌ویژه در حوزه رانندگی و کیفیت مناسب در ارائه اطلاعات می‌تواند میزان تصادفات را کاهش داده و افراد کمتر دچار معلولیت و مصدومیت شوند. او درباره اقدامات فرهنگی که تاکنون برای ارتقای وضعیت رانندگی اعمال شده است، می‌گوید: برای مثال در سال‌های اخیر بستن کمربند یکی از اقدامات فرهنگی در ارتقای وضعیت رانندگی در کشور بود. ظرفیت‌های فراوان برای بسترسازی آموزشی وجود دارد، این موضوع باید به یک دغدغه برای همگان تبدیل شود. موسوی چلک تاکید می‌کند: هر تصادف پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... به‌دنبال دارد. برای مثال کودکی که در تصادف پدرش را از دست می‌دهد یا فردی که بر اثر تصادف معلول می‌شود، برای همیشه از تصادف متضرر است. تاکنون تاثیرات روانی و اجتماعی تصادفات در مدیریت ترافیک مغفول مانده است.

وضعیت تصادفات در سال 96

در سال 1396، 16‌هزار و 201 نفر در حوادث رانندگی ترافیكی كشته شده‌اند، این تعداد نسبت به سال 95 ، 7/1‌درصد افزایش یافته است. بیشترین كاهش تصادفات در سال 96 مربوط به فروردین با 8/12‌درصد و بیشترین افزایش مربوط به بهمن با 2/19درصد بوده است. همچنین علت اصلی مرگ 46‌درصد از افراد ضربه به سر، 4/26‌درصد شكستگی‌های متعدد، هشت ‌درصد به‌دلیل خونریزی و 9/13‌درصد به‌دلیل علل اشتراكی (موارد دارای بیش از یك علت)، هشت دهم‌درصد سوختگی، سه دهم‌درصد نرسیدن اکسیژن، 6/4‌درصد سایر موارد بوده است.

کمبع اصلی: روزنامه آرمان/4 تیر 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/5

اعلام وصول تشکیل «سازمان نظام مددکاری اجتماعی ایران» در مجلس

موسوی چلك

طرح قانونی تشکیل «سازمان نظام مددکاری اجتماعی ایران» در ۶۰ سالگی تاسیس علمی این رشته، امروز در مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شد.

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به علت پیگیری تشکیل «سازمان نظام مددکاری اجتماعی»  از سوی انجمن مددکاری اجتماعی گفت: تصویب و تشکیل این سازمان کمک می‌کند تا باری از روی دوش دولت برداشته شود و کارهای مربوط به حوزه مددکاری اجتماعی براساس قانونی که تصویب خواهد شد به این سازمان واگذار شود. از سوی دیگر استفاده بیشتر از ظرفیت مددکاران اجتماعی برای تایید صلاحیت حرفه‌ای، نظارت بر فعالیت مددکاران اجتماعی، آموزش و ارتقای سطح مددکاران اجتماعی، ایفای نقش در عرصه سیاست‌گذاری در حوزه‌های مختلف از جمله آسیب‌های اجتماعی، مواد مخدر، زنان و کودکان، سلامت اجتماعی و موضوعات مختلف حوزه مدیریت اجتماعی  از دیگر پیامدهای تشکیل این سازمان خواهد بود.

وی در ادامه اظهار کرد: همانگونه که امروز نظام پزشکی، نظام پرستاری، نظام مهندسی، نظام روانشناسی و مشاوره و ... در کشور تشکیل شده است، چند سالی بود که دنبال تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی در ایران بودیم. این تقاضا را از نمایندگان مجلس داریم تا کمک کنند و کار صنف مددکاری اجتماعی به مددکاران اجتماعی واگذار شود تا کار این حوزه تخصصی تر پیگیری شود و از مددکاری اجتماعی حمایت صنفی شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با اشاره به اینکه  تشکیل این سازمان کمک می کند تا یک بازوی فکری برای بیش از ۲۰ دستگاه فعال در حوزه مددکاری اجتماعی ایجاد شود، اظهار کرد: از سوی دیگر این سازمان به ایفای نقش نظارتی، آموزشی و پژوهشی در این حوزه کمک می‌کند تا  سازمانی غیردولتی، غیر سیاسی و غیرانتفاعی تشکیل شود.

موسوی چلک با بیان اینکه این طرح از سوی سلمان خدادادی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس مطرح شده است، افزود: انتظار ما این است که با توجه به سیاست‌های کلان کشور در واگذاری امور به مردم، همانظور که در اصناف این اتفاق افتاده است در این حوزه نیز این کار انجام شود. سازمان نظام مددکاری اجتماعی می‌تواند نقش ناظر را برای حوزه اجتماعی ایفا کند. همانطور که ناظر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی اتاق بازرگانی است، سازمان نظام مددکاری اجتماعی هم می تواند در حوزه اجتماعی این نوع نقش‌ها را در کشور ایفا کند. انتظار داریم نمایندگان در این بخش نیز همکاری کنند تا در مجلس سازمان نظام مددکاری اجتماعی تصویب و تبدیل به قانون شود و سلامت اجتماعی در کشور ارتقاء پیدا کند. 

انتهای پیام/ایسنا/5 تیر ماه 1397





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/5

واکنشی به آمار اعلامی افزایش «ازدواج» و توقف رشد «طلاق»

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی نسبت به اظهارات رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور درباره رشد ۶ درصدی ازدواج در دوماهه نخست امسال واکنش نشان داد.

به گزارش ایسنا، در حالی که رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور چندی پیش از توقف رشد فزاینده طلاق در کشور خبر داده و اعلام کرده بود  رشد 6 درصدی طلاق به یک درصد کاهش یافته  و در عین حال میزان ازدواج در کشور نیز در دوماهه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال قبل افزایشی 6 درصدی داشته است، سید حسن موسوی چلک در گفت‌و گو با ایسنا، با بیان اینکه در ایران بر اساس قانون، مرجع رسمی اعلام میزان ازدواج و طلاق سازمان ثبت احوال است، گفت:  اما هر سال سازمان ثبت اسناد  هم به عنوان مرجعی برای ثبت ازدواج و طلاق،  آماری در این مورد اعلام می‌کند با این وجود با مقایسه آمار مربوط به دو ماه نخست امسال نمی‌توان قضاوت کاملی از میزان ازدواج و طلاق در کشور داشته باشیم.

وی در ادامه با اشاره به اینکه در دو ماه نخست امسال مناسبت‌هایی نظیر عید  نوروز را داشتیم، افزود: این مناسبت ها  باعث می‌شود تا در آن‌ها شاهد میزان بیشتری از ازدواج باشیم. همچنین در ماه رمضان نه به صورت مطلق اما طلاق کمتری دیده می‌شود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی در ادامه تصریح کرد: در پاسخ به این سوال که آیا آمار دو ماهه می‌تواند تصویر صحیحی از وضعیت ازدواج و طلاق در کشور را نشان دهد؟، باید گفت اینطور نیست و این آمار نمی‌تواند مبنا باشد چرا که در برخی ایام سال مثل مناسبت ها و جشنها میزان ازدواج افزایش مییابد، حتی اگر این طور نباشد آمار دو ماه نمیتواند معیار ارزیابی این پدیده در کشور باشد. 

موسوی چلک اظهار افزود: باید اجازه دهیم تا در بازه‌های  ۶ ماهه یا ۹ ماهه تحلیل‌ها ارائه شود، اگرچه این بازه زمانی هم نمی‌تواند آمار دقیقی برای قضاوت باشد اما کاهش طلاق و افزایش ازدواج یکی از خواستههای ما و باعث امیدواری خواهد بود.

منبع: ایسنا/4 خرداد 97





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/4
وزنامه ایران
1397/04/02

آسیب‌های اجتماعی با مسائل امنیتی گره خورده است

یاسمن صادق شیرازی
روزنامه نگار
 زنگ خطر آسیب‌های اجتماعی در کشور به صدا درآمده است. این آسیب‌ها، از مرزهای هشدار هم گذشته و به چالشی جدی در حوزه مسائل اجتماعی تبدیل شده است. گزارش‌هایی که هرازگاهی از سوی برخی از مسئولان و رسانه‌ها منتشر می‌شود، نشان می‌دهد، روند اعتیاد، طلاق، انواع بزهکاری، حاشیه نشینی، زنان خیابانی و خشونت‌های خانگی، اعم از کودک آزاری ، همسر آزاری و... در چند سال گذشته روند روبه رشدی را در پیش گرفته است. با این حال، هنوز هیچ آمار رسمی و قابل استنادی در این زمینه وجود ندارد. بطوری که، به اعتقاد آسیب شناسان اجتماعی و تحلیلگران مسائل اجتماعی، ما با نبود نظام رصد آسیب‌های اجتماعی مواجه هستیم و اغلب آمارهای موجود، در این زمینه ناقص است. در عین حال، به نظر می‌رسد نگاه سیاسی و امنیتی موجب شده مسئولان از ارائه آمارهای دقیق در این حوزه پرهیز کنند. آنطور که رئیس انجمن مددکاری کشور، می‌گوید: «برخی از مسئولان به جای چاره اندیشی برای حل این معضل، با پاک کردن صورت مسأله تلاش می‌کنند تا وضعیت آسیب‌ها را از مردم کتمان کنند.»
سید حسن موسوی چلک، نگاه سیاسی امنیتی را موجب غفلت و عقب ماندن 20 ساله کشور از حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌داند. با او، درباره مباحث مطرح در حوزه آسیب‌های اجتماعی گفت‌و‌گویی انجام دادیم که می‌خوانید.

شما به عنوان کارشناسی که در حوزه مددکاری اجتماعی دارای تجربه و سابقه است، وضعیت کلی آسیب‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید و بفرمایید مسائل مربوط به آسیب‌های اجتماعی در یکسال اخیر چه تفاوت‌هایی نسبت به سال‌های گذشته دارد؟
واقعیت این است که ما در این 40سال در حوزه آسیب‌های اجتماعی فراز و فرود زیادی داشتیم که بخش عمده آن، به غفلت ازحوزه آسیب‌های اجتماعی برمی‌گردد. منظور از غفلت، این است که هیچکس در کشور، نمی‌خواست ما این شرایط را داشته باشیم اما به علت نگاه سیاسی و امنیتی نسبت به آسیب‌های اجتماعی به این وضعیت رسیدیم. بر همین اساس، ما در این سال‌ها پرداخت خوبی نسبت به آسیب‌های اجتماعی نداشتیم و بیش از آنکه به پیشگیری آسیب‌های اجتماعی توجه کنیم، سعی کردیم با برخورد‌های سلبی یا با قانون آسیب‌های اجتماعی را مدیریت کنیم. از آن طرف، نکته دیگری که به عقیده من بسیار محسوس و ملموس است، چرایی رسیدن به این وضعیت است.
بجز دلایلی که اعلام کردید، چه مسائلی باعث رسیدن به این وضعیت شد؟
یکی از مهم‌ترین دلایل دیگر، سیاستگذاری‌های کلان کشور است. به‌طوری که، امور اجتماعی در ایران به نسبت امور سیاسی و اقتصادی همیشه در حاشیه قرار گرفته است که این موضوع، باعث شده تا آنطور که باید به آسیب‌های اجتماعی نپردازیم. خوشبختانه، حدود 2سالی می‌شود که حالا خودِ رهبر معظم انقلاب به مسأله آسیب‌های اجتماعی ورود پیدا کرده و هر چند ماه یک بار جلسه‌ای با مسئولان برگزار می‌کند و به همین علت، شاهد آغاز حرکتی پویا در زمینه آسیب‌های اجتماعی هستیم. البته، رهبر معظم انقلاب هم بارها در این جلسات، اعلام کردند که ما حدود 20 سال در حوزه آسیب‌های اجتماعی عقب مانده‌ایم و به همین خاطر، باید تلاش بیشتری در این حوزه انجام شود. به همین خاطر، آنچه که امروز مشاهده می‌کنیم محصول دیروز و امروز و فردا نیست و حاصل سیاست‌های غلط ما در 4 دهه گذشته است. این وضعیت، حتی باعث شده تا کمتر کسی را امروز ببینیم که نسبت به آسیب‌های اجتماعی اظهار نگرانی نکند. به همین علت، در حال حاضر می‌توان با اطمینان گفت که هم‌اکنون، همه مسئولان و حتی رسانه‌ها و سازمان‌های مردم نهاد نسبت به آسیب‌ها دغدغه دارند.
اگر آسیب‌های اجتماعی دغدغه همه مسئولان کشور است، پس چرا برخی نسبت به این موضوع، محافظه کارانه برخورد می‌کنند؟
باید بپذیریم که آسیب اجتماعی با امنیت کشور، گره خورده است. چراکه این معضل، باعث لطمه به نیروی انسانی در کشور می‌شود. از طرف دیگر، مهم‌ترین مؤلفه توسعه هر کشور، نیروی انسانی سالم و کارآمد است که اگر تحت تأثیر آسیب‌های اجتماعی و جرائم قرار بگیرد، کشور باید هزینه زیادی بپردازد اما به‌طور کلی، در حال حاضر وضعیت آسیب‌های اجتماعی در کشور نسبت به گذشته محسوس و مشهودتر شده است. به این معنی که کسی نمی‌تواند آن را پنهان کند.
ببینید آمار‌های رسمی نشان می‌دهد، وضعیت آسیب‌های اجتماعی نسبت به سال‌های گذشته افزایش جدی داشته است، در همین زمینه، بفرمایید مهم‌ترین آسیب‌هایی که در حال حاضر جامعه با آن روبه‌رو است، چه مواردی هستند؟
آسیب‌های اجتماعی یک زنجیره است اما برخی ازمسائل مرتبط با آن، بیشتر خودش را نشان می‌دهند. در حال حاضر، مواد مخدر، طلاق، خشونت‌های خانگی مانند همسر و کودک آزاری و مفاسد اخلاقی و آسیب‌های ناشی از فضای مجازی مهم‌ترین آسیب‌هایی هستند که کشور درگیر آن است. گرچه طلاق به تنهایی آسیب اجتماعی نیست و عمل جایز مورد غضب، محسوب می شود اما دارای پیامدهای منفی متعددی است که باعث می‌شود تا در بحث آسیب اجتماعی گنجانده شود.
به طلاق اشاره کردید، در سال 96 ، اعلام شد که این معضل، نسبت به سال‌های قبل با رشد جدی روبه‌رو بوده است، به نظرتان، چه مسائلی باعث شد تا نسبت طلاق به ازدواج رکورد بزند؟
رکورد طلاق و کاهش جدی ازدواج را تأیید می‌کنم. براساس آمار، وضعیت ازدواج و طلاق سال ۹۰ تا ۹۶ نشان می‌دهد که فاصله بین ۹۶ تا ۹۰، ازدواج ۳۰ درصد تغییرات منفی داشته است. همچنین، فراوانی ازدواج‌ها نیز نشان می‌دهد که در سال ۹۵، ۸۷۴ هزار و ۷۹۲ فقره ازدواج در کشور ثبت شده که در سال ۹۶ این تعداد به ۶۰۸ هزار و ۹۷۷ فقره ازدواج کاهش یافته است؛ اینکه چه عواملی باعث شده تا به این وضعیت برسیم، باید گفت که مواد مخدر یکی از مهم‌ترین علل دادخواست‌های طلاق است اما اغلب دلایل زیادی دست به دست هم می‌دهند تا یک زوج برای طلاق اقدام کنند. به‌طوری که، نارضایتی از زندگی زناشویی، نبود مهارت‌های کافی برای زندگی، خشونت و اعتیاد از دلایلی هستند که باعث می‌شوند تا یک زوج قادر به ادامه زندگی مشترک نباشند.
آیا آمار دقیقی از آسیب‌های اجتماعی در شهرهای مختلف دارید و اینکه چه دلایلی باعث شده تا میزان آن آسیب در برخی از مناطق بالاتر باشد؟
اغلب آمارهای موجود، ریز و جزئی نیستند. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که با آن روبه‌رو هستیم نداشتنِ نظامی برای رصد آسیب‌های اجتماعی است. به همین علت، اغلب اطلاعات موجود، ناقص است. برای مثال، اطلاعات ما به این صورت است که چند نفر به مراکز ارائه کننده خدمات مراجعه کرده‌اند. در این شرایط، این سؤال مطرح می‌شود که آیا همه مردم به این خدمات دسترسی دارند؟ طبیعتاً پاسخ منفی است، بنابراین آمارهای موجود مبنای درستی برای برنامه‌ریزی‌های ما در استان‌ها نیست. بنابراین، داشتن یک نظام رصد می‌تواند باعث شود تا به‌طور مستمر وضعیت استان‌ها و علت بروز آسیب‌ها در آنجا بررسی شود. همچنین، باید این موضوع را بپذیریم در حوزه آسیب‌های اجتماعی واقعاً دسترسی به آمار واقعی کار دشواری است. به‌طور مثال، وقتی مردی همسرش را در خانه کتک می‌زند، هیچ وقت نسبت به ثبت آن اقدام نمی‌کند. در همین راستا، تعداد زیادی از آسیب‌های اجتماعی وجود دارند که مردم علاقه‌ای به ثبت آن ندارند، چراکه برای خانواده خوشایند نیست، تا مردم از آن باخبر شوند.
آیا سند اجتماعی کارآمد یا همان نظام رصد، باعث شده تا به این وضعیت برسیم؟ بفرمایید، چرا تلاشی از سوی دولت و حاکمیت، برای تدوین این سند برای کاهش آسیب‌های اجتماعی انجام نمی‌شود؟
در ماده 7 برنامه چهارم توسعه، به طرح جامع سند ملی کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی اشاره شده است. در آن زمان، من در مدیریت و برنامه کشور، بخش آسیب‌های برنامه چهارم را به شخصه پیگیری می‌کردم. بر اساس این ماده، 3 سند در این حوزه برای زنان سرپرست خانوار، اعتیاد و سند جامعه کنترل کاهش آسیب نوشته شد. حتی در سال 86 هم که من به بهزیستی برگشتم، ما یک سند جامع برای 27 استان در زمینه کنترل و کاهش آسیب اجتماعی تدوین کردیم. به همین خاطر، مشکلی در تدوین سند برای حوزه آسیب‌ها نداریم.
این سند‌ها اجرایی شدند؟
پس از این اقدامات، حتی سندهای دیگری نیز هر ساله توسط دستگاه‌های مختلف تدوین شد اما برخی از استان‌ها آن را اجرایی کردند. هرچند، به صورت کلی ما مشکلی برای نبود سند‌ها نداریم و مشکل اصلی کارآمد نبودن آنهاست. دلیل این موضوع هم به خاطر این است که افرادی که مسئولیت اجرای آنها را برعهده دارند، اعتقادی به آنها ندارند. بنابراین، مشکل اصلی به خاطر حوزه مدیریتِ اجرایی است. یعنی زمانی که می‌خواهیم برنامه‌ریزی کنیم و بودجه‌ها را توزیع کنیم کاری به این سند‌ها نداریم و به آنها بها نمی‌دهیم.
یعنی بودجه به اجرای سندها تخصیص داده نمی‌شود؟
بله، تخصیص داده می‌شود اما مشکل ما نبود بودجه هم نیست، بلکه مدیریت آن است. همین امسال، تنها در یک ردیف بودجه، 450 میلیارد تومان در اختیار شورای اجتماعی قرار گرفته است که این رقم علاوه بر آن پولی است که دستگاه‌های مختلف برای حوزه آسیب‌های اجتماعی دریافت می‌کنند. سال گذشته هم تقریباً دستگاه‌ها به همین میزان بودجه دریافت کردند اما آنچه که امروز مشاهده می‌کنیم، این است که در حوزه آسیب‌ها عقب مانده‌ایم. به‌طوری که، در برنامه‌ریزی برای حوزه آسیب‌های اجتماعی همیشه عقب‌تر از وضعیت فعلی هستیم. لذا، باید بگوییم، برنامه‌ریزی به معنای واقعی در کشور برای مدیریت آسیب‌های اجتماعی وجود ندارد.
چرا همیشه، در این حوزه عقب هستیم؟
به خاطر آنکه  مردم و مسئولان دغدغه حوزه اجتماعی ندارند و دوم، اینکه عمدتاً مدیران اجتماعی ما افرادی با دانش غیراجتماعی هستند. ما سال‌هاست که فکر می‌کنیم کار کردن در حوزه اجتماعی راحت است و خروارها پول را در یک چاه بزرگ رها می‌کنیم و منتظر نتیجه آن، می‌مانیم.
شما چه راهکاری برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌کنید؟
به عقیده من، ما همه باید به این باور برسیم که آسیب‌های اجتماعی آینده ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نکته دیگر اینکه، باید بدانیم، آسیب‌های اجتماعی را یک‌شبه نمی‌توان کنترل کرد. چراکه، در گام اول، کاهش آسیب مبنای کار ما نیست و ابتدا باید روند آسیب کنترل شود. به همین علت، همه به این باور برسند و مدیریت اجتماعی ایران، باید دست کسانی باشد که مدیریت اجتماعی داشته باشند و بتوانند در این حوزه کار کنند. همچنین در سال 80 هم پایگاهی برای داده‌های اجتماعی تأسیس شد که اطلاعات آسیب‌های اجتماعی را جمع‌آوری و براساس آنها تحلیل می‌کند. به‌طور کلی، در حال حاضر، سامانه‌های زیادی برای تحلیل آسیب‌های اجتماعی وجود دارند اما هیچ کدام کارآمد نیستند و یکی دیگر از پیشنهادهای موجود، برای کاهش روند این معضل تغییر در ساختار این سامانه‌ها است.
مشکل اغلب سامانه‌ها چیست؟
مشکل تمام این سامانه‌ها این است که به روز نیستند. اغلب دستگاه‌های کشور آمارها را خودشان به دست نمی‌آورند و از آمارهای دستگاه‌های دیگر استفاده می‌کنند. در نهایت، ما با آمارهای متفاوت روبه‌رو می‌شویم. یکی دیگر از مشکلات این است که دستگاه‌های مختلف، تعریف یکسانی از آسیب‌های اجتماعی ندارند. به‌طوری که، پلیس تعریف خاص خود را دارد، بهزیستی، نگاه خاص خود را به آسیب‌ها دارد و... در برنامه ششم توسعه هم گفته شده که باید یک نظام رصد در آسیب‌های اجتماعی وجود داشته باشد تا روند و آمارها را در اختیار سیاستگذاران قرار دهد و هم بومی باشند. به‌طور مثال، اگر آسیبی در یک شهرستان از میانگین استان بیشتر می‌شود، طبیعتاً باید توجه بیشتری به این آسیب اجتماعی شود. گاهی حتی مشادهده می‌کنیم، میزان یک آسیب حتی از میانگین کشوری هم بیشتر است.
می توانید مثال بزنید؟
بله. براساس میانگین کشوری به اندازه هر 3 ازدواج یک طلاق صورت می‌گیرد که این میزان در استان تهران 3 و نیم است. نظام رصد این کمک را می‌کند که بدانیم، باید روی چه مسائلی تمرکز کنیم و در هر استان چه برخوردی داشته باشیم. یعنی اگر آمار معتادان در یک منطقه بالا است، طبیعتاً، باید مراکز بیشتری در آنجا تأسیس شود و در آن منطقه، اعتیاد اولویت بیشتری نسبت به طلاق دارد اما در زمان فعلی ما علاوه بر نداشتن نظام رصد به آمار‌های فعلی هم دسترسی نداریم.
چرا مسئولان نسبت به حوزه آسیب‌های اجتماعی محافظه کارانه برخورد می‌کنند و چرا مسئولان از بیان آمارهای حوزه اعتیاد، زنان روسپی و حتی خشونت‌های خانگی واهمه دارند؟
در جامعه نسبت به ارائه آمارهای آسیب اجتماعی، حساسیت وجود دارد. یک باور رایج، این است که هر کسی که می‌خواهد آمار آسیب‌های اجتماعی را بیان کند متهم به سیاه نمایی می‌شود. موضوعی که باعث می‌شود تا مسئولان از ارائه آمار بترسند. درحالی که من معتقدم آمار‌های کشور به نوعی دماسنج ما برای بهبود و کنترل آسیب‌های اجتماعی است. به همین خاطر، ما در حوزه اجتماعی نیاز به یک دماسنج اجتماعی داریم که بتواند واقعیت‌های این حوزه را نشان بدهد. متأسفانه ما در خیلی از موقعیت‌ها نگاه سیاسی و امنیتی به موضوعات اجتماعی داشتیم و همیشه می‌ترسیدیم که آن سوی مرزها متوجه آسیب‌های کشور شوند. این درحالی است که کشورهای دیگر از وضعیت آسیب‌های کشور، به خوبی آگاه هستند. متأسفانه حتی زمانی که من آمارهای قدیمی را که رئیس قوه قضائیه یا مسئولان دیگر در گذشته اعلام کرده‌اند ارائه می‌کنم مسئولان، واکنش نشان می‌دهند. در حالی که باید بپذیریم، بدون ارائه آمار در حوزه اجتماعی نمی‌توانیم مدیریت قوی داشته باشیم. یکی دیگر از عوامل مؤثر، حضور مردم و مشارکت اجتماعی آنها برای کنترل آسیب‌ها است. بنابراین، ما نمی‌توانیم در حوزه آسیب اجتماعی، مدیریت قوی داشته باشیم مگر اینکه مشارکت مردم را داشته باشیم. اعتقاد من بر این است که اگر تمام ساختار اداری کشور راجع به آسیب اجتماعی متحد شود، یعنی اگر تمام هیأت دولت تبدیل به وزارت آسیب اجتماعی شود و مردم پای کار نیایند، تحولی ایجاد نمی‌شود.
چطور می‌توانیم مشارکت مردم را در حوزه آسیب‌های اجتماعی افزایش دهیم؟
مهم‌ترین اقدام برای این حرکت، ایجاد حساسیت در مردم است که ارائه آمارها یکی از روش‌هایی است که با استفاده از آن می‌توان در مردم حساسیت ایجاد کرد. در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا لازم است مردم در جریان تمامِ جزئیات قرار بگیرند؟ پاسخ این سؤال، منفی است، چون مردم لازم نیست در جریان تمام جزئیات قرار بگیرند. در عین حال، باید بپذیریم که مردم نامحرم نیستند و اگر از وضعیت آسیب‌ها باخبر نشوند، حرکت و مشارکت نمی‌کنند.
چه راه‌های دیگری برای حساسیت مردم وجود دارد؟
ارائه گزارش، فیلم، مستند، برگزاری جلسه، همایش و استفاده از ظرفیت مطبوعات و فضای مجازی و نشر کتاب از روش‌های دیگر است.
در حال حاضر برخی از دستگاه‌های مربوطه در این زمینه فعالیت می‌کنند اما اغلب شاهد دستاورد خاصی در این حوزه نیستیم؟
در این برنامه‌ها و سیاست‌ها به 4ویژگی باید توجه شود. فراگیری یکی از نکات مهم در این زمینه است. به این معنی که آیا همه مردم به این خدمات دسترسی دارند؟ طبیعتاً پاسخ منفی است. دومین سؤالی که مطرح می‌شود، این است که این خدمات چقدر جامعیت دارند؟ باز هم پاسخ منفی است و سؤال آخر اینکه، این خدمات چقدر کفایت و استمرار دارند؟ متأسفانه در حال حاضر، اغلب اقداماتی که در این حوزه انجام می‌شود با  رفت و آمد مدیران دچار تغییر و تحول می‌شود که این موضوع باعث می‌شود تا این فعالیت‌ها عملکرد لازم را نداشته باشند.
در حال حاضر سازمان‌های متعددی درگیرِ آسیب‌های اجتماعی هستند، آیا به نظر شما موازی کاری این سازمان‌ها باعث نشده تا وضعیت آسیب‌های ما به جای بهبود، روند منفی داشته باشد؟
در این سال‌ها، ما فعالیت‌های زیادی را برای حل موضوع آسیب‌های اجتماعی انجام دادیم. من تشکر می‌کنم از تمام اقدامات صورت گرفته اما اغلب آنها کارآیی لازم را نداشته است. در حال حاضر، همانطور که اشاره شد، حدود 20 سازمان درگیر حوزه آسیب‌های اجتماعی هستند اما با وجود این وضعیت آسیب‌ها روند مثبتی ندارد. چراکه، باید بپذیریم نگاه جزیره‌ای به آسیب‌های اجتماعی غلط است و همانطور که اشاره کردید باعث موازی کاری سازمان‌ها خواهد شد. به‌طور مثال، ما با تأسیس ستاد مبارزه با مواد مخدر تلاش کردیم تا اعتیاد را کنترل کنیم اما آیا توانستیم وضعیت آن را کنترل کنیم؟ در اینجا زمانی هم که ما به دستگاه‌های مختلف، انتقاد می‌کنیم می‌گویند، اگر این کارها انجام نمی شد وضعیت بدتر می‌شد. در پاسخ به آنها باید گفت آنچه که امروز داریم وضعیت خوبی نیست و این موضوع، غیرقابل انکار است. بنابراین، ضروری است تا یک بار دیگر در برنامه‌های این حوزه بازنگری شود تا ویژگی‌های لازم را داشته باشند. اگر نخواهیم بگوییم در حوزه آسیب‌ها، در وضعیت صفر مطلق قرار داریم اما باید بدانیم که وضعیت مان نگران کننده است.
چرا با وجود تلاش این دستگاه‌ها، هنوز به‌طور تخصصی به این موضوع نگاه نمی‌شود؟
این موضوع، به خاطر این است که در سال‌های اخیر حوزه اجتماعی در کشور جدی گرفته نشده است. باور کنید، اگر در طول این 2 سال خود رهبرمعظم انقلاب به این مسأله ورود پیدا نمی‌کرد، شاهد همین تحرک هم نبودیم. به‌طور مثال، ایده اورژانس اجتماعی در سال 78 توسط من مطرح  و سپس تأسیس شد. اورژانس در سال‌های نخست، تنها 10 استان را پوشش می‌داد اما به مرور زمان تعداد این مناطق افزایش یافت تا اینکه در سال گذشته، براساس برنامه ششم توسعه تعداد استان‌های تحت پوشش آن به 140شهر رسید. با این حال، شما اگر اورژانس اجتماعی را با اورژانس کشور و پایگاه‌های پلیس در کشور مقایسه کنید، از همه آنها فراگیری کمتری دارد.
 توسعه نیافتن اورژانس می‌تواند به خاطرِ موضوع حساسیت به حوزه آسیب‌ها باشد؟
بله. یکی از دلایل، همین موضوع است. گرچه در سال گذشته، هم مجلس و هم دولت اهتمام کردند و 140 اورژانس جدید راه اندازی کردند. اما کیفیت آن همچنان، درواقع مورد نقد دلسوزان حوزه اجتماعی است. درست است که اورژانس اجتماعی دیرتر تأسیس شده اما من فکر می‌کنم اگر ما هرچقدر بتوانیم اورژانس اجتماعی را تقویت کنیم از آن طرف، ورودیه کلانتری‌ها و زندان‌ها کاهش پیدا خواهد کرد.
چه انتقادهایی از نظر کیفیت به اورژانس اجتماعی وارد می‌شود؟
ما با تأسیس اورژانس اجتماعی تلاش کردیم با اقدامات مددکاری و روانشناسی، حدفاصل کلانتری و دادگستری را کاهش دهیم. به همین خاطر این اورژانس، به نسبت قدمت 20 ساله خود فراز و فرودهای زیادی داشت. مطمئناً، اگر در سال‌های اولیه این سازمان حمایت می‌شد، در همان 5 سال اول می‌توانست در تمام نقاط کشور توسعه یابد. چه بسا با حمایت از آن می‌توانستیم از بسیاری اتفاقات ناگوار در کشور جلوگیری کنیم. یکی از انتقادهایی که به این حوزه وارد می‌شود، موضوع تربیت نیروی انسانی و هماهنگی بین بخش‌های مختلف است. لذا آموزش مستمر کارشناسان بسیار حائز اهمیت است. سومین اقدام، تغییر در سیاستگذاری‌های کلان کشور در حوزه جرم است که اجازه دهند مددکاران حوزه اجتماعی نقش ضابط قضایی داشته باشند. با این توضیح که اگر خواستند مداخله‌ای انجام دهند الزاماً نیاز به حکم قاضی نباشد، گرچه در حال حاضر هم اساس کار این حوزه خود معرف است. همچنین، در لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان نیز به بحث اورژانس اجتماعی توجه ویژه‌ای شده است و پس از تصویب این لایحه شاهد تقویت و جدی‌تر گرفتن این اورژانس خواهیم بود.
در برخی از موارد اورژانس آمارهای مربوطه را جمع‌آوری اما از ارائه آن خودداری می‌کند. شما این اقدام را می‌پسندید؟
در حال حاضر، آمارها در برخی از موارد توسط اورژانس به رسانه‌ها اعلام می‌شود اما باید بپذیریم که حوزه آسیب‌های اجتماعی‌، موارد خاص خود را دارد. به‌طور مثال در سال 91، نشستی درباره روسپیگری دریکی از خبرگزاری‌ها برگزار شد، من آن زمان، مسئولیت مدیرکل دفتر آسیب‌های وزارت رفاه را برعهده داشتم. در این جلسه، یکی از مدیران آسیب‌های بهزیستی کشور هم حضور داشت و آمار پذیرش زنان ویژه مراکز بهزیستی را اعلام کرد و 24 ساعت بعد برکنار شد. یعنی این فرد، گزارش مراکز خود را اعلام کرد و بیکار شد. بنابراین، همه این محافظه کاری‌ها به خاطر حساسیت‌های موجود در کشور است که بخشی از آن هم بجا و درست است. به هر حال، عده‌ای هم در کشور وجود دارند که از این آمارها  علیه حاکمیت سوء استفاده می‌کنند.
به موضوعِ روسپیگری و زنان ویژه در صحبت هایتان اشاره کردید، برخی از منابع اعلام می‌کنند که سن روسپیگری حتی به 12 سال هم رسیده است، این موضوع را تأیید می‌کنید؟
من می‌توانم، تنها پایین آمدن سن آسیب‌های اجتماعی در کشور را تأیید کنم، چراکه ما  آمار دقیقی از زنان روسپی در کشور نداریم. هر آماری هم که در این زمینه ارائه می‌شود دقیق نیست و براساسِ حدس و گمان است. برخی از آمار‌ها نیز حاصل یک پژوهش است و نمی‌توان برای کل کشور به آن استناد کرد. به‌طور کلی، این موضوع ثابت شده که سن آسیب‌های اجتماعی پایین آمده و یکی از معضلات مهم فضای مجازی و جذابیت‌های آن است. همچنین، اعتیاد به مواد مخدر صنعتی در سال‌های اخیر نیز در جوانان و نوجوان افزایش یافته است.




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/04/2

یکی از پنج متهم تجاوز به دختران ایرانشهر اعتراف کرده که آن‌ها در قالب یک گروه به 41 نفر از دختران ایرانشهری تجاوز کرده اند در حالی که تنها چهار نفر از آن‌ها شکایت کرده اند.
به گزارش نامه نیوز روزنامه قانون نوشت: بسیاری از آدم هایی که قربانی تجاوز هستند از اینکه دردشان را مطرح کنند می ترسند چرا که قوانین جامعه طوری است که از آن‌ها حمایت نمی‌کند و در نهایت تنها یک برچسب روی آن‌ها باقی می ماند. یعنی جامعه کمکی برای بهتر شدن شرایط آن‌ها نمی‌کند
یکی از نگرانی هایی که در کشور ما وجود دارد ترس از عواقب قانونی و اجتماعی گفت و گو درباره تجاوز جنسی است
دکتر شیرالی حادثه ای را که در ایرانشهر اتفاق افتاده شبیه به یک جنایت سازمان یافته می داند و معتقد است چنین اتفاقی به عوامل بسیار زیادی وابسته است. اما اینکه شخصی بعد از آزار ترجیح دهد که رنج سکوت را به جان بخرد و از متجاوز شکایت نکند بخشی از آن به ساختارهای سنتی جامعه ما برمی‌گردد
همراه با مادر و خاله اش در راهروی دادسرا نشسته و منتظر است تا متهم پرونده تجاوز و کسی که در ظهر یک روز تابستانی او را سوار ماشینش کرد و بعد از تجاوز به او در خیابان رهایش کرد از راه برسد تا جلسه دادرسی و بازجویی در اتاق های دادسرا و با حضور بازپرس انجام شود. دختر 30 ساله ازدواج نکرده و دست‌هایش از شدت خشم و اضطراب می‌لرزد. می‌گوید:« تنها یادم می‌آید که فریاد می‌زدم و کمک می‌خواستم اما این کار مرد را بیشتر حریص می کرد تا آزار بیشتری به من بدهد. با اینکه هر بار تعریف کردن ماجرای آن روز و چشم در چشم شدن با متجاوز خاطره آن روز را به یادم می‌آورد اما تصمیم گرفتم از او شکایت کنم تا دختران دیگری قربانی نشوند». این ها حرف های یکی از دخترانی است که مدت‌ها پیش اسیر راننده تاکسی ای شده بود که به چندین زن و دختر تجاوز کرد و در نهایت محاکمه شد.
او می‌گوید:« بعضی از فامیل‌های‌مان وقتی موضوع را فهمیدند دیگر با ما ارتباطی ندارند و اما مادرم حمایتم کرد تا از متهم شکایت کنم». حرف‌های این دختر در حالی است که بسیاری از قربانیان تجاوزها حاضر به گفتن این موضوع نمی‌شوند و در سکوت و زجر سال ها با آن کلنجار می‌روند و در افسردگی و اضطراب زندگی شان را ادامه می‌دهند.
زن دیگری که او هم به وسیله یک راننده تاکسی مورد تجاوز قرار گرفته و علاوه بر تجاوز، متجاوز اموال و کیفش را هم سرقت کرده است، می‌گوید:«وقتی برای شکایت از متهم به اداره پلیس رفتم درباره تجاوز جنسی چیزی نگفتم و تنها به خاطر دزدیده شدن اموالم شکایت کردم. همان روز بارها ماجرای تجاوز از جلوی چشم‌هایم گذشت، گریه کردم و تعداد زیادی قرص خواب خریدم و به خانه رفتم. می‌خواستم در سکوت و بیهوشی این موضوع را فراموش کنم. نمی‌دانستم باید به شوهرم چه چیزی بگویم. پسر کوچکم اگر موضوع‌ر ا می فهمید چه برخوردی نشان می‌داد. حالا مدت‌هاست که دیگر نمی‌توانم با خانواده‌ام ارتباط برقرار کنم و از اینکه پیش روانشناس بروم می‌ترسم. می‌ترسم شوهرم یا خانواده‌ام موضوع را بفهمند و سکوت مبهمم هم برای‌شان سوال برانگیز باشد». مرد ژله‌ای کسی که به 37 زن در شیراز تجاوز کرد بعد از تجاوز به دومین زن به اتهام سرقت به دادسرا رفت اما به جرم سرقت مدت کوتاهی را در زندان بود و آزاد شد. چون قربانیان از او به علت تجاوز شکایت نکردند. او بعد از این دو زن به 35 زن دیگر تجاوز کرد و بعد دستگیر شد. سکوت قربانیان تجاوز باعث می‌شود عمق فاجعه بیشتر شود، در حالی که متجاوز در شهر بچرخد و هر روز زنان دیگری را قربانی آزار خود کند.
آبرو و تعصب عاملی برای کتمان تجاوزهای جنسی
یکی از پنج متهم تجاوز به دختران ایرانشهر اعتراف کرده که آن‌ها در قالب یک گروه به 41 نفر از دختران ایرانشهری تجاوز کرده اند در حالی که تنها چهار نفر از آن‌ها شکایت کرده اند. دختران دیگر احتمالا در حالی که خبر این تجاوزها را می‌خوانند از ترس آبرو و تعصب و عرف جامعه حاضر نمی‌شوند حتی آن را به زبان بیاورند. عده ای از ترس خانواده و عده‌ای از ترس اینکه جامعه آن‌ها را متهم ببیند. سیدحسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درگفت و گو با «قانون» درباره سکوت قربانیان آزار جنسی در ایران می‌گوید:«نحوه حمایت از قربانیان تجاوز در قوانین کشورها و به وسیله مقام های مسئول بسیار مهم است». او با اشاره به اینکه معمولا آزارهای جنسی در کشور ما تابو است و دلایل متعددی دارد، می‌گوید:« این دلایل باعث شده که صحبت کردن درباره تجاوز جنسی تبدیل به تابو شود. یکی اینکه کسی که مورد تجاوز قرار گرفته اگر این موضوع را مطرح کند تا آخر عمرش تحت تاثیر آن حادثه تلخ است. قربانیان به این می‌اندیشند که با گفتن این موضوع تمام آینده‌شان را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند مانند یک انسان معمولی در جامعه زندگی کنند. به خاطر همین این موضوع را اعلام نمی‌کنند».
موسوی چلک نقش آبرو را در فرهنگ ما علت دیگری برای سکوت قربانیان جنسی اعلام می کند و ادامه می دهد:« از دست دادن آبرو یکی از موارد اصلی در کتمان کردن تجاوزهای جنسی است. در بسیاری از مواقع کسی که به قربانی تعرض می‌کند از نزدیکان یا آشنایان است، یعنی کسی است که قربانی او را یک یا چند بار دیده یا از اقوام او بوده است. حتی اگر غریبه باشد باز هم ماجرای تجاوز کتمان می‌شود. در مورد تجاوز به زنان این موضوع وجود دارد که اگر از متجاوز شکایت کنند و به گوش بقیه برسد چه قضاوتی برای‌شان به همراه خواهد داشت. شاید دیگر نتوانند در جامعه مانند قبل حضور داشته باشند و از سوی مردم مدام در معرض قضاوت منفی قرار بگیرند». او برخورد خانواده و جامعه با قربانیان را در همدلی با آن‌ها تعیین کننده می داند و ادامه می‌دهد:«ما نباید قربانی را مانند متهم ببینیم و باید با او همدلانه در کم شدن تبعات منفی آن تلاش کنیم. معمولا در این مواقع قربانیان طرد می شوند و یا حتی احساس طرد شدگی پیدا می کنند آن هم برای موضوعی که خودشان هیچ نقشی در آن ندارند و در شرایطی قرار می گیرند که ناخواسته دچار چنین حادثه ای می‌شوند. کم کردن این فشارها به عهده خانواده و جامعه است». رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درباره نوع دیگری از تجاوز می‌گوید:« در بعضی موارد قربانیان در شرایطی تحت فشار قرار می گیرند که مجبورند در حالت اجبار و سکوت تن به رابطه ای می‌دهند که تجاوز نام دارد. آن هم وقتی که از قربانی عکس و فیلم هم گرفته می شود که امکان شکایت کردن از متجاوز به صفر برسد و قربانی به هیچ وجه فکر این را هم نمی‌کند که شکایت کند. به این ترتیب متجاوز تعرضش را استمرار می دهد و در دفعات بیشتری قربانی را مورد تجاوز و آزار و اذیت قرار دهد». موسوی چلک تاخیر در شکایت از متجاوز را علتی برای بیشتر شدن اتهام‌هایی می‌داند که یکی بعد ازدیگری به قربانی وارد می شود، می‌داند و می‌گوید:« در این موارد نباید فراموش کرد که هرچه قدر قربانی صحبت کردن درباره این موضوع و شکایت کردن از تجاوزگر را به تاخیر بیندازد احتمال آزار بیشتر وجود دارد و عوارضی که گریبان او را می گیرد مزمن تر شده و دفعات تجاوز بیشتر می‌شود و رنجی که هر روز عظیم تر می شود و راهی برای رهایی از آن وجود ندارد. در واقع کتمان کردن تجاوز جنسی یعنی اجازه دادن به تجاوزگری که تجاوز را تکرار می‌کند و زخم ناشی از این آسیب که مدام عمیق تر می‌شود بدون اینکه درمانی برای آن باشد».
متاسفانه جامعه ما هنوز به موضوع تجاوز مانند تابو نگاه می کند و دختر یا پسری که قربانی تجاوز شده است را از بقیه جامعه جدا می‌کند و قضاوت‌های منفی درباره او دارد. چلک بهترین جا برای مطرح کردن موضوع تجاوز را در خانواده می‌داند و می‌گوید:« خانوادها باید محیطی را فراهم کنند که اگر فردی به زور خواست با دختر یا پسران‌شان ارتباط جنسی برقرار کند مطلع شوند و بدون برخوردهای آنی و احساسی او را حمایت کنند. اگر خانواده ها از این قربانیان حمایت کند کم کم جامعه هم به سمت حمایت از آن‌ها می رود و اگر دختر یا پسری مورد تجاوز قرار گرفت خیلی راحت به وسیله جامعه پذیرفته می شود». اگر روند قانونی خیلی زود برای دستگیری یک متهم اتفاق نیفتد قربانیان بیشتری در جامعه اسیر آن می شوند. معمولا باید روند قانونی برای اثبات تجاوز هم سریع و آسان باشد و برخورد دستگاه قضایی نیز شفافیت لازم را داشته باشد. چلک می‌گوید:« اگر قربانیان شکایت نکنند یا فضا برای آن‌ها مهیا نباشد، روند قانونی برای دستگیری متهم خیلی زود اتفاق نمی‌افتد و شاهد به وجود آمدن فاجعه‌هایی مانند فاجعه دختران ایرانشهر یا پسران مدرسه معین هستیم. حمایت باید طوری باشد که فشارهای روانی را بر فرد کم کند و فضا را برای بازگشت او به جامعه و خانواده فراهم کند. سنگینی ای که خانواده ها در ماجرایی مانند تجاوز تحمل می‌کنند مربوط به عرف جامعه است که به قربانی نگاه متهم دارد اما از او حمایت‌نمی‌کند».
رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران یکی از آسیب هایی را که هیچ وقت از ذهن و روح و روان آدم ها به طور کامل پاک نمی شود ناشی از آزارهای جنسی می‌داند و می‌گوید:« سکوت قربانیان جنسی باعث می‌شود متجاوز افراد بیشتری را تحت آزار و اذیت و تجاوز جنسی قرار دهد در حالی که هیچ مانعی بر سر راه او وجود ندارد. باید آموزش‌های مختلف به خانواده ها و جامعه داده شود. باید از منابع اجتماعی درست استفاده شود. هم ارگان ها در این موضوع اطلاع رسانی کنند و هم خانواده ها برای حل کردن این موضوع از متخصصان و روانشناسان کمک بگیرند تا بحران روحی و روانی برای شخصی که دچار تجاوز شده است کمتر شود».
موسوی چلک درباره عوارض بلندمدت تجاوز بر روح و روان آدم ها می‌گوید:« این آسیب می‌تواند حتی قربانیان را تا سرحد خودکشی ببرد. آسیب‌های ناشی از تجاوز محدود به یک دوره زمانی کوتاه نیست و در بلندمدت درمان می شود. در مواردی اگر درمان نشود باعث می شود شخص آزاردیده خودش به مرور زمان تبدیل به فردی آزارگر شود. به خاطر همین هر چه زودتر باید آن را درمان کرد». او برخورد بعضی مسئولان و مقام‌های قضایی ای را که روی خبرهای تجاوز سرپوش می‌گذارند یا اظهار نظرهای عجیب و غریب در حمایت از متجاوز می کنند باعث ترویج آسیب های اجتماعی می‌داند و می‌گوید:« متاسفانه در جایی ما علاقمند هستیم که موضوع تجاوزها علنی نشود. این نگاه امنیتی و سیاسی که به این حوادث می شود باعث چنین اتفاق هایی می شود. در نهایت این طور می‌شود که پنهان کردن آسیب های اجتماعی باعث بیشتر شدن آن می‌شود. باید آن را مطرح و در جهت برطرف کردن آن تلاش کرد».
عادی سازی رفتارهای خشن در جامعه
تعصب های مذهبی و آبرو در عرف جامعه ما باعث شده تا کسی که قربانی آزار جنسی است در بعضی مواقع حتی به شکایت کردن از طریق مراجع قضایی فکر نکند تا مبادا روی او برچسب های مختلفی بچسبانند. اینکه همواره قربانی را در معرض اتهام‌های مختلفی قرار می دهند تا سکوت کند. این ظلمی است که غیر از تحمل زجر و درد تجاوز به او وارد می‌کنند و در نهایت پناهگاهی ندارد.
غلامرضا ترابی، روانشناس درباره اثرات روانی پنهان کردن تجاوز و سکوت قربانیان جنسی به «قانون» می‌گوید:« یکی از معضلات آسیب اجتماعی ای مانند تجاوز این است که بخشی از قربانیان آن مایل به شکایت از متجاوز نیستند. اما چرا آن‌ها انتخاب می‌کنند که دراین مورد سکوت کنند؟ یکی به دلیل آن است که شخصی که به او تجاوز شده سعی می کند ماجرا را برای خودش عادی جلوه دهد و دردش را در خودش فرو بریزد اما درباره آن با کسی صحبت نکند. اینکه کسی خودش را قربانی یک تجاوز ببیند بسیار سخت و تلخ است و تحمل کردن درد آن به مراتب سخت تر از بیان آن است». این روانشناس عدم اطلاع رسانی درباره تجاوز و راه های مختلف آن در جامعه را دلیلی برای سکوت قربانیان می داند و می‌گوید:« در بعضی موارد قربانی تجاوز از اینکه مورد تجاوز قرار گرفته آگاه نیست و خیال می کند تنها در مواردی تجاوز اتفاق می افتد که به زور کتک و اسلحه باشد و راه های دیگر تجاوز را به نوعی نرمال تلقی کنند و به دنبال کمک نمی روند. همچنین سکوت قربانی باعث می‌شود که تجاوز به مراحل خشن تر با توسل به سلاح هم برسد».
بسیاری از آدم هایی که قربانی تجاوز هستند از اینکه دردشان را مطرح کنند می ترسند چرا که قوانین جامعه طوری است که از آن‌ها حمایت نمی‌کند و در نهایت تنها یک برچسب روی آن‌ها باقی می ماند. یعنی جامعه کمکی برای بهتر شدن شرایط آن‌ها نمی‌کند. ترابی برخورد جامعه با رفتارهای خشن را ابزاری برای کم شدن تجاوزهای جنسی در جامعه اعلام می کند و می‌گوید:« در مواردی جامعه رفتارهای خشن را نرمال تلقی و آن را عادی سازی می‌کند. گاهی فرمانبرداری یکی از طرف های جنسی از دیگری تبدیل به وظیفه می‌شود و هیچ رضایتی درمیان نیست. در بعضی از موارد تجاوز در جامعه نرمال تلقی می شود قربانیان آن مجبور به سکوت می شوند چون فریادرسی پیدا نمی‌کنند. ما از نظر قانون در برخورد با موارد مختلف تجاوز خلأهای قانونی داریم. ممکن است روند تجاوز از سوی شخصی درمورد انسانی شروع شود و قربانی به این فکر کند که چنین چیزی طبیعی است و باید سکوت کند چون روز اول به این تجاوز تن داده است».
یکی از نگرانی هایی که در کشور ما وجود دارد ترس از عواقب قانونی و اجتماعی گفت و گو درباره آزار است. ترابی می گوید:«به طور مثال خانمی که مورد آزار قرار می گیرد انتخاب می‌کند که آن را به کسی نگوید یا اصلا شکایت نکند، چرا چون از او می پرسند که چرا با یک مرد جایی رفته؟ آن‌وقت محکوم شود. ممکن است کسی سوار یک ماشین مسافرکش شود و از سوی راننده مورد تجاوز قرار بگیرد اما بعد از مطرح کردن آن با این سوال مواجه شود که آیا تو قبلا این مرد را دیده بودی؟! این برچسب زدن ها و اتهام ها قربانی را تا سرحد جنون می برد و باید اطرافیان آن را درک کنند. بنابراین قربانی سکوت می کند تا از اتهام هایی که بعد از مطرح کردن موضوع با آن درگیر می شود رهایی پیدا کند». جامعه ای که از تبعات صحبت کردن از تجاوز تابو می سازد در واقع کاری می‌کند که این پدیده در لایه های زیرین آن رشد کند و متجاوز از تجاوز به قربانی ها نترسد و قربانی ها از صحبت کردن درباره آن هراس داشته باشند. جامعه ای بیمار که ناگهان خبرهایی مانند تجاوزهای گروهی در آن مانند دمل چرکی می‌ترکد و آنقدر از سوی مسئولان تایید و تکذیب می‌شود که در نهایت قربانی را وادار به سکوت می کند تا در تنهایی خود بیمارتر از قبل شود.
ترابی بازتر شدن فضای جامعه را برای شکایت و پیگیری های قانونی قربانیان لازم می داند و می‌گوید:«ما باید در جامعه برای بازتر شدن فضای اعتراض و شکایت قربانیان جنسی تلاش کنیم. باید تعریف کنیم که قربانی جنسی کیست و انگ های اجتماعی را از روی آن‌ها برداریم. از طرفی قوانین ما هم باید حمایتگر باشد. اگر کسی در اعتراض به تجاوز شکایت کرد با او اقدام خشن انجام ندهیم و از او حمایت کنیم. نکته مهم دیگری هم که وجود دارد این است که قربانی از متجاوز شکایت نمی‌کند چون احتمال می دهد که متجاوز روی او اسید بریزد یا بلایی سر او بیاورد. باید ارگان های قانونی طوری عمل کنند که قربانی تنها به این فکر کند که بعد از تجاوز به مراجع قانونی شکایت کند تا در جامعه فاجعه ای اتفاق نیفتد».
این روانکاو در ادامه ار تبعات به نتیجه نرسیدن شکایت برای محکوم کردن متهم می‌گوید:« از طرفی اثبات تجاوز در پزشکی قانونی بسیار سخت است. به خاطر همین قربانی با خودش می‌گوید اگر من بروم شکایت کنم و در نهایت نتوانم آن‌ر ا ثابت کنم چه اتفاق برایم می افتد؟ چه بلایی سرم می آید. هم دردم را همه فهمیده اند و هم اینکه ممکن است متجاوز آسیب بیشتری به من بزند یا از من شکایت کند و من متهم شوم».
قربانی آزار جنسی متهم نیست
معمولا بهترین واكنش خانواده بعد از شنیدن تعرض به دخترشان این است كه با کسی درباره این موضع صحبت نکنند یا حتی شكایتی هم در میان نباشد چون آبروی خانوادگی شان می رود. از طرفی در شهرهایی مانند ایرانشهر که مذهبی و سنتی هستند و تعصبات در آن جریان دارد اینکه یک زن بخواهد ماجرای تجاوز جنسی‌اش را با خانواده یا حتی همسرش مطرح کند برایش وحشتناک است چون در معرض قضاوت های گوناگونی است و همین حالا تنها سه نفر از دختران از 41 دختر از ربوده شدن و تجاوز جنسی شکایت کرده اند در حالی که بقیه در تنهایی و سکوت دردشان را می‌کشند و به کسی حرف نمی‌زنند.دکتر رضا شیرالی، رفتارشناس در گفت و گو با «قانون» می‌گوید:«رسانه ای شدن تجاوز به 41 دختر ایرانشهری در دوماه گذشته اولین خبری نیست که در ماه گذشته درباره تجاوز رسانه ای شده است. چندی قبل پسران دبیرستانی مدرسه معین مورد آزار و اذیت مدیر خود قرار گرفتند و دو پرونده کودک آزاری دختران افغان در مشهد و خمینی شهر نیز وجدان جمعی جامعه ایرانی را به درد آورد». او نقش آموزش از طریق خانواده ها، مدارس و رسانه ها و صداو سیما را برای جلوگیری از تجاوزهای جنسی موثرتر از هر چیزی می داند و می‌گوید:« چون هیچ راه پیشگیرانه ای برای آن وجود ندارد و مهم ترین موضوع این است که آدم ها و به‌خصوص بچه ها در مورد این موضوع آگاهی های لازم را داشته باشند که اگر این اتفاق برای‌شان افتاد بتوانند از مراحل درست اقدام کنند و کمتر دچار آسیب هایی که در این زمینه وجود دارند شوند. کسی که به او تجاوز شده بابد بتواند با پدر و مادر یا همسرش درباره این موضوع صحبت کند».
دکتر شیرالی حادثه ای را که در ایرانشهر افتاده شبیه به یک جنایت سازمان یافته می داند و معتقد است چنین اتفاقی به عوامل بسیار زیادی وابسته است. اما اینکه شخصی بعد از آزار ترجیح دهد که رنج سکوت را به جان بخرد و از متجاوز شکایت نکند بخشی از آن به ساختارهای سنتی جامعه ما برمی‌گردد.
باید بدانیم کسی که مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته است متهم نیست و باید از او از همه جهت‌ها حمایت کرد. بعضی ها با حرف‌های نادرست به بحران‌های روحی و روانی بعد از این پدیده در افراد دامن می زنند. مثلا می گویند:« حتما خودت کاری کردی که به تو تجاوز شده!» یا« چرا درباره این موضوع نتوانستی از خودت دفاع کنی که به تو تجاوز نشود» یا « حالا که همه فهمیده اند به تو تجاوز شده این موضوع باعث سرشکستگی و بی‌آبرویی خانواده ما شده است» این جملات باعث می‌شود شخصی که مورد تجاوز گرفته ویران شود و تمام نقاط امید خود را از دست بدهد و چه بسا به سمت آسیب به خود پیش رود و باعث به‌وجود آمدن عواقب بسیار خطرناکی شود. تنها موضوعی که باعث می شود شخصی که مورد آزار جنسی قرار گرفته بتواند آزار کمتری به خودش بدهد این است که مورد حمایت افراد نزدیک قرار بگیرد و بداند که این آسیب و درد تنها برای خودش نیست و آدم های دیگری در این درد با او سهیم هستند».
باید رسانه ها این موضوع را در عرف جامعه جا بیندازند که قربانی آزار و تجاوز جنسی متهم نیست. او نیاز به حمایت دارد و باید در کنار حمایت نزدیکانش و از طریق قانون از بزهکار شکایت کند. سیستم قانونی هم باید قوانین مربوطه را ارتقا دهد تا در جهت حمایت بیشتر از این قربانیان باشد.
منبع: روزنامه قانون





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/29

گسترش جرائم؛ نشانه کاهش سرمایه اجتماعی

حسن موسوی چلک*

احساس امنیت یکی از موضوعات مهمی است که همه مردم در هر زمانی بدان نیاز دارند، احساس امنیت است. یکی از مولفه‌هایی که می‌تواند در این حوزه تاثیرگذار باشد؛ بالا بودن اعتماد اجتماعی است. طبیعتا اتفاقی که در ایرانشهر افتاد، از چند زاویه با موضوع سرمایه اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند. درواقع این حادثه در ایرانشهر این پیام را دارد که اگر سرمایه اجتماعی در جامعه بالا باشد، وقوع این نوع حوادث کمتر صورت خواهد گرفت چون بررسی‌ها نشان داده که سرمایه اجتماعی یکی‌ از مولفه‌های تاثیرگذار در آسیب‌های اجتماعی و جرائم است و جامعه‌ای که در آن جرائم بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی در آن پایین خواهد بود. نکته دوم بازسازی این سرمایه است که کار سختی است. سرمایه اجتماعی درجاهایی می‌تواند زود تخریب شود اما بازسازی آن به مراتب زمانی بیشتر از زمان قبلی را می‌طلبد. نکته‌ای که به نظر می‌رسد در حوزه این نوع اتفاقات خیلی مهم و کلیدی است اینکه فراموش نکنیم برای اینکه بتوانیم مدیریت بهتری در این حوزه داشته باشیم، ناچاریم روی سرمایه اجتماعی هم برای پیشگیری و هم برای توانمندسازی کار کنیم. یعنی بازگشت این افراد به زندگی عادی خودشان و به همین دلیل در روابط اجتماعی امروز سرمایه اجتماعی نقشی مهم‌تر از سرمایه‌های دیگر از جمله سرمایه مادی دارد چراکه سرمایه اجتماعی می‌تواند در شبکه روابط اجتماعی افراد انسجام ایجاد کند. سرمایه اجتماعی می‌تواند پذیرش اجتماعی و همکاری‌ها را در جامعه افزایش دهد، منافع جمعی، قانون پذیری و قانونمداری را تقویت کند. در ایرانشهر اتفاقات مشابهی در حوزه جرائمی رخ می‌دهد و اتفاقا برای حوزه سرمایه اجتماعی نتیجه معکوس دارد و نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی بالا نیست که این اتفاقات در این جامعه می‌افتد. لذا اطلاع رسانی و برخورد درست با موضوع، انعکاس اقدامات انجام شده به‌موقع به مردم کمک می‌کند که مردم اعتمادشان را به مراجع ذیربط افزایش دهند. نکته دیگری که در این موضوع مهم است اینکه وقوع این اتفاقات پیوند بین مردم و مسئولان و مردم با همدیگر را می‌تواند تحت‌الشعاع خود قرار دهد. گاهی اوقات بدون اینکه بدانیم، آگاهانه یا ناآگاهانه تاثیراتی در روابط اجتماعی می‌گذاریم که می‌تواند تاثیر مثبت و منفی به حوزه سرمایه اجتماعی بگذارد. شاید وقوع اتفاقاتی اینگونه که در این چند وقت هم حداقل در حوزه رسانه بیشتر مورد توجه قرار گرفت به‌ویژه تعرضات یا آزارهای جنسی، شبکه اعتماد را در جامعه تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. نکته دیگری که در این اتفاق قابل تامل است ترس خانواده‌هاست. خود این یک پیام است و آن اینکه چرا مردم مراجعه نمی‌کنند؟ یک بخش ترس از آبرو و ترس از آینده این دختران و زنان است. ترس از بی ثباتی خانواده است. بالاخره نمی‌توان از این ترس‌ها به‌راحتی گذشت. نکته بعدی ترس از اینکه اگر بگویند، حمایت‌های اجتماعی لازم را نخواهند داشت. هرچند حمایت قانونی صورت می‌گیرد و مطمئنا قوه قضائیه کوتاه نخواهد آمد و با قدرت ماجرا را پیگیری می‌کند و مشابه آن را در آنچه این چند وقت اتفاق افتاده، دیده‌ایم. ترس از عدم پذیرش، برچسب‌ها و انگ‌هایی که می‌خورد. لذا وقتی فرد هزینه و فایده می‌کند به اینجا می‌رسد که شاید سکوت انتخاب درستی باشد که به نظرم انتخاب درستی نیست چون اجازه می‌دهد که فرد خاطی این رفتار را با این فرد یا دیگران تکرار کند. لذا در جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی بالا باشد حتی اگر اتفاقی بیفتد آن سرمایه کمک به ترمیم این قضیه می‌کند تا اعتماد بین افراد، جامعه و خانواده با رویکرد حمایتی مستحکم‌تر و تثبیت شود تا به‌موقع حمایت‌های روانی اجتماعی را بتوانند دریافت کنند. نکته دیگر، تقویت نظارت اجتماعی و احساس مسئولیت مردم در قبال همدیگر است. موضوعی که در گذشته که محله محور بودیم، بیشتر خود ر ا نشان می‌داد و ما بی‌تفاوت نبودیم. اینکه این اتفاقات اینگونه می‌افتد و مردم به هر دلیلی می‌بینند و سکوت می‌گویند تلنگری در این حوزه است که به سمت فردگرایی بیشتر می‌رویم که کلاه‌مان را نگاه داریم که باد نبرد یا مرگ برای همسایه است یا دودش به چشم خودش می‌رود! درحالی که منافع بالا بودن سرمایه اجتماعی منافع مسئولیت پذیری، بی تفاوت نبودن و نظارت اجتماعی و قضایی هم منافع فردی و هم منافع جمعی را به دنبال خواهد داشت. آنجا که فقط به فکر خودمان هستیم فقط منافع فردی است و چه بسا که در شرایطی ما نیاز به حمایت داشته باشیم آن وقت آن منفعت‌طلبی فردی در اینجا ضررش را بیشتر نشان خواهد داد. به نظر می‌رسد این موارد کمک می‌کند که منافع اجتماعی جامعه هم بیشتر شود. یکی از موضوعاتی که در چند وقت اخیر به‌ویژه در ایرانشهر با این تعداد اتفاق افتاد، همین است. جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی بیشتری دارد شرایط استرس‌زای کمتری را تجربه می‌کند. این اتفاقات استرس را در جامعه بیشتر می‌کند، آشفتگی‌ها را در جامعه بیشتر نشان می‌دهد که با افزایش استرس یا موقعیت‌های استرس زا ارتباط تنگاتنگی دارد. در جامعه‌ای که آشفتگی بیشتر باشد، استرس بالاتر خواهد بود. بحث بعدی که با موضوع سرمایه اجتماعی مرتبط است اینکه سرمایه اجتماعی می‌تواند کمک کند کیفیت روابط بین مردم و روابط اجتماعی ارتقا پیدا کند. در بحث آسیب‌های اجتماعی می‌گوییم جامعه‌ای که می‌خواهد آسیب‌های اجتماعی و جرائم را مدیریت کند حتما باید روی سرمایه اجتماعی متمرکز شود. حتی جامعه‌ای که می‌خواهد مسیر توسعه را طی کند باید به دنبال بالا بردن سرمایه اجتماعی باشد. جامعه‌ای که به دنبال تقویت امنیت اجتماعی پایدار است باید سرمایه اجتماعی را تقویت کند چون اینها هستند که می‌تواند پیوند میان مردم را مستحکم‌تر کنند و خود این می‌تواند روی انسجام تاثیر بگذارد. اینها متغیرهایی هستند که روی همدیگر می‌توانند تاثیر مثبت داشته باشند و به نوعی حقوق شهروندی بیشتر مورد توجه و رعایت قرار خواهد گرفت.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

منبع: روزنامه ایران/29 خرداد 1397/صفحات  ا و 7

 

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/29

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران:

پنهان کردن «تعرضات جنسی» باعث تکرار آن می‌شود

موسوی چلك

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با بیان اینکه واقعیت‌های اجتماعی نباید کتمان شوند، گفت: کتمان کردن مسائلی مانند تعرض جنسی، مسأله‌ای را حل نمی‌کند بلکه باعث می شود افرادی که این تعرضات را انجام می‌دهند به کارشان ادامه دهند و آن را تکرار کنند.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه موضوع آزارهای جنسی خاص جامعه ما نیست و دنیا با آن دست به گریبان است، افزود: اخباری هم که در مدت اخیر منتشر شده، گویای آن است که این مشکل فقط به دختران اختصاص ندارد؛ مورد دانش‌آموزان مدرسه غرب تهران نشان داد که پسران نیز با این مساله مواجه هستند. این افراد قربانی هستند و خانواده‌ها باید با کمک حمایت‌های روانی اجتماعی، زمینه برای بازگشت آنها به زندگی عادی را حتی بیشتر از یک بیمار جسمی فراهم کنند.

وی با اشاره به اینکه ماندگاری عوارض منفی این نوع تعرض‌ها بسیار زیاد است و افراد در این شرایط تحت تاثیر فشارهای شدید روانی قرار می‌گیرند، اظهار کرد: هم خانواده و هم جامعه باید نسبت به این افراد پذیرش داشته باشند، آنها را طرد نکنند و مورد ترحم قرار ندهند. این افراد قربانیان شرایطی هستند که در ایجاد این شرایط نقشی نداشته‌اند.


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی با تاکید بر اینکه کتمان کردن، مساله‌ای را حل نمی‌کند بلکه باعث می‌شود افرادی که این تعرضات را انجام می‌دهند به کارشان ادامه دهند و آن را تکرار کنند، تصریح کرد: برای اینکه این مساله را کتمان نکنیم، باید بچه‌ها هم از بیان این مشکلات هراس نداشته باشند؛ باید فضایی را در خانواده و جامعه فراهم کنیم که افراد بدون نگرانی از عواقب آن در صورتی که کوچک ترین تعارضی اتفاق افتاد به موقع آن را بگویند تا بتوانیم اقدامات لازم را به موقع و اثر بخشی را انجام دهیم.

موسوی چلک در ادامه اظهار کرد: وقتی موضوع به تعرض جنسی در برمی‌گردد به دلیل تابو بودن تا جایی که بتوانیم سعی می کنیم به دلیل آبرو و ... آن را کتمان کنیم درحالیکه با سکوت ما، عوارض و فشارهای روانی اجتماعی به مراتب بیشتر می‌شود و این فشارها می‌تواند روی نقش‌های اجتماعی، سلامت روانی، آینده، رفتارهای فرد و ...تاثیر داشته باشد.


وی با بیان اینکه در این شرایط نباید «کتمان‌کردن» به عنوان استراتژی خانواده‌ها انتخاب شود، گفت: این سخن به منزله این نیست که هیاهو کنیم و همه این موضوعات را بدون منبع به رسانه‌ها اعلام کنیم بلکه باید با رویکرد واقع‌بینانه با آنها برخورد کنیم؛ این درحالیست که در حوزه آزارهای جنسی نوع برخورد ما، واقع بینانه نیست.


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی در ادامه تصریح کرد: نباید درگیر این تعرضات شدن به منزله پایان زندگی اجتماعی و عدم پذیرش اجتماعی فرد در درون خانواده یا محیط اجتماعی باشد. باید این افراد را به عنوان قربانیان قبول کنیم.


موسوی چلک با اشاره به اینکه زمانیکه روح فرد آزرده خاطر شود این مساله به راحتی ترمیم نمی‌شود، افزود: گاهی در جایی که باید حمایت‌های روانی اجتماعی را تقویت کنیم برعکس عمل می‌کنیم. حساسیتی که نسبت به موضوعات مربوط به آسیب های اجتماعی وجود دارد باعث می شود آنها دیگر گفته شود و زمانیکه دیر مطرح شود لایه های زیرینی پیدا می‌کند که باعث می‌شود مداخلات بعدی مدت‌دار تر و با اثر بخشی کمتر باشد.


وی با تاکید بر اینکه حل این موارد مستلزم این است که نگاهمان را عوض کنیم و درباره این مسائل نگاه سیاسی نداشته باشیم، اظهار کرد: در حوزه فردی هم نباید طوری رفتار کنیم که با سکوتمان روی این زخمی که دارد عمیق می‌شود سرپوش بگذاریم هرچه این زخم عمیق‌تر شود، درمان طولانی تری خواهد داشت. گاهی ما اجازه می‌دهیم زخم آزارهای جنسی بیشتر شود.


رئیس انجمن مددکاری اجتماعی در مورد اظهارات برخی نمایندگان مجلس درباره موضوع حادثه خمینی شهر نیز تصریح کرد: برای اظهار نظر درباره این موضوعات باید اجازه دهیم ابتدا جلسه کارشناسی درباره آنها انجام شود و سپس مراجع قانونی و ذی ربط باید در مورد این موضوعات توضیح دهند. گاهی بدون اطلاعات دقیق واکنش هایی را در فضای مجازی منتشر می کنیم که این واکنش ها بیشتر از موضوعی که اتفاق افتاده تبعات منفی دارد. ما حق نداریم واقعیتهای اجتماعی را با هر دلیلی که برای خودمان داریم سرپوش بگذاریم و کتمان کنیم.


موسوی چلک در ادامه گفت: از سوی دیگر نباید بهانه‌هایی دست کسانی بدهیم که می‌خواهند از این واکنش‌ها بهره‌برداری کنند. در گذشته نمی گذاشتیم این مسائل مطرح شوند اما این درد، داخل جامعه ما وجود دارد و باید گفته شود تا حساسیت ها در حوزه سیاست گذاری و در حوزه اجرا و نقش مردم بیشتر شود.


وی اظهار کرد: اما نباید بزرگنمایی کنیم و یا منکر شویم بلکه باید سیاست میانه داشته باشیم. وقتی هم موضوعی رسانه‌ای می‌شود باید بررسی های لازم در مورد آن انجام شود. گاهی مواقع وقوع این اتفاقات می‌تواند دستگاه‌های مختلف را در این موارد پاسخگوتر کند تا شرایط اجتماعی بهتر شود اما نباید این روند باعث یاس در جامعه شود.


انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/29

بازنگری اساسنامه بنیاد صیانت از خانواده

 اساسنامه بنیاد صیانت از خانواده با درنظر گرفتن همه ظرفیت ها، بازنگری می شود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما به نقل از معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، بنیاد صیانت از خانواده با استفاده از ظرفیت­های مختلف مردمی با هدف توجیه وساماندهی مشاهیر و سرمایه های ملی واجتماعی و منابع مختلف مردمی در زمینه خانواده، ایجاد سامانه و ظرفیتی خلاق برای جا انداختن موضوع خانواده به منظور پیشگیری از وقوع جرم در سال 90 در اداره کل پیشگیری های مردمی قوه قضاییه راه اندازی شد و ریاست آن را حجت الاسلام طباطبایی استاد اخلاق در خانواده برعهده داشت که در دوران بیماری و سپس با درگذشت ایشان فعالیت این بنیاد متوقف شد.
قوه قضاییه با احیای این بنیاد سعی دارد از نو فعالیت آن را آغازکند و برنامه های متنوعی با حضور سازمان های مردم نهاد و سازمان های متولی امر خانواده طرح ریزی کرده است.
برنامه بازنگری اساسنامه صیانت از خانواده در جلسه اداره کل پیشگیری­های مردمی قوه قضاییه مطرح شد که اعضای این بنیاد با بیان عملیاتی نبودن اساسنامه قبلی بر بازنگری آن، اتفاق نظر داشتند.
سیدعلی اصغر رفاهی مدیرکل پیشگیری های مردمی و مشارکت های مدنی قوه قضاییه در این جلسه، اظهارداشت: فعالیت بنیاد صیانت از خانواده موازی کاری نیست بلکه اقدامات با هماهنگی همه نهادهای متولی حوزه خانواده و سازمان های مردم نهاد انجام می شود.
وی از تشکیل چند کمیسیون تخصصی مددکاری اجتماعی، حقوقی، جامعه شناسی، روانشناسی و شورای هماهنگی کمیسیون های تخصصی در این بنیاد خبرداد و گفت: مجلس علمی خانواده در بنیاد صیانت از خانواده به منظور جذب سایر دانشوران و خبرگان فعال دراین حوزه باید ایجاد شود.
به گفته رفاهی پس از شکل ­گیری اولیه بنیاد، برنامه انتخاب همسر و مادر نمونه با همکاری معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، خانواده موفق اقتصادی با همکاری کمیته امداد امام خمینی اجرایی می شود.
* تقویت تفکر اجتماعی در قوه قضاییه فرصت مناسبی برای نهادینه کردن آن است
سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن جامعه مددکاری در ادامه این نشست با ارائه پیشنهاداتی نخست خواستار آسیب شناسی فعالیت های انجام شده قبلی در این بنیاد شد و گفت: قوه قضاییه به عنوان مجموعه سیاستگزار نخست باید حوزه انتظارات خود را از این بنیاد تشریح و وظایف را احصا کند وگام بعدی هم بازنگری اساسنامه باشد.
موسوی چلک خواستار حضور استان هایی در جلسات بنیاد صیانت از خانواده بود که پیشتر در این حوزه فعالیت کردند و موفق بودند چون این استان ها تجربه زیسته دارند و می توانند مثمرثمر باشند.
رئیس انجمن جامعه مددکاری اظهارداشت: تقویت تفکر اجتماعی درقوه قضاییه فرصت مناسبی برای نهادینه ترکردن آن است و بهتر است نشستی با حضور معاونان اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم استان ها برگزار و اساسنامه با حضور آنان بازنگری شود.
وی ادامه داد: از سمن­ها هم باید در تهیه و بازنگری اساسنامه دعوت کرد چون اگر آنان در این امر مشارکت داشته باشند در اجرا هم مسئولیت پذیرتر خواهند بود.
سپس مهدی جوهری معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم استان البرز با انتقاد از ساختار اساسنامه قبلی بنیاد صیانت از خانواده، گفت: ساختار اساسنامه قبلی طوری نبود که بتواند حرکت و از نهاد خانواده صیانت کند. اهداف خوب بود اما تیم نمی توانست به سمت اهداف پیش برود.
وی افزود: ساختار باید طوری دیده شود که شرکای اجتماعی مانند دفترحمایت از حقوق زنان، بهزیستی، معاون اجتماعی ناجا و غیره بتوانند حضور داشته باشند و با حضور آنان موازی کاری کاهش می یابد.
جوهری موفقیت برخی استان ها مانند استان البرز را به دلیل همکاری های بین بخشی و گروهی عمل کردن دانست و تصریح کرد: اشخاصی باید در بنیاد صیانت از خانواده معرفی شوند که خود یک برند اجتماعی باشند و سابقه فعالیت درخشان در این زمینه داشته باشند.
وی همچنین خواستارکم رنگ شدن بعد دولتی و حاکمیتی این بنیاد شد و ادامه داد: نقش سمن ها در بنیاد صیانت از خانواده بسیار پررنگ تر باید باشد و اگر اساس کار مردمی باشد، بهتر می تواند فعالیت کند.
حجت الاسلام ابراهیمی مشاور معاون قوه قضاییه با طرح چند پرس




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/29
شادی بهانه می خواهد. امروز بهانه های خوبی برای خندیدن مردم ایران وجود دارد، پیروزی ایران عاملی بود تا مردم به خیابان بیایند و هیجان های مثبت و طراوت اجتماعی را نشان دهند به این امید که سرزندگی و شادی در میان مردمان این سرزمین دوست داشتنی همیشگی و بی بهانه باشد.
ایران اکونومیست شادی ملت با یک ضربان قلببه گزارش ایران اکونومیست، شاد بودن و تخلیه هیجانات موضوعی است که کارشناسان و روانشناسان روی آن اتفاق نظر دارند که می تواند بر اتحاد، همبستگی، کاهش آسیب های اجتماعی، ایجاد انگیزه، کاهش پرخاشگری و احساس تعلق بیشتر تاثیرات مثبتی داشته باشد چون با زمینه های شادی در چندین ساعت همه غم و مشکلات را رها می کنیم و فقط به هیجانات آن لحظه می نگریم. 
بازی تیم ملی فوتبال ایران و مراکش که جمعه شب گذشته با نتیجه یک بر صفر به نفع جوانمردان تیم ایران به پایان رسید، نشان داد که مردم منتظر بهانه ای هستند تا شاد باشند و به محض پایان این بازی همه در چندین دقیقه به خیابان ها آمدند و با فریادهایی بلند و بوق های ممتد شادی خود را نشان دادند. 
همه مردم پیر و جوان، کوچک و بزرگ، مرد و زن و حتی کودکان نیز آمدند و نشان دادند که در روزهایی که بهانه برای شاد بودن هست، همه می آیند تا نشان دهند مردم ایران اسلامی همیشه هستند و همبستگی و اتحاد خودشان را به نمایش می گذارند، خیابان های شهرهای مختلف به حدی شلوغ بود که ترافیک های سنگین به راه افتاده بود اما فقط یک چیز در این خیابان ها دیده می شد، خنده ای که بر لب همه مردم بود. 
خنده های مردم و بوق هایی که یک صدا نواخته می شد، همه را به وجد آورده بود، اینها نشان ایجاد نشاط مردم ایران است، مردمی که همیشه هستند و خواهند بود تا ایران شاد باشد، تا ایرانی متحد و با همبستگی بیشتر داشته باشیم. زنده باشید مردم ایران که همیشه نشان داده اید ایران با این مردم همیشه می ماند. 
برد ایران بهانه ای بود برای شادی مردم اما مردم خنده های بی بهانه می خواهند. می گویند: نمی خواهیم فقط با بهانه شاد باشیم می خواهیم بدون بهانه و همیشه شاد باشیم. می خواهیم همیشه خنده بر لبان زیبای مردم ایران باشد نه اینکه با یک مسابقه ورزشی یا هر بهانه ای شادی به خانه های مردم بیاید، ما خنده همیشگی را برای مردم ایران می خواهیم. خنده ای که از ته دل باشد و شادی را به ارمغان آورد. 
شاد باشیم که زندگی سالم در گرو شاد بودن مردم هر سرزمینی است. ایران همیشه سربلند، مردمانی شاد می خواهد مردمانی که همیشه پشتیبان هم هستند و چه در غم و چه در شادی همیشه با هم هستند، ایران من تو باید شاد باشی چون در میان دیگر کشورها، نامداری. ایران را شاد و متحد می خواهیم. 
در میان این همه شادی مردم، باید به این موضوع هم فکر کرد که مردم چندین لحظه یا شاید ساعت ها شاد هستند. ساعاتی غم و درد خودشان را فراموش می کند اما اگر این شادی همیشگی باشد می تواند آسیب های اجتماعی را به نحو مطلوبی کاهش دهد تا دیگر غم در چهره مردم نمایان نباشد، غصه ها فراموش می شود و شادی بهانه ای برای زندگی خوبشان می شود. 
البته همه شنیده ایم که معنی زندگی با شاد بودن و نشاط افراد جامعه است. ایرانیان این روزها بهانه های خوبی برای شاد بودن دارند، چون مسابقات جام جهانی و حتی مسابقات والیبال و دیگر برنامه های ورزشی در راه است اما همه چیز را نمی توان در ورزش دید چون مردم می توانند به هر بهانه ای شاد باشند. 
وقتی شاد هستیم همه غم و غصه و نگرانی ها از بین می رود، اتحاد و انگیزه های مردم برای زندگی بیشتر می شود، در پس این همه شادی و نشاط، آسیب ها هم کاهش می یابد پس چه بهتر که همیشه شادی بر سفره رنگین زندگی مردم ایران نقش آفرینی کند. 
 
* ورزش و شادی، آسیب های اجتماعی را کم می کند 
سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در این باره می گوید: یکی از مولفه های تاثیرگذار بر سلامت روانی اجتماعی، موضوع پرداختن به فعالیت های ورزشی است که افراد با توجه به علاقه، فرصت ها، امکانات و شرایطی که دارند یک یا چند نوع فعالیت ورزشی را انتخاب می کنند چون ورزش یکی از بهترین راه های تخلیه هیجانات است. 
وی اظهار می کند: ما این هیجانات را در طول زندگی به صورت هیجانات مثبت یا منفی، شادی و غم، پیروزی و شکست، در زندگی تجربه می کنیم اما ورزش یکی از بهترین بسترها برای تخلیه هیجانات است و در واقع راه مناسب برای تخلیه روانی جامعه است و آسیب زا نخواهد بود چون برخی مواقع ممکن است تخلیه هیجانات به خود یا دیگران آسیب بزند اما ورزش سالم ترین راه برای مدیریت درست هیجانات است. 
موسوی چلک ادامه می دهد: البته ورزش همگانی مانند فوتبال که کار گروهی است جذابیت بیشتری دارد و نمونه آن مسابقات لیگ فوتبال در ایران است که بیشترین بیننده را دارد و اکنون نیز یک ماه شور و هیجان در جام جهانی را در تمام دنیا شاهد هستیم که طبیعتا در این بین برخی دنبال تخریب یا شکستن اتوبوس ها و شیشه ها و مشکلات این چنینی در خیابان ها هستند اما در برخی کشورها هیجانات به نحو دیگری ابراز می شود. 
موسوی چلک اضافه می کند: هم ورزشکار و هم تماشاگر می تواند به دلیل حضور در میادین ورزشی در واقع انرژی هایش را تخلیه کند ما باید بدانیم در ورزش شکست و پیروزی هست. نه شکست باید زمینه ای را فراهم کند که رفتاری مغایر رفتار مورد پذیرش در جامعه داشته باشیم و خشمگین شویم و به دیگران آسیب بزنیم و نه پیروزی باید این زمینه را فراهم کند. همین که تیم ملی ما به جام جهانی رفته خودش یک گام به جلو است و همه مردم این روزها پیگیر اخبار ورزشی هستند. 
وی می گوید: مهم این است که مدیریت درست هیجانات در ورزش و واکنش مناسب نسبت به موفقیت ها و شکست ها در حوزه ورزش را داشته باشیم. 
وی خاطرنشان می کند: هیجان مدیریت نشده به بروز آسیب های اجتماعی منجر می شود و در برخی مواقع ممکن است خشم را نسبت به دیگران نشان دهد اما ورزش می تواند مانع گرایش افراد به خشم، آسیب های اجتماعی و اعتیاد شود. زندگی بدون هیجان زندگی نیست. این هیجان است که به زندگی معنا می دهد. مهم این است که مدیریتی درست در حوزه کنترل خشم داشته باشیم. 
وی ادامه می دهد: موفقیت های ورزشی اتحاد و همبستگی را بیشتر می کند در اتفاقات ورزشی می توانیم از آنها استفاده کنیم. کارکرد ورزش فقط فعالیت فردی نیست کارکردهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هم دارد. بخشی از تبادل فرهنگی از طریق همین فعالیت های ورزشی انجام می شود و حتی رئیس جمهوری برخی کشورها و گروه های مرجع را با تیم های خودشان به مسابقات ورزشی همچون فوتبال می برند. 
وی اضافه می کند: اگر هیجانات درست مدیریت شود آسیب های اجتماعی کمتر می شود و باید روی آن متمرکز شد چون یکی از ظرفیت های خوب در جامعه برای کنترل هیجانات است. 
معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز درباره این سوال که نظر شما درباره شعار تیم ملی در جام جهانی با عنوان «80 میلیون ایرانی، یک ملت و یک ضربان قلب» چیست نیز این گونه توضیح داد و افزود: شعار خوب و زیبایی است به دلیل اینکه ما در هر شرایطی نیاز به وحدت و همدلی داریم و نیاز داریم که ارتقای سطح انسجام ملی، اعتماد عمومی، وحدت و همدلی را داشته باشیم. 
وی اظهار می کند: همانطور که همه مردم، پشتیبان دولت و کشورند و در مقابل آسیب ها و تهدیدات یکپارچه برای رفع این دشواری ها تلاش می کنند، این شعار نیز بسیار مهم است چون ممکن است در شرایط سخت، برخی افراد دنبال منافع خودشان باشند و حتی در این نوسانات ارزی و دلاری یک منفعتی برای خودشان کسب کنند. 
ابتکار ادامه می دهد: اکنون زمان انسجام ملی است. باید اقتصاد و روحیه مردم را تقویت کنیم که البته دولت در این زمینه ها تلاش خوبی دارد. این شعار نشان می دهد که مردم هم، پشت سر و کنار دولت هستند. لازمه آن این است که از همه ظرفیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استفاده کنیم و اجازه ندهیم منافع فردی و خاص گروهی این انسجام را خدشه دار کند و آن اهداف و برنامه هایی که را دولت پیش می برد با یکدلی و یکسری منافع افراد خاص آسیب ببیند. 
ابتکار می گوید: به نظر من، ورزش و فوتبال بهترین محفل برای طرح این شعار است چون مردم، یکپارچه برای منافع ملی ارزش ها و انقلاب تلاش می کنند. 
به امید موفقیت برای تیم ملی ایران در جام جهانی.
منبع: ایران اکونومیست.منبع اصلی روزنامه قانون





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/03/29


( کل صفحات : 59 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی