تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - مطالب یادداشت ها
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

مهارت تاب آوری اجتماعی را آموزش دهیم


- موسوی چلک - رئیس انجمن مددکاری اجتماعی: یکی از دغدغه هایی که امروز ما درکشور داریم دغدغه گسترش آسیب های اجتماعی و نگرانی شاخص های سلامت روانی و اجتماعی است؛

به طوری که طبق آمار وزارت بهداشت به ازای هر ۴نفر یک نفر اختلال روانی دارند؛ یعنی حدود ۲۵درصد مردم. ضمن اینکه در حوزه آسیب های اجتماعی نیز وضعیت ما وضعیت خوبی نیست. در واقع آمار بالای ۱۵میلیون پرونده قضایی و خشونت خانگی که رتبه دوم پرونده قضایی ما را تشکیل می دهد و همچنین آمار طلاق و... همه نشان دهنده این است که سلامت روانی در ایران وضعیت مطلوبی ندارد؛ ضمن اینکه وقتی شاخص های نشاط و شادابی را مقایسه می کنیم به همین مولفه می رسیم

البته باید به این نکته هم اشاره کرد که یکی از مولفه هایی که در بروز چنین شرایطی تاثیرگذار است بحث اقتصاد، فقر، عدم اطمینان از سرمایه گذاری و نگرانی نسبت به اقتصاد جامعه، خانواده و... است؛ بنابراین بدون شک آنچه لازمه کار است یادگیری مهارت تاب آوری اجتماعی است چرا که اگر مهارت های تاب آوری افزایش پیدا کند طبیعتا عوارض منفی چنین شرایطی به حداقل خواهد رسید و این بر می گردد به اینکه در برنامه ریزی های کلان موضوع تاب آوری اجتماعی را خیلی جدی بگیریم

اگر این مهارت را یاد بگیریم می آموزیم که چگونه شرایط پراسترس و فشار را تحمل کنیم؛ به گونه ای که به سلامت ما خدشه ای وارد نشود و اما اگر این مهارت را یاد نگیریم در واقع مشکلات ناشی از این فشار می تواند ابعاد مختلف زندگی ما و در نهایت جامعه را تحت الشعاع خود قرار دهد. فراموش نکنیم بحران های اقتصادی را بسیاری از کشورها تجربه می کنند ما هم یکی از این کشور ها هستیم که مشکلات اقتصادی را متحمل می شویم؛ 

طبیعتا در چنین شرایطی آنچه بسیار تعیین کننده است این است که ما خودمان برای حفظ سلامت و حفظ سلامت اجتماعی جامعه به فکر باشیم، برنامه ریزی کنیم و تدارک ببینیم، خودمان را به دانش مربوط به تاب آوری مهارت و تاب آوری اجتماعی مجهز کنیم؛ در غیراین صورت ما تحت تاثیر این شرایط، سلامت روانی را از دست خواهیم داد

اگر در جامعه ای شاخص سلامت روانی و اجتماعی بالا نباشد طبیعتا امنیت لازم برای داشتن یک زندگی با کیفیت وجود نخواهد داشت؛ بنابراین باید از سلامت روانی جامعه مراقبت کرد. ما می گوییم مردم در چنین شرایطی به زیستن اجتماعی را تجربه نخواهند کرد و برای اینکه بتوانیم به زیستن اجتماعی را تجربه کنیم باید مهارت تاب آوری در شرایط سخت را افزایش دهیم.

منبع: روزنامه همشهری/29 سفند 97

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/02/2

به نام خدایی که در این نزدیکی است

« پیام رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت روز مددکار اجتماعی :

« مددکاران اجتماعی سفیران سلامت اجتماعی هستند / حوزه اجتماعی را  واقعا جدی بگیریم/ترویج اخلاق اجتماعی شعار سال 1397 انجمن تعیین شد.  Image result for ‫موسوی چلک‬‎

نامگذاری روزها به مناسبت ها خاص فرصت  مناسبی برای سپاسگزاری از دست اندرکاران آن مناسبت می باشد .از  جمله این مناسبت ها  روز مددکار اجتماعی است که همزمان با سالروز ولادت بزرگ مددکار عالم اسلام حضرت علی (ع) امسال سی و سومین سالی است که  در کشور جشن تجلیل از مددکاران اجتماعی برگزار می شود . این مناسبت مصادف با عید سعید نوروز، روز پدر و  روز جهانی مددکاری اجتماعی هم می باشد که همه این مناسبت ها را تبریک می گویم و بابت تلاش های شان سر تعظیم فرود می آورم . به بهانه این مناسبت های جهانی و  ملی مددکاری اجتماعی لازم دیدم به چند نکته اشاره کنم:

1- مددکاری اجتماعی در ایران 60 سال سابقه فعالیت علمی دارد که در طی این سال ها تلاش های  زیادیصورت گرفته است که از همه تلاش های انجام شده سپاسگزاری می شود ولی این واقعیت را باید پذیرفت که رشد علمی این حرفه در ایران به اندازه  سابقه اش در کشور نیست .

2- از فقر دانش و تولیدات علمی  بومی رنج می بریم و به همین دلیل  سهمی هم در تولید دانش جهانی نداریم لذا می بایست برای تولید دانش و اثرگذاری در این عرصه در ایران  باید تلاش بیشتری صورت گیرد .

3- مددکاری اجتماعی در ایران می بایست تخصصی شود که این شرایط می تواند جایگاه تخصصی خدمت اجتماعی را بیش از پیش نمایان سازد .

4- وضعیت اجتماعی کشور در حوزه خانواده ، کودکان، زنان ، سالمندان ، معلولین ، آسیب های اجتماعی ، جرایم ، بیماری ها ، سلامت اجتماعی، نشاط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و ... نگران کننده است و برای برون رفت از این شرایط یا به عبارت بهتر کنترل این شرایط بهره گیری از ظرفیت مددکاران اجتماعی در کنار سایر متخصیص می تواند تاثیرگذار باشد .

5- افزایش تعاملات با جامعه جهانی و دانشگاه ها و مراکز علمی مرتبط با مددکاری اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. گام اول جدی تحقق این موضوع از طریق برگزاری اولین کنگره  بین المللی60  سال مددکاری اجتماعی در ایران در آذر ماه 1396 برداشته شد.  گرفتن اولین کرسی جهانی در کمیته اخلاق فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی و انتختاب رییس انجمن به عنوان کمیسر اخلاق فدراسیون  گام دیگری است که  برداشته شده است و همینطور انعقاد تفاهم نامه با 9 انجمن از 8 کشور در آذر ماه سال 1396 گام دیگری برای تقویت این تعاملات می باشد.البته  در سال جاری نیز این ارتباطات گسترده تر خواهد شد . چرا که بهره گیری از دانش و تجارب جهانی و انتقال تجارب داخلی  به جامعه جهانی می تواند پویایی علمی در این حوزه را به دنبال خواهد داشت.

6- بر این باور هستم که برای تقویت جایگاه مددکاران اجتماعی در کشور می بایست در عرصه سیاستگذاری های کلان کشور حضور موثرتری داشته باشیم . در طی این چند سال انجمن مددکاران اجتماعی ایران سعی کرد  در این راه گام های اسامی بردارد ولی هنوز کافی نیست و جا برای کار زیاد است .

7- بازنگری در نظام آموزش مددکاری اجتماعی ( در دانشگاه ها و آموزش های ضمن خدمت مددکاران اجتماعی ) اجتناب ناپذیر است .

8- با توجه به بین رشته ای بودن مددکاری اجتماعی و لزوم بهره گیری از دانش سایر علوم مرتبط در این حوزه نیز مددکاران اجتماعی می بایست دانش و اطلاعات خود را افزایش دهند در غیر این صورت از سایر رشته های مرتبط عقب تر خواهند ماند. این موضوع از آنجا اهمیت بیشتر پیدا می کند که در تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی تفاوت های خاص با تعاریف قبلی ایجاد شده است.بر اساس این تعریف مددکاران اجتماعی باید نقش و سهم خود را هر جامعه ای در توسعه اجتماعی ، انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، رفاه اجتماعی ، سلامت اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی، به زیستن اجتماعی و . . . را مشخص نمایند. با اتکا به منابع علمی موجود مددکاری اجتماعی نمی تواند در تحقق اینتعیین کننده هایاجتماعی سهم به سزایی داشته باشد که نتیجه  ناکارآمدی مددکاری اجتماعی در برون رفت از شرایط اجتماعی موجود و تحقق به زیستن اجتماعی برای همه مردم خواهد بود . لذا به همین منظور ، با توجه به تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی  ضرورت بازنگری در چهار حوزه بیش از پیش احساس می شود:

الف : در حوزه آموزش و تولید دانش

ب : در حوزه ساختار اجرایی مددکاری اجتماعی

ج : در حوزه سیاستگذاری اجتماعی

د : در حوزه منابع اجتماعی (برنامه ها/خدمات)

9- مددکاران اجتماعی می بایست در حوزه مسئولیت اجتماعی و مطالعه گیری اجتماعی بیش از پیش تلاش کنند .

10- تشکیل سازمان نظام مددکاری اجتماعی می تواند حمایت های صنفی از مددکاران اجتماعی و جایگاه حقوقی آنان را تقویت کند که در این زمینه هم در گذشته پیگیری های صورت گرفته و هم حال در پیگیری است که تحقق آن نیازمند همکاری همه افراد و سازمان های موثر و مرتبط است گر چه زمان بر است ولی نباید دست از تلاش برای تحقق تشکیل این سازمان همچون سایر حوزه ها از قبیل ، پزشکی ، پرستاری ، روانشناسی ، مهندسی، منابع طبیعی و کشاورزی و ....دست برداشت .

11=- بازنگری در طرح طبقه بندی مشاغل توسط سازمان امور اداری و استخدامی با هدف ممنوعیت جذب افراد غیر متخصص در پست های سازمانی مددکاری اجتماعی و سختی کار مددکاران اجتماعی ضروری است .

12-  مددکاری اجتماعی در حوزه اقدامات با نگاه آینده نگری اجتماعی، نیازمند نوآوری و خلاقیت است.

با این امید که بیش از پیش شاهد ارتقاء شاخص های سلامت اجتماعی در جامعه باشیم تا « به زیستن اجتماعی » را تجربه کنیم .

 

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

فروردین 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/01/10
چهارمین کمپین پیشگیری ازتصادفات؛

به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم

سید حسن موسوی چلک
شناسهٔ خبر: 4248933 - 
انجمن مددکاران اجتماعی ایران به دلیل گستردگی ابعاد اجتماعی تصادفات هر ساله به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات را برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در یادداشتی به مناسبت چهارمین کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات با شعار به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم آورده است:

یکی از ویژگی های جامعه امروزی بهره گیری بیشتر از صنایع و تکنولوژی ها می باشد است که در این میان صنعت خودرو جایگاه ویژه ای دارد به گونه ای که طبق اعلام  وزیر راه و شهرسازی در سال ۱۳۵۸ تعداد یک هزار و ۲۰۰ خودرو در کشور وجود داشته ولی امروز، براساس آمارهای مراجع رسمی حدود ۲۰ میلیون خودرو شمارگذاری شده است که بر آوردها تا دو دهه آینده این رقم به حدود ۵۰ میلیون خودرو  افزایش پیدا خواهد کرد. بدون شک در چنین شرایطی علاوه بر تدوین ضوابط و مقررات قانونی می بایست نسبت به اخلاق رانندگی اخلاق حرفه ای در رانندگی هم توجه ویژه کرد. موضوعی که نشان می دهد علاوه بر رعایت قوانین و مقررات رانندگی می بایست به بایدها و نبایدهای اخلاقی که جنبه قانونی هم ندارند، توجه شود. لذا هم رعایت قوانین و مقررات و هم اصول اخلاق در رانندگی به عنوان اصول اخلاق حرفه ای در رانندگی قلمداد می شوند .

در واقع وجدان اخلاقی مردم می تواند مهمترین مولفه در توجه به این قوانین مقررات و اصول اخلاق باشد که می تواند در ارتقاء کیفی رانندگی و کاهش تصادفات و پیام های منفی ناشی از آن کمک شایان کند .تاملی بر آمار افراد فوت شده های ناشی از تصادفاات رانندگی در ده ماهه اول سال ۱۳۹۶ نشان می رسد که ۱۳۸۷۴ نفر فوتی داشتیم که ۱۰۸۸۹ نفر مرد و ۲۹۸۵ نفر زن بودند که نسبت به سال ۱۳۹۵ در همین  زمان۴ درصد تغییرات مثبت داشته است ( سال ۱۳۹۵ تعداد فوتی در دهه ماهه اول سال ۱۳۸۲۵ نفر ). در سال های گذشته تعداد این فوتی ها کمتر شده است و از حدود ۲۷ هزار نفر در  سال های قبل به حدود ۱۶ هزار نفر در سال ۱۳۹۵ کاهش  یافته است. اما این عدد نیز بسیار بالاست. آمار مجرومین در سال ۱۳۹۵ به تعداد  ۳۳۷۳۰۷۱ نفر نیز بسیار نگران کننده است که نباید به راحتی از  کنار آن گذشت. با توجه به ابعاد اجتماعی ( پیامد های اجتماعی تصادفات  از قبیل: افزایش زنان سرپرست خانوار، کودکان بی سرپرست، معلولین، تعداد زندانیان و . . . در کشور و مشکلات مالی که برای خانواده ها ایجاد می کند ایجاب می کند که پیشگیری اجتماعی پیش از بیش مورد توجه قرارگیرد.

لذا انجمن مددکاران اجتماعی ایران به دلیل گستردگی ابعاد اجتماعی تصادفات هر ساله به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی کمپین پیشگیری اجتماعی از تصادفات را برگزار می کند که با توجه به این که  شعار سال آینده این انجمن «مددکاری اجتماعی و اخلاق اجتماعی» است شعار کمپین  سال ۱۳۹۷را نیز با همین  محور« بیاییم به اخلاق در رانندگی پایبند باشیم» انتخاب کرده است تا در زمینه اهمیت توجه به اخلاق در رانندگی اطلاع رسانی و  آگاه سازی کند.

  • بیاییم برای لذت بیشتر بردن از رانندگی و سفر:
  • احترام به مردم مسافران را تکریم کنیم
  •  گذشت در رانندگی را جدی بگیریم
  • خوش خلقی هنگام رانندگی را اهمیت دهیم
  •   به مسافران خوش آمد بگوییم
  • فضای پر از آرامش را در طول رانندگی و سفر  برای خود، خانواده و مسافران خود ایجاد کنیم
  •  هنگام رانندگی تنش ایجاد نکنیم 
  • از درگیری فیزیکی در صورت بروز تصادفات پرهیز کنیم
  • به یکدیگر توهین نکنیم
  • یکدیگر را تهدید نکنیم
  • یکدیگر را تمسخر نکنیم
  • به قانون و مقررات پایبند باشیم
  • به حقوق دیگران در رانندگی احترام بگذاریم 
  • با رانندگان دیگر لجبازی نکنیم
  • دشنام ندهیم
  • وقت شناس و منظم باشیم
  • خودروی خود را تمیز نگه داریم
  • حریم افراد را نگه داریم و  زندگی خصوصی خودمان را  فاش نکنیم
  • شوخی بیجا نکنیم
  • بهداشت فردی و خودرو را رعایت کنیم
  • به مسافران دارای نیازهای خاص توجه بیشتر شود (سالمندان ، معلولین ، بیماران خاص و . . . )
  • مدارا در رانندگی را مد نظر قراردهیم
  • انتقادپذیر باشیم
  • شنونده خوب باشیم
  • اگر تاخیر داشتیم عذرخواهی کنیم
  • اگر اشتباه کردیم عذرخواهی کنیم و اشتباه خود را ببندیم
  • از درگیری با مسافر پرهیز کنیم
  • خبرگزاری مهر/20 اسفند 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/20

شادبودن به همین آسانی است؟

سیدحسن موسوی چلک*

وقتی به حرکت جوامع نگاه می‌کنیم، همیشه شاهد توسعه فناوری، تکنولوژی و گسترش و تولید دانش جدید هستیم به گونه‌ای که دسترسی به اطلاعات، سرعت اطلاعات، امکان بهره‌گیری از ظرفیت تکنولوژی و در کنارش فضای مجازی که این روزها بحث داغی دارد را فراهم می‌کند. این فضا اجتناب ناپذیر است. همانطور که با آمدن رادیو شاهد یک تغییر در فضای ارتباطی و اطلاعاتی بودیم، تلویزیون و ماهواره و اینترنت هم به گسترش این فضا افزود و امروز هم شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به سرعت بیشتری در بدنه جامعه تاثیر می‌گذارند. پس امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که IT و فضای مجازی ویژگی اجتناب ناپذیرش محسوب می‌شود و این فضا به‌گونه‌ای نیست که آسان بتوان آن را به شکل دلخواه درآورد. ما امروز مجبوریم در جامعه‌ای زندگی کنیم که فضای مجازی یک بخش محوری تبادل اطلاعات و حتی انجام امور محسوب می‌شود به طوری که ثبت نام دانشگاه، انجام کارهای بانکی، اخذ گذرنامه و کارهای مشابه از طریق همین سامانه مجازی است. لذا فضای مجازی یک فرصت است و جایی که تدابیر لازم را چه در عرصه سیاستگذاری و چه در عرصه اجرا برای استفاده از این فضای مجازی اتخاذ نکنیم به تهدید تبدیل می‌شود. ممکن است دو نفر در خانواده درگیر فضای مجازی باشند و یک نفر کلاهبرداری کند و دیگری استفاده علمی. آنچه مهم است اینکه قبل از ورود به فضای مجازی یا قبل از ورود به فناوری‌های جدید، اطلاعات لازم راجع به ویژگی‌ها، نقاط قوت و تدابیری که باید اتخاذ شود را در اختیار مردم بگذاریم. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که فیلترینگ فضای مجازی چندان جواب نمی‌دهد. شاید به صورت مسکن اثرگذار باشد اما عملا اثربخشی لازم را ندارد. لذا باید استراتژی را عوض کنیم و به گفته وزیر کشور قلع و قمع فضای مجازی، استراتژی محکوم به شکست است. مشابه این کار را در مورد ماهواره انجام دادیم و بارها به جمع آوری دیش‌ها اقدام کردیم اما موثر نبود. درواقع با اتخاذ این رویکرد اهمیت قوانین را کمرنگ می‌کنیم. با نگاهی به تلویزیون این سوال ایجاد می‌شود که چرا شب عید یا ماه مبارک رمضان تعداد بیننده‌های این رسانه بیشتر می‌شود؟ پاسخ روشن است، چون جذابیت دارد. «خندوانه» و «دورهمی» دو برنامه‌ای که به رغم اینکه نقد بر آنها وارد است اما با برخی جذابیت‌ها توانستند بیننده را جذب کنند. ذهنیت عموم جامعه درباره تلویزیون این است که گارد سیاسی دارد. درحالی که هرجا اعتماد بیشتر باشد بهره برداری هم بیشتر صورت می‌گیرد. اگر برنامه‌ها جذاب باشد، معمولا مردم رغبت بیشتری برای نگاه کردن به رسانه خودمان و بهره‌برداری از سایر ظرفیت‌های رسانه خواهند داشت. در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که یک ظرفیت در کشورمان داریم که هم ظرفیت دینی است و هم ظرفیت ملی اما در خیلی از مواقع ترویج دهنده غم بوده‌ایم. چقدر ظرفیت‌های فرهنگی این سرزمین را ترویج کرده‌ایم؟ شایسته سالاری، اعتماد، عدم تبعیض، توجه به حقوق شهروندی، پاسخگویی و فاصله کم مردم و مسئولان می‌تواند روی نشاط تاثیر بگذارد اما ما چقدر روی این موضوعات کار کرده‌ایم؟ شادی آنی و گذراست. نشاط فقط خندیدن نیست. ما باید برنامه داشته‌ایم که بخشی از آن همان سیاستگذاری‌هاست که باید تقویت کنیم و بستر لازم را فراهم آوریم. بگذاریم جشن اقوام برگزار شود. ما امروز بیش از هر زمانی به دلیل سبک زندگی مان نیاز به خلق شادی داریم. با ممانعت از برگزاری کنسرتی که هم شعرش مجاز است و هم خواننده‌اش، گسترش زیرزمینی آن را سبب می‌شویم. خشونت در کشور ما دومین پرونده قضائی است. مدارس، محیط‌های اجتماعی، روانشناسی شهر، پوشش، روابط اجتماعی و محیط کارمان شادی گریز است. خودبه‌خود در روابط بین فردی خانواده‌هایمان هم همین فضا ایجاد می‌شود. قبلا شاهد شب نشینی خانواده‌ها بودیم. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با اینکه سواد تحصیلی کمتری داشتند اما سواد زندگی‌شان بیشتر بود. با اینکه بخشی از این تغییرات به سبک زندگی و گسترش تکنولوژی بستگی دارد، در کنارش به گفته وزیر بهداشت 24 درصد مردم از اختلال روانی رنج می‌برند که نشان دهنده کم‌کاری روی نشاط، سلامت روان، تعلق فرهنگی و اجتماعی است. ما روی مطالبات اجتماعی چندان کار نکرده‌ایم و این مشکلی جدی است که با آن مواجهیم. منظور از نشاط، بی‌قیدی و خروج از قوانین فعلی کشور نیست بلکه باید قوانین را بازنگری کنیم. اجازه دهیم فضای اجتماعی شادتری اتفاق بیفتد. فقط کافی است ظرفیت سازی کنیم تا مردم خودشان فضای شاد ایجاد کنند. روی مدارس بیشتر کار کنیم. مدارس شادی گریز هیچگاه نسل شادی را تربیت نخواهند کرد. برای شاد بودن نباید منتظر دولت باشیم. آری آری، شاد بودن به همین آسانی است! به قول قدیمی‌ها یک دل شاد باشد در بیایان هم می‌توان زندگی کرد. لذت و کیفیت زندگی‌مان مطلوب نیست که یک بخشی به خودمان و بخشی هم به سیاستگذاری‌ها برمی‌گردد. هندی‌ها با حداقل امکانات معیشتی ولی عادت کرده‌اند که زندگی شادی داشته باشند. مشکلات برای همه هست اما با مشکل هم می‌توان شاد زندگی کرد. جامعه‌ای که شفافیت و سلامت کمتری دارد مردم بیشتر در خود فرو می‌روند.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/30 بمن 96/صفحه 16

۲۱۳۹۴۶ | تاریخ۱۳۹۶/۱۱/۳۰ - شماره3546

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/12/1

سلام به فردا

 مردم باید برای مدیریت بحران توانمند شوند

نویسنده: سیدحسن موسوی چلك

 *
یکی از انتظاراتی که مردم از مدیریت شهری دارند، ارائه خدمات مناسب در عرصه های مرتبط با حوزه شهری و به ویژه در شرایطی است که اتفاقاتی رخ می دهد که از آنها با عنوان بحران یاد می کنیم. بخشی از بحران ها ناشی از حوادث طبیعی مانند سیل، زلزله و توفان است که در کشور ما با توجه به تصویب قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران و تشکیل این سازمان، مدیریت این کار در کلان شهر تهران بر عهده شهرداری است برخلاف سایر استان ها که فرمانداری و استانداری و خود اداره کل مدیریت بحران درگیر آن هستند؛ در تهران مسئولیت آن به شهرداری سپرده شده است، به دلیل آنکه ظرفیت هایی که شهرداری برای اعمال مدیریت در این حوزه دارد، به مراتب بیشتر از دیگران است. به نظرم این تصمیم درستی بود. به همین دلیل سازمان مدیریت بحران در شهرداری شکل گرفته است. طبیعتا انتظار مردم این است که اگر بحرانی اتفاق می افتد، مدیریت شهری بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن اعمال مدیریت صحیح داشته باشد؛ به گونه ای که بحران حادتر نشود و در زمانی کوتاه تر مدیریت شود و عوارض کمتری برای مردم داشته باشد و بازتوانی و خروج از آن مرحله بحران هم با کیفیت بهتری انجام شود. بخش دیگر، بحران هایی است از آن نوع که به ویژه در تهران در زمان بارش باران، سیل می گیرد یا با باریدن برف، همه جا بسته می شود؛ با وجود آنکه معمولا هواشناسی از قبل هشدارهایی می دهد و اعلام می کند وقوع این نوع حوادث مانند سیل یا برف اجتناب ناپذیر است و احتمالش خیلی بالاست. در این شرایط انتظار می رود که حوزه مدیریت شهری به گونه ای عمل کند که سرعت عمل داشته باشد و آمدن برف یا باران شدید خلل جدی در کارها و تردد ایجاد نکند. این نکته محدود به اتفاقات شب گذشته و امروز نیست. در دوره های قبل هم مدیریت بحران عقب تر از این شرایط بوده است؛ امری که ممکن است نارضایتی ایجاد کند و اعتماد مردم به مدیریت شهری برای اعمال مدیریت بحران را ضعیف کند. نمونه اش حادثه ساختمان پلاسکو بود. پلاسکو در تهران نمونه ای از اعمال مدیریت بحران بود که الان که یک سال از آن زمان گذشته، نارضایتی از چگونگی مدیریت حادثه پلاسکو همچنان در جامعه وجود دارد. فراموش نکنیم که مدیریت شهری بدون جلب اعتماد و رضایت مردم، امکان جلب مشارکت مردم برای اعمال هوشمندانه تر مدیریت شهری در حوزه های مختلف را ندارد. انتظار این است که در این حوزه شهرداری و شورای شهر هم تصمیم های سیاست گذاری مناسبی اتخاذ کنند و هم برنامه های اجرائی مناسبی داشته باشند تا رضایت بیشتر مردم را با ارائه خدمات به موقع به ویژه در شرایط بحران جلب کنند. اگر مدیریت شهری بتواند بستری را فراهم کند که مردم در محلات این توانمندی ها را به دست آورند، کمک می کند که در چنین شرایطی مردم هم کنار مدیران و مسئولان شهری باشند، وابستگی کمتر به حضور مسئولان مدیریت شهری داشته باشند و خود بتوانند برای اعمال بهتر مدیریت بحران در چارچوب سیاست های مدیریت شهری مشارکت کنند. تقویت این ظرفیت و توانمندسازی مردم در این عرصه می تواند بسیار ماندگار باشد. اگر بحرانی اتفاق بیفتد و با تمام تلاش آن را مدیریت کنیم، باز هم در بحران دیگر باید به همین میزان انرژی بگذاریم، اما اگر مردم را تقویت و توانمند کنیم، هر زمان که بحرانی ایجاد شود، این توانمندی مردم به کار خواهد آمد و به صرفه جویی در زمان و هزینه و نیروی انسانی کمک خواهد کرد تا مدیریت شهری از این ظرفیت مردمی استفاده کند و در کوتاه ترین زمان ممکن مدیریت بهینه را به عمل بیاورد.

    * رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

    روزنامه شرق ، شماره 3073 به تاریخ 9/11/96، صفحه 16 (روزنامه فردا

لینک کوتاه به این مطلب:

     
 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/11/11

تعیین‌کننده‌های اجتماعی لازمه ایجاد امنیت

حسن موسوی چلک*

در دنیایی زندگی می‌کنیم که فضای مجازی جزو لاینفک آن محسوب می‌شود. با نوآوری‌هایی که در بخش‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری انجام می‌شود، مسیر دسترسی به اطلاعات، سرعت ارائه خدمات و مولفه‌های دیگری مثل ارزان‌بودن هم دارد. طبیعتا در دنیای کنونی، فضای مجازی در عرصه‌های مختلف کار را برای مردم آسان‌تر کرده است. البته این به منزله ندیدن نقاط منفی‌اش نیست. مثلا همین الان خیلی از کارهای اداری را از طریق این شبکه‌ها انجام می‌دهیم. ثبت‌نام کنکور، یارانه و انجام کارهای بانکی از این طریق است. درواقع این یک فرصت و ظرفیتی است که ایجادشده و نمی‌توان با این ظرفیت جنگید؛ یعنی با رویکرد سلبی نمی‌توان مردم را از دسترسی به این بخش منع کرد. منع آن نه‌تنها کمک‌کننده نخواهد بود بلکه مردم تحریک می‌شوند تا از راه‌های دیگر به این شبکه‌ها دسترسی پیدا کنند. در حال حاضر خیلی از کاربران با فیلترشکن کارهایشان را انجام می‌دهند. شاید به‌صورت مقطعی دسترسی مردم به اطلاعات محدودتر شود اما اتفاقا خود این کار یعنی وقتی محدودیت ایجاد می‌کنیم این سوال را ایجاد می‌کند که مگر چه خبر است و از چه چیزی نگرانی وجود دارد؟ و همین باعث می‌شود راه‌های دیگری را برای به‌دست آوردن اطلاعات در این بخش پیدا کنند و مراجع رسمی انعکاس اخبار و اطلاعات ایران کمتر مورد اعتماد واقع شوند و نتیجه معکوس دارد. لذا نمی‌توان با شبکه‌های اجتماعی جنگید. این درحالی است که روسای جمهور و وزرای کشورهای مختلف هم از شبکه‌های اجتماعی استفاد می‌کنند. در بحث برجام به یاد داریم دکتر ظریف لحظه‌به‌لحظه توئیت می‌کرد و مردم را در جریان مذاکرات قرار می‌داد. دنیا، دنیای فناوری است و دنیایی است که با استفاده از این ظرفیت، سرعت ارتباطاتمان را گسترش می‌دهیم و تقویت می‌کنیم. لذا وقتی فیلتر می‌کنیم، خود این یعنی تقویت نگاه امنیتی. حتی اگر کشورهای دیگر هم این کار را کرده باشند، گاهی مواقع برای اینکه خودمان را قانع کنیم؛ می‌گوییم مثلا انگلیس هم این کار را کرد، اما این اتفاق هر جای دنیا که باشد این پیام را دارد که مگر قرار است چه چیزی پنهان شود که فیلتر شدید شده؟ هرچند وزیر ارتباطات هم از جهت اختلال در کسب‌و‌کار کاربرانی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، عذرخواهی کرده و قول مذاکرات در جهت رفع این مشکل را داده اما توجه به این نکته ضروری است که این فناوری‌ها ساخته فکر انسان است و مثل هر سازه‌ای ضد آن هم ساخته می‌شود. سیاستمداران ما تعیین‌کننده‌های اجتماعی برای ایجاد امنیت و توسعه اقتصادی را همیشه فراموش می‌کنند. با پژوهش‌هایی که درباره سرمایه اجتماعی انجام داده‌ایم، روشن شد که وضعیت ما چندان مطلوب نیست. اما آقایان نمی‌خواهند تعیین‌کننده‌های اجتماعی را باور کنند. الان خود آقای رئیس‌جمهور یا رئیس مجلس با چند نخبه اجتماعی ارتباط دارند. باید مطالبات اجتماعی مردم شنیده شود نه اینکه با نشنیدن عمق نارضایتی بیشتر شود و آن وقت وقتی سر باز می‌کند مثل عفونتی است که آن را می‌بینیم و کار خودش را می‌کند. در همین جامعه کدام مدیر اجتماعی به آقایان هشدار داده است؟ برای اینکه دائما مدیر اقتصادی و سیاسی می‌گذاریم. این درحالی است که در حوزه اجتماعی یک مدیر با دانش اجتماعی پیدا نمی‌کنیم. اتفاقا اینها اشتباهات استراتژیکی است که ما داریم انجام می‌دهیم و نتیجه این اشتباهات و گذاشتن مدیران ناکارآمد در حوزه اجتماعی نمی‌تواند مدیریت سیاسی و امنیتی را کمک کند که به موقع شناسایی و دخالت کند. ما روی این بخش کار نکرده‌ایم. باور کنید حتی اگر بخواهیم توسعه اقتصادی و امنیت اجتماعی پایدار داشته باشیم، باید سرمایه اجتماعی را بالا ببریم. شما در شاخص‌ها نگاه کنید که سطح اعتماد به دولت البته دولت نه‌فقط به معنای قوه مجریه چقدر است؟ مدیر سیاسی می‌گذاریم که فاقد تخصص لازم است و فکر می‌کنیم که همه چیز گل و بلبل است اما نیست. مطالبات اجتماعی ما مطالبات واحده‌ای نیست. این مطالبات مانده از قبل است ولی ما نخواستیم این صدا را بشنویم چون فکر می‌کنیم هرچه اقتصاددانان می‌گویند درست است! اما اقتصاد یک بخش کار است. آیا همه اینها که به خیابان آمده‌اند، مطالبه اقتصادی دارند؟ خیر، اینها مطالبات و خواسته‌های نهفته شده است و شما نخواستید اینها شنیده شود. مگر می‌شود مطالبات اجتماعی را بی‌پاسخ گذاشت؟ به‌نظرم باید اجازه داد مطالبات اجتماعی مردم مطرح شود و با مردم شفاف‌تر و صادق‌تر باشیم. نباید همه تیترهایمان «اغتشاشگر» باشد. نباید به کسی که مطالبات اقتصادی داد اغتشاشگر گفت که واکنش تندتری از خود نشان دهد. باور کنید برخی از این معترضان مطالبه دارند. البته قطعا برخی منتظر فرصت سوء استفاده هستند ولی قبول کنیم که همه اینها اغتشاشگر نیستند. وقتی برخورد شفافی با مفسدان اقتصادی نمی‌شود، بی‌اعتمادی ایجاد می‌شود. مگر ما همان مردمی نبودیم که اگر یک شهید می‌دادیم، پیشانی فرزند را می‌بستیم و روانه جبهه می‌کردیم؟ هیچ مطالبه‌ای هم نداشتیم. در هر حوزه‌ای که اعتماد اجتماعی پایین می‌آید، مدیریت سخت و دشوار می‌شود. به‌نظرم دولتمردان ما نمی‌خواهند این صداها را بشنوند، چون اطرافشان پر از آدم‌هایی است که تفکر صرف اقتصادی دارند. نتیجه هم همین می‌شود که شد. ما می‌خواستیم 9 دی برگزار کنیم که وحدت ملی اتفاق بیفتد اما نمی‌دانیم که سال بعد 9 دی را جشن بگیریم یا نگیریم؟ نباید اجازه دهیم که هر کسی در هر استانی هرچه فکر می‌کند درست است را انجام دهد. در مشهد چه اتفاقی افتاد؟ از موضوع کنسرت در نظر بگیرید تا الان که از مشهد شروع شد. ما اگر با جناح سیاسی حاکم در قوه مجریه به هر دلیلی مخالفت داریم به این منزله نیست که منافع ملی را فدا کنیم. ما باید به بلوغ سیاسی برسیم و در این میان منافع ملی مهم است. ما نباید اجازه دهیم هیچ‌کس در هیچ‌منصب و در هیچ‌زمان و منطقه‌ای، منافع و امنیت ملی را فدای خواسته‌های فردی و جناحی و سیاسی خود بکند حتی اگر قدرت دارد. جامعه را نمی‌شناسند و با مطالبات و خواسته‌های مردم فاصله دارند. ما حوزه اجتماعی و مطالبات اجتماعی را شوخی می‌گیریم درحالی که این مطالبات بدین صورت سر باز می‌زند. باید صادقانه با مردم حرف زد. مردم که دنبال انقلاب نیستند. آنها یکسری مطالبات نهفته دارند که خسته شده‌اند. از داستان تکراری اختلاس‌ها و تبعیض‌ها و حقوق‌های آن‌چنانی به تنگ آمده‌اند. نتیجه هم این می‌شود که آب که از سر بگذرد، چه یک وجب و چه صد وجب. به هر صورت دیوار اعتماد که ترک بردارد به‌راحتی ترمیم نمی‌شود ضمن اینکه در آن سوی مرزها هم بستر را مناسب می‌بینند و بهره‌برداری‌های خود را می‌کنند. ترامپ توئیت می‌کند، عربستان پول می‌دهد و...

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/ کد خبر: ۲۰۹۱۸۸ | تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۱۴ - شماره: 3508

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15
نقش ناامیدی در بروز مشکلات اجتماعی
سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران

اتفاقی که در چند روز اخیر افتاده، از چند زاویه قابل بررسی است. یکی از نکات مهم به نظر من مؤلفه‌های اجتماعی یا ابعاد اجتماعی مسئله است. درواقع مطالبه‌گری اجتماعی مردم یک مسئله است. گرچه مبنا در ابتدا تقاضا‌های اقتصادی بود، اما بعد ابعاد اجتماعی آن پررنگ‌تر شد. این نشان می‌داد که مردم می‌خواستند مطالبه‌گری را تمرین کنند. بحث بعدی، بحث اعتماد بود. هرچه در جامعه شفافیت بیشتری داشته باشیم، اعتماد بیشتری در آن خواهد بود. افزایش اعتماد می‌تواند فرصتی برای ایجاد امنیت برای جامعه باشد، چون در سایه اعتماد است که مشارکت صورت می‌گیرد. نکته بعدی، روش مطالبه‌گری بود. آیا ما باید با دعوا مطالبه‌گری کنیم یا با شکل‌های دیگر هم امکان‌پذیر است. به‌نظر من روشی که انتخاب شده، روشی است که پیامدهای منفی مانند تخریب اموال عمومی در آن خیلی زیاد بوده، بنابراین واکنش‌ها نسبت به تخریب اموال عمومی بیشتر به چشم آمده است. بحث بعدی اینکه در این‌گونه حوادث اگر گوش شنوایی داشته باشیم و راه‌های پیگیری حقوق شهروندی مشخص و نهادینه شده باشد و مسئولان، هم شنونده و هم پاسخ‌گو باشند، شاید کار به اینجا نمی‌کشید که مردم مطالبات خود را کف خیابان اعلام کنند. این پیامی مشخص دارد؛ اینکه برخی مدیران ما معمولا علاقه‌مند به پاسخ‌گویی نیستند. بحث بعدی هم اطمینان است. اگر مردم به اجرای درست قوانین از سوی مسئولان اطمینان داشته باشند، قطعا به این شکل طرح دعوا نمی‌کنند و این عدم اطمینان باعث می‌شود که مردم رفتارهای دیگری را به‌جای رفتار‌های از مجاری قانونی در پیش بگیرند. گرچه در این فرایند بخشی از واقعیت‌ها گفته شد، اما سوء‌استفاده‌هایی نیز صورت گرفت که نمی‌توان منکر آن شد. به هر صورت مردم دردهایی دارند که اگر نخواهیم بشنویم، معلوم است که این دردها یک‌جا سر باز کرده و به بیرون درز خواهند کرد. از منظر مددکاری باید بگویم که بخشی از این مشکلات نتیجه ناامیدی است. ما مددکارها هم از این ناامیدی تأثیر می‌پذیریم. در جامعه‌ای که امید نباشد، هر اتفاقی ممکن است بیفتد. همچنین فقر مطرح است که ارتباط مستقیم با معیشت دارد. بخش اصلی دغدغه مردم معیشت بود. اگر نتوانید فقر را مدیریت کنید، هر اتفاقی در جامعه ممکن است بیفتد. در مددکاری از موضوع فقر نیز تأثیر بسیار می‌پذیریم. جامعه‌ای که در آن رفاه باشد، قطعا آسیب‌های اجتماعی کمتر و ا‌عتراض‌های اجتماعی کمتری دارد. جامعه‌ای که در آن پویایی اجتماعی وجود دارد و مطالبه‌گری اجتماعی نهادینه شده است، مشکلات اجتماعی در آن کمتر خواهد بود. 

مسئله مهم دیگر از منظر حرفه مددکاری، مناطق حاشیه‌نشین است. هرچقدر در این نوع سکونتگاه‌ها کار کنیم و مردم را امیدوارتر کنیم، کمتر شاهد این نوع پیامدهای اجتماعی در جامعه خواهیم بود. یکی از مؤلفه‌ها در شهر مشهد این بود که بخش بزرگی از مردم در این ناآرامی‌ها ساکن سکونتگاه‌های غیررسمی یا حاشیه‌نشین بودند و مناطقی که کمتر به رفاه آنها توجه شده بود. نهادینه‌شدن بی‌اعتمادی، عوارضی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت که اوضاع اجتماعی، سیاسی و امنیتی از آن تأثیر می‌گیرد و مددکاری اجتماعی نیز قطعا از آن تأثیر منفی می‌پذیرد.

منبع: روزنامه شرق/14 دی 96





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/15

پیام تقدیر رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به مناسبت برگزاری اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران

به نام خدایی که در این نزدیکی است”

“همه شما در این اتفاق تاریخی مددکاری اجتماعی سهیم هستید”

خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داد تا اولین کنگره بین المللی ۶۰ سال مددکاری اجتماعی در ایران در تاریخ های ۲۷ و ۲۸ آذرماه ۱۳۹۶ با حضور دبیرکل فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی؛رییس منطقه آسیا و اقیانوسیه،معاون اروپا و نماینده فدراسیون در سازمان ملل و مسوولین و اعضا انجمن های کشور های محتلف و اساتید بزرگ مددکاری اجتماعی و مسوولین،اساتید، پیسکسوتان و اعضا انجمن مددکاران اجتماعی ایران را در تهران با شکوه هر چه تمام تر برگزار نماییم.بدون شک همراهی و همکاری ارزنده دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی و حضور بی سابقه و پرشور مددکاران اجتماعی داخلی و میهمانان خارجی در بالاترین سطوح مسوولیتی در حوزه مددکاری اجتماعی در جهان و تلاش ستودنی اعضا هیات مدیره  و داوطلبین فعال و اصحاب رسانه، تنوع برنامه ها و کیفیت مطالب ارایه شده در دو روز برگزاری کنکره موجب شد تا این اتفاق خوب و بی نظیر بعد از ۶۰ سال در ایران عزیز اسلامی بیفتد.مستند سازی اقدامات ۶۰ سال گذشته و تولید دانش در حوزه مددکاری اجتماعی و ترسیم چشم انداز بیست سال آینده مددکاری اجتماعی در ایران و تجلیل از مددکاران اجتماعی و مدیران موثر در حوزه های قضایی،انتظامی،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و انعقاد تفام نامه با ۹ انجمن از ۸ کشور و بازدید میدانی میهمانان خارجی از فعالیت های مددکاران اجتماعی و … موجب شده تا نگاه جامعه جهانی به ظرفیت های مددکاری اجتماعی در ایران تغییر کند.اگر قبل از کنگره بیشتر از طریق گزارش های مکتوب انجمن با فعالیت های مددکاری اجتماعی در ایران آشنا بودند ولی این کنگره و برنامه های جانبی  آن  و ارتباط با مسوولین و مددکاران اجتماعی موجب شد تا شناخت آنها بصورت عینی و عملی عمیق تر شود بگونه ایی که بارها اعلام کردند که ظرفیت مددکاری اجتماعی ایران بیش از آن چیزی است که می شناختند و حتی دبیر کل فدراسیون اعلام کردند که “فدراسیون بدون ایرانی جهانی نمی شد” و بسیاری از میهمانان نیز به نوعی ابراز تعجب و تحیر می کردند.البته اگر هوشمند باشیم نباید به این نکات بسنده کنیم و فقط دلخوش به شیرینی های برگزاری کنگره باشیم.گر چه برای یک تشکل غیردولتی برگزاری چنین کنگره ایی با شکوه و منظم خود موفقیت بزرگی محسوب می شود ولی موفقیت واقعی زمانی است که در تولید دانش، سیاستگذاری و …. در جهان هم آثار ماندگار بر جای بگذاریم در غیر این صورت فقط خاطره ایی ثبت کردیم.

حال که ابن کنگره به پایان رسید لازم می دانم از همه کسانی که به شکل های مختلف در برگزاری همکاری کردند، حضور پیدا کردند و حتی کسانی که حضور پیدا نکردند ولی در حوزه مددکاری اجتماعی کشور تاثیر گذار بودند، سپاسگزاری نمایم(اجازه دهید به دلیل تعداد زیاد از کسی ذکر نام نکنم) و بابت همکاری و تاثیر گذاری ارزنده شان،  با افتخارجلوی شان سر تعظیم فرود بیاورم.

با این امید که بتوانیم بیش از پیش نقش مددکاران اجتماعی را در “ارتقاء مستمر کیفیت زندگی” و ” توسعه شاخص های اجتماعی” بشناسیم تا مردم در کره خاکی “به زیستن اجتماعی”را تجربه کنند.انشاءا…

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و دبیر علمی کنگره





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/11
درس‌آموخته‌هایی از زلزله بم

اما در زمان زلزله، خیلی‌ها برای كمك به بم آمده بودند كه مهارت كافی برای این كار را نداشتند. نیت‌شان خیر بود اما فقدان مهارت كافی باعث شده بود كه گاهی اوقات حتی مزاحم كارهای حمایتی و امدادی شوند. حضور پر شمار این افراد نه تنها در بسیاری اوقات كمكی به مدیریت پس از بحران نكرد بلكه خیلی جاها مدیریت این افراد موجب دردسر مسوولان شده بود. یكی دیگر از نكاتی كه در بم خودش را نشان داد؛ مساله ناهماهنگی بین دستگاه‌های اجرایی بود. ضعف مدیریت بحران و فقدان برنامه‌ریزی بین‌بخشی كاملا احساس می‌شد. البته در منطقه «بروات» آشفتگی مدیریتی به دلیل حضور نیروهای ارتش كمتر بود. فعالیت‌های امداد و نجات از ناهماهنگی و موازی‌كاری شدید رنج می‌برد. برای مثال هر سازمانی برای خودش كمك‌رسانی می‌كرد و باعث شده بود برخی حادثه‌دیدگان چند بار كمك دریافت كنند و كسانی دیگر اصلا كمك دریافت نكنند یا كمك كمتری دریافت كنند. در بم كمبود اعتماد مردم به نهادهای قانونی كمك‌كننده موجب شده بود هر كسی برای كمك، خودش دست به كار شود. یعنی همان اتفاقی كه در كرمانشاه تكرار شد. در حالی كه گاهی نرفتن ما به صحنه حادثه بیشتر كمك‌كننده است تا حضورمان.

همه مات بحران شده بودند. مدیریت سوگ در بحران مساله‌ای كاملا تخصصی است كه باید با استفاده از شیوه‌های علمی به افراد آسیب‌دیده كمك شود تا از نظر روانی تخلیه شوند و بتوانند از این وضعیت عبور كنند. 

در بخش پایانی باید یادآور شوم كه در زلزله بم بیشتر روی ساخت وساز فیزیكی كار انجام شد و به پیامدهای اجتماعی بی‌توجهی صورت گرفت. كلیت كار این است كه هنوز نمی‌دانیم در زمان وقوع بحران در چه زمانی باید چه خدمتی را ارایه كنیم.

روزنامه اعتماد/5 دی ماه 96


تجربیاتم را مستند كردم. بلافاصله گزارش مفصلی برای مسوولان مرتبط تهیه كردم و هنوز هم آن گزارش را دارم. اما عموما اینگونه نیست كه تجربیات‌مان را ثبت كنیم. تكرار اشتباهات مشابه در سوانح مشابه كم نداریم. گرچه مقداری امدادرسانی منظم‌تر شد اما اگر به طور دقیق نگاه كنیم، ما از تجربه‌های‌مان درس نمی‌گیریم. همان اشتباهات را در حوادث بعدی تكرار می‌كنیم. چنان كه در كرمانشاه و ورزقان هم با وجود نظم بهتر باز هم همان اشتباهات تكرار شد.


رییس انجمن مددكاران اجتماعی ایران





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/10/6
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
امتیاز خبر: 90 از 100 تعداد رای دهندگان 4084
سیدحسن موسوی‌ چلک در روزنامه شرق نوشت: موضوعی که در کشور با آن مواجه هستیم، فقر است که هیچ‌کس در هیچ جناحی نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع در عرصه‌های مختلف زندگی افراد آثار خود را نشان می‌دهد. با توجه به شرایط اقتصادی کشور و نگرانی‌های مردم و مسئولان در این حوزه، موضوع فقر به مراتب جدی‌تر از قبل مورد توجه مسئولان قرار گرفته است.
 
علت توجه این است که گسترش فقر ممكن است به شکل‌های مختلف زمینه نارضایتی از مدیریت کشور را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، هر اقدامی که منجر به افزایش هزینه‌های مردم شود، به نوعی ممکن است زمینه نارضایتی مردم را بیشتر کند که خود این نارضایتی با امنیت هم ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد. بنابراین همه دولت‌ها تلاش می‌کنند که این نارضایتی کمتر شود.

افزایش قیمت یک قلم کالا در طول چند سال شاید روندی طبیعی باشد. در چند سال گذشته افزایش قیمت نان نداشتیم ولی گاهی اوقات این افزایش اگر در زمانی نامناسب انجام شود، ممکن است عوارض به‌مراتب شدیدتری داشته باشد. نگاه‌های سیاسی هم بالاخره وجود دارد و خواه و ناخواه این نگاه‌ها می‌تواند به مدیریت کشور ضربه بزند و طبیعتا برای اینکه نارضایتی کمتر شود، دولت باید تصمیم بگیرد که یارانه را در این بخش افزایش بدهد یا تصمیم بگیرد قیمت را افزایش بدهد. در مواقعی هر دو کار را با هم انجام می‌دهد و قیمت را کمتر افزایش می‌دهد، اما واقعیت این است که امروز موضوع فقر و نگرانی‌های ناشی از آن در حوزه اقتصاد یک نگرانی جدی است. دولت تلاش می‌کند با تدبیر در این شرایط کاری کند که به مردم کمتر فشار بیاید؛ با وجود آنکه شرایط اقتصادی خوبی نداریم، تهدیدهای بیرون از کشور را داریم و دولت باید صندوقش را حفظ کند تا بتواند پشتوانه‌ای برای کشور در شرایط بحران باشد.
چون مردم هر روز با نان سروکار دارند و نان ممکن است بیشترین بخش مواد غذایی خانواده‌های فقیر را دربر بگیرد، حساسیت به این موضوع بیشتر است. برای خروج از این مشکل یا باید منابع تزریق شود یا افزایش قیمت داده شود.
 
در هر جامعه‌ای معمولا هر چقدر مردم شرایط را بهتر درک کنند، با مدیریت کلان کشور در این حوزه همراهی و همکاری بیشتری خواهند داشت؛ بنابراین اعتماد مردم به حاکمیت، همراهی آنها را در این بخش بیشتر خواهد کرد. در شرایط سخت مردم یاد می‌گیرند که بتوانند فشارها و سختی‌ها را تحمل کنند و مدیریت بحران انجام دهند که این تاب‌آوری اجتماعی موضوعی بسیار جدی است.
 
شاید دولت بتواند در قالب یارانه‌های پرداختی بخشی از فشار را بر مردم کمتر کند اما به‌نظر من با توجه به پرداختی‌های مستمر بر دوش دولت، این کار مقداری دشوار است، بنابراین امکان اینکه از ذخایر و صندوق‌ها برای پوشش آن استفاده شود، زیاد نخواهد بود. هر کشوری که بخواهد در حوزه اقتصاد از چرخه بحران خارج شود، بیش از هر چیز تاب‌آوری اجتماعی است که به آن کمک می‌کند.
منبع: روزنامه شرق/9 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/10

سلامت نیوز - یکی از نیازهای افراد یک جامعه استفاده از متخصصان و افراد حرفه ای برای پاسخگویی به نیازها و مشکلاتی است که در زندگی گاهی اوقات با آن مواجه هستند. این مشکلات می تواند در حوزه های شغلی، خانوادگی، تحصیلی و حوزه های دیگری وجود داشته باشد.

به گزارش سلامت نیوز، فرهیختگان نوشت: یکی از حوزه هایی که نیاز داریم از ظرفیت متخصصان در آن استفاده کنیم، حوزه سلامت روانی و اجتماعی است. زمانی که برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی خودمان دانش و مهارت کافی نداشته باشیم نیاز به روانشناس، جامعه شناس، روانپزشک و... داریم. گاهی برای حل مشکل یا تعارضات نیاز داریم از ظرفیت های آنها استفاده کنیم. همان طور که وقتی ماشین مان خراب می شود سراغ مکانیک می رویم، فارغ از اینکه در حوزه خودمان نخبه هستیم.

آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور نشان می دهد به ازای هر چهار نفر یک نفر مبتلا به اختلال روانی است؛ یعنی ۲۵ درصد و یک چهارم جمعیت ما از اختلال روان رنج می برند.

زندگی امروزه به گونه ای است که همه افراد استرس و اضطراب های زیادی را طی شبانه روز تجربه می کنند. افراد تنهاتر از قبل هستند و روابط عاطفی بین افراد کمرنگ تر شده است. فاصله ها بیشتر شده و ساختار خانواده تغییر کرده است. دیگر چتر حمایتی خانواده مانند گذشته نیست و تکنولوژی های روز هم به این موضوع دامن می زند؛ به همین خاطر در این موقعیت است که بیش از هر وقت دیگری افراد نیازمند بهره گیری از متخصصان در حوزه سلامت روانی و اجتماعی هستند تا شاخص سلامت روانی را ارتقا دهند.

اگر فردی که در حل تعارضات زندگی با مشکل روبه رو شده نتواند از متخصصان کمک بگیرد مشکل ساده او ممکن است به اختلالی مزمن تبدیل شود که سایر نقش های اجتماعی وی را نیز تحت الشعاع قرار دهد.

بهره گیری از روانشناسان و روانکاوان برای بالابردن و ارتقای سلامت روان جامعه باید بیش از قبل نهادینه شود. باید دید منفی به افرادی که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه می کنند در جامعه از بین برود و این مهم با کار گروهی میسر می شود.

غیر از اینکه بسیاری از افراد جامعه به خاطر ترس از برچسب خوردن حاضر به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نیستند، به نظر می رسد ویزیت های گران قیمت این متخصصان نیز سدی برای افرادی است که حاضر هستند از کمک متخصصان بهره مند شوند. بسترسازی مناسب برای استفاده از ظرفیت های بیمه ای برای دریافت کمک های روانشناسان نیز می تواند مردم را تشویق به استفاده از این ظرفیت ها کند.

وقتی در جامعه یک نفر نمی تواند با غم و شادی به درستی برخورد کند، خشم خود را کنترل کرده یا در روابط با دیگران مشکل دارد، نیازمند کمک یک متخصص است. اینجاست که این فرد باید به این آگاهی رسیده باشد که برای رسیدن به زندگی با کیفیت تر لازم است به یک متخصص در حوزه سلامت روان مراجعه کند. اما وقتی در جامعه به کسی که به متخصص حوزه سلامت روان مراجعه می کند انگ بیمار روانی یا دیوانه زده می شود، وی از این مراجعه خودداری می کند.

انگ زدایی از اختلالات روانی موضوعی است که باید در رسانه ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و متخصصان حوزه روان به آن پرداخته شود. اختلالات روانی موضوعی است که باید به آن توجه شود. اگر به کسی که نیازمند خدمات روانی است به موقع کمک داده نشود، ممکن است به یک بیماری روانی مزمن تبدیل شود. امروزه حتی بیماران روانی مزمن نیز در جامعه زندگی می کنند و تعداد معدودی از بیماران هستند که لازم است در مراکز خاصی نگهداری شوند اما ترس مردم و دید منفی به این موضوع مانع مراجعه به موقع آنها به متخصصان روان می شود.

متاسفانه در جامعه توجه به سلامت روان در سبد خانوار جایگاهی ندارد و امروزه نیازمند نگاه ویژه به این موضوع مهم هستیم. باید این نگاه که هر اختلال روانی برابر با دیوانگی است از ذهن ها پاک شود و روانشناسان یا روانپزشکان نیز باید برای تقلیل این نگاه منفی راهکارهایی را در نظر بگیرند.

* حسن موسوی چلک
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
منبع: روزنامه فرهیختگان/4 آذر 96




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/09/5

روز مازندران و تیرما سیزده شو» در برج آزادی تهران گرامی داشته شد

نامگذاری ایام به مناسبت های خاص فرصتی مناسب برای معرفی بیشتر مرتبط با آن مناسبت در هر جامعه محسوب می شود.از جمله این مناسبت ها روز مازندران مصادف با ۱۴ آبان ماه است که با توجه به بیعت  علویان توسط حسن بن زید علوی در سال ۲۵۰ هجری- قمری در روستای سعیدآباد رویان این روز در شورای فرهنگ عمومی استان در سال ۱۳۷۸ تصویب و نامگذاری شده است. ضمن این که روز ۱۳ آبان هم جشن تیرگان یا «سیزده تیرما شو»  است.به همین بهانه امسال هم در تهران مراسم آیینی این مناسبت روز دوشنبه مورخ ۱۵ آبان ۱۳۹۶ در برج آزادی تهران گرامی داشته شد. برنامه ها نیز باتوجه به قرار گرفتن در ماه صفر  برنامه ریزی و اجرا شد.

آنچه در پی می آید گزارشی کوتاه از برنامه های این مراسم آیینی است.

پخش کلیپی از شهرستان های استان مازندران و ویژگی ها و ظرفیت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی بخش  اول برنامه بود که حال و هوای فضای مازندران را در سالن  ایجاد کرد.

با توجه به ا ین که در سال جاری  بمدت یک هفته در استان مازندران هم برنامه های مختلفی  اجرا شده بود آقای دکتر حسن پور گزارشی کوتاه از این برنامه ها ارایه کرد.

شعر خوانی توسط خانم لیلا احمدی بخش دیگر این برنامه بود.

پخش کلیپ مازندران با صدای استاد علی امیرقاسمی و شعر زیبای فردوسی  در خصوص این استان« که مازندران شهر ما یاد باد و …» نیز فضای با نشاطی را ایجاد کرد.

امیری خوانی توسط یونس جعفری به همراه گروه پارپیرار بخش دیگر این مراسم بود.

شعر خوانی آقای میگونی بخش دیگر بود.

فاضل جمشیدی هم در سخنانی کوتاه در باره اهمیت برگزاری این مراسم  مطالبی ارایه کرد.

کلیپ تیرما سیزده شو هم در این مراسم پخش شد که در نوع خود بسیار جالب و قشنگ بود.

لال لال شو که از آیین های تیرما سیزده شو بود هم اجرا شد که برای بسیاری از افراد تجدید خاطره ایی بود از این آیین.

با توجه به مناسبت مذهبی این ایام اجرای برنامه عزاداری « عباس خوانی» و سینه زنی با توسط آقای رضا دیوسالار و گروه حال و هوای خاصی در سالن ایجاد کرد.

اجرای برنامه آوازی  حماسی و نمایشی « آرش کمانگیر» توسط استاد علی امیر قاسمی به همراره آرمان طالبی( در نقش آرش) و گروه موسیقی بسیار مورد توجه قرار گرفت.

فهیمه محمودی هم دو قطعه شعر زیبا خواند و مورد تشویق حاضرین در سالن قرار گرفت.

شاهنامه خوانی توسط آقای معجونی از نقالان وشاهنامه خوانان معروف کشور بخش دیگر مراسم بود که با توجه به جایگاه مازندران در شاهنامه و اجرای بسیاز زیبای ایشان بار ها و بار ها مورد تشویق شرکت کنندگان قرار گرفت.

فرهود جلالی کندلوسی مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری پارپیرار که این مراسم هم به همت این موسسه با همکاری بنیاد رودکی، مدیریت برج آزادی تهران، انجمن های مارندرانی تلارپی، سوادکوهی ها، سادواک، کانون توسعه امیرکلا، ستاد بزرگداشت روز مازندران، همیاران پارپیرار و .. علاقمندان به عرصه فرهنگ و هنر مازندران برگزار شد، با سخنانی کوتاه اما نغز  و پر معنا و قابل تامل مثل همیشه در کنار شعر خوانی در رابطه با مازندران بخش دیگر این مراسم بود که به دفعات تشویق حاضرین را پی داشت.

پایان بخش مراسم اجرای موسیقی امیری خوانی با ذکر یادی از پیامبر اکرم(ص)  و مضامین عرفانی و دینی به سرپرستی آقای رضا دیوسالار از گروه پارپیرار بود که تجدید خاطره ایی بود برای همه و دلنشین .چون مازندرانی ها با امیری رابطه بسیار خوبی داشتند و دارند وانشاء ا… خواهند داشت.

در پایان از همه کسانی که در برگزاری این مراسم مشارکت وهمکاری کردند و همه کسانی که حضور داشتند سپاسگزاری می کنم.امیدوارم که بتوانیم در حد بضاعت بیش از پیش با تقویت هویت فرهنگی زمینه ایجاد نشاط و پویایی و سلامت اجتماعی را در جامعه فراهم  کنیم.فراموش نکنیم که اگر هریک از ما در پاسداشت وحفظ و ترویج میراث مادی و معنوی خود تلاش نکنیم به مرور زمان این میراث فراموش خواهند شد.

 

سید حسن موسوی چلک

دبیر مراسم روز مازندران

عکس: محسن طاهری





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

مراکز مستقل ترک اعتیاد کودکان، کارایی ندارد

اجتماع > اجتماعی - سیدحسن موسوی‌چلک:
اعتیاد در کودکان موضوعی انکارناپذیر است و نباید به بهانه‌های واهی این موضوع را کمرنگ کنیم.

كودكان و نوجوانان معتاد نیز همانند سایر افراد معتاد نیازمند درمان هستند و باید پس از گذراندن مراحل درمان نیز آنها را رصد كرد تا دوباره به سمت اعتیاد نروند.

مدتی است كه خبرهایی مبنی بر ایجاد مراكز مختص ترك اعتیاد كودكان و نوجوانان مطرح و گفته می‌شود برای این بچه‌ها باید مراكزی جدا از مراكز بزرگسالان تدارك دیده شود تا بچه‌ها در آنجا اعتیاد خود را ترك كنند اما به‌نظر می‌رسد تاسیس مراكز مستقل ترك اعتیاد برای بچه‌ها چندان كار درستی نباشد و می‌توان برای ترك اعتیاد بچه‌ها از مراكز فعلی ترك اعتیاد استفاده كرد؛ البته برای این كار باید بخشی از مراكز را مستقلا به كودكان و نوجوانان معتاد اختصاص داد و آنها را از بزرگسالان جدا كرد.

ضمن اینكه تعداد بچه‌های معتاد در تمامی استان‌ها یكسان نیست و در برخی استان‌ها تعداد این بچه‌ها زیادتر و در برخی دیگر كمتر است و مثلا نمی‌شود برای تعداد انگشت‌شمار كودكان معتاد در یك استان هزینه ایجاد یك مركز ترك اعتیاد شبانه‌روزی با تعداد زیادی پرسنل را متقبل شد.

الان مراكز ترك اعتیاد دارای مجوزی كه وجود دارند می‌توانند با خدمات لازم و تخصصی اعتیاد كودكان و نوجوانان را ترك بدهند. پس راه‌اندازی مراكز مستقل برای ترك اعتیاد این افراد لزومی ندارد. چراكه این مراكز هزینه‌بر بوده و نیازمند وجود پرستار، مددكار، روانشناس و بهیار و... هستند كه باید برای ترك اعتیاد بچه‌ها آموزش‌های لازم را ببینند و وجود اینها در كنار وسایل و ابزاری كه باید در مراكز پیش‌بینی شود، ‌هزینه‌بر است.

در بین این بچه‌ها تعدادی هم هستند كه خانواده‌های بدسرپرست دارند یا بدون خانواده هستند كه این بچه‌ها باید بعد از ترك اعتیاد به مراكز بهزیستی سپرده شوند. الان مهم‌ترین موضوعی كه وجود دارد این است كه باید اعتیاد بچه‌ها را بپذیریم و بعد از ترك اعتیاد آنها را به حال خود رها نكنیم؛ چراكه میزان بازگشت افرادی كه اعتیاد خود را ترك می‌كنند به سمت مواد‌مخدر خیلی زیاد است و این بچه‌ها نیز اگر در ادامه ترك اعتیاد پشتیبانی نداشته باشند و مددكار و روانشناس آنها را تحت نظر نداشته باشد، دوباره به سمت اعتیاد كشیده می‌شوند و تمامی تلاش‌هایی كه برای ترك اعتیاد ‌آنها كشیده شده به هدر می‌رود.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

 

همه در قبال کودک کار مسئولیم

سیدحسن موسوی‌چلک*

در مورد کودکان ذکر چند نکته ضروری است؛ نکته اول اینکه ما کودکان را باید حداقل به دو گروه تقسیم کنیم. نخست کودکان کار که اگر بخواهیم بحث کودکان کار را داشته باشیم، قانون کار مبنای بررسی ماست. کودکان کار خود به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یک دسته کودکان کاری که زیر 15سال هستند و طبق قانون کار، کار بچه‌های زیر 15سال براساس ماده79 ممنوع است. باز طبق همین قانون کار در ماده80، 15 تا 18ساله‌ها کارگر نوجوان نامیده می‌شوند و درواقع ما کار کودکان 15 تا 18سال را به‌صورت رسمی پذیرفته‌ایم. ماده85 قانون کار هم مشخص کرده بچه‌هایی که مشمول ماده80 می‌شوند، یعنی بچه‌هایی که 15 تا 18‌ساله هستند، باید ساعت کار کمتری داشته باشند و کار به جسم و روحشان آسیب نزند. براساس مقابله‌نامه182 سازمان بین‌المللی کار که به امضای ایران هم رسید، کشورها متعهد شدند که منع مشاغل کودکان را تصویب کنند، یعنی مشاغلی که کودکان نباید اشتغال داشته باشند. این را هم دولت مصوب و ابلاغ کرد که کودکان چه کارهایی را نباید انجام دهند. پس ما گروهی از کودکان را داریم که کارگر نوجوانند و رسما می‌توانند کار کنند، اما از انجام برخی کارها منع شده‌اند. گروه دیگر کودکان خیابانی هستند. کودکانی که خانه‌شان در خیابان است. طبیعتا عوارض و پیامدهای کار برای این کودکان الزاما شبیه همدیگر نیست. نکته‌ای که در گزارش آقای قدیمی مبنی بر آزار 90‌درصد کودکان کار است، الزاما آزار جنسی نیست. این نکته که کارکردن در خیابان خود‌به‌خود عوارض دارد را منکر نیستیم. از تحقیر کردن گرفته تا کار زیادی کشیدن از آنها، آزار محسوب می‌شود. لذا اگر از این زاویه نگاه کنیم، 90‌درصد آزارها، جنسی نخواهد بود و به‌عنوان کسی که سال‌هاست در این حوزه کار کرده‌ام، این آمار را مورد تایید نمی‌دانم و به ‌نظرم باید کمی با دیده تردید به ‌این عدد نگاه کرد.

واقعیت این است که‌ این‌گونه باصراحت و بااطمینان صحبت کردن از این آمار سخت است و این عدد را به‌عنوان یک عدد واقعی نمی‌پذیرم. ما کودکانی را داریم که کار می‌کنند و هزینه‌های خانواده‌شان را تامین می‌کنند، ولی اینکه مورد اذیت واقع می‌شوند، یا به آنها توهین شود، از مصادیق آزار است. ولی اینکه 90‌درصد کودکان کار مورد آزار جنسی قرار بگیرند، عددی است که باید روی آن تامل کرد و بعید است منظور آقای قدیمی آزار جنسی کودکان باشد. ضمن اینکه با فرض خوشبینی احتمالا کسانی که شناسایی شده و به مراکز مراجعه کرده‌اند، به ‌این موضوع اشاره کرده باشند و این بدان‌معنا نیست که الزاما همه کودکان کار مشمول این نوع تجزیه و تحلیل آماری باشند. براساس آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که سال84 در هیات دولت مصوب شد، 13سازمان مسئولیت دارند. مدیریت آن با بهزیستی است، ولی کمیته امداد، دادگستری، علوم پزشکی، آموزش‌وپرورش، شهرداری، فرمانداری و... مسئولیت‌هایی را برعهده دارند که در آیین‌نامه مشخص شده و براساس آن وظایف هر دستگاه هم کاملا مشخص شده است و هیچ ‌مورد غیرشفافی هم وجود ندارد. بیمه سلامت فعلی، فنی و حرفه‌ای و حتی سیستم قضائی، در قبال این گروه کودکان مسئولیت دارند. نکته قابل توجه‌ اینکه اصلا جمع‌آوری کودکان در هیچ ‌کجای آیین‌نامه نیامده و تنها از «جذب و شناسایی» یاد شده است. درواقع جمع‌آوری این کودکان کار اشتباهی است. بارها و بارها با نگاه سیاسی و فشارهایی که وارد می‌شود جمع‌آوری این کودکان در دستور کار قرار می‌گیرد تا بنا به ملاحظاتی در مقاطع زمانی خاصی به‌ اصطلاح آبروداری کنند، اما واقعیت این است که ‌اینها بچه‌های این مملکت هستند. ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم کودک کار و خیابان را حذف کنیم و اگر بپذیریم که کودک کار و خیابان حذف‌شدنی نیست، باید سازوکار دیگری را پیش‌بینی کنیم که البته در آیین‌نامه هم پیش‌بینی شده، ولی اجرا نشده است. والا کودک کار می‌تواند در کنار کار از سایر حقوق خود نیز بهره‌مند شود، درس بخواند، بهداشت و بیمه و تغذیه مناسب داشته باشد و در کنارش مهارتی هم بیاموزد. وقتی این را بپذیریم که نسبت به کودک کار و خیابان هیچ نقشی نداریم، آن عواملی که باعث شده آنها کودک کار و خیابان شوند، همچنان باقی می‌مانند. بنابراین با جمع کردن آنها از خیابان و با پاک کردن صورت‌مساله کاری پیش نمی‌رود. اگر کار کودک را از او بگیرید به کار زیرزمینی رو خواهد آورد، چون خانواده به ‌این درآمد نیاز دارد. اکثر این کودکان، کسانی هستند که برای تامین معاش خانواده مجبورند در خیابان کار کنند. از طرفی نظام تامین اجتماعی ما هم یک نظام فراگیر نیست و همین حالا که یارانه‌ها سه برابر شده با خط فقر فاصله زیادی دارد. درواقع فاصله زیادی بین حمایت اجتماعی و پرداخت نقدی به خانواده نیازمند با خط فقر وجود دارد و در این صورت نباید انتظار داشته باشیم که بچه‌های خیابان و کار وجود نداشته باشند. درواقع یک‌جاهایی خیابان امن‌تر از خیلی جاهاست، لذا باید مدیریت کنیم و دسترسی به حقوقشان را تسهیل کنیم. آموزش، بهداشت، درمان، بیمه، امنیت و فراغتشان را تامین کنیم. درواقع این راهکار ما را برای مدیریت بهتر این بخش راحت‌تر خواهد کرد. کودک کار به خاطر تامین معاشش مجبور به کار است و حالا که قرار است کار کند، بهتر است یک کار امن داشته باشد. با جمع‌آوری کودکان مساله حل نمی‌شود و بارها این سیستم تجربه شده، اما جواب نداده، در عین اینکه اخلاقی، منطقی و حرفه‌ای هم نیست. آزموده را آزمودن خطاست. در حوزه اجتماعی این روش‌ها هیچ‌گاه جواب نخواهد داد. ما با شیء سروکار نداریم، بلکه با یک انسان سروکار داریم. طبیعتا باید تدبیر مناسب با انسان را برای کارمان اتخاذ کنیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان صفحات 1 و 16

کد خبر: ۲۰۳۴۲۱ | تاریخ : ۱۳۹۶/۸/۱۶ - شماره: 3462

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/16

برای فرهنگ دیوار نكشیم

حسن موسوی‌چلك

تصور جریان زندگی بدون ‌فرهنگ، اساسا تصوری محال و غیرممكن است چرا كه فرهنگ تمام زندگی افراد یك جامعه را شامل می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای كه عقاید، آداب، رسوم، صنایع، فناوری و حتی نحوه استفاده از میراث مادی و معنوی كه یك جامعه در خود دارد. اما وقتی صحبت از فرهنگ عمومی می‌شود، در حقیقت درباره بخشی از فرهنگ صحبت می‌كنیم كه قرار است اجماع بیشتری نسبت به آن وجود داشته باشد. به همین دلیل می‌بینیم كه در كشورمان نهادی به اسم شورای فرهنگ عمومی راه‌اندازی می‌شود. هدف از راه‌اندازی شورای فرهنگ عمومی این است كه اگر چنانچه بناست اتفاقی در جامعه بیفتد، آن اتفاق در شورا مورد بررسی قرار بگیرد. در حالی كه می‌بینیم بسیاری از اتفاقاتی كه در غالب فرهنگ عمومی بین مردم رواج یافته و عده بسیاری آن را تایید یا رد می‌كنند، هرگز از مصوبات شورای فرهنگ عمومی ملی نیست. مساله اصلی امروز جامعه ما در تقابل با فرهنگ عمومی این است كه با آمدن تكنولوژی‌ها و فناوری‌های مختلف، شیوه دسترسی مردم به اطلاعات تغییر كرده است. امروز مردم دامنه وسیعی از اطلاعات را در دست دارند كه با سرعت به آنها می‌رسد و دست به دست می‌شود. در چنین دنیایی كه مردم جامعه خودشان در متن اطلاعات و در تقابل با دنیا هستند، نمی‌توانیم دیواری بگذاریم و بگوییم الزاما همان چیزی كه در شورای فرهنگ عمومی تصویب می‌شود، همان باید فرهنگ عمومی مردم جامعه شود و همه از آن پیروی كنند. در حقیقت ما امروز شاهد رفتارهایی در جامعه هستیم كه در مصوبه شورای فرهنگ عمومی نیست اما در ظاهر، كلام و رفتار مردم موج می‌زند. به این ترتیب صراحتا می‌توان گفت شورای فرهنگ عمومی ملی و استانی لزوما تعیین‌كننده تمام مولفه‌های رفتاری مردم كه در حوزه فرهنگ می‌گنجد نیست و اتفاقی كه افتاده این است كه سران كشور برای اینكه بتوانند به برخی عناصر مولفه‌های فرهنگی مانند نامگذاری‌ها، مناسبت‌های خاص، جشن‌ها و آیین‌ها مشروعیت بدهند، شورایی تشكیل داده‌اند كه آنها را تایید یا رد كنند و این در حالی است كه رفتار مردم الزاما وابسته به تایید یا رد فرهنگ عمومی مورد بحث در شوراها نیست و آنها قواعد خاص خودشان را دارند.

منبع: روزنامه اعتماد/14 آبان 1396/ مصادف با روز فرهنگ عمومی و  روز مازندران

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1396/08/15


( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی