دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

جامعه جهانی وامدار ایران در مقابله با مواد‌مخدر

یادداشت
جامعه جهانی وامدار ایران در مقابله با مواد‌مخدر


سید‌حسن موسوی‌چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی کشور    
پدیده مواد‌مخدر و روانگردان‌ها چند دهه است که گریبان همه کشورهای جهان را گرفته و دائم رو به افزایش است. اقتصاد و مباحث مالی از موضوعات مطرح در حوزه مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست تا آنجا که برخی با توجه به درآمد‌زایی و پولشویی‌های این عرصه، قاچاق مواد‌مخدر را سومین اقتصاد دنیا قلمداد می‌کنند که شوم است و از همین‌رو در دنیا و در سطح نهادهای بین‌المللی سازمان‌هایی مانند دفتر مقابله با مواد‌مخدر و جرم سازمان ملل متحد(unodc) برای مبارزه با این موضوع شکل گرفته است و همچنین پروتکل‌ها و تفاهمنامه‌های‌ بسیاری بین کشورهای مختلف برای مبارزه با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها به امضا رسیده و کشورها هزینه‌های بسیاری در این حوزه متحمل شده‌اند. البته در این بین برخی ‌ کشورهای جهان در زمینه مواد‌مخدر موقعیت خاص‌تری دارند و جدیتشان در مبارزه متفاوت است. کشور ما به‌دلیل اینکه در همسایگی 2 کشور بزرگ تولید‌کننده مواد‌مخدر جهان (افغانستان و پاکستان) قرار گرفته، جزو کشورهای خاص است. طبیعتا کشورهایی که در همسایگی کشورهای تولید‌کننده مواد‌مخدر قرار دارند و از طرفی پایبند به معاهدات بین‌المللی هستند(مانند ایران) در این راستا هزینه‌های سنگینی (مادی و معنوی) را پرداخت می‌کنند. این در حالی است که بیشتر کشورهای جهان در زمینه مبارزه با مواد‌مخدر تا آنجایی به معاهدات بین‌المللی پایبندی نشان می‌دهند که هزینه‌های مالی و جانی چندانی نپردازند و از این‌رو موضوع را محدود به کشور خودشان می‌کنند، اما این رویکرد در ایران پذیرفتنی نیست. منطق مدیریت ایجاب می‌کند که در زمینه مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها باید با تمام قوا، ظرفیت‌ها را در داخل کشور و خارج از مرز‌ها به‌کار گرفت. به همین دلیل در عرصه مقابله با مواد‌مخدر، کشور ایران در دنیا بیشترین توان خود را به‌کار گرفته و در کنار آن بالاترین هزینه مالی و انسانی را پرداخت می‌کند. ایران برای مقابله با قاچاق مواد‌مخدر و روانگردان‌ها 2 رویکرد جدی دارد؛ یکی جلوگیری از قاچاق مواد‌مخدر و روانگردان به داخل کشور است و دیگر اینکه اجازه نمی‌دهد این مواد از داخل کشور ‌به سایر کشورها ترانزیت شود؛ در واقع ایران سد بزرگی در مقابل قاچاق مواد‌مخدر به غرب است.

بیش از 3700شهید و تعداد زیادی جانباز در عرصه مبارزه با مواد‌مخدر رشادتی است که ایران نه‌تنها برای خود بلکه برای دنیا پرداخت کرده است. به همین جهت بارها اتفاق افتاده که ایران در زمینه مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌ها مورد تقدیر نهاد‌ها و سازمان‌های بین‌المللی قرار گرفته است. در ایران ساختار‌‌های بسیاری برای مبارزه با مواد‌مخدر ایجاد شده‌؛ علاوه بر پلیس مبارزه با مواد‌مخدر که هسته مرکزی مقابله با مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست، نهادهای امنیتی دیگر مانند سپاه، ارتش، بسیج و به‌ویژه وزارت اطلاعات در این زمینه فعالانه در تلاش هستند.

بخش دیگری که در رابطه با تأثیر ایران در مبارزه با مواد‌مخدر در سطح بین‌المللی باید مورد توجه قرار داد، تجربه زیسته ایران در حوزه درمان و کاهش آسیب مواد‌مخدر و روانگردان‌هاست. کشور ما شبکه‌ای تحت عنوان «اغنا» تشکیل داده که در زمینه کاهش آسیب‌های مواد‌مخدر و روانگردان‌ها در منطقه خاورمیانه فعالیت می‌کند. ایران با فعالیت‌های اینچنینی تجربه‌خود در زمینه مبارزه با مواد‌مخدر، درمان و کاهش آسیب‌های آن را به جهانیان ارائه می‌دهد. در کل کشور ایران در عرصه سیاستگذاری مربوط به مبارزه با مواد‌مخدر، مقابله با قاچاق مواد‌مخدر، درمان و کاهش آسیب‌های آن در دنیا فعالیت مستمر و مثبتی دارد. به‌عبارتی می‌توان گفت جامعه جهانی وامدار تلاش ایران در حوزه مواد‌مخدر است. بی‌تردید اگر کوشش‌های ایران در این زمینه نبود، اعتیاد بیشتر از الان کشورهای جهان به‌خصوص جامعه غرب را درمی‌نوردید؛ موضوعی که کسی نمی‌تواند در دنیا آن را کتمان کند.





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/04/4

آموزش و پرورش شادی‌گریز نباشد

دیدگاه
آموزش و پرورش شادی‌گریز نباشد


سیدحسن موسوی چلک/ رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
یکی از نگرانی‌های جامعه ما افزایش خشونت‌ها، آمار بالای افراد مبتلا به اختلال روانی (طبق آمار ارائه‌شده توسط مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بین 23 تا 25درصد از افراد دچار اختلال روانی هستند)، افسردگی و بالا نبودن شاخص شادابی و نشاط اجتماعی است. به‌گونه‌ای که وزیر بهداشت فعلی هم نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد: «شادش کنید!» این موضوع بعد از رسانه‌ای شدن ماجرای رقص در مدارس با آهنگ ساسی مانکن (آقامون جنتلمنه) مورد توجه قرار گرفته است. این موضوعات از آنجا نگران‌کننده می‌شود که نشان می‌دهد ما نتوانسته‌ایم در تقویت هویت فرهنگی‌مان عملکرد قابل‌قبولی داشته باشیم. اگر در این زمینه عملکردها قابل پذیرش بود مقام معظم رهبری از ناتوی فرهنگی (جنگ نرم) یاد نمی‌کردند. این عبارت خود گویای نگرانی جدی ایشان از تأثیرات فرهنگی بیگانگان بر جامعه است. بدون شک از مهم‌ترین محیط‌های اجتماعی که می‌تواند در ترویج فرهنگ شادمانه در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور و با هدف تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی افراد تأثیرات قابل توجهی داشته باشد، مدارس هستند. در مدارس شاد، خشونت کمتر مشاهده می‌شود، روابط میان دانش‌آموزان صمیمی‌تر خواهد بود، احساس تعلق بیشتر خواهد شد و همکاری‌ها افزایش پیدا می‌کند. لذا در چنین محیط‌هایی افرادی تربیت می‌شوند که شادابی و نشاط اجتماعی ازجمله ویژگی‌های بارز آنها خواهد بود. به همین‌خاطر از سرپرست  جدید آموزش و پرورش که خود دانش‌آموخته جامعه‌شناسی است و تجربه زیسته خوبی هم در حوزه اجتماعی ازجمله آموزش و پروش دارد، انتظار می‌رود برای داشتن مدارس بانشاط در چارچوب قوانین و مقررات جاری کشور با شجاعت برنامه‌ریزی کند.

برای داشتن مدارس بانشاط چند گروه نقش دارند؛ سیاستگذاران کلان نظام آموزشی کشور، مدیریت‌های میانی و اجرایی به‌ویژه مدیران مدارس و همکاران‌شان و دانش‌آموزان و اولیای دانش‌آموزان. لذا باید از همه این ظرفیت‌ها به‌خوبی استفاده شود، شادی‌های گروهی خلق شود، از ظرفیت‌های فرهنگی شامل ظرفیت‌های مذهبی، ملی و قومی (در چارچوب هویت ملی (اسلامی- ایرانی)) استفاده شود. زیبایی‌شناسی پوشش کارکنان و دانش‌آموزان و فضای کالبدی مدارس، تنوع برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی و آموزش سبک شادمانه (بهتر زیستن) زیستن در مدارس می‌تواند از اولویت‌های نظام آموزشی کشور باشد که غفلت از این موضوع می‌تواند مشکلات جدی را در آینده برای جامعه ایجاد کند. مشکلاتی که جبران آنها گاهی اوقات امکان‌پذیر نخواهد بود. با وجود این منصفانه نیست که همه فضای ناشاد را به آموزش و پرورش ربط دهیم، چون مولفه‌های دیگر ازجمله اقتصاد، فضای سیاسی و... هم بسیار مهم هستند و حتی برخی از مشکلات آموزش و پرورش و دانش‌آموزان در حوزه خشونت و شادی‌گریزی به خارج از مدارس ارتباط دارد اما اینها دلیل نمی‌شود که آموزش و پرورش دست روی دست بگذارد و تحت‌تأثیر فشارهایی بیرونی محدودیت‌هایی هم برای ایجاد فضای شادی و گروهی ایجاد کند.

منبع: روزنامه همشهری/22 خرداد 98





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/03/23

لزوم فراگیرکردن آموزش همگانی مدیریت بحران

سیدحسن موسوی‌چلک . رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

 

 یکی از وظایف حاکمیت در هر کشوری اتخاذ سیاست‌های مناسب برای پاسخ‌گویی به نیاز‌های مردم در حوزه‌های مختلف و متناسب با شرایط هر کشور است. بالابودن وقوع حوادث و بلایای طبیعی در کشور ما، ایران را به یکی از 10 کشور سانحه‌خیز دنیا مبدل کرده است. طبق برخی آمارهای جهانی، ایران بعد از چین، هند و بنگلادش، چهارمین کشور حادثه‌خیز در آسیا محسوب می‌شود. با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی و فناوری‌های نوین، انسان هنوز در مقابل عوارض سوانح و بلایای ناشی از دگرگونی‌های طبیعی مانند سیل، زلزله، توفان و همچنین بلایای غیرطبیعی از قبیل جنگ‌ها، انفجارات، تصادفات و... آسیب‌پذیر است. شواهد نشان می‌دهد بیشتر شهرها و مناطق مهم کشور ما در معرض خطرات جدی حوادث و بلایای طبیعی قرار دارند و به همین دلیل ایران با توجه به شرایط جغرافیایی ویژه، جزء یکی از حادثه‌خیزترین کشورهای دنیا محسوب می‌شود. با توجه به چنین شرایطی برنامه‌ریزی برای بالابردن آمادگی و مهارت‌های مردم در جهت پیشگیری از حوادثی که امکان پیشگیری آنها وجود دارد و مداخله صحیح در بحران‌هایی که قابل‌پیشگیری نیستند، تا به حداقل رساندن پیامد‌های منفی در شرایط بحرانی، بیش‌از‌پیش در کشور ضروری است. تأملی بر تغییراتی که در سیاست‌گذاری‌های جهانی در این حوزه انجام شده نیز نشان می‌دهد که توجه به موضوع آموزش همگانی در چند سال اخیر در سطح جهان و سازمان‌های جهانی مرتبط بیشتر شده است.


اگرچه این‌گونه به نظر می‌رسد که جمعیت هلال‌احمر مسئول این نوع آموزش‌هاست ولی برای فراگیری آموزش همگانی در بلایای طبیعی نباید فقط از این جمعیت انتظار داشت. برای فراگیرکردن آموزش همگانی در بلایای طبیعی که معمولا مردم هم اطلاعات لازم در این زمینه ندارند، لازم است به چند نکته توجه شود:
*
حساس‌سازی مسئولان درخصوص اهمیت این نوع آموزش‌ها. بدون شک همکاری مسئولان و بسترسازی برای اجرا و تأمین امکانات و تجهیزات و بودجه و ... مستلزم همکاری مسئولان است. به نظر می‌رسد از گذشته تاکنون بیشترین تمرکز در حوزه مدیریت بحران، روی امداد‌و‌نجات و بعد از وقوع بحران است. اگرچه این خدمات هم در جای خود بسیار اساسی هستند و نادیده‌گرفتن خدمات ارزنده در این حوزه بی‌انصافی است.


*
حساس‌سازی مردم: فراموش نشود محور اصلی و مهم آموزش همگانی «مردم» هستند. بنابراین برای موفقیت و فراگیری، مردم باید پای کار باشند. بر‌اساس‌این ارائه اطلاعات درست به مردم درباره اهمیت فراگیری آموزش همگانی و شرکت در آموزش‌ها، رمز موفقیت خواهد بود.


*
هماهنگی و همکاری بین‌بخشی و فرابخشی: یکی از نکاتی که در فراگیری آموزش همگانی باید مدنظر قرار گیرد، اتخاذ سازوکارهای مناسب برای ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌های مرتبط است تا از همه این ظرفیت‌ها به‌درستی استفاده شود. به‌کار‌گیری این ظرفیت‌ها به‌صورت هماهنگ که منجر به هماهنگی بین‌بخشی و فرابخشی شود، یک فرصت مناسب برای استفاده بهینه از منابع و ظرفیت‌ها برای فراگیرکردن آموزش همگانی در بلایای طبیعی است. از جمله این ظرفیت‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: وزارتخانه‌های آموزش‌و‌پرورش (برای دانش‌آموزان، اولیای مدرسه و خانه)، علوم، تحقیقات و فناوری (برای استادان و دانشجویان) بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (برای استادان، دانشجویان و کارکنان)، دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور و علمی و کاربردی و مؤسسات آموزش عالی آزاد، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان‌های تابعه از جمله بهزیستی، کارگران و...، فرهنگ و ارشاد اسلامی (به‌ویژه استفاده از ظرفیت رسانه‌ها برای آموزش و آموزش اصحاب رسانه)، ستاد کل نیروهای مسلح و تمام نهادهای مرتبط (کادر‌ها و سربازان)، صداوسیما (تهیه برنامه‌های مناسب در حوزه آموزش همگانی به‌صورت جذاب و متنوع، آموزش عوامل و...) و سایر سازمان‌ها از قبیل کمیته امداد، شهرداری‌ها، ناجا


*
استفاده از ظرفیت بخش‌های غیردولتی: برای فراگیرکردن آموزش همگانی در کشور دولت به تنهایی نمی‌تواند موفق شود. بنابراین ضروری است بستر‌های لازم برای استفاده و مشارکت سازمان‌های غیردولتی و انجمن‌های فعال در حوزه‌های مختلف از جمله انجمن‌های مددکاران اجتماعی ایران، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مشاوره، انجمن‌های فعال در حوزه کودکان‌و‌نوجوانان و ... که با مردم ارتباط مستمر دارند، فراهم شود. در این صورت هم هزینه دولت کاهش پیدا می‌کند و هم مردم آموزش می‌بینند؛ بنابراین به فراگیری نزدیک خواهیم شد.منبع  روزنامه شرق/22 اردیبهشت 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/02/30

به چه زبانی بگویند شادی می‌خواهند

 دکتر سیدحسن موسوی‌چلک. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

کمتر کسی است که این روزها خبر مربوط به اتفاقی را که در یک یا چند مدرسه افتاده و دانش‌آموزان با یک آهنگ غیرمتعارف با مبانی فرهنگی ما برای تبریک روز معلم (نه با هدف قبلی نادیده‌گرفتن یا تضعیف مقررات و قوانین) رقصیدند نشنیده باشد یا تصاویر منتشرشده مرتبط با این اتفاق را در فضای مجازی ندیده باشد. در وهله اول همه با تعجب و چاشنی خنده به این اتفاق نگاه می‌کردند که چه شده که آهنگ «ساسی» در مدرسه‌های جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود و دانش‌آموزان به صورت گروهی با آن می‌رقصند. گویا طبق اخبار شنیده‌شده، اتفاقی مشابه در تعدادی دیگر از مدارس هم افتاده و حتی در دانشگاه بوعلی همدان هم موضوعی مشابه اتفاق افتاده است.

از یک منظر رفتارهای صورت‌گرفته با مقررات جاری کشور مغایر است و حتی بعضی‌ها، از جمله آقای علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و ... موضع محکم و شفاف گرفتند که باید برخورد شود، مسببان این اتفاقات اخراج شوند و ... . گرچه تجربه زیسته نشان داده که همیشه برخوردهای قهری در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی نه‌تنها اثربخشی ندارد، بلکه ممکن است اثر معکوس هم داشته باشد، اما از منظر دیگر این رفتارها حامل پیام بسیار مهمی است و آن اینکه مردم و از جمله نوجوانان و جوانان فضای بانشاط و شادی می‌خواهند و شادی را حق خود می‌دانند.

تأملی بر برخی آمارهای موجود جهانی و داخلی نشان می‌دهد که حال شادی و نشاط در کشور خوب نیست. کاری به آمارهای جهانی ندارم که ممکن است موضع بگیریم که این آمارها با رنگ‌وبوی سیاسی برای تضعیف و تخریب کشور ما ارائه می‌شوند، اما نگاهی به آمارهای پرونده‌های قضائی در کشور، شاخص اختلالات روانی، آمارهای خشونت، گرایش به مواد مخدر و روانگردان‌ها، حتی الکل و ... نشان می‌دهد که نیازی به ادله‌ و یافته‌های جهانی نداریم که اثبات کند حال ما در حوزه شادی خوب است یا بد. فقط یک آمار ارائه‌شده توسط مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نشان می‌دهد که 23 تا 25 درصد مردم حداقل یک اختلال روانی را دارند که در تهران این عدد بیشتر هم هست و این واقعا نگران‌کننده است. حتی صدای وزیر بهداشت هم درآمده و می‌گوید: «شادش کنید». این نکته را فراموش نکنیم که اقتضای دوران کودکی، نوجوانی و جوانی این است که فضاهای شاد را دوست دارند. اگر نتوانیم فرصت‌های مناسب برای شادی فراهم کنیم، فرصت‌های دیگر را خودشان فراهم می‌کنند که ممکن است شبیه همین اتفاق «ساسی» باشد. حتی اگر خواننده این ترانه می‌خواست همه تلاشش را بکند تا همه ایرانی‌ها با این ترانه آشنا شوند، این‌قدر موفق نمی‌شد که الان شده است و «آقامون جنتلمنه» الان ورد زبان مردم شده است.
بیاییم این اتفاق نامیمون را یک فرصت قلمداد کنیم تا ببینیم برای حوزه شادی و نشاط در مدارس و محیط‌های آموزشی و اجتماعی چه کرده‌ایم؟ چقدر برنامه‌های پرورشی ما توانسته این فضاها را طبق مقررات جاری کشور برای دانش‌آموزان ایجاد کند؟ چقدر توانستیم از ظرفیت‌های فرهنگی موجود در کشور استفاده کنیم تا فرزندان ما نیازی به ترانه خارج از عرف کشور ما؛ یعنی «ساسی» نداشته باشند؟ و سؤالات دیگر. نگرانم با این فشارهایی که به مسئولان آموزش‌وپرورش آمده، مجبور شوند برای رضای دیگران بخش‌نامه‌هایی صادر کنند که برنامه‌های گروهی و اردویی و ... را حذف یا کم‌رنگ‌تر کنند. درحالی‌که این اتفاق را باید یک فرصت برای بازنگری برنامه‌هایمان کنیم و مدارس را از شادی‌گریزی خارج کنیم. ببینیم چگونه می‌توانیم از ظرفیت هویت ملی‌مان (اسلامی- ایرانی) مدارس و دانشگاه‌های شاد و بانشاط داشته باشیم؟ چگونه می‌توانیم با خلق شادی‌های گروهی متناسب با شرایط فرهنگی‌مان علاقه و وابستگی نوجوانان و جوانان به مبانی فرهنگی کشور را افزایش دهیم؟ نقاط قوت و ضعف برنامه‌های مدارس و دانشگاه‌ها در این زمینه را شناسایی کنیم. تجربه زیسته 26 ساله من در حوزه اجتماعی نشان می‌دهد که اگر راه‌های مشروع و مجاز برای شادی فراهم نشود، راه‌های دیگر باز خواهد شد که گاهی‌اوقات جبران آن هم سخت خواهد بود اگر نگویم غیرممکن است.منبع: روزنامه شرق.۲۹ اردیبهشت ۹۸

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/02/30

پیام تقدیر موسوی چلک از تلاشهای نمایندگان انجمن در حوادث سیل اخیر

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پیامی از تلاش مسئولین و اعضای انجمن در استانهای سیل زده تشکر کرد.

روابط عمومی انجمن مددکاران اجتماعی ایران- اثرات سیل ویرانگری که از اولین روزهای سال جاری اکثر استانهای کشور

را درگیر کرده و جان بسیاری از هموطنان را گرفته است هنوز از بین نرفته و خطر وقوع سیلاب در روزهای آینده کماکان برقرار است.

مددکاران اجتماعی عضو انجمن در استانهای مختلف از مراحل اول وقوع سیلاب به منظور خدمت رسانی به خانواده هایی که در جریان این بحران طبیعی جان یا مال خود را از دست داده اند و سلامت جسمی و روانی آنها در معرض خطر قرار گرفته در کنار آنها حاضر بوده اند.

در حال حاضر نیز با توجه به هشدارهایی که برای ادامه سیلابها منتشر شده است تیم های مددکاری اجتماعی با محوریت مسئولین نمایندگی های استانی در محل ها مستقر بوده یا در انتظار اعلام نیاز سازمان های امدادی هستند.

لازم به ذکر است، تمامی اقدامات و اعزام های مددکاران اجتماعی انجمن با هماهنگی کتبی با سازمان های  مسئول انجام شده و خواهد شد.

در همین ارتباط، دکتر موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی در پیامی ضمن همدردی با هموطنان عزادار و زیان دیده از این بحران پیام کوتاهی به شرح زیر به مددکاران اجتماعی که داوطلبانه به یاری شتافته اند منشتر نموده است که در ادامه می خوانید:

به نام خدایی که در این نزدیکی است.

همکاران محترم و مددکاران اجتماعی داوطلبی که به یاری هموطنان شتافته اید،

با سلام و احترام

همانگونه که می دانید جامعه ایران یکی از بحران خیز ترین منطقه های جهان است و هر ساله شاهد رخ دادن بلایای طبیعی متنوع هستیم. وقوع بلایا با وجود نقایص مختلف مدیریتی و زیرساختی در کشور به مراتب وضعیت دشوارتری را ایجاد می نماید و بار این دشواری را برای خسارت دیدگان سنگین تر و سخت می کند.

اما خرسندیم که روحیه همدلی و وفاق در سرزمین ایران مثل همیشه زنده و وجدان هموطنانمان بیدار است و هر بار که گروهی از مردم این کشور در شرایط سخت قرار می گیرند، افراد داوطلب و فداکاری هستند که پرچم انسانیت و امیدواری را بالا نگه می دارند و یاریگر همدیگر هستند. دفتر مرکزی و دفاتر استانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران از روزهای اول سال که این واقعه اسف بار رخ داد با حجم بالای تماس ها و پیام هایی مواجه بود که از جانب مددکاران اجتماعی فعال و با تجربه برای حضور در صحنه کمک رسانی اعلام آمادگی کرده بودند. این یعنی ارتقاء جایگاه روابط انسانی که مددکاران اجتماعی در صددند نه در شعار که در عمل آن را ترویج دهند.

در روزهای بعد نیز مسئولین انجمن در استانهای مختلف با نامه نگاری با سازمان های مسئول، با تکیه بر مسئولیت پذیری و اخلاق حرفه ای متخصصین این حرفه، آمادگی خود را برای اعزام مددکاران اجتماعی داوطلب برای ارائه خدمات روانی اجتماعی مختلف اعلام نمودند. در برخی از استانها مانند کرمانشاه، لرستان، خوزستان، هرمزگان و گلستان به طرق گوناگون اعزام ها صورت گرفت و در بقیه استانها نیز در صورت نیاز اعزام خواهند شد.

انجمن مددکاران اجتماعی ایران در سالهای اخیر همواره سعی کرده با برگزاری دوره های آموزشی و ایجاد کارگروه های تخصصی، مددکاران اجتماعی را برای وقوع بحرانهای مختلف همه مهیا سازد و توان پاسخگویی در بحران را ارتقاء دهد. امیدواریم بتوانیم در سال جاری تعداد و سازماندهی این برنامه ها را تقویت نماییم. شعاری که برای همایش روز ملی مددکاری اجتماعی در سال ۹۸ انتخاب شده است تاب آوری اجتماعی است که با تحقق آن می توانیم برای پیشگیری از آسیب های روانی اجتماعی پس از سانحه آمادگی بیشتری در کشور ایجاد نماییم.

اینجانب به نمایندگی از اعضای هیات مدیره انجمن مددکاران اجتماعی ایران، ضمن همدردی با زیان دیدگان و خانواده های عزادار و تقدیر از ارگانهای امدادی که شبانه روز به ارائه خدمت می پردازند، از زحمات مسئولین و همه اعضای داوطلب انجمن در شهرها و استانهای خسارت دیده سپاسگزاری می نمایم. یقین دارم که با وجود این روحیه همدلی، می توانیم بخشی از آلام هموطنان درگیر بحران را کمتر کنیم.

توفیق، عزت و سربلندی شما را از خداوند منان خواستارم.

دکتر سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران






نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/01/27

پیام دبیرکل فدراسیون به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی: ظرفیت مددکاران اجتماعی بسیار فراتر از انجام چند کار کوچک است

مددکاران اجتماعی می توانند دور باطل بحران را بشکنند و به مردم کمک کنند که زندگی و جامعه شان را تغییر دهند.

در غالب موارد، سازمانهای خدمات اجتماعی مانند درهای چرخان طراحی می شوند که روی افراد بحران زده متوقف می شوند و درست زمانی که نشانه های بحران فروکش می کنند آنها به شرایط تنش زای اولیه، یعنی همان جایی که همه خرابی ها از آن شروع شده برگردانده می شوند – یک دور دردآور، پرهزینه و غم انگیز.

خدمات اجتماعی رسمی، به ندرت بر تغییر محیط زندگی و بازیابی عشق و حمایت تمرکز می کنند چه رسد به اینکه از مردم بخواهند برای دفاع از حقوقشان در جامعه مشارکت کنند. اما باوجود این محدودیت ها، مددکاران اجتماعی در پی ایجاد ارتباطات اجتماعی دیرپایی هستند که بتواند در تمام طول زندگی افراد برقرار بماند. در بسیاری از کشورها، ما به این نوع اقدام، “کار فراتر از خدمت سازمانی” می گوییم. مثالهای بی شماری در سراسر جهان از این نوع اقدامات وجود دارد:

نادین، در سن ۹ سالگی، بعد از مراسم خاکسپاری درشهر  لوساکای زامبیا در حالی پیدا شد که خانواده اش او را ترک کرده بودند. آخرین عضو باقی مانده خانواده اش در اثر ابتلای به HIV جانش را از دست داده بود. با کمک مددکاران اجتماعی، این دختر، فرصت این را یافته بود که در “دهکده توانمندسازی” (Empowerment Village) خانواده و اجتماع جدیدی را بسازد. یازده سال بعد، او برای اینکه بتواند دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کند وارد دانشگاه شد و در رشته علوم اجتماعی مشغول تحصیل گردید.

سوجان از شهر داکای بنگلادش، از سطل زباله، کیسه های پلاستیکی جمع می کرد و می فروخت. او وقتی جوان بود یک بولدوزر از روی او رد شده بود و به همین دلیل، یک پایش را از دست داد. به واسطه گروهی از مددکاران اجتماعی که پیشتر به ۶۰۰ زباله گرد دیگر برای تشکیل یک انجمن شناخته شده عدالتخواه کمک کرده بودند،سوجان در حال حاضر به شغل خیاطی اشتغال دارد و فعالانه به همان انجمن و هدفهایش کمک می کند.

سوسان از گلاسکو به یک انجمن اسکاتلندی متشکل از ۲۵۰۰ فرد ترخیص شده از مراکز دولتی پیوسته است. این گروه از همدیگر حمایت و از حقوق خود دفاع می کنند. ماه گذشته، این دختر و سایر اعضای این انجمن، با نخست وزیر اسکاتلند دیدار کردند و توانستند حمایت او را برای ایجاد یک کمپین سراسری در مبارزه با برچسبهای اجتماعی که ترخیص شدگان با آن مواجهند جلب کنند.

جمشید از تهران ایران، ده سال معتاد به هروئین بود اما امروز یک روانشناس تحصیلکرده است و یکی از اعضای یک انجمن نیرومند ۲۵۰۰ نفره است که به سایر افراد معتاد کمک می کنند که معنا، جهت، اجتماع و غرور را در یک زندگی عاری از اعتیاد پیدا کنند.

داستان زندگی همه این افراد جوان یک جزء مشترک دارد: آنها به انجمن هایی تعلق دارند که بر عشق، مراقبت و مسئولیت پذیری نسبت به یکدیگر مبتنی است و به شدت از {حقوق و} جایگاه اجتماعی شان دفاع می کند. در هر یک از کیسهای گفته شده، با اعضای انجمن ذیربط، با همان کرامت و حقوقی رفتار می شود که با سایر اعضای جامعه رفتار می شود. از آنها خواسته می شود تا بر آنچه در آن انجمن رخ می دهد تأثیر بگذارند و نقش رهبرانه خود را ایفا کنند.

اعضای این انجمن ها، با اعتماد به نفس و با دانش سخن می گویند و آرمانشان ایجاد جامعه ای است که همه در آن مشارکت داشته باشند و دیده شوند و به این آرمان متعهدند؛ بدون توجه به اینکه کجا به دنیا آمده اند و چه سختی هایی را از سر گذرانده اند. اعضای این انجمن ها می دانند که علقه هایی دارند، کسانی را دارند که به آنها عشق می ورزند، جایی را دارند که با افتخار در آن می ایستند و می دانند که نقشی برای ساختن دنیایی بهتر دارند.

پشت صحنه همه اینها، مددکاران اجتماعی وجود دارند که فراتر از شرح وظایف مورد انتظار شغلی و فراتر از محدودیتهای اداری سازمانهای خدمات اجتماعی کار می کنند. آنها جلسات متعددی را در جامعه برگزار می کنند تا دغدغه های مشترک را شناسایی نمایند، چارچوبها را تشکیل دهند و اجتماعات را به منابع موجود وصل کنند.

همانگونه که حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران توضیح می دهد، ” این همان رویکرد توانمندسازانه مددکاری اجتماعی است.” به عقیده او: ” برای یک مددکار اجتماعی هیچ چیز جذاب تر از این نیست که ببیند کسی که قبلا به او کمک کرده، امروز با همان اصول مددکاری اجتماعی به دیگران کمک می کند و این چرخه کمک در سراسر جامعه جریان می یابد. وقتی این را می بینیم، می فهمیم که کارمان موفقیت آمیز بوده است”.

در بسیاری از کشورها حمایتهای مددکاران اجتماعی برای ساختن جمعیت های فعال و عاشقانه اصلا آسان نیست ، به ویژه وقتی سازمانهایی که در آن کار می کنند عاری از عشق اند و از صحبت درباره تغییر اجتماعی اجتناب می کنند. این وضعیت باعث می شود که مددکاران اجتماعی احساس کنند درون محدودیتهای بروکراتیک که اخلاق حرفه ای شان را خدشته دار می کند گیر کرده اند و در حال فرسوده شدن هستند. اما بسیاری از آنها در همان شرایط هم راهی پیدا می کنند و اینجاست که رویکرد مددکاری اجتماعی به بهترین شکلش رخ می نماید.

شعار روز جهانی مددکاری اجتماعی در روز سه شنبه امسال (۲۰۱۹) ترویج اهمیت روابط انسانی است. فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی، سعی دارد نقش آنهایی را که فراتر از حوزه سازمانهای خدمات اجتماعی کار می کنند برجسته سازد.

در روز جهانی مددکاری اجتماعی و در واقع هر روز، ما می خواهیم توسعه جامعه و انجمن هایی را ببینیم که همه اعضایش با هم برابرند و در همه عمر، راهنمایی و روابط حمایتگرانه دریافت می کنند- یعنی دقیقا همان چیزی که هدف همه سازمانهای خدمات اجتماعی است. بگذارید مددکاران اجتماعی کارشان را انجام دهند- یعنی ارتقاء و تحقق روابط انسانی که رواج عشق، رفاه و حقوق را برای همه مردم به ارمغان خواهد آورد.

روری تروئل، دبیرکل فدراسیون بین المللی مددکاران اجتماعی. ۱۹ مارس ۲۰۱۹

می توانید اصل پیام را به زبان انگلیسی در نشانی زیر ببینید:

منبع روزنامه گاردین

https://www.theguardian.com/society/2019/mar/19/social-workers-more-than-just-pick-up-pieces

۰




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/01/9

Social workers can do so much more than just pick up the pieces

Social work can break cycles of crisis, and help people change their lives and communities

  • Guardian Jobs: see the latest vacancies in social care 
Children playing in Lusaka Empowerment Village
 Children playing in Lusaka Empowerment Village in Zambia. Photograph: IFSW

Too often, social services are designed as rotating doors. They focus on individuals in crisis who, when the symptoms of the emergency have eased, are sent directly back to the stressful situation that caused all the damage – a painful, costly and tragic cycle.

There is little focus in formal social services on helping people to transform their environments to provide ongoing support and love, let alone engaging people to become advocates for their rights. Yet outside these limitations, social workers are supporting connections in communities designed to last people’s whole lifetimes. In many countries we call it “working beyond services”. There are countless examples around the world.

At the age of nine, Nadine was found abandoned after a funeral in Lusaka, Zambia. Her last remaining family member had died of HIV. With the help of social workers, she was given the opportunity to establish a new family and community at the Empowerment Village. Eleven years later, she studied social sciences at university because she wanted to shape the world to become a better place.

Sujan from Dhaka, Bangladesh, picked out plastic bags from a rubbish dump for resale. At a young age he was run over by a bulldozer and lost his leg. Through the support of social workers who assisted 600 waste pickers to become a recognised rights-based collective, Sujan is now a tailor and actively supports the collective and its aims.

Susan from Glasgow joined a Scottish collective of 2,500 people who have experienced state care; they support one another and advocate for their rights. Last month, she and other collective members met Scotland’s first minister and successfully lobbied for a nationwide campaignto tackle the stigma faced by care leavers.

Jamshid from Tehran, Iran, was a heroin addict for 10 years but today he is a qualified psychologist and an active member of a 2,500-strong communitythat supports other addicts to find meaning, direction, community and pride in their drug-free lives.

All these young people’s stories share a common element: they belong to a community based on love, care and responsibility to others, with a strong focus on advocating for their position in society. In each case, members of the collective are treated with the same dignity and rights as all other people. They are encouraged to influence what happens in the collective and to perform leadership roles.

The people in these collectives speak confidentially, knowledgeably and with conviction on their aspirations for a world where everyone’s contributions are recognised, no matter where they were born and what hardships they have endured. Their members know they belong, they have people who love them, they have a place to proudly stand and a role in shaping a better world.

Behind the scenes are social workers working beyond their already demanding job obligations and the limitations of social services’ remits. They call meetings in communities to identify common concerns, assist with developing charters and link collectives with resources.

“This is the empowerment aspect of social work,” Hassan Mousavi Chelak, president of the Iran Association of Social Workers, explains. “To a social worker there is nothing more satisfying than seeing the person they assisted using the same social work principles to help others and the cycle continuing throughout a community. When we see this, we know our work has been successful.”

In many countries social workers’ support for the creation of loving and active collectives is far from easy, especially when the agencies they work for are often deprived of love and avoid discussion on social change. This leads to social workers feeling trapped and burnt-out by the bureaucratic limitations that compromise their professional ethics. But many also find ways around this, and when they do, the approach is social work at its best.

World Social Work Day on Tuesday has the theme of promoting the importance of human relationships. The International Federation of Social Workers (IFSW) is highlighting the role of those who work beyond the scope of social services.

On World Social Work Day and every day, we want to see community development and collectives – where all members have an equal say and find lifelong supportive relationships and direction – on the agenda of every social service. Let social workers do their jobs promoting and realising human relationships that advance love, wellbeing and rights for all.

 Rory Truell is secretary-general of the International Federation of Social Workers

Since yo





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/01/9

جشن روز جهانی مددکاری اجتماعی در دفتر کوچک انجمن

دفتر کوچک انجمن مددکاران اجتماعی ایران در خیابان جمالزاده جنوبی، روز پنجشنبه مهمان زیاد داشت. مددکارانی از نسلهای مختلف و تیپهای گوناگون. از بازنشسته و پیشکسوت گرفته تا دانشجو و استاد و دارنده نشان سلامت اجتماعی. همه آمدند تا همچون گذشته نمادی از اتحاد مددکاران اجتماعی باشند؛ نه فقط در ایران بلکه در سراسر جهان. روز جهانی مددکاری اجتماعی کارکردش همین است. همین که مددکاران اجتماعی فارغ از سلایق و علایق شخصی شان یک روزهایی را متحدانه با هم باشند. شعارشان هم همین است: “روابط انسانی مهم است!” و مددکاران اجتماعی سراسر جهان متفق می شوند تا اهمیت آن را یکصدا فریاد بزنند.

فریاد بلندی برآورند و بگویند که “آی آدمها! بیایید قدر یکدیگر بدانیم…”. مددکاران اجتماعی دیروز در انجمن جمع شدند تا دور هم حلقه بزنند و دست هم را بگیرند و فریاد بزنند که : همه آدمها حق دارند شاد، محترم، تندرست، امیدوار، متحد، بی تنش و مهربانانه در کنار هم زندگی کنند.

دیروز از بیانیه جهانی اخلاق در مددکاری اجتماعی  یاد شد که می گوید انسانها به خاطر سن، شغل، جایگاه اجتماعی، طبقه اجتماعی، خرده فرهنگ، قومیت، جنسیت، زبان، ملیت، عقیده، ناتوانی جسمی یا ذهنی، ثروت، مذهب و یا هر تفاوت دیگری نسبت به هم برتری ندارند. “انسانها محترم اند چون انسان اند.”

دیرو از چیزهای دیگری هم صحبت شد. از جشن بزرگ روز ملی مددکاری اجتماعی فروردین ماه صحبت شد؛ از لطفی که مددکاران اجتماعی به هم دارند و گاهی ندارند سخن گفته شد؛ خاطره گویی شد؛ یاد درگذشتگان، گرامی داشته شد؛ برای آیندگان دعای خیر شد؛ از کارهایی که در انجمن انجام می شود بحث شد؛ از حضور جهانی مددکاران اجتماعی حرف زده شد؛ از قدمهایی که برداشته شده تقدیر شد و البته گله ها و نقدهایی هم شد. حافظ خوانی دکتر هاشمی نیک هم برقرار بود. گروهی که قدیمی تر بودند عهد بستند که بیشتر به دفتر انجمن بیایند و گروهی هم به جمع اعضای رسمی انجمن پیوستند. خلاصه اینکه حس و حال خوبی بود. جای آنهایی که نبودند یا دلشان بود و خودشان نیامدند حسابی خالی بود.

آخر این محفل به یاد ماندنی هم کیک کوچکی بریده شد که برای نقشی که رویش بود قطعاً جهانی خواهد شد. جای آنهایی که زودتر رفتند و در عکس یادگاری آخر جشن نبودند، سبز.

این جشن خاطره انگیز از ساعت ۳ عصر شروع شد و کل عصر همه اش هیاهو و گپ و گفت و تجدید دیدار و البته عکس باران بود.

ساعت که از ۷ غروب گذشت، دفتر کوچک انجمن آرام آرام خالی شده و ساعت ۸ غروب پنجشنبه ۹ اسفندماه ۱۳۹۷ چراغهای دفتر در حالیکه یک برگه دیگر به آلبوم قطور مهربانی اجتماعی مددکاران اجتماعی اضافه شده بود تا دیدار بعد خاموش شد.

تا باد، چنین بادا…!

گزارش تصویری/





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/11


شه مار کشه خویه دا
(فدای خواب بغل مادرم بشوم)

 انسان در طول زندگی خود با موهبت های مختلفی مواجه می شود اما مادر چیز دیگری است، چون «مادر» است.این روزها دو گروه به یاد مادرشان هستند.گروه اول کسانی هستند که مادرشان را از دست داده اند و امروز دستشان از این دنیا کوتاه است و حسرت زمانی را می خورند که نتوانستند وظیفه فرزندی را به خوبی انجام دهند و امید به عفو مادر دارندl مثل من.البته که مادران حتما می بخشند.چون مادر هستند و هیچ کلمه ای چون «مادر» نمی تواند مادر را تفسیر کند.شاید بههمین دلیل است که جایگزین ندارند و در کنار پدر نعمت بی نظیری هستند

گروه دوم کسانی که مادرشان زنده است. در این گروه نیز برخی از فرزندان خوشحال هستند چون این روز را فرصتی می دانند تا از مادرانشان قدردانی کنند.گر چه هیچ کادویی نمی تواند قطره ایی از زحمات بیکران مادران را جبران کند ولی خوشحالند.کسانی هم هستند که بنا به دلایل مختلف با مادرشان قهر کردند.نمی دانم چه می شود که فرزند به خود اجازه می دهد تا با مادر خود قهر کند و او را از دیدن روی فرزند خود محروم کند.این گروه بیش از همه در این ایام خجل هستند و شرمنده.اما می خواهم به این گروه بگویم که کمی به عقب برگردیم.یادتان هست بهترین زمانی که آرامش می گرفتید کجا بود؟ بهترین جایی که از همه مهر و محبت دنیا سیراب می شدید کجا بود؟ بله، اگر خود را به خواب غفلت نزنیم بهترین لحظه، زمانی بود که در بغل مادرمان بودیم و ما را بغل می کرد و در کنار دنیای آرامش به خواب می رفتیم.

راستی که :بمیرم برای لحظه ای که در بغل مادر به خواب می رفتم»(شه مار کشه خو یه دا)من هیچ گاه این لحظه را فراموش نمی کنم.الآن «مادر» ندارم ولی اگر چون شما مادر داشتم امروز هم می رفتم بغل مادرم و می خوابیدم.دستش را می بوسیدم و بابت همه مهر و محبت هایش از ایشان سپاسگزاری می کردم.گر چه بیست و نه سال(9 اسفند 1369) است که فقط به یادش خوشم، اشک می ریزم و باز هم به یاد ایشان انرژی می گیرم تا در زندگی حرکت کنم. ولی شما که می توانید از نفس گرم مادرتان انرژی بگیرید لحظه ای غفلت نکنید و این موهبت الهی را قدر بدانید تا بعدها حسرت نخورید که فایده ای ندارد. دنیا این قدر ارزش ندارد که مادرمان را فراموش کنیم. تا دیر نشده جلوی مادران مان سر تعظیم فرود بیاوریم که مادر جایگزین ندارد چون «مادر» است.

از خداوند می خواهم تا همه مادرانی را که امروز در دنیا نیستند مشمول رحمت لایزال خود کند و سایه مادران زنده را بر بالای سر فرزندان این کهن بوم و بر نگهدارد.انشاء ا....موسوی چلک مددکار اجتماعی 7 اسفند 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/7

یادداشت:
دماسنج اجتماعی لازمه برنامه‌ریزی اثر بخش

سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی

یکی از موضوعاتی که در حال حاضر نگرانی مسئولین را در کشور افزایش داده موضوع آسیب‌های اجتماعی است. به گونه‌ای که این نگرانی با ورود مستقیم مقام معظم رهبری و برگزاری جلسات منظم در این رابطه، منجر به توجه بیشتر در عرصه سیاست‌گذاری و بودجه‌ریزی در حوزه آسیب‌های اجتماعی شده است که از جمله این مسائل می‌توان به طلاق اشاره کرد. اگرچه طلاق یکی از پنج اولویت مسائل اجتماعی در جلسات مسئولین عالی کشور تعیین شده است اما نباید از این نکته غافل شد که برای اعمال مدیریت بهتر و برنامه‌ریزی دقیق‌تر در این زمینه وجود داده‌ها و اطلاعات آماری به عنوان یک دماسنج اجتماعی ضروری است. بنابراین، آمار‌ها می‌تواند گویای چگونگی اولویت دادن به موضوعات اجتماعی از جمله طلاق باشد. به همین خاطر، هرگونه بهره‌برداری سیاسی یا پرداخت غیر کارشناسی از داده‌های آماری مورد پذیرش نیست. همانگونه که سکوت در برابر این شرایط هم مورد پذیرش نخواهد بود. لذا در پرداختن به موضوعات اجتماعی از جمله ازدواج و طلاق برخورد و نگاه واقع بینانه برای کمک به مردم اجتناب ناپذیر است اما از آنجایی که معمولاً پرداختن به موضوع آسیب‌های اجتماعی اغلب به رویکرد‌های سیاسی و امنیتی گره می‌خورد مسئولان سریع نسبت به آن موضع‌گیری می‌کنند. هرچند این اتفاق تازه نیست و ما سال هاست که با آن درگیر هستیم. توضیح این نکته در اینجا ضروری به نظر می‌رسد. این‌که نباید صرفاً با نگاه سیاه نمایی به این موضوعات پرداخته شود و از طرف دیگر هم نباید با آمارها دشمنی کرد.در مورد وضعیت کنونی میزان طلاق هم باید بگویم که یکی از مشکلاتی که در این زمینه با آن روبه‌رو هستیم اختلاف نظر سازمان‌ها بر سر آمار است. با این‌که ثبت احوال مرجع رسمی ارائه آمار طلاق و ازدواج است اما آمارهای این سازمان اغلب با سازمان ثبت اسناد کشور همخوانی ندارد. این در حالی است که ارائه آمار طلاق و ازدواج کار چندان سختی نیست.آمارهایی که جسته و گریخته از مسئولان اعلام می‌شود نشان می‌دهد درسال 85، در مقابل 100 رخداد طلاق 830 ازدواج ثبت شده است که این میزان در سال 96 به 350 ازدواج رسیده است. بنابراین، با نگاه به آمار‌ها می‌توان متوجه شد که جایگاه مناسبی در زمینه طلاق نداریم. این موضوع را حتی از انتخاب این واقعه به عنوان یکی از اولویت‌های آسیب‌های اجتماعی کشور هم می‌توان متوجه شد. بر همین اساس معتقدم از نظر پیشگیری از طلاق جایگاه مناسبی نداریم. هرچند منکر تلاش‌هایی که تاکنون انجام شده هم نباید شد.چراکه پس از دستور مقام معظم رهبری دستگاه‌ها تلاش خود را در این زمینه بیشتر کردند اما هنوز به جایگاه قابل قبولی در زمینه پیشگیری از طلاق نرسیدیم.

Image result for ‫موسوی چلک‬‎

منبع: روزنامه ایران/25 بهمن 97





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/26

اجازه دهیم کودکان کودکی کنند

ما با پدیده‌ای به نام ازدواج مواجهیم که متناسب با شرایط فرهنگی حاکم بر هر جامعه، یکسری قواعد و معیارهای خاص خودش را دارد. طبیعتا کشور ما هم از این قضیه مستثنی نیست. گرچه ازدواج یک موضوع شخصی است ولی سیاست‌گذاری‌های مرتبط با این پدیده می‌تواند بر مدیریت، افزایش و کاهش این موضوع تاثیرگذار باشد و طبیعتا بخشی از این سیاست‌گذاری‌ها به مباحث حقوقی مرتبط با موضوع ازدواج برمی‌گردد. برای این نوع قانونگذاری و سیاست‌گذاری یکی از مهم‌ترین مولفه ها، تحلیل وضعیت موجود آن پدیده در جامعه است. در کشور ما نیز وقتی نگاهی به موضوع ازدواج داریم، شاهد این هستیم که در سیاست‌گذاری‌های ما در موضوع حداقل سن ازدواج افراد قانونگذاری شده و در این قانونگذاری در آخرین مرحله سن دختران به بالای 13 سال افزایش پیدا کرده که از سن شرعی بالاتر است. اگرچه با سه شرطی که درمجمع تشخیص مصلحت گذاشته بودند که چنانچه واجد این شروط باشند، می‌توانند زیر این سن هم ازدواج کنند، ولی به‌رغم اینکه در ازدواج علاوه بر بلوغ جسمی و جنسی بلوغ روانی و اجتماعی هم باید تعیین کننده باشد ولی این موضوع تبدیل به یک قانون شد. افزایش آمار قابل توجه ازدواج افراد زیر 15 سال برخی از کارشناسان و نمایندگان مجلس را بر این داشت که برای افزایش سن طرحی را تدوین کنند. طبیعتا این طرح هم مثل هرلایحه و طرحی که نوشته می‌شود موافقان و مخالفانی خواهد داشت که البته به نظرات هر دو گروه باید احترام بگذاریم اما آنچه از ایده طراحان این طرح برداشت می‌شود، بالا بردن سن ازدواج با هدف پایین آوردن کودک همسر در کشور است. کودکانی که خودشان کودک هستند، چگونه می‌توانند نقش‌های مادری، همسری و نقش‌های اجتماعی دیگری که به اقتضای ازدواج بر آنها تعریف می‌شود را ایفا کنند؟ به رغم اینکه قانون ممنوعیت ازدواج زیر 13 سال را داریم اما در جاهایی ازدواج در این گروه سنی صورت می‌گیرد. حتی اگر این سن را تا 15 سال هم افزایش دهیم، بازهم در بعضی مناطق این ازدواج‌ها صورت خواهد گرفت که نهایتا غیررسمی است. اما این قانون می‌تواند کمک کند تا حدودی از بعضی ازدواج‌های در این سن جلوگیری شود. فراموش نکنیم بچه‌ها سرمایه ما هستند و امروز به اقتضای شرایطی که در جامعه وجود دارد، واقعا پذیرش نقش همسری و مادری و سایر نقش‌های اجتماعی که صرفا به خاطر ازدواج تعریف می‌شود، حتما نیاز به یک بلوغ همه‌جانبه دارد و دغدغه طراحان هم همین موضوع است. یکی از مباحثی که معمولا در ازدواج مطرح می‌شود، عرف است که در سیاست‌گذاری‌ها باید حتما آن را لحاظ کنیم. به نظر می‌رسد تصویب این قانون از بالا رفتن کودک همسر هم جلوگیری می‌کند. گرچه ازدواج یک موضوع شخصی است و شاید نتوان با این قوانین عملا همه آنچه مطلوب ماست وآن عدم ازدواج زیر سن یادشده است تحقق عملی دهیم ولی می‌تواند برای جلوگیری از بعضی ازدواج‌هایی که در این سن برای بچه‌ها به‌ویژه دختران آزاردهنده است، تعیین کننده باشد. گرچه خود طرح این موضوع را یک گام به جلو می‌دانم. طرح قبلی نیز موافقان و مخالفان بسیاری داشت که هر دو دیدگاه هم می‌توانست منطقی باشد ولی مهم این است که اقتضای جامعه امروز و نقش‌هایی که می‌خواهند بپذیرند را هم مدنظر قرار دهیم. طرح این موضوع را به منزله پایان رسیدگی نمی‌دانم و شاید بعدها با ادله قوی‌تری بتوانند این موضوع را چه در قالب لایحه و چه در قالب طرح پیگیری کنند. به نظر می‌رسد در این نوع تصمیم‌گیری‌ها، آنچه مهم است اینکه به موضوع تک بعدی نگاه نکنیم و همه‌جانبه نگاه کنیم. سلامت و بلوغ همه‌جانبه را مدنظر قرار دهیم تا ان‌شاءا... ازدواج‌های از این دست منجر به طلاق‌های کودکان در کشور نشود. کودکی که در سن کودکی یک ازدواج ناموفق را تجربه می‌کند و شاهد طلاق است، قطعا آثار خوشایندی برای خیلی از این بچه‌ها نخواهد داشت. اجازه دهیم بچه‌های ما بچگی‌شان را بکنند و در زمان مناسب به سمت ازدواج بروند. گرچه در کشور به دلیل پایین بودن آمار ازدواج دنبال راه‌هایی برای افزایش ازدواج هستیم، ولی حتما باید مصلحت کودک و شهروندمان را در این بخش مبنا قرار دهیم. تحلیل‌های انجام شده هم گویای این است که اگر بلوغ همه‌جانبه را مبنا قرار دهیم که در سن بالاتر قطعا منجر به بلوغ همه‌جانبه می‌شود، آنوقت ازدواج‌های ما ازدواج‌های موفق‌تری خواهند بود و طبیعتا خانواده ما هم پایدارتر و باثبات‌تر خواهد بود. صرفا به بهانه بالابردن آمار ازدواج نباید تصمیمی بگیریم که نه تنها کمکی به بالا رفتن آمار ازدواج نکند بلکه تجربه تلخ طلاق را به کودکان ما بچشاند.

* سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان: ۲۴۷۳۹۵ | تاریخ۱۳۹۷/۱۱/۷ - شماره3809

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/7

فضای مجازی بستری برای مطالبه‌گری اجتماعی

 یکی از مولفه‌های موفقیت در عرصه مدیریت کلان در هر کشوری، استفاده از تمام ظرفیت‌ها برای اعمال مدیریت بهتر و شفاف‌تر است. طبیعتا رسانه به معنای عام خودش و فضای مجازی به عنوان بخشی از رسانه می‌تواند یک ظرفیت برای افزایش اعتماد عمومی، شفافیت و رضایت مردم باشد. رسانه‌های بی‌طرف می‌توانند هم بیان کننده اقدامات آن جامعه یا کشور باشند و هم مطالبه‌گری اجتماعی داشته باشند و این فقط رسانه به منزله صداوسیما نیست. حتی فضای مجازی، امروز هر کسی که به دنبال فیلتر کردن فضای مجازی است بدون شک این فضا و اقتضائات جامعه کنونی را نمی‌شناسند. در هر مقطعی که فیلتر کرده‌ایم، بلافاصله فیلترشکن آمده است. قبلا پیام‌رسان‌هایی مثل وایبر مورد استقبال و استفاده بود و بعد از آن تلگرام، واتساپ، ایمو و الان دیگر اینستاگرام با اقبال عمومی روبه‌روست. درواقع هرکاری کنید، امروز دیگر نمی‌شود با فضای مجازی با رویکرد قهری، دشمنی کرد. فیلترینگ رویکرد قهری است و شما افراد را از دسترسی یک ظرفیت محدود می‌کنید. این درحالی است که امروز زندگی بدون فضای مجازی امکان‌پذیر نیست. رئیس شورای عالی فضای مجازی خود رئیس‌جمهور است. طبیعتا اگر قرار باشد کسی در اینجا محدودیتی ایجاد کند یا آزادی دهد، شورای عالی فضای مجازی است و حتی اگر موضوع امنیتی هم شود، خود رئیس‌جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی است. لذا اینکه این حرف‌ها را از زبان رئیس‌جمهور می‌شنویم، خوب است ولی مهم این است که محدود به این گفته نشود. محدودیتی که برای همین تلگرام ایجاد شد تعداد مخاطبینش را کم نکرد. از آن طرف اگر تعدد راه‌های اطلاع‌رسانی را با گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های متعدد در جامعه افزایش دهیم فساد در آن کمتر خواهد بود. رسانه‌ها می‌توانند چشم خوبی برای پیشگیری از فساد و بالا بردن سلامت اجتماعی درهر جامعه‌ای باشند. فراموش نکنیم اگر جاهایی از رسانه به عنوان نهاد ششم اجتماعی در کنار دولت یا عالم سیاست، دین یا مذهب، خانواده و آموزش یاد می‌شود به دلیل اهمیتی است که این نهاد به عنوان نهاد ششم دارد. آنهم در دنیای امروز که دنیای ارتباطات، اطلاعات و فناوری‌های نوین است. ما تجربه محدودکردن با رویکرد قانونی را در حوزه‌های مختلف نظیر همین ماهواره داشته‌ایم که الان همه اینها هست.

استفاده نامطلوب در حوزه فضای مجازی طبیعتا جرم خود را دارد. این نوع جرم‌انگاری‌ها بستری برای دور زدن قانون و بی‌احترامی به قانون را فراهم می‌کند. نباید اجازه دهیم حرمت قانون به‌راحتی توسط مردم شکسته شود که اگر یکبار این حرمت شکسته شود شکستن حریم قانون در جاهای دیگر کار چندان سختی نخواهد بود. حداقل این است که آن فشار روانی زیاد بر مردم وارد نخواهد شد. فضای مجازی یک فرصت است خوشبختانه این موضوع از تریبون‌های نمازجمعه هم مطرح می‌شود. حتی آیت‌ا... جنتی نیز به دفاع از فضای مجازی پرداخت. درواقع با محدود کردن این فضا نمی‌توانیم آن را مدیریت کنیم. ذائقه جوان امروز و مردم استفاده از این فضاست. باید اجازه دهیم فضای مجازی باشد و رسانه‌های مختلف بتوانند هم اطلاع‌رسانی و هم مطالبه‌گری کنند که پویایی و نشاط را در جامعه ایجاد می‌کند. در مقطعی مطبوعات روزانه سه بار چاپ می‌شد. خود اینها می‌تواند نشاط اجتماعی را در جامعه ایجاد کند. ضمن اینکه معتقدم موضوع فضای مجازی شمشیر دولبه است. اگر توان استفاده و فرهنگ استفاده صحیح از این فضا را در جامعه نهادینه کنیم، نه تنها فضای مجازی تهدید نیست بلکه سریع‌ترین، ارزان‌ترین و ساده‌ترین راه برای انتقال اطلاعات است.

*دکتر سید حسن موسوی چلک 

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/2 بهمن 97

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/11/3

به نان‌آوران کوچک احترام بگذاریم

یکی از اخباری که این روزها در فضای مجازی پخش شد، موضوع کودکان کاری بودند که در کرمان علی‌الظاهر توسط یکی از افراد یک شرکت پیمانکاری صورت گرفت و آن خوراندن گل به این کودکان بود که گل فروشی می‌کردند! هیچ‌کس این رفتار را تایید نمی‌کند. واکنش شهرداری هم با برخوردی که با این فرد انجام شد، در همین راستا بود. اینجا نیاز به یادآوری چند نکته است، چه بخواهیم چه نخواهیم شاهد حضور کودکان کار در اماکن عمومی برای امرار معاش‌شان هستیم و با توجه به شرایطی که اکنون در کشورمان داریم، امکان حذف کودکان کار و خیابان وجود ندارد. ضمن اینکه ماده 80 قانون کار، افراد 15 تا 18 سال را به عنوان کارگر نوجوان می‌شناسد. یعنی به نوعی کار این کودکان را در شرایطی که در ادامه این قانون آمده، پذیرفته‌ایم (ساعت کار نیم ساعت کمتر باشد و کار به جسم و روحشان آسیب نزند). غیر از ماده 79 که کار کودکان زیر 15سال ممنوعیت دارد اما ماده 80 اینها را به عنوان کارگر نوجوان معرفی می‌کند که یک فعالیت رسمی دارند. در عین حال که مقابله‌نامه 182 سازمان بین‌المللی کار را پذیرفته‌ایم و براساس آن مشاغلی را که کودکان از آن منع شده‌اند نیز در هیات دولت تصویب و ابلاغ شده است. اما در کنار اینها به این نکات توجه کنیم که شرایط اقتصاد امروز کشور ما شرایط خوبی نیست. مردم برای تامین معاش‌شان با سختی مواجه‌اند. قطعا آن شرایط اقتصادی که ناشی از تحریم و موضوعات دیگر است، در حوزه کار کودکان هم می‌تواند تاثیر داشته باشد به گونه‌ای که کودکان کار و خیابان را بیشتر و مشروع‌تر در جامعه ببینیم. حتی ممکن است شاهد حضور خانواده‌ها و افرادی هم که امروز تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند به دلیل ناکافی بودن این حمایت‌ها در قالب کودک کار و خیابان باشیم. نکته بعدی، اجرای همین قوانین و مقرراتی است که در کشورمان داریم. از جمله این موارد بعد از قانون کار، آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی است که سال84 در دولت مصوب شد. ولی یک تجربه تقریبا 21ساله‌ای را به طور خاص در حوزه کودکان کار داریم. دستگاه‌های مرتبط براساس این آیین‌نامه وظایف خود را انجام نداده‌اند و بخش عمده آنچه در این آیین‌نامه برای کمک به این کودکان مصوب شد، اجرایی نشد. یکی از این سازمان‌ها، شهرداری است که وظایفی دارد. نکته بعدی، نوع برخورد ما با کودکان کار است. همه تجربه کرده‌ایم بچه‌هایی که در خیابان جلوی افراد را می‌گیرند و گاهی گل می‌فروشند، گاهی شیشه ماشین تمیز می‌کنند و گاهی هم در نهایت دنبال گرفتن کمک مالی هستند. ما یک نظام تامین اجتماعی کارآمد نداریم تا بچه‌هایی که واقعا نیازمند هستند را تحت پوشش اجتماعی قرار دهد به گونه‌ای که مجبور نشوند خیابان را بر مدرسه و کانون گرم خانواده ترجیح دهند و آن مشقت‌ها، سختی‌ها و ناملایمات خیابان را تحمل کنند. پس برخورد انسانی‌تر با این مقوله داشته باشیم. حتی اگر خریدی از آنها نمی‌کنیم یا نمی‌خواهیم شیشه ماشین‌مان را تمیز کنند، حداقل باید برخورد انسانی‌تر با این کودکان داشته باشیم. کودک کار و خیابان شهروندی است که توجه به حقوقش بر همه الزامی و ضروری است. از جمله این حقوق حق تکریم این بچه‌هاست. ما حق نداریم کودکان کار خیابان را به عنوان یک مجرم و بزهکار ببینیم و برچسب بزهکاری و مجرم را به این گروه از کودکان بزنیم. حق هم نداریم نگاه ترحم‌آمیز داشته باشیم. بخشی از این کودکان حاصل سیاستگذاری‌های غلط ما هستند. برخی از آنها حاصل ناکارآمدی نهادهای اجتماعی است. لذا این کودکان هم یک جاهایی قربانی شرایطی هستند که خودشان هیچ نقشی در آن نداشته‌اند. این برخوردهای تحقیرآمیز و توهین‌آمیز، نادیده گرفتن و برخوردهایی که در شأن یک انسان نیست را متاسفانه با این گروه از کودکان داریم. بسیاری از این کودکان برای تامین معاش خانواده تلاش می‌کنند. حال که جامعه نمی‌تواند به هر دلیلی پاسخگوی نیاز اقشاری باشد که نیازمند هستند درحالی که دولت باید بتواند براساس اصل 29 قانون اساسی از این افراد به موقع حمایت کند و به دلیل محدودیت منابعی که دارد و دلایل دیگر که یک جاهایی هم می‌تواند اهمال‌کاری باشد اما ما به عنوان شهروندان نباید رفتاری خارج از شأن انسانی در قبال این کودکانی که خیلی‌هایشان به دلیل مسئولیت پذیری‌شان برای حمایت از کیان خانواده به خیابان برای کار آمده‌اند، رفتارهای تحقیرآمیز داشته باشیم. اگر رفتار احترام‌آمیزی با این گروه از کودکان داشته باشیم، کمک می‌کنیم که آزردگی خاطرشان کمتر شود. آنها همان‌طور آزرده‌خاطر هستند؛ با رفتارهای نسنجیده‌مان این آزردگی‌ها را افزایش ندهیم. هرچند فرقی نمی‌کند این رفتار توسط کدام کارشناس یا کارمند کدام نهاد باشد در هیچ جای این آیین‌نامه اجازه این نوع برخورد را به افراد نداده است. لذا نکته دیگری که مهم است اینکه ما با کسانی که در این حوزه‌های عمومی کار می‌کنند و با مصادیق شبیه کودکان‌کار و خیابان برخورد می‌کنند، مهارت‌ها، آداب و الزامات برخورد را هم آموزش دهیم. اگر فردی که این رفتار را کرده، می‌دانست چه جایگاه و وظیفه‌ای دارد و چگونه باید با بچه حتی اگر خطایی هم کرده باشد، برخورد کند، قطعا این رفتار غیرانسانی و ناشیانه را انجام نمی‌داد تا هم کودکان را آزرده کند و هم افکار عمومی را. هرچند خود این فرد هم آسیب دیده و از کار اخراج شده است. باید کودکان کار را به عنوان شهروندان کوچکی بدانیم که نان‌آور خانواده هستند. اگر این نگاه را به این گروه از کودکان داشته باشیم، رفتار انسانی با این گروه از کودکان حاکم می‌شود. رنجاندن این کودکان می‌تواند تبعات دیگری برای جامعه و خود این گروه داشته باشد که نباید از تبعات آن غافل باشیم تا خدای ناکرده به دلیل این رفتار نابخردانه مسیر انتقام را تسهیل کنیم. لذا باید کودکان کارمان را نان‌آوران کوچک خانواده‌ها بدانیم.

*  سید حسن موسوی چلک

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه آرمان/24 دی ماه 1397

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/25

«سانچی» آخرین حادثه نخواهد بود

سیدحسن موسوی چلک *

وقوع حوادث در هر جامعه اجتناب‌ناپذیر است، نسبت به بخشی از این حوادث به دلیل ویژگی‌های خاصی که پیدا می‌کند در افکار عمومی حساسیت ایجاد می‌شود. از جمله اینها می‌توانیم به حادثه سانچی اشاره کنیم که عده‌ای از هموطنان ما جان خود را از دست دادند. طبیعتا در چنین شرایطی چند انتقاد وجود دارد که با آن می‌توانیم انتظارات طبیعی و درست ذی‌نفعان و مردم را مشخص کنیم که باید به آن حقوق توجه شود. نکته اول اطلاع‌رسانی شفاف و درست است. از زمانی که حادثه اتفاق می‌افتد و استمرار این اطلاع‌رسانی تا رسیدن به نتیجه از اهمیت بالایی برخوردار است. معمولا در زمان شروع وقوع حوادث اطلاع‌رسانی هست و پیگیری می‌کنند، اما به مرور زمان به بوته فراموشی سپره می‌شود. سانچی هم از حوادثی بود که در شروعش اطلاع‌رسانی مستمر انجام می‌شد، اما به مرور زمان اطلاع‌رسانی فراموش شد در حالی که اطلاع‌رسانی مستمر به اعتمادسازی بیشتر بین مردم و افرادی که از این حادثه دچار آسیب شده‌اند کمک می‌کند. این حق طبیعی افراد و مردم به عنوان بخشی از افکار عمومی است. نکته بعدی حمایت‌هایی است که بازماندگان این حوادث دارند علاوه بر حمایت‌های مالی و حقوقی که انجام می‌شود و نوع حادثه‌ها، حمایت‌های روانی و اجتماعی است که افراد این خانواده‌ها باید دریافت کنند. در شروع کار تا جایی با مددکاری اجتماعی سازمان نفت در ارتباط بودم، متوجه شدم که این مددکاری اجتماعی انجام می‌شد، اما فراموش نکنیم نوع حادثه به گونه‌ای است که میزان تاثیرپذیری افرادی که در ارتباط هستند زیاد است و کیفیت و استمرار مددکاری اجتماعی بسیار تعیین کننده است که شرایط را بپذیرند و به زندگی خود ادامه دهند. معمولا به این صورت است که ما انسان‌ها با مرگ کنار می‌آییم، اما بعضی از مرگ‌ها هست مانند موضوع سانچی، که نمی‌توان با آن کنار آمد و خانواده‌ها تاثیرات روانی و اجتماعی عمیق و زیادی می‌بینند. ما باید از طریق خدمات مددکاری اجتماعی با خانواده‌ها ارتباط مستمر داشته باشیم تا انطباق و سازگاری صورت بگیرد که بتوانند به زندگی عادی خود باز گردند. با وقوع یک حادثه افراد منزوی می‌شوند، اما نمی‌توان کاری کرد که با دیگران ارتباط نداشته باشند. بنابر این گرفتن اطلاعات درست و پیگیری مستمر و منطقی خواسته‌ها و نیازها و مطالبات بازماندگان و دادن حقوق مرتبط و حمایت روانی و اجتماعی جزو لاینفک وظایف اجتماعی است که در دولت باید انجام شود. تا جایی که می‌دانم دولت اقدامات خوبی در این زمینه انجام داده است. ممکن است سوالاتی در افکار عمومی درباره این موضوع وجود داشته باشد، اما خوب است که در این فاصله زمانی بعد از یک سال اطلاع‌رسانی مناسبی انجام شود. این کار به اعتماد سازی بیشتر بین مردم و دولت‌ها کمک می‌کند چون این آخرین حادثه نخواهد بود چون این نوع حوادث را از گذشته تا به امروز داشتیم و پس از این هم خواهیم داشت. لذا این اعتمادسازی می‌تواند کمک کند تا اگر در آینده اتفاقی افتاد مردم راحت‌تر با حوادثی که ما و دولت ما هیچ نقشی در آنها ندارند، هماهنگ شوند و به این وسیله فضای اعتمادسازی مشارکت و مسئولیت‌پذیری و ارتباط مردم با دولت حفظ شود؛ چون بدون اعتمادسازی نمی‌توانیم مدیریت خوبی را داشته باشیم.

* رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

کد خبر۲۴۴۴۵۷ | تاریخ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ - شماره3792 روزنامه آرمان





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/17

آسیب های اجتماعی و بودجه 98Image result for ‫موسوی چلک‬‎

جوامع در سرتاسر حیات خود با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجه شده‌اند که می‌تواند در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی باشد. در حوزه اجتماعی نیز این مشکلات می‌تواند در عرصه‌های مختلفی ایجاد شود و ازجمله آنها آسیب‌های اجتماعی است که به‌تناسب انواع آن تمهیدات متعددی برای کنترل و کاهش آنها اتخاذ کرده‌اند. جامعه ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نخواهد بود. به همین دلیل باوجود همه تمهیدات اتخاذ‌شده و اقدامات انجام‌شده در عرصه‌های سیاست‌گذاری و اجرائی امروز شاهد شرایطی در کشور هستیم که ایجاب می‌کند به این موضوع توجه بیشتر شود؛ از جمله این شرایط می‌توان به تنوع آسیب‌های اجتماعی، کاهش سن افراد در معرض آسیب و آسیب‌دیده اجتماعی، رشد آمار آسیب‌های اجتماعی، گسترش آسیب‌های اجتماعی ناشی از فضاهای مجازی و تکنولوژی، جلوتربودن آسیب‌های اجتماعی از برنامه‌ها، فراگیرنبودن برنامه‌های اجرائی در کشور، غالب‌بودن رویکردهای غیراجتماعی درمقایسه‌با آسیب‌های اجتماعی، نداشتن توجه کافی به مسائل اجتماعی در کنار مسائل اقتصادی،‌ سیاسی و... اشاره کرد. همه این شرایط و شرایط دیگر ایجاب می‌کند که برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کشور، به‌منظور کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی، در همه زمینه‌ها از جمله بودجه‌ریزی به این مسئله توجه و اهتمام بیشتر داشته باشند؛ به همین دلیل یکی از موضوعاتی که در چند سال اخیر بیش از گذشته به آن توجه و پرداخته شده، «آسیب‌های اجتماعی» است. این توجه از عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی تا نظام بودجه‌ریزی را دربر می‌گیرد. در عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی می‌توان به‌طور مشخص به قانون برنامه ششم توسعه اشاره کرد که باتوجه به حساسیت ایجادشده در این زمینه ازسوی مقام معظم رهبری، بیش از برنامه پنجم به آن توجه شده است؛ به ‌تبع این توجه در عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی، شاهد رشد بودجه کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی در قوانین بودجه دو سال اخیر نیز بوده‌ایم که این توجه و افزایش در لایحه بودجه سال 1398 هم مشهود است.‌ باوجوداین، نباید به این افزایش قانع بود، چراکه تنوع و تعدد آسیب‌های اجتمای در کشور به‌گونه‌ای است که نیازمند توجه بیشتر از نظر منابع مالی هستیم تا زمینه برای ارتقای شاخص‌های سلامت اجتماعی بیش از پیش فراهم شود و مردم «به‌زیستن اجتماعی» را تجربه کنند.  البته این موضوع را نباید از نظر دور داشته باشیم که شرایط کشور از نظر پولی با توجه به تحریم‌ها و... به‌گونه‌ای‌ است که دست دولت برای تأمین منابع مالی بیشتر بسته است. معتقدم که این شرایط را نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم درک می‌کنند و به‌خوبی می‌دانند که حوزه اجتماعی در ادوار گذشته در لوایح بودجه مورد کم‌مهری قرار گرفته بود و این رشد هم کفاف آن غفلت را نمی‌‌دهد

...همچنین اشراف دارند که گسترش آسیب‌های اجتماعی امنیت کشور را تحت‌شعاع خود قرار می‌دهد؛ ولی باید پذیرفت که منابع مالی دولت نیز محدود است و برای تضمین آینده کشور نیاز است تا با تدبیر بیشتر قانون بودجه سال 1398 تصویب شود. نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم در بررسی و تصویب لایحه بودجه در حوزه سلامت اجتماعی و به‌طور خاص کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی، لازم است این نکته را مدنظر داشته باشند که افزایش بار مالی لایحه بودجه با هماهنگی دولت باشد تا زمینه تحقق کامل بودجه این حوزه در سال آینده بیش‌ازپیش فراهم و تعهدات متناسب با بودجه ایجاد شود.‌ گرچه به افزایش بودجه آسیب‌های اجتماعی علاقه‌مندم، نمی‌توانم ‌به محدودبودن منابع مالی هم بی‌توجه باشم.


منبع :روزنامهشرق/13 دی ماه 97





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/10/14


( کل صفحات : 34 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی