دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

یادداشت: به‌راحتی اعتماد مردم را خدشه دار نکنیم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از الزامات هر جامعه‌ای در رابطه بین دولت‌ها و ملت‌ها وجود اعتماد اجتماعی به‌عنوان یکی از شاخص‌های سرمایه اجتماعی است که بالا بودن آن یک فرصت و ظرفیت است چراکه زمینه را برای مشارکت اجتماعی مردم برای ایفای وظایف دولت‌ها فراهم و آسان می‌کند و فقدان آن می‌تواند دولت‌ها را از این ظرفیت محروم بکند و فاصله بین دولت‌ها و ملت‌ها را افزایش دهد. فاصله‌ای که هر چقدر بیشتر شود، ترمیم آن به مراتب سخت‌تر خواهد بود و هر چقدر اعتماد بین سازمان‌ها و مردم که از آن به‌عنوان اعتماد نهایی یاد می‌شود، بیشتر باشد پشتوانه خوبی برای توسعه هر کشور از جمله برای خروج از شرایط بحران در هر حوزه‌ای اعم از بلایای طبیعی، جنگ یا... باشد، می‌تواند فراهم کند. یکی از مولفه‌های مهم در اعتماد نهادی یعنی رابطه دولت و مردم شفافیت و صداقت است که مردم انتظار دارند در هر جامعه‌ای دولتمردان‌شان با آنها صادق باشند و از بیان واقعیت‌هایی که مربوط به مردم هست، حتی اگر این واقعیت، واقعیت تلخی هم باشد، پرهیز نکنند یا واقعیت‌ها را وارونه نکنند. هم کتمان کردن واقعیت‌ها و هم وارونه جلوه دادن، هر دوی اینها می‌تواند به زیان اعتماد اجتماعی باشد و تَرَکش را بیشتر بکند. ترکی که ترمیمش با پول و زور امکان‌پذیر نخواهد بود و ترمیم آن زمان بسیار زیادی را می‌برد، تازه اگر همه سازوکارها فراهم باشد. وقتی در حادثه پرواز هواپیمای اوکراینی مشخص شد آنچه که مسئولان تا الان گفتند، واقعیت نبود، باید این را بپذیریم که این رفتار ما با مردم تاثیر منفی می‌گذارد. این مردم همان مردمی هستند که چند روز قبل در مراسم سردار شهید سلیمانی یکی از بی‌نظیرترین رفتارها را انجام دادند و این می‌توانست یک گام بزرگ برای دولتمردان باشد تا بتوانند این فضای ایجادشده را تبدیل به یک ظرفیت موثر بکنند. لذا معتقدم اگر همان موقع این واقعیت گفته می‌شد، مردم می‌پذیرفتند چون وقوع سوانح و حوادث و اشتباهات در بروز برخی از حوادث، اشتباهاتی که قطعا سهوی بوده، اجتناب‌ناپذیر است و در تمام دنیا حوادث مشابهی داشتیم که عمدا یا سهوا که در مورد این اتفاق قطعا تعمدی نبود و شرایطی که در کشور تجربه می‌کردیم، شرایط سختی بود که مجبور بودند بالاترین سیستم امنیتی را به‌کار ببرند ولی حتی در چنین شرایطی هم خطای انسانی غیرممکن نیست و اگر همان موقع این واقعیت گفته می‌شد، با اطمینان می‌گویم که داغدیدگان و مردم راحت‌تر می‌پذیرفتند تا وقتی به‌راحتی با ذکر نشانه‌ای عنوان می‌شد که چنین چیزی از نظر فنی صحت ندارد! اکنون که این موضوع عیان شده درحالی که مطمئنم برخی گزارش‌ها دیرتر به مقامات ارشد داده شده که از آن بی‌اطلاع هستیم و از جمله موضوعات امنیتی است ولی آنچه الان اتفاق افتاد بعد از چند روز کتمان واقعیت خاطر مردم را مکدر کرد لذا باید بپذیریم مردم حق دارند بعد از آن حماسه‌ای که آفریدند مکدر شوند. موضوعی که قابل کتمان نبود و این باعث می‌شود در شرایط دیگر هم مردم به‌راحتی به اخبار برون مرزی اطمینان کنند. اما معمولا در جوامع مختلف به‌خاطر احترام به افکار‌عمومی و پذیرش مسئولیتی که افراد در حوزه‌های مختلف دارند استعفا می‌تواند یک مسکن برای جامعه باشد، چون در هر صورت موضوع خطای انسانی است و طبیعتا انتظار این است که در این مواقع مسئولان مربوطه خودشان استعفا دهند نه اینکه مجبور شوند. به‌نظر می‌رسد این احترام به افکار عمومی است و چه خوب است در این حوزه هم این اتفاق بیفتد. گرچه استعفا زخمی که روی دل بازماندگان و افکار عمومی ایجاد شده را خیلی ترمیم نخواهد کرد ولی می‌تواند یک واکنش مسئولانه به این اتفاق باشد.منبع: روزنامه آرمان/22 دی 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/22

یادداشت:«اعتماد بین دولت ها و ملت ها موتور محرکه توسعه است»

سید حسن موسوی چلک/رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران) روزنامه شرق/ مورخ 22 دی 98)

یکی از مهمترین سرمایه ها در هر کشوری سرمایه اجتماعی است که مولفه های متعددی دارد که از جمله مهمترین آنها« اعتماد اجتماعی» است. بالا بودن این مولفه می تواند زمینه رابرای مشارکت اجتماعی و استفاده از همه ظرفیت های موجود از جمله مردم را بیش از پیش فراهم کند که پشتوانه ارزشمند و محکمی برای توسعه  همه جانبه در هر کشوری محسوب می شود. چرا که در سایه این اعتماد هست که دولت ها بیش از پیش مشروعیت پیدا می کنند و افراد در جامعه احساس هویت می کنند و از بروز بسیاری از خطرات و مشکلات که ممکن است اتفاق بیفتد، می تواند جلوگیری کند یا حداقل احتمال بروز آنها را کاهش دهد.البته این مستلزم این است که  دولت ها در تعامل با مردم رویکرد ها و ساز و کار های اعتدالی را به جای رویکردها  و ساز کار های تکلیفی مد نظر داشته باشد.در غیراین صورت نه تنها شاهد افزایش اعتماد اجتماعی نخواهیم بود بلکه مشارکت مردم در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و .. هم کمتر و کمتر خواهد شد که نتیجه این شرایط می تواند در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی را در چنین جوامعی به دنبال داشته باشد. عامل دیگری که می تواند این وضعیت را نامطلوب کند «عدم شفافیت» دولت ها با ملت هایی هست که مشروعیت خود را از آنها می گیرند. این در حالی است که هر چه در تعامل بین دولت ها و ملت ها شفافیت بیشتری وجود داشته باشد اعتماد بین آنها هم بطور متقابل افزایش پیدا می کند.در چنین شرایطی مردم به گفته ها و تصمیمات دولت ها احترام بیشتری می گذارند و خود را برای انجام آن تصمیمات مهیا کرده و با دولت ها همراهی می کنند و در این همراهی ممکن است هم از جان و هم از مال خود مایه بگذارند تا دولت ها در ایفای وظایف شان موفق شوند و یا اگر بحرانی ایجاد شود با این همراهی کمک می کنند تا بحران ها مدیریت شوند و کمبود ها و کاستی ها را تحمل کنند. حتی ممکن است ریاضت بکشند ولی اعتراض نخواهند کرد چون دولت ها با آنها صادق هستند و برای اثبات خواسته ها و نظرات دولت های خود، نیازی به رجوع به منبع دیگر ندارند.در واقع اعتماد اجتماعی می تواند مسوولیت پذیری مردم را در جامعه بیش از پیش افزایش دهد.در یکی از تقسیم بندی های مرتبط با اعتماد این نوع اعتماد بین سازمان ها( دولت) و ملت را در قالب« اعتماد نهادی» یاد می کنند که« دلالت دارد بر میزان مقبولیت و کارایی و اعتمادی که مردم به نهادها (رسمی دولتی) دارند. به تعبیر «دوگان»  انعکاس فقدان اعتماد به نهادها در اغلب موارد نتیجه بی‌اعتمادی به افرادی است که عهده‌دار امور آن نهادها هستند. بنابراین میزان اعتماد نهادی برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان این نهادها در قالب ادارات، ارگان‌ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آن‌ها ارتباط دارند سنجیده می‌شود. مدرسه، دانشگاه، ارتش، دادگاه، نیروی انتظامی، بانک‌ها، بازار سهام، دولت، مجلس و ... نوعا از این نوع اعتماد هستند. میزان اعتمادی که مردم به نهادهای مختلف دارند در بین جوامع متفاوت است و در طی زمان ممکن است دستخوش تغییراتی ‌شود.هر چقدر اعتماد نهادی بین دولت ها و ملت ها بیشتر باشد مردم  امنیت را در حوزه های مختلف بیشتر احساس خواهند کرد.امنیتی که می تواند آرامش و شادابی را در جامعه بوجود آورد.فراموش نکنیم که در کنار شفافیت، پاسخگویی صادقانه دولت ها در قبال مردم عامل دیگری است که می تواند به افزایش این اعتماد کمک کند.در این صورت است که احتمال سوء استفاده و اختلاس و انواع فساد در چنین جوامعی کمتر خواهد بود.این نکته را مد نظر داشته باشیم که دولت ها در تمامی جوامع  برای موفقیت و حتی استمرار و پایداری حکومت خود،  محتاج اعتماد مردم کشورشان به خودشان هستند.مردمی که مسوولین خود را درگیر فساد ببینند و یا حتی اگر این گونه تلقی کنند که مسوولین فقط به فکر خودشان هستند و منافع مردم شان برای آنها مهم نیست یا حتی در اولویت نیست همراهی و همکاری  نخواهند کرد و احتمالا مشارکت اجتماعی شان کاهش پیدا می کند.پاسخگویی دولت ها به مردم در قبال وظایفی که دارند می تواند نشان دهد که تا چه حد  امور جامعه بر وفق قوانین و مقررات انجام و پیگیری می شود که اگر اینگونه باشد می تواند اعتماد بین دولت ها و ملت ها و مردم را افزایش دهد.در غیر این صورت  نه تنها احتمال مشارکت کمتر خواهد شد بلکه حتی می تواند زمینه بروز اعتراض ها و شورش های اجتماعی را هم به دنبال داشته باشد که خود مخل امنیت همه جانبه از جمله امنیت اجتماعی مردم خواهد بود.یکی از نشانه های پایین بودن شاخص اعتماد اجتماعی بین دولت ها و مردم در هر جامعه این است که منبع اخبار اصلی مردم آن جامعه رسانه های رسمی کشورشان نباشد.چون در این صورت مردم فکر می کنند که دولتمردان شان با آنها صادق نیستند و واقعیت ها را یا کتمان می کنند یا وارونه جلوه می دهند.در چنین شرایطی ظرفیت های مردم جامعه برای توسعه و پیشرفت به کار گرفته نخواهد شد. فکر می کنم که در جوامعی که دولتمردان و مردم به یکدیگر اعتماد و اطمینان دارند به سرعت و با قدرت تمام مسیر شکوفایی و اقتدار و توسعه را طی می کند . در این گونه جوامع ، در سایه اهداف مشترک مردم و دولتمردان ، مشارکت واقعی برای توسعه شکل می گیرد .

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/22

«قدر این مردم را بدانید»

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

  روز گذشته به همراه خانواده‌ام مثل بسیاری از مردم تهران در مراسم تشییع جنازه شهید سردار سلیمانی و همراهانش شرکت کردم. پیرمرد و پیرزن، کودک و نوجوان و جوان، زن و مرد و... آمده بودند تا این پیام را منتقل کنند که اگر سردار سپهبد سلیمانی نشان ذوالفقار که بالاترین نشان نظامی ایران است را دریافت کرده بود اما «نشان سردار دل‌ها» را به دلیل خدماتش مردم به او می‌دهند تا شاهدی باشد برای همه کسانی که در حوزه‌های مختلف مسئولیت دارند. این حضور باشکوه مردم که با پای خود آمدند، نه به‌خاطر درجه نظامی ایشان بلکه به دلیل صداقتش و سادگی و تاثیرگذاری‌اش و اینکه در نقش‌هایی که پذیرفته بود خوش درخشید چون «شایسته» بود و سر جایش قرار گرفته بود. این حضور در حالی با شکوه برگزار شد که مردم از اختلاس‌ها و دعواهای سیاسی و جناحی و بداخلاقی‌ها و پارتی بازی و انتصابات فامیلی و... که هیچ تاثیر مثبتی بر زندگی مردم ندارد بلکه بر عکس آثار منفی آن را کاملا حس کردند، خسته شدند و اینکه سفره‌شان کوچک‌تر شده و کیفیت محتوای سفره هم ضعیف‌تر شده و تامین هزینه‌های زندگی برای‌شان سخت شده است‌. اعتراض‌های مردم بعد از گران شدن بنزین از نشانه‌های این نارضایتی بود. اینکه حدود 60میلیون نفر مشمول کمک هزینه معیشت شدند خود گویای حال و روز ناخوش بسیاری از مردم در تامین معیشت‌شان هست. اما به رغم همه این موارد مردم با تمام وجود آمدند تا بگویند که فرق بین مسئول موثر و مسئول اختلاس‌گر و ناتوان و ناشایست را تشخیص می‌دهیم و «ایران وطن عزیزمان را دوست داریم». شنیدن این پیام کار دشواری نیست. این حضور در طول این چهل سال انقلاب بوده و هر زمانی که لازم بود با حضور خود نشان دهند که ایران را دوست دارند، آمدند‌. ولی انتظاراتی هم دارند که به گونه‌ای کشور اداره شود که با این همه منابع و ظرفیت‌ها زندگی‌شان لنگ 45 هزار تومان یارانه و 55 هزار تومان کمک هزینه معیشت نباشد. این شرایط شایسته کشور نیست و از همه مهم‌تر حق این مردم نیست. بیاییم بازنگری کنیم. افرادی را که شایسته هستند انتخاب کنیم. فارغ از این که زن هستند یا مرد، جوان هستند یا نیستند، وابسته سیاسی ما هستند یا نیستند، ژن خوب دارند یا ندارند، از بستگان ما هستند یا نیستند و... بیاییم برای احترام به این مردم هم که شده اگر اختلاس می‌کنیم، دست برداریم، اگر براساس وابستگی سیاسی منصب گرفتیم پس دهیم و کنار برویم، اگر افراد قوی و کارآمد را کنار گذاشتیم، برگردانیم. ضمن اینکه تایید می‌کنم فشار‌های ناجوانمردانه کشور‌های معاند شرایط اقتصادی را سخت کرده ولی نمی‌توان چشم را روی این واقعیت‌ها بست. بسا که ما هم در خیلی جاها خوب مدیریت نکردیم که این وضعیت را داریم و مجبور هستیم در کنار یارانه، کمک هزینه معیشت هم پرداخت کنیم که تاثیری هم در جبران هزینه‌های مازاد به دلیل افزایش گرانی‌ها ندارد. این مردم بهترین‌های جهان هستند قدرشان را بدانید و بدانیم.منبع: روزنامه آرمان/17 دی 1398

 





نوع مطلب : یادداشت ها، تالیفات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/17

یادداشت:

شرایط کنونی نیازمندانسجام اجتماعی

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از اتفاقاتی که معمولا انسان‌ها را ناراحت می‌کند، ترور افراد است که با خلق و خوی انسانیت کاملا در تناقض است و کشور ما جزو کشورهایی است که از این نوع ترورها آسیب زیادی دیده و از اول انقلاب تا آخرین مورد که همین جمعه بود و سردار حاج قاسم سلیمانی و هیات همراهشان به شهادت رسیدند. جمعه این هفته حال و هوای خاص خودش را داشت و بسیاری از مردم ایران و منطقه و جهان از این اتفاق بد ناراحت بودند و به شکل‌های مختلف سعی کردند واکنش نشان دهند و این اقدام ددمنشانه ترامپ و دولتمردان آمریکا را نکوهش کردند. اما آنچه در مورد این اتفاق می‌توان گفت این است که سردار سلیمانی حامل صلح برای جهان بود و اگر هم در جنگی درگیر می‌شد، مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدفش، ایجاد صلح و روابط سالم در آن منطقه و جامعه بود. اتفاقی که نشان داد در کشور ما همه گرایش‌های سیاسی نسبت به توانمندی ایشان اجماع داشتند و برای همه گروه‌ها و اقشار، فارغ از اینکه چه گرایش سیاسی دارند: زن، مرد، پیر و جوان فردی قابل احترام بود و حتی موضوع احترام به ایشان فراتر از کشور ماست و در منطقه و جهان هم این فضا را شاهدیم. ما نمی‌توانستیم جلوی ترور سردار را بگیریم اما آنچه الان می‌تواند اتفاق بیفتد انسجامی است که باید بین همه آحاد جامعه صورت بگیرد تا بتوانیم بحران‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی که برای ما ایجاد کردند را پشت سر بگذاریم. این امر لازمه‌اش این است که روی مولفه انسجام تمرکز بیشتری بکنیم و افراد جامعه مان یکپارچگی بیشتری را احساس کنند. نقاط قوت یا تشابهات مان را یکجا ببینیم و برای تمایزاتمان هم تدابیری اتخاذ کنیم و بتوانیم تعاملات بین گروه‌های مختلف را به شکلی ساماندهی بکنیم که همبستگی اجتماعی بیش از گذشته در جامعه ظهور و بروز پیدا بکند. البته این به منزله این نیست که همه تفاوت‌ها را می‌شود از بین برد بلکه هدف این است که با توجه به ظرفیت‌های مشترک ما بتوانیم برای رسیدن به یک جامعه‌ای که بهزیستن اجتماعی هدف آن است، گام‌های موثرتری را برداریم. فکر می‌کنم سردار سلیمانی و سردار سلیمانی‌هایی که جان خودشان را برای انسانیت و حفظ آب و خاک و ناموس و دین ادا کردند همه اینها دنبال یک هدف هستند؛ سرافرازی جامعه اسلامی و از همه مهمتر سرافرازی مردم ایران برای اینکه هیچ چیزی آرامش این مردم را تحت تاثیر قرار ندهد. فکر می‌کنم این پیام امروز بیش از هر زمانی نیاز به توجه دارد تا بتواند ان‌شاءا... بستری باشد برای تقویت همبستگی و در نهایت آن وحدتی که ما برای پیشرفت و توسعه به آن نیاز داریم. فراموش نکنیم در سایه این همبستگی اجتماعی است که ما می‌توانیم بستر را برای مشارکت اجتماعی همه مردم فراهم بکنیم که خود این مشارکت می‌تواند زمینه تقویت انسجام اجتماعی را بیش از پیش در جامعه فراهم بکند. تفاهم و همدلی جای سوءتفاهم و تفرقه را بگیرد و فراموش نکنیم که اگر نتوانیم در راستای تحقق انسجام اجتماعی در جامعه کار بکنیم، آنوقت است که مسیر جامعه ما مسیر درستی نخواهد بود و آن یکپارچگی و روابط اجتماعی درست بین مردم و نهادهای مرتبط در حوزه‌های مختلف تقویت نخواهد شد و شاید ازهم‌گسیخته شود. فکر می‌کنم این اتفاق باید همه ما را برای رسیدن به یک انسجام اجتماعی که یکی از مولفه‌های مهم برای مدیریت بحران فعلی است، کمک کند.منبع: روزنامه آرمان.15 دی 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/15

یادداشت:

«خرم آن نغمه«خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد» که مردم بسپارند به یاد»

سید حسن موسوی چلک( روزنامه شرق،15 دی 98)

صبح جمعه هفته قبل حال و هوای خاصی داشت که تا سالیان متمادی در ایران و جهان و منطقه در اذهان مردم و سیاستمداران و تاریخ نویسان و ... خواهد ماند.دلیل این حال و هوای خاص هم خبر شهادت سرداری از ایران زمین به نام حاج قاسم سلیمانی و همراهانش  بود. ضمن عرض تسلیت شهادت این سردار بزرگ به تمام مردم ایران و خانواده محترم ایشان و سایر شهداء این حادثه، می خواهم اشاره کنم که کمتر ایرانی را می توانید پیدا کنید که نام ایشان را نشنیده باشد.کسی که نامش نه فقط در ایران بلکه در منطقه هم سر زبان ها ست و نشریه آمریکایی «فارن پالیسی» در ویژه‌نامه سالانه خود، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را به عنوان یکی از ده چهره برتر حوزه دفاعی-امنیتی سال ۲۰۱۹ در جهان معرفی کرد. این معرفی هم گویای این است که در جهان هم مورد توجه قرار  داشت.نکته  مهمی که در داخل کشور هم در مورد ایشان مصداق پیدا می کند این بود که در میان اعضای همه گرو های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی انسانی مورد احترام بود.واکنش گروه های مختلف سیاسی ،  مذهبی و فرهنگی و ..  موید همین نکته هست.ضمن این که واکنش مردم فهیم ایران زمین در مقابل این رفتار خشن و غیر انسانی دولتمردان آمریکایی نیز نشان داد که سردار قاسم سلیمانی را خوب می شناختند و  دوست اش داشتند و دارند. انسانی که علاوه بر توانمندی های فردی در حوزه نظامی و سیاسی، کاریزمای خاصی داشت که موجب می شد در دل مرد جذب شود. هر جا لازم بود حضور پیدا می کرد.از جمله سیلی که در استان های مختلف جاری شده بود ایشان هم حضور پیدا کرد و کنار مردم وطنش بود.این گونه می توان گفت که  در هر جامعه ایی انسان هایی بودند و هستند که در نقش های اجتماعی که پذیرفتند خوش درخشیدند و نامی از کردار و رفتار خود به جای گذاشتند که همیشه به یادگار می ماند.سردار حاج قاسم سلیمانی هم از این  جنس انسان ها بود.به گفته سهراب سپهری شاعر ایران زمین:

«زندگی صحنه ی یکتـــــــــــای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد». روحش شاد

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/15
سرداری توانمند و مورد احترام همه گرایش‌های سیاسی

بعضی افراد در هر کشوری هستند که به دلیل توانمندی شان همه به آنها احترام می گذارند.

فارغ از این که چه گرایش سیاسی داشته باشند. موافق یا مخالف گرایش سیاسی. از جمله این افراد سردار شهید قاسم سلیمانی بود که امروز خبر شهادتش همه ما را شوکه کرد.

خاطرم هست یک روز برای ماموریت اداری به کرمان رفته بودم. موقع برگشت صندلی جلوی ما نشسته بود و دخترش هم کنارش بود.  چند دقیقه که گذشت یکی از همراهانش از  دخترش خواست که اجازه دهد کنار سردار بنشیند تا کاری را هماهنگ کند.
دخترش در حالی که از صندلی اش  بلند می شد به او گفت( البته نه با ناراحتی): من از تهران با ایشان آمدم که حداقل تو هواپیما با پدرم باشم. دلم خیلی سوخت. خدا رحمتش کند و به خانواده محترم ایشان صبر جزیل عنایت کند.

سیدحسن موسوی چلک
رییس انجمن مددکاران  اجتماعی ایران
کد خبر 1338115/خبرآنلاین/13 دی ماه 1398




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/13

آزردگی اجتماعی پاسخ درست می‌طلبد

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

 

یکی از انتظاراتی که در این مقطع زمانی مردم از مسئولان دارند، تحلیل درست اتفاقاتی است که رخ داده است و طبیعتا برای پاسخ مناسب دادن به آنچه اتفاق افتاد که تقریبا می‌توانیم بگوییم یک آزردگی ایجاد شد، برداشتن اولین گام توسط مسئولان در تمام سطوح است. دلیلش هم این است که پاسخ به موقع و شفاف به نیازهای مردم حق آنهاست و پاسخگویی هم وظیفه مسئولان است. آنچه در این شرایط اتفاق افتاد- که البته محدود به این مقطع زمانی نیست- مطالباتی است که از قبل هم بوده و با بهانه‌هایی سر باز می‌کند و خودش را به شکل‌های اعتراض و آنچه دیدیم و می‌شناسیم، نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد آنچه بیش از همه نیاز داریم و در طول این اتفاقات آسیب دید، اعتماد اجتماعی است که خدشه دار و تضعیف شده است. تصمیمی که ظاهرا قانونی بود ولی روش اجرای نادرستی داشت که در قبال آن واکنش‌هایی را شاهد بودیم. از آن طرف نوع برخورد آقای رئیس جمهور که عنوان کرد خود من هم جمعه صبح متوجه شدم! واقعیت این است که در چنین شرایطی جلب اعتماد مردم کار خیلی سختی است که اتفاقا الان باید روی این موضوع بیش از هر موضوع دیگری کار شود چون اگر مردم پاسخ شفاف نگیرند و قانع نشوند، ممکن است الان به خاطر اینکه صف شان را از کسان دیگر که می‌خواستند از این اعتراضات بحق سوءاستفاده کنند جدا کرده باشند ولی همچنان منتظر یک پاسخ شفاف و صریح به آنچه اتفاق افتاد، هستند. هرچند برخی از نمایندگان هم این مطالبات را به نوعی اعلام کرده بودند. فراموش نکنیم در تمام جوامع هر چقدر بین دولت و ملت فاصله ایجاد شود، این فاصله روی بی اعتمادی بین این دو گروه اثر دارد لذا این آزردگی موجود باید به گونه‌ای ترمیم شود که مردم همچون گذشته به تصمیماتی که گرفته می‌شود، احترام بگذارند، بپذیرند و در اجرا همراهی و همکاری بکنند. درغیراینصورت ما صدای اعتراضات را به شکل‌های مختلف خواهیم شنید. این عاقلانه ترین کاری است که می‌شود انجام داد تا این آزردگی تبدیل به یک بغض در جامعه نشود.  با هرکس در این بخش مقصر بود باید برخورد و نوع برخورد هم باید به اطلاع مردم رسانده شود تا این فاصله بیش از این نشود. فراموش نکنیم مهمترین پشتوانه دولت‌ها، مردم آن جامعه هستند و اگر مردم دیده نشوند، می‌تواند عوارض بدی برای آن جامعه داشته باشد. مردم هم باید هوشیار باشند که مطالباتشان به شکل‌های قانونی مطرح شود، گرچه واقعیت این است که آنها هم اعتراض داشتند و هرچه هم داد زدند، کسی پاسخی نداد. طبیعی است بی توجهی به خواست بحق مردم برای اعتراض قانونی، مردمی که هر جا لازم بوده، حضور پیدا کرده‌اند و از جان و مالشان گذشتند، سزاوار نیست که بعد از اینکه دود ناشی از آتش وجودشان را بگیرد به سراغشان بروند. یکی از مولفه‌های تاثیرگذار درآنچه اتفاق افتاد، حاصل بی‌تدبیری و بیشتر حاصل سوءمدیریت بود که دلیلش شایسته سالاری و شایسته گزینی است که اگر باشد، معمولا بسیاری از این اتفاقات نمی‌افتد. اگر هرکس سر جای خودش باشد، کارها به روال عادی و درست تر برمی‌گردد. نگذاریم این زخم‌های کوچک عمیق شود

.منبع: روزنامه آرمان/7 آذر98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/10/7

یادداشت:قدر آرامش زندگی خود را بدانیم

دکتر سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه جام جم/ مورخ 23 آذر98)

 

 بسیاری از ما وقتی از سركار و فعالیت‌های روزانه به سمت منزل می‌رویم معمولا حس خوبی داریم؛ چون خانه را كانون آرامش و جایی می‌دانیم كه به ما احترام گذاشته می‌شود و به اصطلاح «راحت» هستیم. به قول سهراب سپهری: «زندگی شاید آن لبخندی است، كه دریغش كردیم». یكی از راه‌های ایجاد آرامش این است كه اعضای خانواده به همدیگر احترام بگذارند. به‌ویژه بزرگ‌ترها در توجه به این نكته بیش از پیش توجه كنند تا بچه‌ها هم الگو بگیرند. در غیر این صورت شاهد رفتارهایی در خانه خواهیم بود كه نه‌تنها ایجاد آرامش نمی‌كند بلكه آرامش موجود را هم از بین می‌برد یا كم می‌كند. معمولا در چنین شرایطی خانه جهنم می‌شود و درگیری و خشونت و بی‌تفاوتی و... جای عشق و محبت را می‌گیرد. همه ما باید اجازه ندهیم برخی موضوعات جزئی آرامش زندگی‌مان را به هم بریزد. برخی از ما به دلیل نگرانی‌ها و گرفتاری‌هایی كه داریم  حال همدیگر را خوب درك نمی‌كنیم. از جمله نمادهای این حال بد این است كه از تكریم همدیگر در خانه پرهیز می‌كنیم.
اگر خوب دور و برمان را نگاه كنیم متوجه می‌شویم كمتر كسی است كه در زندگی مشكلی نداشته باشد. اما اگر درست با مشكلات برخورد نكنیم و مشكلات موجود را مستمر بر سر خودمان بكوبیم و رفتار مناسبی با هم نداشته باشیم، تحمل زندگی را دشوارتر می‌كنیم. پس بیایم قدر این آرامشی را كه داریم بیشتر بدانیم و حتی احترامی كه ممكن است بیرون از خانه به ما نگذارند یا كمتر بگذارند، در خانه بیشتر و بیشترش كنیم تا از این طریق مرهمی بر زخم مشكلات باشد. تامل بر زندگی كسانی كه با هم درگیر هستند و نسبت به هم خشونت‌هایی به اشكال مختلف از جمله فیزیكی، عاطفی، جنسی و... اعمال می‌كنند و حتی ممكن است ازدواج‌شان منجر به طلاق هم بشود یا روابط فرازناشویی را به دنبال داشته باشد یا فرار فرزندان از خانه شاهد باشیم می‌تواند در نتیجه فقدان آرامش باشد. حتی برخی بیماری‌های جسمی و اختلالات روانی هم می‌تواند در نتیجه همین فقدان آرامش در خانه باشد. آرامش درون خانه را از بیرون انتظار
نداشته باشیم.

برخورد خوب با همدیگر و پذیرش تفاوت‌هایی كه با یكدیگر داریم می‌تواند كمك كند این آرامش را كه گرمای زندگی را بیشتر می‌كند و بر كیفیت زندگی می‌افزاید تا از با هم بودن لذت ببریم و انرژی بگیریم، سرلوحه رفتار‌مان قرار دهیم. اجازه ندهیم در نتیجه بی‌احترامی حیای بین ما درون خانه از بین برود كه جبرانش بسیار سخت خواهد بود. بپذیریم همیشه زندگی بر وفق مراد ما نمی‌چرخد و به اصطلاح زندگی بالا و پایین دارد اما این پستی و بلندی ‌ها كه در زندگی همه اتفاق می‌افتد نباید دلیلی بر چگونگی احترام به دیگری باشد

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/30

یادداشت:کسی به خاطر وام تن به ازدواج اجباری نمی‌دهد

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

  یکی از موضوعاتی که از وظایف دولت‌هاست، تسهیلگری برای تشویق و ترغیب افراد برای تشکیل خانواده از طریق ازدواج دائم است. به‌ویژه در کشور ما به دلیل ساختار جمعیتی و ترکیب سِنی‌ای که داریم و نگرانی از کاهش نرخ باروری و نرخ رشد به دلیل کاهش ازدواج و بالا رفتن سن امید به زندگی که به دنبال آن شاهد بالا رفتن جمعیت بالای 60 سال هستیم، در سیاستگذاری‌های اجتماعی چند ساله اخیر نیز این تشویق و ترغیب، تسریع شده است. یکی از راه‌های عملی شدن گرایش افراد به ازدواج به ویژه جوانان اعطای تسهیلات برای کمک مالی به جوانان برای برگزاری مراسم ازدواج و احتمالا استفاده از این منابع برای سایر هزینه‌هاست. در کشور ما نیز این قاعده وجود دارد اما در چند سال اخیر ما شاهد رشد صد درصدی در قالب وام ازدواج در کشورمان بودیم. طبیعتا بالا رفتن میزان تسهیلات پیش‌بینی شده برای ازدواج رغبت استفاده از این تسهیلات را که با بهره پایین پرداخت می‌شود، افزایش داده است. شاید در گذشته مبلغ 15 میلیون تومان و یا کمتر انگیزه درخواست دریافت تسهیلات ازدواج را بالا نمی‌برد. ولی در این شرایط اقتصادی این مبلغ 30 میلیون تومان می‌تواند عامل تحریک کننده برای پیگیری دریافت تسهیلات ازدواج باشد. با توجه به اینکه برای این پرداخت قید سنی برای دختران یا پسران لحاظ نشده است، طبیعتا نمی‌توان محدودیتی برای متقاضیان تسهیلات ازدواج از نظر سنی و جنسی قائل شد. موضوع اعطای تسهیلات به افرادی که در سنین پایین ازدواج می‌کنند که از آنها به کودک‌همسری یاد می‌شود از چند زاویه قابل بررسی است. نخست، افرادی که طبق قانون، شرایط سنی که در قانون پیش‌بینی شده (بالای 15سال برای پسران و بالای 13سال برای دختران) را دارا هستند، دریافت این تسهیلات حق قانونی‌شان است. چون طبق قوانین جاری کشور ازدواج کرده‌اند و طبیعتا طبق همین قوانین می‌توانند از تشویق‌های پیش‌بینی شده در کشور از جمله وام ازدواج استفاده کنند. دوم، تقریبا در اکثر سال‌های اخیر طبق آمار سازمان ثبت احوال کشور، تعداد قابل توجهی از افراد در سن زیر 15سال و زیر 18سال ازدواج می‌کنند. گرچه به نظر می‌رسد در چند سال اخیر، تعداد این افراد به نسبت سال‌های قبل روند رو به رشدی نداشته ولی توجه به بلوغ جسمی، جنسی، روانی در ازدواج موضوعی که دغدغه کارشناسان در حوزه‌های علوم اجتماعی، مددکاری اجتماعی، روانشناسی و خانواده و حتی حقوقی بوده است. طرح کودک همسری که در مجلس مطرح شد و در نهایت رای نیاورد، دقیقا براساس همین دغدغه تدوین و ارائه شده بود. تامل بر تغییر سن قانونی ازدواج در ایران از 9 سال برای دختران به 13 سال و همینطور پسران خود گویای این مساله است که در آن مقطع زمانی این پذیرش در مرجع قانونگذاری صورت گرفت که متناسب با اقتضای جامعه، این تغییر سن و بالا رفتن حداقل سن ازدواج یک ضرورت است. نکته آخر در این زمینه اینکه افراد به خاطر دریافت 30میلیون تومان تسهیلات اقدام به ازدواج کنند به‌گونه‌ای به گفته معاون امور جوانان وزارت ورزش رشد چهاربرابری داشته باشد به نظر جای بررسی بیشتری دارد. شاید مبلغ پرداختی به دلیل افزایش میزان وام ازدواج افزایش پیدا کرده باشد، ولی رشد چهار برابری ازدواج در قالب کودک‌همسری حتی در دو، سه دهه گذشته در مقایسه با امروز با واقعیت همخوان نیست. گرچه مسئولان سازمان ثبت احوال به‌عنوان مرجع اصلی ارائه آمار وقایع چهارگانه (فوت، تولد، ازدواج و طلاق) می‌تواند آمار دقیق‌تری در این حوزه ارائه نمایند. نکته دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، اختصاص منابع بیشتر توسط بانک‌های متعدد و الزام بانک‌ها به پرداخت وام ازدواج است که رقم تسهیلات اعطایی وام ازدواج را بالا برده باشد.

| تاریخ۱۳۹۸/۹/۲۰ - منبع: روزنامه آرمان/:  

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/20

یادداشت جام جم:چشم اقشار آسیب پذیر به بودجه 99

‌‌مدت‌هاست جامعه ما با مشکلات اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی روبه روست، واقعیتی که کسی نمی تواند منکر آن باشد. طبیعتا در چنین شرایطی گروه‌هایی که آنها را «افراد دارای نیازهای خاص»  می شناسیم و در میان جامعه تحت عنوان «نیازمند» شناخته می شوند باید در اولویت توجه دولت قرار بگیرند.


بعد از گران شدن بنزین و تعیین یارانه کمک معیشتی برای 18 میلیون خانوار ایرانی مشخص شد تقریبا سه چهارم جمعیت کشور نیازمند دریافت کمک هزینه زندگی هستند که این خود، نمایی روشن از وضعیت اقتصادی خانوارها ارائه می کند. دراین میان مسلم است وضعیت دهک‌های پایین جامعه که عمدتا جزو مددجویان کمیته امداد و سازمان بهزیستی هستند چگونه است و تاچه اندازه به حمایت‌های دولتی در بودجه‌های سالانه نیاز دارند.


این خانواده‌ها به سبب افزایش مستمر قیمت کالاها و خدمات و ناتوانی در کسب درآمد همواره در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی قرار دارند. این درحالی است که مستمری‌های ماهانه ای که به این افراد تعلق می گیرد با نیاز واقعی آنها فاصله معناداری دارد. اگر این موضوعات را در بستر سال 99 که شاید مشکلات اقتصادی تشدید شود بررسی کنیم، درخواهیم یافت قانون بودجه سال آینده باید طوری تدوین و نهایی شود که چتر حمایتی سازمان‌های اجتماعی بر سر اقشار آسیب پذیر جامعه گستردگی بیشتری داشته باشد.


زمانی که برنامه ششم توسعه تدوین و به قانون تبدیل شد همان طور که در ماده 39 آن به دولت اجازه افزایش قیمت حامل‌های انرژی داده شد ذیل این ماده قانونی، این قید نیز اضافه شد باید عدالت اجتماعی برای خانواده‌های نیازمند برقرار شود. اما اکنون این تناسب دیده نمی شود و ما انتظار داریم  حین بررسی بودجه سال 99 درمجلس به این موضوعات توجه شود.


توجه به اقشار آسیب پذیر به قدری مهم است که بدانیم پیش بینی‌های کارشناسی نشان می دهد سال آینده به واسطه شرایط اقتصادی ویژه کشور احتمال افزایش افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی بیشتر خواهد شد. اگرچه همواره شعار این بوده که چسبندگی این افراد به دولت باید کم شود ولی واقعیت این است که در سال‌های اخیر نه تنها نتوانسته ایم جمعیت مستمری بگیران را کم کنیم بلکه مجبور شده ایم پشت نوبتی‌های در صف مانده را نیز به گروه مستمری بگیران ثابت وارد کنیم .
با در نظر گرفتن این واقعیات باید گفت بودجه سال 99 اگر می خواهد از نیازمندان حمایت کند و مانع تشدید آسیب‌های اجتماعی شود، باید بادقت بیشتری تصویب شود و منابع مالی با درایت میان سازمان‌های اجتماعی توزیع شود.منبع: روزنامه جام جم/19 آذر98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/19

پیام تبریک رئیس انجمن مدکاران اجتماعی برای بیست سالگی ایسنا

موسوی چلك

رئیس انجمن مدکاران اجتماعی ایران در پیامی به مدیرعامل ایسنا ضمن تبریک بیست سالگی این خبرگزاری گفت: بدون شک فعالیت دو دهه آن خبرگزاری در عرصه رسانه برای حوزه اجتماعی از جمله مددکاری اجتماعی یک فرصت ارزشمند بوده و خواهد بود.

به گزارش ایسنا، دکتر سید حسن موسوی چلک در این پیام نوشت: « با توجه به فرارسیدن بیستمین سال تاسیس آن خبرگزاری ضمن تبریک این مناسبت به جنابعالی و همکاران آن خبرگزاری، بر خود فرض می‌دانم بر حسب وظیفه و به مصداق «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق» از تلاش‌های موثر ایسینا در اطلاع رسانی و آگاه سازی و انعکاس به موقع اخبار و ایفای نقش مطالبه گری در حوزه‌های خبری مختلف، به ویژه حوزه اجتماعی صمیمانه سپاسگزاری نمایم. 

بدون شک فعالیت دو دهه آن خبرگزاری در عرصه رسانه برای حوزه اجتماعی از جمله مددکاری اجتماعی یک فرصت ارزشمند بوده و خواهد بود.»

انتهای پیام/17 آذر98





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/18

یادداشت:آنچه البته به جایی نرسد فریاد است


نزدیك به دو دهه است كه حساسیت روی موضوع «كودكان كار» در افكار عمومی بیشتر شده است؛ چراكه این كودكان در خیابان‌ها حضور پررنگ‌تری دارند و تعدادشان بیشتر شده است. با یك نگاه گذرا می‌توان گفت در كمتر نشست یا كمتر رسانه‌ای در حوزه اجتماعی به این موضوع پرداخته نشده و صحبت از این معضل باب است. این واقعیتی است كه در جامعه با آن سر و كار داریم. وقتی در این موضوع دقیق می‌شویم به این نكته می‌رسیم كه بسیاری از این كودكان نان‌آور كوچك هستند، یعنی برای معاش خانواده‌شان مجبور به كار و زندگی در خیابان هستند. طبیعتا این حضور در خیابان می‌تواند عوارضی برای آنها به همراه داشته باشد. غیر از عوارض سلامتی مانند بیماری‌های پوستی و گوارشی، محرومیت از تحصیل و بسیاری مشكلات دیگر، یكی از پیامد‌های این حضور، ظهور و بروز خشونت به اشكال مختلف است؛ چه توسط همسالان‌شان و چه توسط بزرگسالان. متاسفانه اتفاقاتی مانند ویدیویی كه هفته گذشته در شبكه‌های اجتماعی دست به دست شد، اتفاق جدیدی نیست و با كمال تاسف احتمالا آخرینش هم نخواهد بود. بارها شاهد اخباری از این دست بوده‌ایم كه به اشكال مختلف این گروه از بچه‌ها مورد آزار قرار گرفته‌اند.

با وجود برخورد قاطع نیروی انتظامی و بهزیستی، چند نكته در اینجا قابل ذكر است: نكته اول اینكه به دلیل شرایط اقتصادی موجود، كودك كار را باید به عنوان یك واقعیت جامعه بپذیریم. این كودكان را می‌توان به دو گروه تقسیم ‌كرد. گروه اول كودكان زیر سن قانونی (زیر پانزده سال) كه طبق ماده 79 قانون كار، كار كردن آنها ممنوع است و طبیعتا باید به هر شكل ممكن از كار در خیابان منع شوند و چتر حمایت اجتماعی برای این گروه از كودكان، به ویژه اگر خانواده‌های نیازمند یا بی‌سرپرست داشته باشند یا سرپرست موثر نداشته باشند، گسترده شود تا این بچه‌ها مجبور به كارهای سخت و طولانی مدت در شرایط نامناسب نشوند. گروه دوم كودكان كار 15 تا 18 سال هستند كه طبق ماده 80 قانون كار، این‌گونه افراد به عنوان كارگران نوجوان شناخته می‌شوند. در این قوانین مشخص شده است كه ساعت كار آنها باید نیم ساعت كمتر باشد و فعالیت‌شان نباید به جسم و روح آنها آسیب بزند. با استناد به مقاوله‌نامه 182 سازمان بین‌المللی كار كه ایران هم آن را پذیرفته است باید نظارت كاملی انجام شود تا كار كردن كودكان در این سن در شرایط مناسب و طبق قوانین مشخص آن صورت گیرد و این مستلزم نظارت بر چگونگی اجرای قوانین و مقرراتی است كه برای كار كودكان 15 تا 18 سال وجود دارد.

یك بخش ناخوشایند دیگر ماجرا در فیلم یاد شده رفتاری بود كه آن افراد نسبت به آن كودك داشتند. برای لحظه‌ای شاد شدن رفتاری انجام دادند كه نه قانونی است، نه اخلاقی و نه انسانی بود. ما حق نداریم تحت هیچ شرایطی برای شادی خودمان به حقوق دیگران این‌گونه وحشیانه و غیرانسانی و غیراخلاقی تعرض كنیم.

اما نكته دردآور دیگر بی‌تفاوتی مردمی است كه شاهد این رفتارها هستند. تا آنجایی كه در فیلم مشخص بود نه كسی برای كمك به آن كودك آمد و نه كسی به كار این دو نفر ایراد گرفت. این بی‌تفاوتی زخم و دردش به مراتب عمیق‌تر از اصل ماجراست. اینكه ما ببینیم یك نفر به بچه‌ای زور می‌گوید و ما كاری نكنیم. همه ما وظیفه داریم در حمایت از حقوق كودكان از هیچ كوششی دریغ نكنیم و اجازه ندهیم هیچ فرد و هیچ گروهی به حقوق این كودكان تعرض كنند. آثار تخریبی بی‌تفاوتی‌ها به مراتب بیشتر از خود اتفاق خواهد بود. این بی‌تفاوتی‌ها می‌تواند زمینه‌‌ای را فراهم كند تا افراد دیگری در جایی دیگر به شكل‌هایی دیگر، به حقوق دیگران از جمله كودكان كار و خیابان تعرض كنند. گرچه آزارهایی كه بچه‌ها در خیابان می‌بینند محدود به این رفتارها نیست و به شكل‌های مختلفی مورد آزار قرار می‌گیرند، اما خیلی وقت‌ها صدای‌شان هم به جایی نمی‌رسد و آنچه به جایی نمی‌رسد، فریاد است.

حسن موسوی‌چلك رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

منبع: روزنامه اعتماد/17 آذر1398

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/18

یادداشت:

حذف«زباله گردی» آرزو یا دستور اداری

سید حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه شرق/17 آذر ماه 98)

هر از چند گاهی که اتفاقی برای کودکان کار و خیابان می افتد روی موج  خبرگزاری ها و بطور کلی رسانه ها موضوعاتی از قبیل« ساماندهی کودکان کار  وخیابان انجام می شود»، زباله گردی کودکان حدف می شود و یا ممنوع است و .... توسط مسوولین مرتبط به شکل های مختلف منتشر می شود.از جمله این که بعد از اتفاقفی که در البرز برای یکی از کودکان کار افتاد و در داخل سطل زباله انداخته شد این نوع اخبار را مجدا می شنویم و می بینیم.در این یادداشت ابتدا  به موضوع کار کودکان و زباله گردی از منظر قوانین و مقررات و معاهدات بین الملل پرداخته می شود سپس به جنبه های دیگر موضوع اشاره خواهد شد.یکی از قوانین مرتبط مرتبط در این حوزه  قانون کار جمهوری اسلامی ایران می باشد که در تاریخ29/8/1369 به تصویب رسیده و طی نامه شماره 124356 مورخ 12/10/1369 ابلاغ شده است.در ماده ( 79) این قانون  به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام ممنوع است که برخی از کودکان زباله گرد دقیقا مرتبط با همین ماده قانونی هستند.

علاوه بر این  قانون داخلی کشور، ایران معاهدات بین المللی را نیز در خصوص کار کودک پذیرفته است که در حال حاضر وزارت تعاون، کار  و رفاه اجتماعی مسوول پیگیری اجرای مقاوله نامه 182 سازمان بین المللی کار را به عهده دارد که ایران نیز کنوانسیون ممنوعیت و اقدام فوری برای  محو بدترین اشکال کار کودک را در آبان ماه 1380 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسانده است.طبق ماده( 1) این کنوانسیون« هر یک از کشورهای عضو که به این مقاوله نامه ملحق می شوند باید تدابیر فوری موثری را برای تامین ممنوعیت و محوبدترین اشکال کار کودک به عنوان یک فوریت اتخاذ نمایند».همچنین بر اساس ماده سه «بدیرین اشکال کار کودک» نیز تعیین شده اند که از حمله آنها طبق بند(د) همین ماده کاری که، به دلیل ماهیت یا شرایط آن، احتمال دارد برای سلامتی، ایمنی یا اخلاقیات کودکان ضرر داشته باشد، هست. بر اساس مقاوله نامه یکصد و هشتاد دو سازمان بین المللی کار آیین نامه اجرایی تبصره های یک و دو  آن در تاریخ 27/2/1383 در هیئت وزیران تصویب و طی نامه شماره 6650 / ت 26799 درمورخ 9/3/1383 ابلاغ شده است.طبق ماده( 1) این آیین نامه  فهرست کارهای مضر برای افراد کمتر از هیجده سال مشخص شدند که از جمله آنها در خصوص زباله گردی کودکان هست.در بند(4) این ماده «کار در گنداب روها، جمع آوری، حمل و دفن زباله شهری» برای کودکان ممنوع شده است.مقررات دیگری از قبیل آیین نامه ساماندهی کودکان خیابانی هم در سال 1384 در هیات وزیران تصویب شده است.پس ممنوعیت کار کودکان در حوزه زباله گردی هم مورد توافق و اجماع جهانی است و هم در مصوبات داخلی کشور این موضوع تصریح شده است لذا موضوع جدیدی نیست.مشکل اینجاست که دستگاه های ناظر براجرای این مصوبات به درستی عمل نمی کنند. طبق آمار ارایه شده در نشست تخصصی آسیب شناسی زباله گردی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که در شانزدهم مهر1398 برگزار شد آمار غیر رسمی از وجود چهار  هزار و هفتصد کودک زباله گرد در تهران خبر می دهد که که چهل درصد آنان تنها نان آور خانه هستند و بین ۱۰ تا ۱۵ سال سن دارند.ضمن این که باید بذیریم که بسیاریاز این کودکان حداقل در ابتدا به دلیل نیاز مالی و شرایط اقتصلادی یا بصورتتنهاای و یا برای دیگران دیگران زباله جمع می کنند.لذا حذف زباله گردی کودکان بیشتر یک شوخی است چون فقر وشرایط نامناسب اقتصادی زمینه گسترش مشاغلی شبیه زباله گردی را در جوامع مختلف از جمله درحال توسعه از جمله ایران بیش از پیش فراهم کرده است و به نوعی مردم با این شغل غیررسمی کنار آمدند. علاوه بر مورد بالا، اقتصاد بالای این شغل غیر رسمی بسیار قوی است که به راحتی نمی شود از آن چشم پوشی کرد.گرچه ما سازمان رسمی رباله گردی یعنی همان « پسماند» را هم داریم اما به نظر می رسد همه زباله گردان  بصورت رسمی کار نمی کنند.بدون شک زباله گردی کودکان، مطلوب و مورد تایید افرادی که دغدغه حقوق شهروندی و از جمله حقوق کودکان دارند، نبوده و نیست.چرا که زباله گردی عوارض و پیامد های مختلفی برای کودکان دارد.محرومیت از تحصیل به عنوان یکی از حقوق اساسی کودکان، مشکلات بهداشتی و درمانی از جمله بیماری های پوستی،  ایدز، هپاتیت، سوء استفاده و استثمار و بهره کشی از کودکان از جمله این آثار منفی زباله گردی هستند. بپذیریم که جمع‌آوری این گونه زباله‌ها یك روی سکه هست و اما روی دیگر این قضیه بیگاری كشیدن از افراد است چرا كه متاسفانه زباله‌گردها با این كار هم سلامت خود را به مخاطره می‌اندازند و هم اینكه مجبور به انجام كار طی ساعت‌های طولانی هستند.

 تحمل آزار های مختلف توسط بزرگتر ها از جمله تحقیر و ...، ابراز خشونت نسبت به جامعه و مردم با این هدف که حق شان توسط افراد مرفه و دیگران خورده شده است نیز می تواند از جمله پیامد های این پدیده باشد.

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/18

تاثیر مطالبه‌گری اجتماعی غیرجانبدارانه بر امید اجتماعی

حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از وظایف نمایندگان مطالبه‌گری است. مطالبه‌گری در راستای تحقق حقوق مردم و با توجه به جایگاه نظارتی مجلس که طبق قانون این اختیار را دارد، این حداقلِ حداقلِ حداقل کار است که مجلس می‌تواند انجام دهد. به شرط اینکه این کار را با رویکرد غیرسیاسی و غیرجانبداری انجام دهد و بعد همه زوایا را بررسی کند و واقعیت‌ها را آنگونه که هست به مردم گزارش دهد. این هم حق مردم است که بدانند نتیجه این تحقیق و تفحص و گزارشی که کمیته حقیقت‌یاب تهیه می‌کند، چیست و هم وظیفه مجلس و سایر مسئولان است تا حادثه‌ای که اینگونه آثار تخریبی نه فقط مالی و جانی که حتی در حوزه اجتماعی روی اعتمادسازی تاثیر داشته و به کاهش اعتماد منجر شده، امروزه پاسخ دهند و طبیعتا به تناسب نقشی که داشتند و ایجاد آرامش در اختلالی که ایجاد شد، به معنای واقعی پاسخگو باشند. به نظر می‌رسد گزارش‌های واقعی و به موقع و برخوردهای متناسب با نقشی که دستگاه‌ها در این حوزه داشتند، می‌تواند کمک کند تا گوشه‌ای از دیوار اعتمادی که تَرَک خورد را ترمیم کرد. کار مجلس در جهت تشکیل کمیته حقیقت‌یاب یکی از راه‌های مطالبه‌گری است و طبیعتا باید از ظرفیت رسانه‌ها و تشکل‌های غیردولتی بی‌طرف در این حوزه استفاده کنیم. تحلیل کارشناسان را به‌ویژه کارشناسان مستقل -نه کارشناسانی که نگاه می‌کنند مسئول بالایی چه دوست دارد- داشته باشند و آسیب شناسی کنند تا اتفاقات شبیه این حداقل در آینده نزدیک اتفاق نیفتد. در غیر اینصورت حداقل برداشت من این است که مردم از پاسخ‌ها قانع نشدند. درست است که صف خود را از برخی که اخلال می‌کنند و از این آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند، جدا کردند، ولی واقعیت این است که قانع نشدند. چون این نوع شیوه اجرا صرف نظر از قانونی که در برنامه ششم تصویب شد و قانون هدفمندی یارانه‌ها، شیوه اجرای آنچه اتفاق افتاد حق مردمی نبود که در این 40 سال -و عده‌ای هم قبل از انقلاب- از نظام حمایت کردند تا نظام خود را حفظ کنند. تحقیق و تفحص و بررسی همه‌جانبه و صادقانه می‌تواند عوارض اجتماعی که اعتماد یکی از آن عوارض است، کاهش مشارکت پیامد منفی دیگر است، نااطمینانی و کاهش سرمایه اجتماعی هم از پیامدهای دیگر است، کمتر در جامعه به منصه ظهور برسد. انتظار این است که از تمام ظرفیت‌ها از جمله ظرفیت نظارت مجلس، سوال مجلس، تحقیق و تفحص مجلس و هرچه که وجود دارد، برای مدیریت کاهش عوارض اجتماعی در نتیجه این تصمیم را شاهد باشیم. از آن طرف در بخش ظرفیتی که نیاز به بازنگری و اصلاح دارد، هم تمهیداتی اتخاذ شود و اگر لازم است اصلاحاتی در قانونگذاری و سیاستگذاری انجام شود هم شاهد باشیم. یک بخش هم حق مجلس این است که سوال بپرسد و استیضاح بکند. گرچه در این حوزه مسئولان چندان به افکار عمومی احترام نمی‌گذارند و حاضر نیستند نتایج این تصمیم یک‌شبه غیرکارشناسی را بپذیرند و به احترام افکار عمومی میزی را که در اختیار دارند به فرد شایسته دیگری واگذار کنند. شاید تحقیق و تفحص و تشکیل کمیته حقیقت‌یاب اگر بدون جانبداری سیاسی و بدون بهره‌برداری سیاسی انجام شود، بتواند این بستر را برای امید اجتماعی بیشتر در جامعه ایجاد کند.منبع:روزنامه آرمان. : | تاریخ۱۳۹۸/۹/۱۳ -

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/13

یادداشتی از موسوی چلک؛

همه مردمی که به خیابان آمده بودند، اخلاگر نبودند. آنها که شعار ضدنظام می‌دهند، همان کسانی هستند که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. تکلیف آنها مشخص است، ولی واقعیت این است که بخش عمده کسانی که به خیابان آمدند، افرادی بودند که واقعا اعتراض داشتند.

«سید حسن موسوی چلک» رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در یادداشتی نوشت: افرادِ دارای نیازهای خاص و افراد نیازمند، اقشاری هستند که باید توسط حاکمیت مورد حمایت قرار بگیرند. بنا بر این وظیفه در جوامع مختلف، حمایت از این اقشار جزو محورهای اساسی در برنامه‌‌ریزی‌ها لحاظ می‌‌شود. طبیعتا مشکلات این افراد، در شرایطی که جامعه درگیر بحران‌های اقتصادی است، به مراتب بیش از گذشته خواهد بود. این افراد باید در اولویت بهرمندی از منابع اقتصادی باشند. این موضوع در مضامین دینی ما نیز پررنگ است. یکی از منابع ارائه خدمات اجتماعی در صدر اسلام خمس و زکات بود و در سیره پیشوایان دینی خود می‌بینیم که در هیچ شرایطی توجه به اقشار نیازمند را فراموش نمی‌کنند. امیرالمومنین (ع) نیز در عهدنامه مالک‌اشتر (‌در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه) تاکید موکد بر نیازمندان، سالمندان، ایتام و محرومین می‌کند. 

نگرانی ما در رابطه با این اقشار در شرایط کنونی کشور محرز بود. همچنین گرانی و بالا رفتن قیمت محصولات و خدمات، به دلیل برنامه‌ای که یک شبه در کشور اجرا شد، نگرانی ما را افزون کرد، چرا که این اقشار از فضای اقتصادی نامناسب بیشترین ضربه را خواهند خورد. بنا بر آنچه در ماده ۳۹ قانون برنامه ششم آمده، ضرورت داشت که ملاحظات اجتماعی در رابطه با این اقشار مدنظر قرار بگیرد. حمایت از خانواده‌های نیازمند با هدف ترویج عدالت اجتماعی ضروری است، البته به ظاهر این اقدام انجام و اعلام شد؛ به خانواده یک نفره ۵۵ هزار تومان و به خانواده ۵ نفره حدود ۲۰۰ هزار تومان پرداخت می‌شود، اما واقعیت این است که بین تدابیر دولت با نیازهای این خانوارها تناسبی وجود ندارد. بنابراین اگر ملاحظاتی درباره این خانواده‌ها صورت نگیرد، تبعاتی برای جامعه به همراه خواهد داشت. تبعات فردی چشم‌پوشی از ملاحظات، مواردی چون سوءتغذیه، عدم دسترسی به منابع بهداشت و درمان و ...است، اما چون میزان حمایت از خانواده‌های نیازمند تناسبی با تحمل فشار اقتصادیِ آنها ندارد، باید منتظر وقوع تبعات اجتماعی باشیم. مشکلاتی نظیر سرقت‌های خُرد که برای تامین نیاز آنی انجام می‌شود. بنابراین تقاضای ما این است که ملاحظات لازم برابر با آنچه در قانون ذکر شده  است، انجام شود. 

باید در نظر بگیریم که اقشار نیازمند و تحت پوشش، با این میزان حمایت در پی گرانی بنزین چه وضعیتی خواهند داشت. اقشاری که عموما منبع درآمد دیگری جز حمایت‌های بهزیستی ندارند تا برای رفع نیازهایشان کمک‌کننده باشد، علاوه براین سازمان‌های اجتماعی، مانند کمیته امداد و سازمان بهزیستی با توجه به وضعیت کنونی کشور باید آماده پذیرش گروه‌های دیگری باشند که تمایل دارند، تحت حمایت مستمر این سازمان‌ها درآیند. امیدوارم تدابیر به موقع گفته‌های من را باطل کند. تجربه نشان داده است که در شرایط فشار اقتصادی، خانواده‌‌های فقیر بیشترین آسیب را خواهند دید، چرا که پیامد‌های گرانی‌ بنزین برای اقشار کم‌درآمد بیشتر خواهد بود. شعارها بر این مبناست که اقدامات کنونی با هدف حمایت از اقشار کم‌ درآمد است، از همین رو امیدواریم در واقعیت هم میزان حمایت به قدری باشد که دغدغه این خانوارها را به حداقل برساند و این مهم مستلزم آن است که اطمینان‌بخشی توسط مسئولان صورت بگیرد، در غیر اینصورت می‌تواند هزینه جبران‌ناپذیری را برای جامعه در بر داشته باشد. 

اقشار نیازمند طی یک سال گذشته به علت تحریم‌ها و بالا رفتن قیمت ارز مشکلات عدیده‌ای داشتند، علاوه بر آن به صورت عادی هم هر سال تورم چشمگیری داشتیم. به عبارت دقیق‌تر شرایط اقتصادی، حتی قبل از گرانی بنزین هم به گونه‌ای بوده است که زندگی برای خیلی افراد سخت شده بود. بار معنایی آنکه ما اعلام می‌کنیم از ۸۰ میلیون نفر ۶۰ میلیون نفر نیازمند تامین معیشت هستند، چیست؟ یعنی تاکنون هم از منابع و ظرفیت‌ها درست استفاده نکردیم. بنابراین ۳ چهارم از جمعیت ما مشمول حمایت معیشتی می‌شوند. باید قبول کنیم که این نشانه ‌خوبی نیست. در این شرایطی که خودمان می‌گوییم، سه‌چهارم جمعیت کشور مشمول دریافت کمک‌های معیشتی هستند، چه وضعیتی را خواهیم داشت؟ این افراد ۶۰ میلیون نفر هستند و بر مبنای بعد خانوار برآورد شده‌اند و حال سوال این است؛ خانواده‌ای که یک فرزند معلول دارد و تحت حمایت بهزیستی هم نیست، هزینه‌‌های او مانند کسی است که فرزند معلول ندارد؟ طبیعتا اینگونه نیست.

حال در این شرایط که خانواده‌ها در تامین معاش روزانه خود دچار مشکل شده بودند و اثر اقتصاد ضعیف و ناکارآمد به تمام خانواده‌ها سرایت کرده بود و در سفره‌های آنها و در تمام شاخص‌های متعدد رفاه اجتماعی آنها تاثیر منفی گذاشته بود، با یک شوک به یکباره قیمت بنزین را سه برابر کردیم. البته باید متذکر شویم که کار قانونی بود و به استناد قانون انجام شد و وقتی تصمیم به انجام آن گرفته شد، کارشناسی‌های لازم نیز صورت گرفت، اما متاسفانه نحوه اجرای آن شوک‌آور بود و طبیعتا در این شوک اقشار نیازمند و فقیر بیشترین فشار را تحمل خواهند کرد. وقتی در این شرایط قرار می‌گیرند یا باید بپذیرند و سکوت کنند، یا اینکه اعتراض کنند. در واقع باید پرسید که مردم باید کجا بروند و چگونه اعتراض خود را مطرح کنند؟

وقتی یک راه رسمی برای بیان اعتراض وجود ندارد، حداقل در این حوزه، مردم راه دیگری را انتخاب می‌کنند. آسیب به اموال عمومی وجه مشترک اعتراضات در خیلی از جوامعی است که این مسیر را طی کرده‌اند. شاید در برخی جوامع پیشرفته‌تر اعتراضات به گونه‌ مدنی‌تر باشد، اما تجربه‌ای که در دی ۹۶ داشتیم و تجربه‌ای که در انتخابات  سال 88 داشتیم، نشان داد مردم ما از این طریق اعتراض خود را نشان می‌دهند.

طبیعتا در این فضا هم یک عده‌ از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند؛ آنهایی که معاند یا مخالف نظام هستند، هدفمند به جمعیت وارد می‌شوند و به طور حتم اقدامات آنها باعث می‌شود، صدای واقعی مردم شنیده نشود. معمولا اگر ما بتوانیم اطمینان‌‌بخشی درستی کنیم، اعتماد مردم را جلب کنیم و آنها بدانند که می‌‌توانند به ما اعتراض کنند، انسجام و هم‌بستگی جای شورش و اعتراضات تخریبی را خواهد گرفت.

واکنش‌ نمایندگان مجلس و حتی برخی مراجع بعد از اعلام سهمیه‌بندی بنزین نشان داد که آمادگی لازم برای این اقدام در جامعه وجود نداشت. حال ما فرض می‌کنیم تا آخر سال اتفاق دوباره‌ای رخ ندهد؛ درست است مردم از خیابان کنار رفته‌اند، اما هنوز قانع نشده‌اند. باید دقت کنیم که این اواخر اختلاس‌های برخی آقازاده‌ها و مسئولان را هم داشتیم و تمام این موضوعات هر یک به نوعی به بی‌اعتمادی مردم دامن می‌زند.

مضاف بر این‌ها، اطلاع‌رسانی بد مسئولان بیش از هر چیز دیگر زمینه‌ساز بروز چنین اعتراضاتی شد. پروژه‌هایی از این دست در تمام جوامع موجب فاصله دولت‌ها با ملت‌ها می‌شود. البته پذیرفته نیست که نمایندگان می‌گویند، ما مطلع نبودیم، به حتم کسانی از مجلس به کار کارشناسی این موضوع پرداخته‌اند.

حتما کمیسیون‌های مربوطه در تصمیم‌گیری شرکت‌ داشته‌اند، ولی وقتی نمایندگان مجلس اعلام می‌کنند که ما خبر نداشتیم و خبر یکباره اعلام می‌شود، باعث می‌شود ما شاهد چنین اعتراضاتی باشیم. اتفاقاتی که دودش در نهایت به چشم مردم می‌رود و هزینه بازسازی این تخریب‌ها را مردم متحمل می‌شوند. 

بنده گمان می‌کنم در راستای رفع این مشکلات نخست باید بپذیریم، دلسوزی‌‌های امثال ترامپ دروغ است. او و متحدانش هرگز از روی رافت برای ملت ما یا ملت‌های دیگر کاری نمی‌کنند و من معتقدم بخش عمده این مشکلات که در کشور است؛ نتیجه سوءمدیریت و ناکارآمدی است. اینکه افراد سر جای خود نیستند. اینکه نخبگان در سیاست‌گذاری کلان جایگاه زیادی ندارند.

اگر بتوانیم این بخش‌ها را مدیریت کنیم و برای آبادانی ایران همه کنار هم باشیم، به طور حتم اوضاع تغییر خواهد کرد. به هر حال این اتفاقات باید درسی برای مسئولان باشد. بنده معتقدم در این شرایط حداقل می‌توان انتظار داشت، وزرائی که مسئولیت بیشتری در رساندن کشور به وضعیت فعلی دارند، استیضاح شوند یا داوطلبانه به احترام مردم کنار بروند، چرا که افکار عمومی همچنان منتظر پاسخ است و این در حالی است که ما نه تنها پاسخ درستی نداده‌ایم، بلکه تا حدی مردم را تهدید هم کرده‌ایم و این طور موضع‌گیری‌ها مردم را بیشتر جری می‌کند.

حتما باید با اختلال‌گران برخورد شود، حتما باید قانون اجرا شود، اما همه مردمی که به خیابان آمده بودند، اخلاگر نبودند. آنها که شعار ضدنظام می‌دهند، همان کسانی هستند که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. تکلیف آنها مشخص است، ولی واقعیت این است که بخش عمده کسانی که به خیابان آمدند، افرادی بودند که واقعا اعتراض داشتند. منبع: ایلنا/5 آذر98

سهیمه بندی بنزینگرانی بنزینانجمن مددکارا




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/09/6


( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو