دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

عید سعید غدیر خم مبارک

Image result for ‫عید غدیر تبریک‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/06/29

























نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/06/24
Image result for ‫تصاویر تبریک عید قربان‬‎



نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/06/22


خدایا چنانم کن که از تو بترسم گویا که تو را مى ‏بینم،و با پرهیزگارى مرا خوشبخت گردان،و به نافرمانى ‏ات بدبختم مکن،و خیر در قضایت را برایم اختیار کن،و به من در تقدیرت برکت ده،تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختى نخواهم،و تأخیر آنچه را تو پیش انداختى میل نکنم.خدایا قرار ده،بى ‏نیازى را در ذاتم،و یقین را در دلم،و اخلاص را در عملم، و نور را در دیده ‏ام،و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهره ‏مند کن،و گوش و چشمم را دو وارث‏ من گردان،و مرا بر آن‏که به من ستم روا داشته پیروز فرما،و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده،و چشمم را بدین‏ سبب‏ روشن گردان.خدایا گرفتارى ‏ام را برطرف کن،و زشتى ‏ام را بپوشان،و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران‏ و دینم را ادا کن،

پروردگارا به اینکه به من پوشاندى،از پوشش با صفایت و بر من آسان نمودى،از رفتار کفایت‏ کننده‏ ات،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر بلاهاى روزگار،و حوادث شبها و روزها یارى ده،و از هراس هاى دنیا،و گرفتاری هاى آخرت نجات ده،و مرا از شرّ آنچه ستمگران در زمین انجام مى‏دهند کفایت کن،خدایا از آنچه مى‏ ترسم مرا بس باش و از آنچه حذر مى ‏کنم نگهدارى کن،و در نفسم و دینم از من نگهبانى فرما و مرا در سفرم نگهدار،و در خاندان و مالم جانشین باش،و مرا در آنچه نصیبم فرمودى برکت ده،و در نزد خویش خوارم ساز،و در دیدگان مردم بزرگم کن،و از شرّ جن و انس سالمم بدار و به گناهانم‏ رسوایم مساز،و به باطنم سبکم منما،و به عملم دچارم مکن،و مرا از نعمت هایت محروم مفرما،و به غیر خود واگذارم مکن.خدایا،مرا به که واگذار مى‏ کنى؟

به نزدیک تا با من به دشمنى برخیزد،یا به بیگانه تا با من با ترش‏رویى برخورد کند یا به آنان‏که خوارم مى ‏شمرند؟،و حال اینکه تو خداى من،و زمامدار کار منى.من به تو شکایت مى ‏کنم،از غربتم،و دورى‏ خانه آخرتم،و سبکى ‏ام نزد کسى‏ که اختیار کارم را به او دادى.خدایا غضبت را بر من فرود نیاور،اگر در مقام خشم کردن‏ بر من نباشى،از غیر تو باک ندارم،منزّهى تو،جز اینکه عافیتت بر من گسترده‏ تر است،از تو درخواست مى ‏کنم پروردگارا به نور جمالت،که زمین و آسمان ها به آن روشن گشت،و تاریکی ها به آن برطرف شد.

التماس دعای  فراوان

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/06/21
خوشا شیراز و وضع بی​مثالش   خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله   که عمر خضر می​بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلا   عبیرآمیز می​آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی   بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آن جا   که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمست   چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد   دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را   که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا حافظ چو می​ترسیدی از هجر   نکردی شکر ایام وصالش





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/05/22

بعضی روز ها هستند که در زندگی هر فردی مهم هستند از جمله این روز ها، روز تولد هر فرد است.اول مرداد 1347 در شناسنامه ام به عنوان روز تولدم درج شده است.در روستای بندپی از توابع شهرستان نوشهر در استان مازندران در یک خانواده کارگر به دنیا آمدم( که اگر قرار بود خانواده ام را خودم انتخاب کنم باز هم همین خانواده را انتخاب می کردم). گر چه در گذشته تاریخ تولد ثبت شده در شناسنامه به روز نبود لذا این که این روز، روز واقعی تولدم باشد یا نه، نمی دانم.در این روز ها هر کسی نگاه می کند که تا به امروز چه کار کرده؟آیا انسان مفیدی در جامعه بوده یا نه؟ برای آینده بهتر چه برنامه های داشته باشد؟چه درس هایی آموخته است؟و ....

تصمیم گرفتم به مناسبت این روز همچون گذشته  به چند نکته یا بهتر بگویم به چند درس آموخته ام از زندگی به اختصار اشاره کنم که می تواند در زندگی به انسان کمک کند:

* در زندگی هر کسی افرادی هستند که نقش مهمتری دارند. هیچ گاه آنها را فراموش نکنیم.

* جدیت در امور موجب موفقیت می شود.جدیت را با بداخلاقی یکی نگیریم.

*با توکل به خدا در همه امور و با نیت رضای او کارهایمان را انجام دهیم.

*احترام ویژه  به والدین و اعضای خانواده داشته باشیم که گنجینه بی بدیلی هستند.

*موفقیت هر کشوری در گرو تلاش مردم همان جامعه است.لذا برای ساختن کشور از هیچ کوششی دریغ نکنیم .

*نظم در امور را همیشه سرلوحه کارخود قرار دهیم.

*برای تعلیم و تعلم همیشه پیشگام باشیم.

*با کتاب انس و الفت داشته باشیم.

* از تجارب دیگران بهره بگیریم و تجارب خود را به دیگران منتقل کنیم.

* گذشت و بردباری و مدارا را در زندگی خود نهادینه کنیم:بقول شاعر:

گذشت و بردباری را  عزیزم از درخت آموز

که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمی دارد

* حقوق شهروندی را گرامی بداریم. نه اجازه دهیم حق مان ضایع شود نه حق دیگران را ضایع کنیم.

* * تعامل و ارتباط اجتماعی مناسب با دیگران داشته باشیم.

*کارهای خوب انجام دهید حتی اگر امروز خریدار نداشته باشد ولی مطمئن باشید کار خوب خریدار خود را پیدا خواهد کرد.

*در کارهای خود سلامت داشته باشید چرا که پاشنه آشیل هر جامعه ای گسترش فساد در آن جامعه است.

* سفیران خوبی برای حرفه مان باشیم.

 برای همه زندگی با نشاطی را آرزو می کنم.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

1/5/1395

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/05/2

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.
یادش گرامی باد




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/26




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/15

محمد علی فیاض‌بخش  در سال 1316 در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان خسروی و تحصیلات متوسطه را در كنار دروس حوزوی شامل جامع‌المقدمات و ادبیات عربی فرا گرفت و خدمت سربازی‌اش را در تفرش و رودبار به پایان برد.

شهید فیاض‌بخش از دانشگاه تهران مدرك پزشكی گرفت و دوره تخصصی جراحی را در بیمارستان سینا به پایان رساند.

دکتر 

فیاض بخش ، موسس انجمن امدادگران امام خمینی(ره) بود. این شهید آسایشگاه معلولان انقلاب را با همكاری انجمن امدادگران امام (ره) و كمیته امداد، زیر نظر بنیاد شهید راه‌اندازی كرد.

طبابت و ویزیت رایگان به مدت 4 سال، تاسیس كلینیك سلمان فارسی با همكاری شهید دكتر لواسانی،‌ آموزش كمك‌های اولیه پزشكی برای خدمت به مجروحان و معلولان انقلاب از دیگر فعالیتهای این شهید بزرگوار بود. وی سپس به عنوان مدیركل توانبخشی در وزارت بهداری مشغول به كار شد.

زندگی نامه شهید دکتر محمد علی فیاض بخش

پیشنهاد لایحه سازمان بهزیستی كشور و پیگیری برای تاسیس چنین سازمانی جدا از وزارتخانه بهداشت از اقدامات دیگر این شهید بود. محمد علی فیاض‌بخش دركابینه شهید رجایی، به عنوان وزیر مشاور و سرپرست بهزیستی خدمت می‌كرد.

زندگی نامه شهید دکتر محمد علی فیاض بخش

دكتر فیاض‌بخش، شامگاه هفتم تیر 1360 در حزب جمهوی اسلامی براثر انفجار بمب به شهادت رسید.

از این شهید مخلص و بزرگوار، چهار فرزند ( 2 پسر و 2 دختر) به یادگار مانده است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

منبع :WWW.SHOHADA.GOV.IR 




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/7




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/6


خبرگزاری فارس: روایت استاد مطهری از «فزت و رب الکعبه»

از نظر انسان‌هایی مانند علی(ع) مرگ و شهادت از قفس و زندان این عالم رهایی یافتن و به نهایت آرزوی خود رسیدن است. خصوصاً وقتی که در عالی‌ترین مراتب انسانیت قرار دارند و به مراتب عالی لقاء و رؤیت پروردگار خود رسیده‌اند.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، هنگامی که ضربت سهمگین ابن ملجم مرادی بر وفق مبارک امیرالمؤمنین(ع) فرود آمد، در این هنگام امام علی(ع) فرمود: «فزت و ربّ الکعبه»، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی به بازخوانی معنای این جمله پرداخته است که در ادامه می‌آید:

کلمه «فوز» عبارت است از رسیدن به آرزو و خیر و خوبی و رهایی از شر پلیدی (الفوز: النجاه و الظفر بالامنیه و الخیر)[1] بعضی از لغت‌دانان عرب در مورد معنای آن گفته‌اند: «فوز» همان نجات یافتن و در سلامت قرار گرفتن است.[2]

«فزتُ» فعل ماضی و متکلم وحده است «و ربّ» واو برای قسم است و از ادوات قسم در زبان عرب محسوب می‌شود، مانند قسمی که خداوند در آیه 65 سوره نساء خورده که «فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک...»، قسم به خدای تو که ایمان نیاورده به... .

بنابراین معنای جمله «فزت و رب الکعبه» این است که به خدای کعبه نجات یافتم و به آرزوی خود و خیر و خوبی رسیدم. البته این امر سعادتمندی و رستگاری است، چرا که نهایت آرزوی آدمی بر آن است که خود را از درد و رنج‌های دنیا رهایی دهد و به خیر و خوبی دائمی برسد.

از نظر انسان‌هایی مانند علی(ع) مرگ و شهادت از قفس و زندان این عالم رهایی یافتن و به نهایت آرزوی خود رسیدن است. خصوصاً وقتی که در عالی‌ترین مراتب انسانیت قرار دارند و به مراتب عالی لقاء و رؤیت پروردگار خود رسیده‌اند که حتی مرگ خود را شهادت و کشته شدن در راه امید و آرزوی خود قرار می‌دهند و بالاترین لقاء و رویت الهی برای آن‌ها حاصل می‌شود.

استاد شهید مطهری در این رابطه می‌فرماید: این است که می‌بینیم، علی(ع) آن گاه که می‌بیند مرگش به صورت شهادت نصیبش شده از خوشحالی در پوست نمی‌گنجد، ‌لذا در لحظات آخرین حیاتش می‌فرماید: به خدا سوگند هیچ امر مکروه و خلاف انتظاری برای من رخ نداده است، همان رخ داد که می‌خواستم و به آرزوی خود که شهادت است رسیدم، مثل من مثل کسی است که شب تاریک در جستجوی آب در صحرایی می‌گردم، ناگاه چاه آبی یا سرچشمه‌ای پیدا می‌کند، مثل من مثل جوینده‌ای است که به مطلوب خود نائل گشته است.[3]

این نکته را نیز اضافه می‌کنیم که سعادتمندی و رستگاری آن وقت برای امیرمؤمنان(ع) اهمیت دارد که تا پایان حیات پر برکت او ادامه داشته باشد. چنانچه در سخنرانی معروفی که پیامبر اسلام(ص) پیرامون اوصاف ماه مبارک رمضان در پایان آن خطبه و در ادامه پاسخ به سؤال امیرمؤمنان(ع) در مورد بهترین اعمال در ماه مبارک رمضان شروع به گریستن کردن، در این هنگام علی(ع) علت گریه آن حضرت پرسیدند: حضرت پاسخ فرمود که علی جان در یکی از همین ماه‌های ماه مبارک رمضان به دست شقی‌ترین انسان‌ها به شهادت می‌رسی. در این هنگام آقا امیرمؤمنان(ع) بلافاصله می‌پرسند که آیا در این هنگام دینم در سلامت است؟ حضرت(ص) پاسخ فرمودند: بله! دینت در آن هنگام در سلامت است در این هنگام امیرمؤمنان فرمودند که: یا رسول الله! «لیس من مواطن الصبر و البلوی بل من مواطن الرضا و البشری»؛ ای رسول خدا! این لحظه از جایگاه صبر در بلا و مصیبت نیست، بلکه محل رضا و بشارت است.[4]

لذا آن حضرت پس از ضربت سختی که بر فرق مبارکشان خورد، فرمودند: «فزت و ربّ الکعبه»، به خدای کعبه رستگار شدم.

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/6
نیایش آن حضرت در حقّ پدر و مادرش

خدایا، بر محمد، بنده و فرستاده‌ات، و خاندان پاکش درود فرست و برترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود را ویژه‌ی آنان ساز.

خدایا، پدر و مادر مرا نیز به بزرگداشت و درود خویش مخصوص گردان. ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و در دلم انداز که هر وظیفه را که در برابر ایشان بر عهده‌ی من است، بشناسم، و آگاهی از آن وظیفه را، به کمال، در من فراهم آر، و چنان کن که آنچه را به من الهام کرده‌ای، به کار بندم، و توفیق ده تا آنچه بینش آن را به من داده‌ای، به جای آورم، و چیزی از آنچه به من آموخته‌ای، فرو نگذارم، و اعضای بدنم از پرداختن به آنچه مرا الهام کرده‌ای، در نمانَد.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست؛ همچنان که ما را به وجود او شرافت بخشیدی. بر محمد و خاندانش درود فرست؛ آن گونه که به برکت وی برای ما حقی بر دیگر مردمان واجب کردی.

خدایا، چنان کن که من از پدر و مادرم چنان بیم نمایم که از پادشاه خودکامه، و به آن دو همچون مادری بس مهربان و دلسوز نیکی کنم، و فرمانبرداری از پدر و مادر و نیکی کردنِ من در حقّ ایشان را برای من از خواب در چشم خواب آلودگان شادی‌آورتر، و از آب خنک در کام تشنگان گواراتر ساز، تا خواهش ایشان را بر خواهش خود ترجیح دهم، و خرسندی آنان را بر خرسندی خود مقدم دارم، و نیکی آن دو در حق خودم را بسیار بینم، اگر چه اندک باشد، و و نیکی خود در حق آنان را اندک بینم، اگر چه بسیار بُوَد.

خدایا، آوای مرا در برابر ایشان نرم و آهسته گردان، و سخنم را خوشایندشان ساز،و مرا با آن دو نرمخو کن، و مرا دلسوز ایشان قرار ده، و چنان کن که با آنان خوش رفتار و غمخوار شوم.

خدایا، آن دو را، به پاس آن که پرورشم داده‌اند، نیک پاداشی ده، و چون مرا عزیز و گرامی داشته‌اند، ثوابی بزرگ عطاشان کن، و در مقابل حفظ و حمایتِ من در خُردی، جانب ایشان را نگاه دار.

  

خدایا، هر آزاری که از من به آن دو رسیده، و هر ناپسندی که از من در حقّ ایشان سر زده، و هر حقی از آن دو را که من تباه کرده‌ام، همه را سبب آمرزش گناهان‌شان و بلندی مرتبه‌شان و افزونی حَسَناتشان قرار ده؛ ای آن که بدی‌ها را به چندین برابر نیکی‌ها دگرگون می‌سازی.

خدایا، اگر پدر و مادرم با من به تندی سخن گفتند و رفتار نابجایی کردند، یا حقی از من تباه نمودند و یا در وظیفه‌ی خویش در قبال من کوتاهی ورزیدند، من همه‌ی خطاهای ایشان را بخشیدم و با این کار بزرگ‌شان داشتم. از تو می‌خواهم که آن دو را، به سبب آنچه در حقّ من کرده‌اند، گرفتار نسازی، که من در خیرخواهی ایشان تردید ندارم و نمی‌پذیرم که در خوبی کردن به من درنگ کرده باشند، و دلگیر نیستم که آن دو کارهای مرا عهده‌دار بوده‌اند، ای پروردگار من؛

زیرا گزاردن حق ایشان بر من واجب‌تر است، و نیکی آن دو با من دیرینه‌تر، و منّت‌شان بر من بیش‌تر از آن که بخواهم آنان را به عدالت قصاص کنم، یا آن کنم که آنان کرده‌اند. ای معبود من، اگر چنین کنم، پس آن روزهای بسیار که در پرورش من سر کرده‌اند و آن همه سختی که در نگه داریِ من به جان خریده‌اند و آن همه رنج و ناداری که بر خود روا داشته‌اند تا من در آسایش به سر برم، چه خواهد شد؟

نه، هرگز نتوانند همه‌ی حق خود را از من دریافت کنند، و من نیز نتوانم حق ایشان بر خود را به شایستگی بگزارم و وظیفه‌ی خدمتگزاری به آن دو را به جای آورم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و یاری‌ام فرما ـ ای بهترین کسی که همه از او مدد خواهند ـ و توفیقم ده ـ ای راهنماتر کسی که بدو روی آورند ـ و در آن روز که «هر کس به سبب آنچه کرده است، پاداش بیند و بر ایشان ستم نرود»، مرا از کسانی قرار مده که پدران و مادران خود را نافرمانی کرده‌اند.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه‌ی پدران و مادران بندگان مؤمن خود کرده‌ای، ویژه گردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدایا، چنان کن که پس از هر نماز خود، و در هر زمان دیگری از شب، و در هر ساعتی از روز، به یاد آنان باشم.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به سبب دعایم در حق ایشان بیامرز، و از آنان به سبب نیکی‌هایی که در حق من می‌کنند، درگذر؛ گذشت و آمرزشی بایسته. و به شفاعت من، از آن دو خشنود باش؛ خشنودی‌ای بکمال و شایسته. و با گرامی داشت خود، آنان را به سرای رستگاری و سلامت وارد کن.

خدایا، اگر آمرزش تو پیش از من به ایشان رسیده است، پس آن دو را شفیع من گردان، و اگر آمرزش تو پیش از آن دو به من رسیده است، پس مرا شفیع ایشان کن، تا به لطف و مهربانی تو در خانه‌ی گذشت و بخشش تو و در منزل آمرزش و رحمت تو گردهم آییم، که تو دارای بخشش بزرگ و نعمت فراوان هستی، و تو مهربان‌ترین مهربانانی.)(صحیفه سجادیه)

www.mousavichalak.ir






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/04/4

هر کسی توتمی دارد!
29  خرداد 1356 ه.ش فرهیخته ای دیگر از دیار تایرتان زمین از دنیا رفت.برخی از او به عنوان شهید یاد می کنند و برخی هم از او بدون شهید س یاد می کنند.اما هر چه که باشد او بزرگ مردی از دیار ایران است که اندیشه هایش طرفداران زیادی دارد وکتاب هایش نیز در بسیاری از کتابخانه های معروف بزرگ و حتی کتابخانه های خانگی نیز در دسترس است. این مناسبت را بهانه می کنم  تا یادی از این استاد کرده باشم:


که با آن عشق می ورزد، دوست می دارد، می پرستد، مینالد، دعا می کند، می گرید، اشک می ریزد، انتظار می کشد، صبر می کند، اخلاص می ورزد، ارزش می نهد، درد می کشد، رنج میبرد، ایثار می کند، می گدازد.

از او زیبائی هایی را که طبیعت ندارد، نیکی هایی را که منطق نمی فهمد، قداستی را که از جنس این دنیا نیست

الهام می گیرد، می آموزد، می نوشد، در ذرات خود حلول می دهد، و به وجدان محتاج و تشنه اش می کند، به او ایمان دارد، بر او نماز می‌برد ، غرور پولادینش را (که سر به هیچ اقتداری فرود نیاورده است) مغرورانه بر قامت والای او می شکند

و اسماعیل نان، مقام، جان و حتی نام خویش را، در مهراب خاطر او، به تیغ بیتابی، قربانی می کند،
 و پس از طواف " یکتوئی " ، نماز " یکتائی " ، سعی "بی توئی"، آنگاه ، هجرت بسوی او ، گذشته از " شور شناختنش " ، " شعور فهمیدنش " ، رسیده تا آخرین منزل حجش ، در "‌منی‌"ی عشق او، "جشن خون" خویش را می گیرد و در پای او، تا بام بلند " شهادت " صعود می کند ، و به معراج مرگ سرخ می رود، و از سدرة المنتهی‌ی " ایثار " می گذرد، و برای حیات دیگری، در خون خود غوطه می خورد و در گودی قتلگاه خویش سر فرو می برد و بر دو پهلویش، دو شهپر شوق، از اخلاص و ایثار می روید و به سوی خدا پر می گشاید!

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی " ذکر " آدم بودن او است ، یادگار بهشت آدم ، یادآور هبوط و نالان غربت کویر .

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی خویشاوند آن منِ بهشتی او است ، بازمانده آن منی که در " زندگی " به " شهادت " رسیده است ، در هیاهوی زاغان پلید و حریص و لجن خوار " روزمرگی " ، خاموش گشته است و در نمایش مهوع زمین و آتش بازی فریبنده زمانه ، فراموش شده است .

هر کسی توتمی دارد و توتم هر کسی یادآور آن است که روزی او نیز آدمی بوده است و نشانه آن که هنوز می تواند بپرستد ، می تواند خود برای دیگری باشد ، می تواند عشق بورزد ، از سود و صلاح و واقعیت فراتر رفته است و می تواند معنی ارزش ، حقیقت و آرمان را فهم کند . حتی می تواند تا " ایثار " اوج گیرد .

بهرحال ، هر کسی توتمی دارد ، و توتم من " قلم " است .

هر قبیله ای توتمی را می پرستد ، که روح جد نخستین همه افراد قبیله در او حلول کرده است ، در او زنده جاوید است ، روح قبیله در او جسم گرفته است ، کشتن او ، خوردن او ، بر افراد قبیله اش حرام است ، بر قبیله های دیگر حرام نیست ، آنها بیگانه اند ، آنها توتمی دیگر دارند ، از خون و خاک و نژاد و تبار توتمی دیگرند ، فروختن و مبادله و ریسیدن پشم و دوشیدن شیر و کندن پوست و کشتن و خوردن هر توتمی بر افراد قبیله اش حرام است ، توتم خدای قبیله است ، رب النوع قبیله ، ناموس قبیله ، تجسم روح و شرف و قداست و حقیقت و شخصیت و تجلی ذات و نژاد و تبار و وحدت و اصالت و جوهر انسانی مشترک و ماهیت ماورائی مشترک تمامی قبیله است .

و قلم توتم قبیله من است . خدای همه قبایل ، خدای همه عالمیان بدان سوگند می خورد ، به هر چه از آن می تراود سوگند می خورد ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند می خورد .

و من؟

قلم خویشاوند آن من راستین من است ، عطیه روح القدس من است ، زبان دفترهای خاکستری و سبز من است ، همزاد آفرینش من ، زاد هجرت من ، همراه هبوط من و انیس غربت من و رفیق تبعید من و مخاطب نوع چهارم من و همدم خلوت تنهائی و عزلت من و یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است ، روح من است که جسم یافته است ، " آدم بودن من " است که شیئی شده است .

آن " امانت " است که به من عرضه شده است !

آه که چه سخت و سنگین است ! زمین در کشیدن بار سنگین می شکند ، کوهها به زانو می آیند و آسمان می شکافد و فرو می ریزد .

قلم توتم قبیله من است ، روح " ما " در آن یکی شده است ، " ما " در آن بهم آمیخته ایم ، با هم زندگی می کنیم و بیکدیگری میرسیم ، علیرغم زندگی – که متلاشی می کند – و زمان – که جدائی می افکند – و خود پرستی – که بیگانگی می آورد – و ترس – که هر کسی را به خود می گریزاند – و عقل – که رشته ها را می گسلد – و تنها می کند ...

... قلم توتم من است ، او نمی گذارد که فراموش کنم ، که فراموش شوم ، که با شب خو کنم ، که از آفتاب نگویم ، که دیروزم را از یاد ببرم ، که فردا را بیاد نیارم ، که از " انتظار " چشم پوشم ، که تسلیم شوم ، نومید شوم ، به خوشبختی رو کنم ، به تسلیم خو کنم ، که ... !

قلم توتم من است ، او در انبوه قیل و قال های روزمرگی ، هیاهوهای بیهودگی ، کشاکش های پوچی ، پلیدی های زندگی ، پستی های زمین ، بیرحمی های زمان ، خشونت خاک و حقارت وجود ... شب و روز ، در دستم ، بر روی سینه ام ، پرشور و ملتهب و بی امان ، این کلمات خدائی را در خونم ، در قلبم ، در روحم ، یادم ، خیالم ، خاطره ام ، وجدانم و خلقتم میریزد که :

خدا گونگی ، بهشت ، آدم ، تنهائی ، حوا ، شیطان ، عشق ، عصیان ، بینائی ، هبوط ، کویر ، غربت ، رنج ، " امانت " ، رسالت ، انتظار ، انس ، اسارت ، جبر ، خودآگاهی ، قیام ، تشیع ، خلافت ، ولایت ، ایمان ، مصلحت ، حقیقت ، سنت ، آیه ، تقیه ، تقلید ، جهاد ، اجتهاد ، شهادت ، ایثار ، مردم ، عطش ، طواف ، هجرت ، غیب ، احرام ، حج ، عرفات ، مشعر ، منی ، ذبح ، معبد ...

قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند ... که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم ، دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشمهایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم .

به جان او سوگند که جانم را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند ، هر چه از من بخواهد ، در طاعتش درنگ نمی کنم .

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسیان نمی شوم ، بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم ، به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیبب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببیند که به نامجوئی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجوئی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زور بداند ، زر بداند و تزویر بداند که امانت خدا را ، فرعونیان نمی توانند از من گرفت ، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود ...

... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ، توتم من ، توتم قبیله من قلم است .

قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی را توتمی است ،

و قلم توتم من است . 

و قلم توتم ما است . 
منبع: سایت شریعتی
 




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/29


بسم الله الرحمن الرحیم


اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ


واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ


وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ


بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین

به نام خداوند بخشایشگر


خدایا در این روز برایم بهره ای از رحمت فراوانت قرار ده


و در آن مرا به براهین و راههای درخشانت راهنمایی کن


و عنانم را جهت رضایت همه جانبه ات در دست گیر


به حق مهربانی و محبتت ای آرزوی مشتاقان( آمین یارب العالمین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/26

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین

خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان و طعام نمودن بر مردمان و افشاء سلام و مصاحبت کریمان به فضل خودت ای پناه آرزومندان.( آمین یارب العاملین)





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/03/25


( کل صفحات : 31 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات