دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

وقوع روزانه ۲۳۲ مورد همسرآزاری در سال گذشته/سرانجام لایحه تامین امنیت زنان به کجا رسید؟

سلامت نیوز : دکتر سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز، درباره خشونت علیه زنان و لایحه صیانت،کرامت و تامین امنیت بانوان، گفت:« در هر جامعه ای براساس مشکلات موجود و یا براساس نیازهایی که احساس می شود ضروری است که سیاست گذاری های متناسب با آن موضوعات اتخاذ شود گاهی مواقع این سیاست ها به یک سازمان برمی گردد و گاهی مواقع ممکن است جنس سیاستگذاری از جنس قانونگذاری باشد. لایحه تامین امنیت زنان موضوع قانون برنامه پنجم توسعه است که تصویب آ ن به طول انجامیده است تصویب این لایحه موجب شفاف تر شدن مصادیق خشونت می شود. طبق آخرین خبری که دارم این لایحه برای انجام کارهای کارشناسی در دولت است و باید ببینیم سرانجام این لایحه به کجا می رسد

وی در ادامه گفت:« سیاستگذاری در حوزه امنیت زنان می تواند شفافیت و هماهنگی های بین بخشی را بیشتر کند و در جاهایی از آزار زنان پیشگیری می کند و می تواند به حمایت اجتماعی از زنانی که مورد آزار قرار می گیرند، بپردازد، همچنین تصویب این لایحه و تبدیل آن به قانون می تواند برخی از مصادیق همسرآزاری و یا مصادیقی که از جنس خشونت هستند و امنیت زنان را تهدید می کنند مثل مزاحمت های خیابانی را شفاف تر کند. همچنین به توسعه کمی و کیفی فعالیت های موجود کمک می کند و در جاهایی حتی می تواند فعالیت های بین بخشی و بین قوا و سازمان ها را افزایش دهد و می تواند تقسیم کار بین سازمانی را در این حوزه شفاف تر کند که خود این می تواند به عنوان یک محملی برای پاسخگو کردن سازمان ها در قبال تامین امنیت زنان باشد

موسوی چلک افزود:«تصویب این لایحه موازی کاری ها را به حداقل می رساند و از منابع موجود به درستی می توان استفاده کرد . همچنین می تواند ظرفیت های مختلف را برای تامین امنیت زنان در قوای مختلف به کار بگیرد ضمن اینکه رویکرد حمایت اجتماعی از زنان در برابر خشونت تقویت می شود در کنار این حمایت های قضایی هم خواهد بود. ممکن است الان قوانین پراکنده در تامین امنیت زنان داشته باشیم اما وقتی که تبدیل به یک قانون جامع می شود و در واقع به یک قانونی که موضوع امنیت زنان در برابر خشونت را مد نظر قرار می دهد می تواند به شفاف تر شدن وظایف و کاهش ابهامات کمک کند البته این مستلزم این است که اگر این قانون تصویب شود سایر قوانین مرتبط هم باید به نوعی اصلاح شود از جمله قانون مجازات اسلامی یا قانون مدنی و هر قانونی که مغایر این قانون باشد باید اصلاح شود و هیچ تعارضی بین این قانون در قوانین قبلی وجود نداشته باشد
وی درباره فرزندکشی های اخیر گفت:« فرزندکشی قبلا هم بوده و الزاما مربوط به این مقطع نیست ولی در چند وقت اخیر بیشتر رسانه ای شده است بویژه موضوع رومینا و شرایط خاصی که پیدا کرده بود طبیعتا حساسیت ها نسبت به آن بیشتر شد. گاهی اوقات فرزندکشی ها ناشی از فقر است که موردی هم اخیرا داشتیم که مادری کودکان خود را به دلیل فقر کشت. اعتیاد ومصرف مواد مخدر و روانگردان توسط والدین و عدم کنترل بر رفتارشان می تواند زمینه فرزندکشی را بوجود بیاورد. مسئله دیگر برمی گردد به مسایل ناموسی البته همه فرزندکشی ها عامدانه نیستند و ناشی از خشم کنترل نشده در برابر رفتار فرزند و شرایطی است که در آن قرار دارند و قصد کشتن فرزند نیست

وی خاطرنشان کرد:« در جاهایی که فرزندکشی بیشتر به مسایل ناموسی برمی گردد به دلیل ارتباط نامشروع یا خارج از عرف است که در اینگونه مواقع ممکن است افراد اقدام به قتل فرزند خود کنند. طبیعتا شرایط فرهنگی و فشارهای اجتماعی می تواند بر روی این موضوع تاثیر بگذارد. قتل رومینا دقیقا به همین دلایل بود و فشاراجتماعی مبنی بر لزوم واکنش نشان دادن پدر نسبت به رفتار این دختر زمینه ای را فراهم کرد که در نهایت تصمیم به قتل فرزند خود گرفت و اگاهانه هم اقدام به قتل فرزند خود کرد

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت:«یکی از مولفه های تاثیرگذار در اعمال خشونت مردان نسبت به زنان ، بی وفایی است و گاهی اوقات نگاه مالکانه نسبت به فرزند یا همسر می تواند زمینه خشونت را ایجاد کند لذا چنین قتل هایی در جامعه ای که به سمت شهری تر شدن و صنعتی تر شدن می رود و در جامعه ای که اخلاق در آن ضعیف می شود بوقوع می پیوندد، البته ما قتل مردان را هم داریم گرچه عموما مردان دچار همسرکشی می شوند ولی زنان نیز خشونت علیه مردان را اعمال می کنند و این خشونت ها هم ممکن است به دلیل بی وفایی و روابط فرازناشویی مردان باشد و اقدام به قتل ناموسی می کنند

وی افزود:« این حساسیتی که در جامعه نسبت به ناموس وجود دارد بخشی از آن به ضعف اخلاق برمی گردد کسانی که این نوع روابط را خارج از چارچوب خانواده برقرار می کنند طبیعتا به نوعی اخلاق در جامعه ضعیف می شود که چنین رفتارهایی ظهور و بروز می کند که در این میان بحث آبرو مطرح است .افراد در مقابل حفظ آبرو ممکن است واکنش هایی نشان دهند که نتیجه آن واکنش، قتل فرزند یا قتل همسر باشد گرچه این نوع واکنش را که فرد خودش تصمیم بگیرد که چگونه انتقام بگیرد و تلافی کند بی احترامی به قانون هم است

وی خاطرنشان کرد:« وقوع چنین پدیده هایی یعنی اینکه فرزند یا زن یا مرد خانه روابط جنسی خارج از چارچوب داشته باشد قابل حذف نیست و نمی توانیم بگوییم این مسایل به صفر خواهد رسید اگر چنین مواردی اتفاق بیفتد، اتکا به قانون کمک می کند که به سمت تعیین تکلیف فردی در مقابل این رفتارها نرویم و شاهد قتل های از این دست در جامعه نباشیم

وی درباره آمار قتل های خانوادگی در کشور گفت:« برخی می گویند ۲۰ تا ۳۰ درصد قتل های کشور، قتل های خانوادگی است فکر می کنم آمار واقعی قتل های خانوادگی مشخص نیست. در مورد آمارهای مربوط به خشونت چند نکته را باید مد نظر داشته باشیم یکی اینکه ۲۲ سال قبل ما اورژانس اجتماعی نداشتیم ولی الان داریم وقتی منابع دسترسی مردم افزایش پیدا می کند و مردم برخی از این منابع اجتماعی را می شناسند احتمال استفاده از آنها بیشتر می شود.در حال حاضر۳۵۰ شهر دارای اورژانس اجتماعی هستند معلوم است که تعداد مراجعین به صورت فراوان افزایش پیدا می کند. اخیرا پزشکی قانونی آماری از خشونت های خانگی ارائه کرد البته بسیاری از کسانی که درگیر خشونت خانگی هستند به پزشکی قانونی مراجعه نخواهند کرد. »

وی گفت:« طبق آمار پزشکی قانونی در سال گذشته روزانه ۲۳۲ مورد همسرآزاری در کشور رخ داده است و برخی می گویند این آمار تا هزار نفر در روز هم رسیده است.همچنین در مورد کودک آزاری ۲۴۸۸ پرونده در پزشکی قانونی تشکیل شده است که طبق آمار پزشکی قانونی ۱۲ و نیم درصد در سال ۹۸ نسبت به سال ۹۷ روند رو به رشدی را داشته است، حتی در مقایسه با اسفند ۹۸ نسبت به فروردین ۹۹ رشد چند برابری خشونت را اعلام کرده اند

موسوی چلک خاطرنشان کرد:« آمارهای مربوط به خشونت خانگی به دلیل اینکه همه به پزشکی قانونی مراجعه نمی کنند طبیعتا آمار پزشکی قانونی و همه اتفاقاتی که در حوزه خشونت خانگی اتفاق می افتد را شامل نمی شود ولی آنچه که مهم است این است که خشونت های خانگی مشهودتر شده است و رسانه ها در اطلاع رسانی و ایجاد حساسیت در این حوزه نقش پررنگ تری را پیدا کرده اند همچنین حساسیت در جامعه هم عرصه سیاستگذاری هم در بین مردم نسبت به این نوع موضوعات بیشتر شده است منابع ارائه کننده خدمات در این حوزه هم گسترش پیدا کرده اند

وی گفت:« فکر می کنم باید بر روی آموزش چند مهارت در خانواده ها کار شود از جمله مهارت گفت و گو ، مهارت حل تعارض، مهارت تاب آوری، مهارت کنترل خشم و به طور عام تر سواد اجتماعی و سلامت روانی در جامعه باید افزایش پیدا کند و در سبد خانوارمان باید جایگاهی برای این نوع آموزش ها و این نوع مهارت ها تعریف کنیم. »
وی گفت:« نمی توانیم بگوییم یک سازمان در این زمینه متولی است ولی سازمان هایی که در حوزه های اجتماعی و فرهنگی کار می کنند نقش پررنگ تری دارند. همه جاهایی که با افراد جامعه سروکار دارند می توانند در این حوزه ایفای نقش کنند و از هیچ ظرفیتی برای بالا بردن سواد اجتماعی مردم نباید غفلت کرد و نباید این ظرفیت ها نادیده گرفته شودسلامت نیوز، 9 مهر99

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/9
آسیب‌های تشدید فقر/ افزایش هزینه‌های دهک‌های پایین

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، نسبت به تبعات و آسیب های تشدید فقر در کشور هشدار داد.

سیدحسن موسوی چلک، در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص افزایش تعداد فقرا و آسیب‌های اجتماعی، گفت: با توجه به اینکه خط فقر برای خانواده ۴ نفره ۱۰ میلیون تومان اعلام شده بنابراین باید نگران افزایش فقر و فاصله طبقاتی باشیم و این نگرانی محدود به کرونا نیست و از قبل هم وجود داشته است.

وی افزود: گرانی‌ها باعث شده قیمت‌ها و فقر افسار گسیخته افزایش پیدا کند و در چنین شرایطی باید منتظر وقوع اتفاقات ناخوشایند در جامعه باشیم بطوریکه افزایش آسیب‌های اجتماعی و جرایم بخشی از آنهاست.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به آمار نیروی انتظامی اشاره و تصریح کرد: در سه ماهه اول سال ۵۰ درصد سارقین خرد شناسایی شدند که سرقت اولی هستند. این افراد معمولاً به خاطر معیشت و فقر گرفتار این جرایم می‌شوند.

موسوی چلک خاطرنشان کرد: هنگامی که موضوع فقر مطرح می‌شود، همیشه باید این ترس را داشته باشیم که پس لرزه‌های آن عموماً خانواده‌هایی را درگیر می‌کند که تحت پوشش نهادهای حمایتی، حاشیه نشین در سکونت گاه‌های غیررسمی، زنان و کودکان بی سرپرست و…، هستند.

وی با اشاره به اینکه در اجرای قانون حمایت از زنان و کودکان بی سرپرست و پرداخت یک سوم حداقل حقوق کارکنان دولت به آنها به عنوان مستمری ناتوان بوده‌ایم، گفت: مستمری‌ای که دولت برای خانواده ۵ نفری و بیشتر پرداخت می‌کند ۵۰۰ هزار تومان در ماه است و طبیعی است که خانواده‌های تحت پوشش امداد و بهزیستی از فقر و گرانی در امان نخواهند بود. چرا که این افراد عمدتاً هیچ محل درآمد دیگری ندارند.

به گفته رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، اگر تورم ۳۰ تا ۴۰ درصد گسترش یابد، نهایت مستمری که افزایش پیدا می‌کند ۱۵ درصد است. چیزی که امسال نیز اعلام شد و این مبلغ حتی جبران شرایط عادی تورم را هم نمی‌کند چه برسد به اینکه این افراد بخواهند خدمات دیگری را نیز دریافت کنند. چرا که عموم خدمات و قیمت‌های آنها چندین برابر شده است.

موسوی چلک با اشاره به اینکه افراد بیکار و ساکنین سکونت گاه‌های غیر رسمی ۱۱ میلیون نفر و همچنین جمعیت ساکن در محله‌های ناکارآمد شهری ۲۱ میلیون نفر را تشکیل می‌دهند که از حداقل خدمات عمومی برخوردار نیستند، افزود: خانواده‌های دارای بیمار خاص و نادر و معلول نسبت به سایرین شرایط شأن چندین برابر بدتر خواهد بود و نگرانی ما این است که با این روند شاهد افزایش فقر و بالا رفتن خط فقر به صورت افسار گسیخته و پوشش بیشتر جمعیت کشورمان به زیر خط فقر باشیم.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، ادامه داد: تعداد زیادی از بازنشستگان و افراد دیگر با حقوق سه میلیون تومان که اعلام شده خود به خود زیر خط فقر قرار می‌گیرند در این شرایط یا باید سازمان‌های حمایتی را بزرگ‌تر کنیم که طبیعتاً بزرگ‌تر شدن این سازمان‌ها خودش مستلزم بازنگری در ساختار، تقویت ساختار و تأمین بودجه بیشتر است که دولت توان انجام این کار را ندارد.

وی افزود: در چنین شرایطی سوءتغذیه و مشکل عدم مراجعه مردم برای دریافت خدمات درمانی و بالا رفتن هزینه‌های درمان را مشاهده خواهیم کرد.

موسوی چلک با اشاره به اینکه افزایش هزینه‌های درمانی، چالش جدی و همیشگی بوده است، گفت: البته در حال حاضر این شرایط بدتر شده و افراد دهک‌های پایین تأثیرپذیری منفی بیشتری از این شرایط خواهند داشت.

وی به آمار بانک اطلاعات ایرانیان اشاره و تصریح کرد: حدود ۵ میلیون نفر از جمعیت کشور در سه دهک پایین از هر گونه چتر حمایتی اجتماعی و بیمه‌های اجتماعی محرومند که دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از آنها را سالمندان تشکیل می‌شوند.

به گفته موسوی چلک، فراموش نکنیم گسترش فقر رابطه مستقیمی با افزایش جرم و آسیب‌های اجتماعی دارد. البته نمی‌گوییم همه فقرا درگیر جرم و آسیب هستند اما هیچکس نمی‌تواند رابطه فقر و جرم و آسیب اجتماعی را منکر شود. در دین هم عنوان شده فقر همسایه دیوار به دیوار، کفر است به دلیل پیامدهای منفی فقر اقتصادی است.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران خاطرنشان کرد: آنچه ما نیاز داریم آرامش است اما فقر می‌تواند آرامش بسیاری از خانواده‌ها و حتی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.

وی افزود: در حوزه مددکاران اجتماعی براساس شواهد موجود، بارها این هشدار را دادیم که اگر نظام چند لایه تأمین اجتماعی را نتوانیم اجرا کنیم، هزینه‌های اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و انسانی باید پرداخت کنیم. هزینه‌هایی که گاهی مواقع جبران آن میسر نیست.

موسوی چلک گفت: چاره اندیشی در این حوزه مستلزم همکاری قوا، تجمیع منابع و اولویت دادن به افراد دارای نیازهای خاص و همچنین استفاده از ظرفیت بنگاه‌ها است و در این صورت شاید بتوانیم گره کوچکی از این مشکلات برداریم. فراموش نکنیم هر چه فقر عمیق‌تر شود، صدای تخریب و صدای درد فقر بلندتر می‌شود.منبع:خبرگزاری مهر/8 مهر99

کد خبر 5035223




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/8

یادداشت:«خط فقر» را چه شده است؟

سیدحسن موسوی‌چلک- رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع: روزنامه شرق 7 مهر99)

خبری در رسانه‌های داخلی (من این خبر را در خبرگزاری تابناک مطالعه کردم) منتشر شد مبنی‌بر اینکه طبق اعلام بازرس مجمع عالی نمایندگان کارگران کشور خط فقر برای خانوارهای چهار‌نفره 10 میلیون تومان شد. تیتر خبر کوتاه است، اما وقتی به این رقم نگاه می‌کنیم متوجه عمق مسئله می‌شویم؛ البته شاید متوجه شویم. اینکه این رقم با چه فرمولی محاسبه شده است، حتما بازرس محترم مستنداتی و تحلیلی دارند، ولی اینکه این رقم مورد تأیید دولتمردان هم هست یا نه، موضوع مهم دیگری است که معمولا هم قبول ندارند. حال این رقم را مقایسه کنیم با حداقل حقوق کارگران که دولت هر‌ساله براساس مکانیسمی تعیین می‌کند؛ نتیجه نشان می‌دهد که رقم خط فقر اعلام‌شده از سوی بازرس مجمع عالی نمایندگان کارگران کشور، سه برابر بیشتر است. این یعنی زندگی خیلی سخت شده است. بدون‌شک این حداقل حقوق دریافتی کفاف هزینه‌های خانواده‌ها را نخواهد داد؛ به‌ویژه اگر خانواده‌ها دانشجو و دانش‌آموز و خدای ناکرده بیمار خاص و صعب‌العلاج، فرد دارای معلولیت و... هم داشته باشند و مجبور به پرداخت اجاره‌خانه و... هم شوند که واویلاست. حال نیم‌نگاهی هم داشته باشیم به خانواده‌هایی که تحت پوشش سازمان‌های بهزیستی و کمیته امداد هستند. طبق تعرفه اعلام‌شده خانواده های پنج‌نفره و بیشتر ماهانه 500 هزار تومان مستمری دریافت می‌کند. البته کمی هم کمک‌های موردی (غیرمستمر) و غیرنقدی هم می‌گیرند که همه آنها را با هم جمع و ضرب و... کنیم باز هم یک میلیون تومان نمی‌شود. اکثرشان هم مشکل مسکن و... دارند که هزینه‌های زندگی‌شان را مضاعف می‌کند. در کنار این افراد، بازنشستگان هستند که باز هم میزان مستمری اکثر آنان با این خط فقر اعلام‌شده بسیار فاصله دارد. آمار بیکاران را هم اضافه کنید به آن افرادی که در بالا به آنها اشاره شد. به نظر می‌رسد چیزی برای گفتن نداریم و شرمنده مردم هستیم و این خط فقر هر چقدر بالاتر می‌رود شرمندگی‌ ما هم در مقابل مردم بیشتر می‌شود. بی‌دلیل نیست که این‌گونه بار‌ها و بار‌ها شنیدیم که اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌شود (گرچه برخی معتقدند عین این عبارت وجود ندارد) یا در برخی روایات فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر قلمداد می‌کنند که به دلیل عوارض منفی ناشی از گسترش فقر است («كاد الفقر یكون كفرا»). مطلبی را مطالعه می‌کردم که از اصول کافی نقل کرده بود که مشابه این روایت اما گویاتر است که منظور از فقر، فقر اقتصادی است. طبق برخی از نقل‌ها در آخرین خطبه‌ای که پیامبر اکرم (ص) در حالت بیماری در مدینه برای مردم خواندند، گفته شده است: «به کسانی که بعد از من می‌آیند و حکومت را به دست می‌گیرند و خلیفه می‌شوند، چند توصیه دارم». یکی از توصیه‌های پیامبر اکرم (ص) آن است که «لم یفقرهم فیکفرهم» یعنی«افرادی که بعد از من قدرت را در دست می‌گیرند بترسند از اینکه سیاست‌هایی اتخاذ کنند که مردم را فقیر کند و در نتیجه آنان به کفر کشیده شوند». به این معنا که مراقب باشید سیاست‌ها، عمل و اداره کشورتان به گونه‌ای نباشد که منجر به فقر مردم شود. به دنبال آن می‌فرمایند که اگر شما به دلیل سیاست و اداره نادرست خود، فقر اقتصادی را در جامعه‌ به وجود آورید، مردم را به کفر می‌کشانید. در اینجا کاملا مشخص است که فقر حتما به معنای فقر معنوی و احساس خلأ شخصیتی نیست بلکه به‌ طور روشن پیامبر اکرم (ص) از فقر اقتصادی می‌گوید. همین تأکیدات را در نهج‌البلاغه هم داریم. یک نمونه آن عهدنامه مالک‌ اشتر (نامه 53) است. «خدا را، خدا را، در باب طبقه فُرودین: کسانی که بیچارگان‌اند از مساکین و نیازمندان و بینوایان و زمین‌گیران. در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمی هستند که در عین نیاز روی سؤال ندارند. خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و از تو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگه‌داشت آن بکوش. برای اینان در بیت‌المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هر شهری، به آنان اختصاص ده. زیرا برای دورترین‌شان همان حقی است که نزدیک‌ترین‌شان از آن برخوردارند. و از تو خواسته‌اند که حق همه را، اعم از دور و نزدیک، نیکو رعایت کنی. سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد». همه این موارد نشان می‌دهد که باید از فقر اقتصادی ترسید؛ چراکه فقر می‌تواند زمینه‌های انحراف را بیش‌از‌پیش فراهم کند. گرچه ممکن است این سؤال را مطرح کنید اختلاسگرانی که این روز‌ها بیش از همیشه نام‌شان در رسانه‌ها منتشر می‌شود نه تنها فقیر نیستند؛ بلکه بسیار هم متمول‌اند، پاسخ من این خواهد بود که در میان ثروتمندان هم انحرافات را داریم و ثروت به‌تنهایی مانع فساد نیست. مراقب باشیم تا فشارهای اقتصادی مردم را از حیات نیندازد. حال که کرونا هم در دنیا از‌جمله ایران عزیز بر این فشار‌ها دامن زده است، مراقبت بیشتری کنیم و هوای نیازمندان، مردم، کارگران و بیماران، سالمندان، بازنشستگان و... را بیش‌از‌پیش داشته باشیم و کمی هم واقع‌بین باشیم؛ واقعا فقر وجود دارد.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/7

یادداشت:مراقب باشیم طاقت فقرا طاق نشود

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از وظایف دولت‌ها، توجه به اقشار دارای نیازهای خاص است؛ اقشاری که در تامین هزینه‌های زندگی‌شان ناتوانند‌، که خودش می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد از ظلم و تبعیض گرفته تا عدم‌امکان دسترسی برابر به فرصت‌ها و... . اما وظیفه دولت‌ها توجه ویژه‌تر به این افراد است. به‌عنوان مثال در عهدنامه مالک‌اشتر زمانی که مالک به فرمانداری مصر نامه می‌نویسد به این موضوع تاکید می‌کند که حواست به این گروه از مردم باشد و مبادا از آنان غفلت کنید! ضمن اینکه محل‌ها یا منابع تامین هزینه‌های افراد دارای نیازهای خاص یا نیازمندان و فقرا، خمس و زکات است لذا این موضوع علاوه بر اینکه از منظر اندیشمندان و صاحبنظران حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد در مبانی دینی ما و تمام ادیان الهی هم وجود دارد. یکی از مهم‌ترین دلایل تاکید روی حمایت از این گروه‌ها به دلیل نگرانی از تبعات اجتماعی این شرایط است. به همین دلیل باز در مبانی دینی ما تاکید می‌شود زمانی که فقر از دری بیاید، ایمان می‌رود. نکته‌ای که نباید درمورد این گروه‌ها از آن غافل شویم، نابرابری‌ها یا عدم‌تحقق عدالت اجتماعی است که یکی از مهم‌ترین پیام‌های ادیان الهی است و می‌تواند آزردگی‌هایی در این گروه‌ها به‌وجود آورد؛ آزردگی‌هایی که احتمال اینکه بتواند منجر به بروز اعتراضات اجتماعی شود را داراست. نیم‌نگاهی به آنچه در چند سال اخیر در قالب اعتراضات شاهد بودیم، عموما برگرفته از محیط‌ها یا گروه‌هایی بوده است که از فقر و ناتوانی در تامین هزینه‌های زندگی رنج می‌بردند و فشارهای اقتصادی‌ای که این روزها مردم تجربه می‌کنند اگرچه ممکن است برای قشری از مردم که ما از آنها به عنوان دهک‌های بالا یاد می‌کنیم، قابل تحمل باشد ولی برای مردم در طبقات پایین این تحمل دشوار یا خیلی جاها غیرممکن است. مراقب باشیم طاقت‌شان طاق نشود؛ چرا‌که می‌تواند آثار اجتماعی و امنیتی را هم به‌دنبال داشته باشد. معاون رفاه اجتماعی وزارت کار و رفاه اجتماعی آماری را مبنی بر اینکه حدود پنج میلیون نفر از مردم در سه دهک پایین از هیچ‌گونه چتر حمایت بیمه‌های اجتماعی برخوردار نیستند، منتشر کرده و به نظرم همین یک عدد کافی است که بگوییم چه وضعیتی داریم. گرچه این عدد شامل همه مردم نیازمند و محیط‌های کم‌برخوردار از خدمات عمومی نیست. اقامتگاه‌های غیررسمی با جمعیت قابل‌توجه- ‌براساس آمار وزارت راه و شهرسازی‌- چون عموما از خدمات عمومی حداقلی هم برخوردار نیستند، اگر در حوزه اقتصاد بتوانیم با تغییر سیاست‌ها نه در کوتاه‌مدت که میان‌مدت تغییراتی به نفع مردم ایجاد کنیم؛ که البته کار راحتی نخواهد بود، ولی در حوزه اجتماعی اعمال این تغییرات به نفع مردم به‌مراتب صدها برابر سخت‌تر از تغییرات در عرصه‌های دیگر چه اقتصادی یا سیاسی است. گاهی وقت‌ها با یک تصمیم‌گیری می‌توانیم تغییرات در عرصه سیاسی را هم ایجاد کنیم ولی وقتی حوزه اجتماعی تخریب می‌شود، بازسازی و ترمیم آن خیلی سخت و وقت‌گیر خواهد بود. مراقب باشیم فقرا، عیال این جامعه هستند. بی‌دلیل نیست که در اصل 21 و 29 قانون اساسی علاوه بر مبانی دینی که کوتاه اشاره کردم، نسبت به این موضوعات تاکید و تصریح شده و به صراحت در اصل 29 قانون اساسی به حمایت از کودکان و مادران و تامین رفاه و تامین اجتماعی فراگیر در حوزه‌های نیازمندی، پیری، بیماری، معلولیت، ناتوانی، بی‌سرپرستی و... پرداخته شده، بنابراین غفلت از توجه به اجرای اصل 29 قانون اساسی می‌تواند تبعات اجتماعی هم داشته باشد.

منبع:روزنامه آرمان ملی.6 مهر99

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها : یادداشت:مراقب باشیم طاقت فقرا طاق نشود،
لینک های مرتبط :
          
1399/07/6

 

ایرناپلاس گزارش می‌دهد

شرط افزایش موفقیت مددکاران اجتماعی در کلانتری‌ها


تهران- ایرناپلاس- مراکز مشاوره و مددکاری کلانتری‌های در کاهش پرونده‌های قضایی موثرند اما کارشناسان معتقدند برای بالابردن کیفیت فعالیت این مراکز آنها نیازمند اختیارات بیشتری هستند.

به گزارش ایرناپلاس، از جمله راه‌حل‌های کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی مداخله موثر و به موقع از طریق ارائه خدمات تخصصی مشاوره و مددکاری است که می‌تواند به ارتقا سلامت جامعه کمک کند. این موضوع مهترین دلیل تشکیل مراکز مشاوره و مددکاری اجتماعی در نیروی انتظامی است.


سال ۱۳۷۹ بود که نخستین مرکز مشاوره و مددکاری در کلانتری‌ها راه‌اندازی شد. قرار بود در این مراکز خدمات مشاوره‌ای در بخش‌های روان‌شناختی، خانواده، حقوقی، انتظامی، خدمات مددکاری و روان‌سنجی به‌صورت رایگان به مراجعان ارایه شود. در واقع هدف اصلی این بود که پرونده‌ها به‌ویژه پرونده‌های خانوادگی پیش از رسیدن به سطوح بالاتر حل و فصل شوند.

فرآیند مشاوره و مددکاری در کلانتری‌ها  از این قرار است که «فرد پس از طی فرآیند مددکاری و مشاوره حداقل ۲ جلسه، در صورت اثبات مصالحه، به دایره قضایی برای تنظیم صورت جلسه نهایی سازش معرفی می‌شود. همچنین در صورت لزوم نیز با معرفی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تخصصی مستقر در فرهنگسراها یا اماکن دولتی برای دریافت خدمات تخصصی مشاوره، فرآیند مشاوره به شکل تخصصی پیگیری می‌شود و یا در صورت عدم احراز مصالحه، به دایره قضایی برای پیگیری و حل مشکلات از طریق مرجع قضایی ارجاع می‌شود.

در واقع روند ارائه خدمات مشاوره و مددکاری در کلانتری‌ها شامل پذیرش مراجعان، تشخیص مشکل، کمک به مراجعه‌کننده و در آخر ارجاع است. با این حال مشاوره و مددکاری در کلانتری‌ها نیازمند توسعه بیشتر است. چند روز پیش سردار حسین رحیمی رئیس پلیس پایتخت با بیان اینکه مراکز مشاوره و مددکاری باید در رأس برنامه‌های رئیسان کلانتری‌ها باشد، گفت: دوایر مشاوره و مددکاری باید جایگاه واقعی و تأثیرگذار خود را که در حقیقت ایجاد مصالحه‌ای منطقی و پایدار بین دو طرف دعواست، پیدا کنند. به گفته وی واحد مشاوره و مددکاری کلانتری‌ها باید فعال، پویا و تاثیرگذار باشند.

مراکز مددکاری اجتماعی در کلانتری‌ها چگونه شکل گرفت؟


سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران ایران در گفت‌وگو با ایرناپلاس با بیان اینکه کلانتری نخستین واحدی است که مردم در زمان ورود به حوزه قضایی و انتظامی، با آن مواجه می‌شوند. می‌گوید: هرچه در این حوزه‌ها رویکرد اجتماعی بیشتر تقویت شود احتمال اینکه حضور مددکاران اجتماعی به صلح میان شاکی و متشاکی منجر شود و مددکار نقش میانجی‌گری داشته باشد بیشتر می‌شود. همین موضوع می‌تواند به کاهش پرونده‌های قضایی بیانجامد.

موسوی چلک ادامه می‌دهد: به یاد دارم زمانی که در سال ۱۳۷۸ اورژانس اجتماعی راه‌اندازی شد، حدود ۲۵ نفر از همکاران بهزیستی را آموزش داده بودیم که در کلانتری‌ها مستقر شوند. چون همزمان در دادگاه ارشاد در خیابان وزرای تهران ما مددکار مستقر داشتیم، گفتیم که در کلانتری‌ها نیز این کار را انجام دهیم. بنابراین افرادی که دوره‌های تخصصی‌تر را گذرانده بودند و فعالیت‌ها را بهتر شناخته بودند انتخاب شدند اما آن زمان بنا به دلایلی اجازه ندادند افرادی خارج از پرسنل ناجا در کلانتری‌ها مستقر شوند.

وی می‌افزاید: به یاد دارم آن زمان پیش‌بینی می‌کردیم بتوانیم به ۱۰۰ کلانتری در کل کشور دو نیروی مددکار مستقر اعزام کنیم. به این صورت که نیرو و حقوق آنها برعهده سازمان بهزیستی باشد و فقط آنها در کلانتری‌ها مستقر شوند. هدف این بود که افراد از پلیس و کلانتری‌ها تا حد امکان به سمت دادگاه‌ها نروند و همان جا با توجه به اختیارات موجود، صلح‌وسازش انجام شود و ارجاع نهایی به سیستم قضایی باشد؛ حتی پیش‌بینی این بود که اگر به کار به سیستم قضایی هم ارجاع شد باز هم مددکاران اجتماعی بتوانند دیدگاه‌های خود را بیان کنند که در نهایت در سال ۱۳۷۹ نخستین مرکز مشاوره و مددکاری در فرهنگسرای خاوران (جوان) راه‌اندازی شد و بعد توسعه پیدا کرد.

مددکاران ناجا نیازمند اختیارات بیشتر هستند


چلک معتقد است، توسعه و تقویت مددکاری اجتماعی علاوه بر کلانتری‌ها در پاسگاه نیز کمک‌کننده است. اما مددکاران نیازمند اختیارات بیشتری هستند. اختیاراتی که اگر طرفین را به صلح‌وسازش رساندند همان جا موضوع را حل و فصل کنند.

به گفته وی، به طور عام، موضوع‌هایی که مددکاران اجتماعی پلیس می‌توانند در آن مداخله کنند به وظایف پلیس بر می‌گردد اما همان‌طور که گفته شد این مداخله‌ها نیازمند اختیارات بیشتر است. اختیاراتی که مددکار از طریق آن بتواند مسائل را پیگیری کند.


وی ادامه می‌دهد: برای افزایش این اختیارات، نیازمند بازنگری در قوانین پلیس هستیم. پلیس ضابط قضایی است؛ به نظر می‌رسد در برخی موارد باید اختیاراتی به پلیس برای صلح و سازش داده شود. اگر مسئولان به دنبال کاهش پرونده‌های قضایی هستند این موضوع ضروری است.

الگوی موفق مددکاری مستقر در کلانتری‌ها

چلک ادامه می‌دهد: دکتر روری تروئل دبیرکل فدراسیون مددکاران اجتماعی در سال ۱۳۹۶ برای شرکت در همایش ۶۰ سال مددکاری به ایران آمده بود. همان زمان او اعلام کرد، ایران تنها کشوری است که در کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها مددکار اجتماعی مستقر دارد.

در کشورهای دیگر مددکاری اجتماعی به این شکل حضور ندارد. این موضوع آن زمان در سایت‌های جهانی نیز بازتاب داشت. دقیقا دو سال بعد در سال ۹۸ رئیس انجمن جهانی دانشگاه‌های مددکاری اجتماعی نیز به ایران آمد و همین نکته را بیان کرد. پس اقدامات انجام شده خوب است اما اعتقاد دارم که مددکاران اجتماعی ناجا اختیارات بیشتری نیاز دارند که این موضوع می‌تواند به کاهش ورودی مراجع قضایی، صلح و سازش و تهیه گزارش‌های لازم کمک کند.

کمک مددکاران اجتماعی به تشکیل پرونده شخصیت

براساس آیین دادرسی کیفری جدید، برای مجرمان باید پرونده شخصیت تشکیل شود.بر این اساس شناخت ابعاد شخصیتی و وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی متهمان، به‌ویژه اطفال و نوجوانان و کاربرد اطلاعات شخصیتی آنان در فرایند رسیدگی قضایی اعم از تحقیقات مقدماتی، دادرسی، صدور و اجرای حکم و تأثیر آن بر اتخاذ تصمیم‌های قضایی و اجرای عدالت کیفری موثر است. شهریورماه ۹۸ دستورالعملی برای تشکیل پرونده شخصیت از سوی رئیس قوه قضائیه ابلاغ شد.

به گفته موسوی چلک، طبق دستورالعملی که رئیس قوه قضائیه ابلاغ کرده، پرونده شخصیت باید در دادگستری‌ها ایجاد شود. به نظر می‌رسد می‌شود مددکاران اجتماعی کلانتری‌ها را برای تشکیل پرونده شخصیت هم آماده کرد. همه اینها مستلزم بازنگری وظایف مددکاران اجتماعی و متناسب‌سازی  وظایف و اختیارات است.

وی درباره عملکرد مددکاران اجتماعی در کلانتری‌ها می‌افزاید: نزدیک ۲۳ سال است که در جریان فعالیت آنها هستم و عملکرد آنها را مثبت ارزیابی می‌کنم. در این مدت آنها توسعه کمی‌وکیفی پیدا کرده‌اند. مجموعه ناجا هم نگاه مثبتی به فعالیت آنها دارد.

برای پویاتر شدن مراکز مددکاری ناجا چه باید کرد؟

باید به این موضوع اشاره کرد جنس کار مددکاران اجتماعی، مهارت، قابلیت و نوع نگاه آنها بسیار متفاوت از همکاران حوزه قضایی و انتظامی است. ضابطان قضایی و انتظامی باید به دنبال مقصر باشند تا پرونده مختومه شود اما مددکار اجتماعی  به دنبال رهایی موثر می‌گردد، اینکه چگونه بتواند سازش ایجاد کند و افراد را به زندگی برگرداند و چگونه به افزایش مهارت‌های فرد کمک کند. به طور معمول، این دو نگاه با هم تفاوت دارد اما مستلزم اختیارات متناسب با انتظاری است که از مددکار اجتماعی می‌رود.

موسوی  چلک معتقد است برای بالا بردن بیشتر کیفیت مددکاران اجتماعی ناجا علاوه بر افزایش اختیارات آنها، آموزش مددکاران اجتماعی متناسب با نیاز جامعه موضوعی است که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. ناجا برای جا انداختن این موضوع  تلاش خوبی کرده اما همه ظرفیت مددکاران به کار گرفته نشده است. چون مددکاران ظرفیت و توان بیشتری دارند لذا برای اینکه بتوانند موثرتر باشند نیازمند بازنگری در اختیارات مددکاران اجتماعی برای نهادینه کردن این تفکر هستیم.منبع:خبرگزاری ایرنا/31 شهریور99

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/07/5

یادداشت :

پنهان بودن پیامد های جنگ ها

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

( منبع: روزنامه شرق،30 شهریور99 )

وقوع هر بحرانی اعم از طبیعی یا غیر طبیعی در هر جامعه ایی پیامدهای مختلفی را به دنبال خواهد داشت.برخی از این پیامد ها به حین بحران بر می گردد اما بخش مهمی از آنها به پس از آن خود را نشان می دهد که معمولا کمتر به آنها توجه می شود. از جمله این بحران های غیرطبیعی  جنگ ها هستند که با تاریخ بشر مانوس بوده و خواهد بود و همه مردم به شکلی در گیر آن خواهند بود و از پیامد ها آن  تاثیر  می پذیرند. شاید بتوان این گونه اشاره کرد که جنگ ها در ادوار مختلف بر جوانب مختلف زندگی افراد تاثیرات منفی می‌گذارد و از لحاظ اجتماعی، روانی، فردی، اقتصادی، شناختی و بسیاری از جنبه‌های دیگر افراد را با چالش‌های زیادی مواجه می‌کند.پیامد های منفی ناشی از جنگ در بسیاری از موارد مانند تخریب زیر بنا ها برای همه مشخص است چون دیده می شود اما یکی از بخش های سلامتی که شدیداً از جنگ متأثر می شود سلامتی اجتماعی و  روانی ان است که متأسفانه اثرات آن پنهان است و این مسأله سبب شده که افراد از این ناحیه صدمه ببیند. مهم ترین اثرات روانی-اجتماعی جنگ عبارتند از : انواع استرس های فردی و جمعی (اختلال پس از حادثه)، بیماری های روانی و شخصیتی ، اضطراب، افسردگی، افزایش تمایل به خشونت در جامعه، گسترش روحیه انتقام جویی ، رشد انحصار طلبی و بی عدالتی ، رشد فرهنگ توجیهی و مصلحتی ، ترس و بی اعتمادی ، رشد فشار ها و تنش های گروهی و فردی، تحزیب کارکرد های خانواده، گرایش به آسیب های اجتماعی به دلیل فشار های روانی وارده و با هدف کاهش این فشار ها، و....

.معمولا خانواده‌ی افرادی که در جنگ مجروح یا کشته می‌شوند حتی بعد از جنگ نیز ممکن است نتوانند با این وقایع کنار بیایند و مسائل تلخی را تجربه می‌کنند. برخی از صاحب نظران معتقد که جنگ ها  عاملی مؤثر ومهم  در ابتلای افراد به انواع اختلالات روانی واسترش های پس از این بحران هستند. گرچه جنگ ها در برخی از زمینه ها از قبیل پیشرفت در تجهیزات جنگی و دفاعی  را برای کشور های درگیر جنگ به دنبال خواهد داشت.اما معمولا حوزه سلامت اجتماعی و روانی از جنگ ها معمولا تاثیرات منفی آن را بیش تر تجربه خواهد کرد. گرچه تاثیرات آنها بر کودکان، سالمندان، زنان و مردان همیشه یکسان نیست.ولی همه مردم به نوعی تحت تاثیر این پیامدها هستند.کودکی رادر نظر بگیرید که پدر خود را درجنگ از دست داده باشد ودر زندگی رابطعه پدر وفرزتندی را تجربه نکرده باشد. هر چقدر هم خدمات و امکانات به این کودک بدهیم باز هم جای خالی پدر و محبت پدر و چتر حمایت او را نخواهد گرفت. یا زنی که شوهرش را درچنگ از دست داده باشد نیز همین طور. ببخی از این زنان خیلی جاها احساس تنهایی می کنند و مجبور می شوند فشار های مختلفی را در زندگی  تجربه کنند که اگر همسرشان زنده بود، شاید تجربه نمی کرد یا کمتر تجربه می کردند.خانواده ایی که بیمار اعصاب و روان ناشی از جنگ دارد نیز مشکلات خاص خود را دارند که تا تجربه نکنیم نمی توانیم از آن صحبت کنیم.به همین دلیل ضروری است تا  رویکردهای سلامت اجتماعی و روانی در تمام برنامه های  بنیاد شهید و امور ایثار گران  تقویت شود.همین طور اقدامات دیگری برای تقویت این ابعاد سلامت ضروری به نظزر می رسد که از جمله آنها  می توان به موارد زیراشاره کرد:

-         لزوم تقویت و ارتقاء رویکرد خانواده محور کردن برنامه ها در جامعه ایثارگری

-         شناسایی موانع مشارکت اجتماعی و.. جامعه ایثارگری

-         برنامه ریزی برای تلفیق باجامعه و پرهیز از ایزوله کردن و نگاه جزیره ایی

-         تلاش جدی برای حفظ عزت نفس جامعه ایثارگری

-         همه خدمات را به پرداخت پول خلاصه نکنید.شناسایی ظرفیت ها و امکان برقراری ارتباط واستفاده از این ظرفیتها در بسیاری ازمواقع بسیار اثرگذار تر از ارایه مستقیم ومستمر  پول می باشد.افراد و فرزندان شان را قوی کنید.

-         با توجه به شرایط سنی این افراد و خانواده ها  و افزایش سالمندان تحت پوشش نیازمند برنامه ریزی قوی برای این عزیزان هستیم.

-         تقویت رویکرد های محله محوری و تلفیق اجتماعی

-         لزوم توجه به پیشگیری از آسیب های اجتماعی درجامعه تحت پوشش بنیاد و تهیه گزارش های مستمر از چکونگی وضعیت آسیب های اجتماعی شایع و درحال شیوع این افراد(واقع بین باشیم منکر آسیب های اجتماعی در این جامعه نخواهیم بود.حتی تعداد کم آسیب های اجتماعی در این جامعه، زیاد است)

-         بررسی اثربخشی برنامه های  اجتماعی و روانی موجود و در صورت لزوم بازنگری برنامه ها و فرایند های ارایه خدمات

-         شناسایی ایده های جدید  اجتماعی و .. در حوزه ایثارگری

-         مددکار اجتماعی محور بودن خدمات و لزوم تدوین نظامنامه مددکاری اجتماعی در بنیاد

-         تشکیل پرونده ها در قالب «مدیریت مورد» برای افراد وخانواده های دارای شرایط حاد و نیاز های خاص وافراد در معرض اسیب و آسیب دیده اجتماعی  تا مدیریت بهتری در شناسایی نیاز ها، ارایه خدمات و هماهنگی بهتروبیشتری صورت گیرد.

-         تقویت رویکرد سلامت (جسمی، روانی واجتماعی و معنوی)همه جانبه در جامعه ایثارگری

-         لزوم توجه به ارایه خدمات با توجه به تفاوت های فرهنگی جامعه ایثارگری

-         بهره گیری از تجارب جهانی با هدف بومی سازی  خدمات اجتماعی ومددکارسی اجتماعی متناسب با شرایط کشور ما.

-         لزوم تقویت پزوهش های بنیادی، کاربردی در بنیاد(داخلی و  تطبیقی) برای ارتقای سلامت اجتماعی و روانی

-         تسهیل دسترسی به خدمات فراگیر و جامع و پایدار در حوزه سلامت همه جانبه از جمله سلامت اجتماعی و روانی بابهره گیری از ظرفیت های موجود.

ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی و همه ایثارگرانی که برای دفاع از ایران فداکاری کردند، فراموش نکنیم که تقویت خدمات اجتماعی و روانی یکی از ضروریات جامعه و خانواده های افراد حادثه دیده از جنگ ها هستند.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/30

یادداشت: کرونا، پوششی برای ناکارآمدی مدیران

سیدحسن موسوی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(منبع:روزنامه آرمان ملی،29 / 6 / 99)

 مروری بر موارد مطروحه در گفتگوی ویژه خبری؛ با حضور دکتر حسن موسوی چلک –  پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

   هنگامی که بحرانی اتفاق می‌افتد انتظارات از دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف کمتر از شرایط قبل از بحران‌ها خواهند بود. در ابتدا پذیرش این شرایط طبیعی به نظر می‌رسد ولی وقتی که این شرایط طولانی می‌شود، نباید همچنان ناکارآمدی مدیران و سازمان‌ها مورد پذیرش قرار گیرد. اینجا انتظار می‌رود دستگاه‌ها یا مراجع ناظر تمهیدات متفاوتی را برای ارزیابی عملکرد مدیران و دستگاه‌ها اتخاذ کنند که منجر به بی‌تفاوتی آنها یا به وظایف ذاتی خودشان نشوند تا کرونا بهانه‌ای برای استمرار مدیریت مدیران ناکارآمد و ضعیف نشود که این طولانی شدن خود هزینه‌های جبران‌پذیری را بر جامعه تحمیل می‌کند. متاسفانه این ناکارآمدی در حوزه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. عدم کنترل بر مشکلات و هزینه‌تراشی‌های مختلف برای مردمی که در طول چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی برای مسئولان از جان و مال و... کم نگذاشتند، می‌تواند زمینه‌ساز کاهش امید و افزایش نارضایتی را فراهم کند. معتقدم اتفاقا در چنین شرایطی تفاوت مدیران کارآمد و ناکارآمد خود را بیشتر نشان می‌دهد و کرونا عذر بدتر از گناه خواهد بود اگر بخواهیم نسبت به این ناکارآمدی مدیران و دستگاه‌های اداری به دلیل کرونا مسامحه شود. حداقل هزینه‌های این مسامحه و بی‌تفاوتی، می‌تواند کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه باشد. برخی از مدیران به جای اینکه اهداف سازمانی را با توجه به اهمیت آنها در شرایط بحرانی برای سازمان سازماندهی و اولویت‌بندی می‌کنند آنها را براساس میزان جلب‌توجه‌کننده بودن عملکرد مدیریت نزد مافوق‌ها یا نگاه پوپولیستی اولویت‌بندی می‌کنند؛ بنابراین این وضعیت در صورتی‌که مغایر با اولویت‌بندی موردنیاز و مطلوب سازمان باشد سازمان را از رسیدن به اهدافش بازخواهد داشت و حتی وضعیت نامطلوبی را ممکن است در جامعه ایجاد کنند. متاسفانه بعضی از مدیران ناکارآمد دوست دارند در این شرایطی که کرونا همه بخش‌ها را تحت تاثیر قرار داده است، در همه محافل و مجالس و رسانه‌های مختلف آمارهایی را ارائه کنند که نشان‌دهنده رشد حوزه مدیریتی ایشان باشد ولی متاسفانه خیلی از این آمارها فاقد هرگونه رشد کیفی بوده و اگر به‌دقت آمارها بررسی شود و مورد بررسی کارشناسی واقع‌بینانه و مبتنی بر شواهد قرار بگیرند، نادرستی این آمارها برای هرکسی مشخص خواهد شد. این نیز خود خیانت این مدیران ناکارآمد به مردم است که توی چشم مردم نگاه می‌کنند و دروغ می‌گویند؛ البته باید سپاسگزار مدیران کارآمد هم بود. موضوع دیگری که نشان از ناکارآمدی این مدیران است و ما در حوزه اجتماعی به‌وفور داریم می‌بینیم این است که فاقد هر نوع تفکر خلاق هستند تا بتوانند حداقل عملکرد سازمان‌ها را حفظ کنند. متاسفانه کرونا بهانه‌ای شد تا مدیران ناکارآمد جولان دهند و به تخریب اعتماد سازمانی و اجتماعی ادامه دهند. افسوس...

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/29

در قالب یک نشست انجام شد؛

بررسی معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا


معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در نشست تخصصی "معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا"  از برگزاری اولین همایش ملی سالمندی به‌صورت وبیناری در بهمن‌ ماه خبر داد.

به گزارش ایسنا، فرج حسینیان معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در ابتدای وبینار تخصصی "معیشت سالمندان در دوره شیوع کرونا" با اشاره به برگزاری پنجمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی در حوزه سالمندی گفت: پیش از شیوع ویروس کرونا، سلسله نشست‌هایی با موضوعات تخصصی "سالمندی سالم در ایران:چالشها و راهکارها" ، " حمایتهای اجتماعی و سالمندی"، "سقوط در سالمندان؛ پیامدها و راهکارها" و "ورزش و سلامت سالمندی" توسط گروه پژوهشی این واحد جهاد دانشگاهی برگزارشد، ولی برگزاری حضوری این سلسله نشست‌ها موقتا متوقف شده و این سلسله نشست ها به صورت وبیناری ادامه خواهد داشت.

وی همچنین از برگزاری اولین همایش ملی سالمندی به‌صورت وبیناری در بهمن‌ ماه خبر داد و گفت: این همایش ملی با موضوع نگاشت نهادی در حوزه سالمندی است یعنی وظایف و مسئولیت‌های هرکدام از نهادها و سازمان‌ها باهدف هم‌افزایی در این حوزه مورد بررسی قرارمی‌گیرد.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران :

ضرورت ایجاد بانک اطلاعاتی در حوزه سالمندی

در ادامه دکتر سید حسن موسوی چلک- رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران - با بیان اینکه هرچه افراد قبل از بحران آمادگی، مهارت و حمایت بیشتری داشته باشند در بحران آسیب‌پذیری کمتری خواهند داشت، گفت: یکی از مهمترین نکات در بحث مددکاری اجتماعی همین مساله است.

وی با بیان اینکه در بحث سالمندی در بحران کرونا باید سه ضلع مثلث یعنی سالمند، خانواده و محیط اجتماعی را در نظر داشته باشیم، اظهار کرد:‌ داشتن یک بانک اطلاعات از توزیع و پراکندگی سالمندان با توجه به ویژگی‌های خاص آنها؛‌ به عنوان نمونه تنها بودن، داشتن بیماری زمینه‌ای، دارا بودن چترهای حمایتی دیگر و غیره به برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و نوع مداخلات مددکاری اجتماعی  و معیشتی کمک زیادی می‌کند که متاسفانه ما این بانک اطلاعاتی را نداریم

5 میلیون از جمعیت کشور از هرگونه چتر حمایت اجتماعی محرومند

وی ادامه داد:‌ طبق آمار وزارت رفاه، تقریباً چیزی حدود 5 میلیون نفر از جمعیت کشور ما در سه دهک پایین از هرگونه چتر حمایت اجتماعی محرومند که از این جمعیت تقریباً 2 میلیون و 300هزار نفر افراد بالای 60 سال هستند، در چنین شرایطی پویایی، پاسخگویی و توانایی و ظرفیت‌سازی نهادهای اجتماعی برای ایجاد امنیت خاطر برای این گروه از سالمندان بسیار مهم است که اگر غفلت کنیم باید عوارض جبران ناپذیر آن مانند پدیده "سالمند آزاری"، "اقدام به خودکشی"، "بی‌خانمانی" و غیره را در آینده بپردازیم.

ضرورت نیازسنجی سالمندان توسط مددکاران بخصوص در شرایط بحران

وی با تاکید بر اینکه مددکار اجتماعی باید نیازسنجی سالمندان در مراکز سالمندی، خانه و سایر محیط‌های اجتماعی را انجام دهد، گفت:‌ بر مبنای این نیازسنجی و اولویت‌بندی نیازها و مشکلات این گروه از سالمندان در شرایط  بحران، هماهنگی برای تسهیل دسترسی سالمندان به خدمات معیشت امکانپذیر می‌شود. در حالیکه هم اکنون بخش کوچکی از نیاز سالمندان پوشش داده می‌شود.

وی با اشاره به نیاز بالای سالمندان به حمایت بیشتر در شرایط  بحران، گفت:‌ در چنین شرایطی ورود مددکاران برای تسریع خدمات موردنیاز بیشتر است و طبیعتاً سیاست‌گذاری‌های کشور در حوزه بازنشستگان و سالمندان یکی دیگر از مؤلفه‌های تأثیرگذار در جهت دسترسی بیشتر سالمندان به خدمات و معیشت مطلوب است.

موسوی  با تاکید بر ضرورت تقویت مسئولیت‌های اجتماعی در قبال سالمندان به خصوص در شرایط بحران کرونا، عنوان کرد: تقویت ارتباط سالمندان و اعضای خانه و تشکیل پرونده برای سالمندان  به‌ویژه سالمندان تنها و دارای نیازهای خاص برخی دیگر از اقداماتی است که مددکاران در این شرایط می‌توانند دنبال کنند.

وی با اشاره به وجود مناطقی در سطح شهرها تحت عنوان مناطق ناکارآمد شهر، اظهار کرد: ‌تقریبا همه مردم در این مناطق از دریافت خدمات عمومی محرومند، لذا یکی از وظایف مددکاران اجتماعی شناسایی افراد بی نصیب از حداقل‌ها، سالمندان نیازمند و یا سالمندان رها شده در خیابان‌ها و در ادامه هماهنگی جهت ارائه خدمات عمومی به آنهاست.

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ، انجام هماهنگی بین بخشی برای استفاده از ظرفیت‌های موجود را از دیگر وظایف مددکاران دانست و ادامه داد:‌ خوشبختانه شهرداری تهران در این حوزه ورود خوبی دارد، لذا یکی از کارهایی که مددکاران می‌توانند انجام دهد شناسایی سالمندان نیازمند و معرفی آنها به سازمان‌های حمایتگر همچون شهرداری است.

انزوای اجتماعی سالمندان در دوران کرونا

دکتر موسوی چلک ورود به بحث سالمند آزاری را از دیگر اولویت‌های مددکاران دانست و ادامه داد:‌ طبیعاتا محور مداخلات اورژانس اجتماعی بر اساس فعالیت مددکاران اجتماعی و روانشناسان خواهد بود.

وی انزوای اجتماعی سالمندان در دوران کرونا را دغدغه بعدی دانست و گفت: در خانه ماندن برای سالمندان علاقه‌مند ارتباط با دیگران، انزوا ایجاد می‌کند که می‌تواند زمینه بروز آسیب‌های اجتماعی از جمله  اقدام به خودکشی را افزایش دهد، لذا حضور مددکاران اجتماعی در این حوزه اجتناب‌ناپذیر است.

 رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران  در خاتمه با تاکید بر اینکه مددکاران اجتماعی در شرایط بحران در کنار متخصصین حضور داشته و نقش‌ خود را ایفا می‌کنند، گفت:‌ در بحران کرونا مددکاران اجتماعی در ایجاد هماهنگی در استفاده از سه ضلع سالمند، خانواده و محیط‌های اجتماعی می‌توانند ایفای نقش موثری داشته باشند.

کارشناس بیمه‌های اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی:

رویکردهای سیاستی فعلی در حوزه سالمندی کفایت لازم را ندارد

دکتر سید محمد موسوی خطاط - کارشناس بیمه‌های اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی - نیز در این وبینار با موضوع "بررسی قوانین و سیاست‌های حمایتی از سالمندان در ایران"، عنوان کرد:‌ بحث سالمندی در اصول 21 و 29  قانون اساسی مشاهده می‌شود که اصل 21 به بحث زنان و ایجاد بیمه خاص زنان سالخورده و اصل 29 به ویژگی‌های نظام تأمین اجتماعی در این خصوص اشاره دارد.

وی با بیان اینکه بند 13 سند چشم انداز نیز به ‌نظام جامع تأمین اجتماعی ‌پرداخته و بر آن تأکید می‌کند، گفت:‌ بند 7 نیز به فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان،  نگهداری آن‌ها در خانواده و همچنین سازوکار برای بهره‌مندی از تجارب آن‌ها در غالب سیاست‌های کلی اشاره کرده است.

این کارشناس رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به موضوع بازنشستگی در قوانین برنامه توسعه 5 ساله کشور، گفت: در قانون برنامه دوم در سالهای 74 و 78 که به شکل یک ماده‌ واحده ارائه ‌شده به موارد مختلف بازنشستگی اشاره شده و تبصره 63 ، صندوق ذخیره فرهنگیان را توضیح می‌دهد. همچنین برنامه سوم توسعه به بحث ساماندهی بیماران روانی مزمن و همچنین مساله سالمندان پرداخته که در برنامه چهارم تکرار شده و در برنامه پنجم (90 تا 94) نیز به مقوله بازنشستگی اشاره شده، همچنین در برنامه ششم توسعه مجددا موضوع ساماندهی توان‌بخشی سالمندان با پوشش حداقل 25 درصد مشاهده می‌شود.

به گفته‌ی مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس، در قوانین دائمی مانند قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست هم مواردی داریم که مشخصاً به بحث سالمندی می‌پردازد.

دکتر موسوی با بیان اینکه قوانین زیادی در رابطه با حوزه بازنشستگی و تأمین مالی سالمندان وجود دارد، تصریح کرد: با توجه به حرکت هرم جمعیتی کشور به سمت پیر شدن، ‌باید به سالمندان نه به‌عنوان اقلیت بلکه  به‌عنوان بخشی از جامعه نگاه کنیم که باید برنامه‌های کامل و جامعی برای آنان دیده شود. به نظر می‌رسد رویکردهای سیاستی فعلی در حوزه سالمندی کفایت لازم رانداشته و بیشتر تک‌بعدی و از جنس موارد اقتصادی و آن هم صرفاً سمت‌وسوی بازنشستگی داشته است.

وی با بیان اینکه در حوزه بازنشستگی انتظار می‌رود که به افراد بالای 60 و 65 سال سرویس داده شود، گفت:‌ این در حالیست که تعداد زیادی از بازنشستگان زیر 60 سال دارند، به گونه‌ای که میانگین سنی بازنشستگان در صندوق بازنشستگی 51.5 سال است. بنابراین بخش زیادی از منابعی که باید به سالمندان اختصاص پیدا کند، در جمعیت‌های زیر سالمندی و کمتر از سالمندی پرداخت می‌شود.

دکتر موسوی با بیان اینکه پوشش تأمین اجتماعی یا بیمه‌های بازنشستگی برای کل جمعیت شاغل کشور حدود 70 درصد است، گفت:‌ این رقم در مورد سالمندان حدود 45 درصد است،  ضمن این‌که اگر در نظر بگیریم این کاهش پوشش در مستمری  باعث افزایش اشتغال  بین سالمندان شده، این دیدگاه نیازمند بررسی ویژه است.

وی دستیابی به یک چارچوب خوب در حوزه سالمندی را نیازمند برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب دانست و گفت:‌ مثلاً سازمان ملل متحد یکسری اصول برای حمایت از سالمندان در 5 اصل استقلال، مشارکت، خودباروری  و کرامت منتشر کرده و برای هریک از این 5 اصل مواردی را برشمرده، در حالیکه "سند ملی سالمندی" تصویب شورای عالی سلامت در ایران بیشتر رویکرد سالمندی دارد.

این کارشناس رفاه و تامین اجتماعی با اشاره به معضل "سالمند آزاری" گفت:‌ به این مساله در چارچوب عدم تفویض و حفظ کرامت سالمندان و در بند هفت سیاست کلی جمعیت تحت عنوان فرهنگ‌سازی و تکریم سالمندان اشاره شده اما در سیاست‌های کلی هنوز قوانین مابه‌ازای آن به تصویب نرسیده، البته اقداماتی در شهرداری تهران و بهزیستی انجام شده که کلیت نداشته و نیازمند اقدامات همه‌جانبه و بازشناسی آن‌ها به‌عنوان حق است.

دکتر موسوی در خاتمه با بیان اینکه اگر بخواهیم سالمندی و سیاست‌گذاری حوزه سالمندی را به‌عنوان یک سیاست اجتماعی دنبال کنیم ناچاریم استانداردها و حقوق حداقلی را در این راستا تصویب و تأمین کنیم، گفت: چیزی که ما امروز شاهدیم یک نگاه تک‌سویه در حوزه سالمندی است که عمدتاً مرتبط با مقوله بازنشستگی است و نهایتاً در دستگاه‌های حمایتی مقداری به موضوع توان‌بخشی و پرداخت کمک‌هزینه معیشتی پرداخته شده که اصلاح آن نیازمند نگاه همه‌جانبه‌تری است.

انتهای پیام/ ایسنا/ 24 شهریور99

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/25

آموزش آنلاین، جامعه‌پذیری ‌آفلاین


روانشناسان هشدار می‌دهند که پیامدهای طولانی‌مدت آموزش از راه دور می‌تواند برای سلامت کودکان و نوجوانان مخاطره‌آمیز باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، همشهری نوشت: همزمان با سال تحصیلی متفاوتی که دانش‌آموزان در مدارس تجربه می‌کنند، دوران متفاوتی هم برای خانواده‌ها آغاز شده است. خانواده‌هایی که تا پیش از این بخش عمده مسئولیت آموزش فرزندانشان را به مدارس واگذار کرده بودند حالا مسئولیتی دوچندان یافته‌اند. مادران زمان فراغت بسیار محدودی دارند و مسئولیت نظارت بر چگونگی حضور فرزندانشان در کلاس‌های درس عملاً به آنها واگذار شده و این در حالی است که نگرانی‌های زیادی درباره پیامدهای طولانی شدن آموزش از راه دور بر سلامت روان دانش‌آموزان و وابستگی شدید آنها به اینترنت وجود دارد.

به‌گزارش همشهری، در نخستین ماه‌های شیوع کرونا در جهان، تعطیلی مدارس اتفاق خوشایندی بود، هم برای خانواده‌ها و هم برای دانش‌آموزان. درس خواندن در خانه تجربه تازه‌ای به شمار می‌رفت که در میانه همه‌گیری کووید -۱۹ بسیاری قدردان آن بودند. حالا اما شرایط متفاوت است. تا چندماه دیگر تجربه زیستن در کنار کرونا یک‌ساله می‌شود و پیامدهای اختلالی که کرونا در بخش‌های مختلف برجای گذاشته روشن شده است. روانشناسان می‌گویند، تعطیل شدن مدارس، کودکان را از دوستانشان و شبکه گسترده جامعه آنها جدا کرده است و به‌نظر می‌رسد بر سلامت روان آنها تأثیر داشته باشد و بسیار مهم است که مراقبت‌های بهداشت روان برای کودکان و نوجوانان بسیار جدی گرفته شود.

جیمی.دی‌آتن، روانپزشک، در مقاله‌ای در نشریه سایکولوژی‌تودی هشدار داده است که بیشتر اختلالات بهداشت روان که در بزرگسالی نمود پیدا می‌کند از دوران کودکی آغاز می‌شود. اختلالاتی که اگر زود شناسایی و درمان نشوند، به‌طور بالقوه منجر به ضعف در سلامت و پیامدهای اجتماعی می‌شود. او هشدار داده است که تحت‌تأثیر کرونا میلیون‌ها کودک و نوجوان صبح‌ها در خانه یا اتاق شخصی‌شان محبوس هستند. پیامدهای این شرایط منجر به کاهش شدید تحرک کودکان، محدودیت ارتباط آنها با دیگران و مصرف خارج از حد تعادل اینترنت و تلویزیون می‌شود. چالش اساسی در این میان نقشی است که به خانواده‌ها محول شده است. تعطیلی مدارس به‌معنای تغییر نقش از معلم به والدین است، اما کم نیستند والدینی که برای پذیرش این نقش هم آمادگی کافی ندارند.

حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، با بیان اینکه کارکردهایی که محیط مدرسه دارد در هیچ کتابی یافت نمی‌شود، به همشهری می‌گوید: دانش‌آموزان در مدرسه علاوه بر یادگیری مباحث آموزشی، موضوعاتی مثل نظم و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، احترام به دیگران، پشتکار، آشنایی با هنجارها و ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و احترام به تفاوت‌ها را در تعامل با سایر دانش‌آموزان و اولیای مدرسه می‌آموزند.

به گفته او، بخشی از مهارت‌هایی که دانش‌آموزان در مدارس فرا می‌گیرند در هیچ کتاب و جزوه‌ای یافت نمی‌شود و بسیاری از فعالیت‌هایی که کودکان باید در مدرسه آموزش ببینند در شرایط خانه ماندن یا مهیا نمی‌شود و یا کمرنگ می‌شود.
موسوی‌چلک با تأکید بر اینکه حضور دانش‌آموزان در مدرسه در شرایط عادی به سلامت اجتماعی آنها بیشتر کمک می‌کند، ادامه می‌دهد: ماندن در خانه دانش‌آموزان را از خطر ابتلاء به کرونا حفظ می‌کند اما آنها را در معرض مخاطرات دیگری قرار می‌دهد. خانه در شرایط کنونی و با تکیه بر فضای مجازی نمی‌تواند بخشی از کارکردهای مدرسه را به‌طور کامل جبران کند. تا ماه‌های قبل از کرونا، این تعاملات با دیگر دانش‌آموزان و گروه‌های هم‌سن و سال بر عهده اولیای مدرسه بود و الان خانواده‌ها نقش پر رنگ‌تری در شرایط کرونایی برای حفظ سلامت روان، بالابردن سواد اجتماعی، مهارت‌ها، کارهای گروهی، نیکوکاری و کارهای داوطلبانه ایفا می‌کنند.

آنطور که رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می‌گوید؛ در شرایط کنونی خانواده‌ها باید با وجود مشغله‌هایی که دارند بیشتر کنار فرزندانشان باشند تا بلکه پیامدهای منفی ناشی از حضور نداشتن دانش‌آموزان در مدرسه و کارکردهای اجتماعی آن را تا حدودی پوشش دهند. او می‌گوید: طولانی شدن این روند نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند؛ وابستگی بیش از حد کودکان به فضای مجازی و چرخش اطلاعات غیرقابل کنترل در این فضا به ویژه برای بچه‌هایی که در سنین کمتر قرار دارند می‌تواند تهدیدی جدی برای آینده و سلامت آنها به همراه داشته باشد.


کارشناسان می‌گویند: همکاری خانواده و دانش‌آموز در زمانی که فضای مجازی جایگزین حضور در مدرسه شده‌، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. در خانه ماندن و آموزش مجازی نباید منجر به بی‌نظمی برنامه زندگی و آموزشی کودکان و حضور بیش از اندازه آنها در فضای مجازی شود. به گفته چلک، مسئله‌ای که خانواده‌ها باید بدانند این است در زمانی که کودکان عمدتاً در خانه تحت آموزش آنلاین هستند، مدیریت استفاده از فضای مجازی و نظم برنامه‌های روزانه آنها نباید به هم بخورد، چرا که این مسئله بر سلامت آنها تأثیرات نامطلوبی خواهد داشت. درواقع کودکان باید در ساعت مشخصی بیدار شوند، بخوابند و برنامه روزانه منظمی را دنبال کنند، مانند زمانی که به مدرسه می‌رفتند. در غیراین صورت پس از عبور از دوران کرونا هم دانش‌آموزان عادت‌های جدیدی پیدا می‌کنند که بازگشت به مدرسه را برای آنها دشوار می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین دلایل فراخواندن دانش‌آموزان به کلاس‌های درس در هشتمین‌ماه همزیستی با کرونا در جهان، روشن شدن مخاطرات آموزش از راه دور طولانی‌مدت بر دانش‌آموزان بوده است. اگرچه پیامدهای این خانه‌نشینی برای همه کودکان در مناطق مختلف جهان یکسان نبوده است، اما تحقیقات متعددی افزایش احساس افسردگی در کودکان و نوجوانان را گزارش کرده‌اند

شیوا دولت‌آبادی، روانشناس نیز با بیان اینکه نگرانی خانواده‌ها عقب افتادن بچه‌ها از آموزش است، به «همشهری» می‌گوید: بچه‌ها در بیشتر شهرهای جهان تحت‌تأثیر همه‌گیری کرونا شرایط مشابهی دارند و جامعه‌پذیری آنها به نوعی با اختلال مواجه شده است. علاوه بر اینکه مسئله بازماندگی از تحصیل وجود دارد. این دو مسئله اصلی پیش‌روی ما هستند که نباید از آنها غفلت کنیم.

به گفته او، مدرسه یک مکان اجتماعی و محلی برای آماده کردن دانش‌آموزان برای زندگی اجتماعی و بزرگسالی است و اگر فقط قرار به آموزش مجازی باشد جای بسیاری از آموزش‌هایی که در مدارس به دانش‌آموزان تعلیم داده می‌شد خالی می‌ماند.

او درباره راهکارهایی که خانواده‌ها در سال تحصیلی جدید باید مورد توجه قرار دهند، می‌گوید: اگرچه ناچار به آموزش مجازی دانش‌آموزان هستیم و بسیاری از خانواده‌ها با فرستادن فرزندانشان به مدرسه مخالفت کرده‌اند، اما باید تمهیداتی اندیشیده شود تا جای خالی آموزش‌هایی مثل مهارت‌های زندگی و ارتباطات دسته‌جمعی خالی نماند و بچه‌ها به نوعی دچار جداافتادگی از اجتماع و هم‌سن و سال‌های خود نشوند. در عین اینکه خانواده‌ها باید به علائم تغییر رفتار فرزندانشان تحت‌تأثیر شرایط آموزشی جدید توجه داشته باشند.

به گفته دولت آبادی، این جدا افتادن از هم‌سن و سال‌ها برای کودکان بسیار مهم‌تر از سایر افراد است، چرا که آنها تصور می‌کنند این شرایط پایدار خواهد بود و هیچ تغییری نخواهد کرد. او با بیان اینکه تعداد زیادی از دانش‌آموزان به‌دلیل شرایط خاص خانوادگی‌شان، توانایی استفاده از شبکه‌های مجازی را ندارند، از افزایش نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی در سال تحصیلی جاری و همزمان با کرونا ابراز نگرانی کرد. به گفته او، این مسئله باید به‌صورت کلان رفع شود و ابزارهای لازم با برنامه‌ریزی‌های کلان در اختیار دانش‌آموزان قرار بگیرد. در غیر این ‌صورت شاهد بروز شکاف در آموزش دانش‌آموزان خواهیم بود.

منبع:خبرگزاری مهر /23 شهریور99 به نقل از روزنامه همشهری

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/25
کافه میرداماد

گفت و گو با دکتر سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

مثبت نگری ضرورت جامعه امروز است

گفتگو: طاهره آشیانی

آدم ها دوگونه اند، آنهایی که طبق یک توصیه قدیمی به جای لعنت فرستادن به تاریکی، شمعی روشن می کنند و آنهایی که در تاریکی به زندگی ادامه می دهند و نق می زنند، فحش می دهند و تاریکی برای خودشان و دیگران را عمیق تر و سیاه تر می کنند. آدم ها دو گونه اند آنهایی که مثبت نگری و امید را دوست دارند و می گردند و آدم های مثبت و امیدوار را پیدا می کنند تا تاب آوری خود را تقویت کنند و آنهایی که آدم های امیدوار و مثبت نگر را مسخره می کنند و به آنها القابی مانند بی تفاوت و سیب زمینی می دهند و می گویند روان شناسی زرد و عامیانه باعث شده برخی از آدم ها در میانه همه مشکلات به روزنه ای نگاه کنند که نوار بسیار باریکی از نور از آن می تابد و تلاش می کنند این روزنه را به دریچه تبدیل کنند. به نظر این گروه، زندگی در ذات خود سخت و مشکل نیست بلکه این شرایط زندگی است که گاهی سخت می شود اما شرایط همیشه ثابت نیست و به قول حافظ: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور این غم نخوردن نشانه بی رگ بودن نیست، بلکه نشانه ایمان و امید به روزهای بهتر است، نیرویی که در ذات و فطرت انسان ها وجود دارد.

برای توصیف این امید و اما و اگرهایش با دکتر موسوی چلک، هم صحبت شدم، دکتری که بر این باور است انسان بدون امید تبدیل به مردابی راکد می شود که کم کم می پوسد و بوی تعفن می گیرد. امید یکی از گسترده ترین معانی در زندگی بشر است که از زوایای مختلف می توان به آن نگاه کرد.

رابطه اقتصاد با امید اجتماعی

دکتر چلک می گوید: امید به زندگی به سن و سال افراد ربط دارد. آخرین آمار در ایران نشان می دهد که امید به زندگی در زنان ۷۶ سال و در مردان ۷۴ سال بوده و به این معناست که بعد از ۶۰ سالگی، افراد چقدر سالم و امیدوار زندگی می کنند.این روند نسبت به سال های گذشته روبه رشد بوده و دلیل این رشد بیشترشدن خدمات اجتماعی، درمانی و فراگیری اطلاعات در میان افراد است.

درباره امید اجتماعی و فردی پژوهش های مستند زیادی وجود ندارد، اما از آنچه که موجود است می توان به این نتیجه رسید که امید اجتماعی در جامعه ما زیاد حالش خوب نیست. پژوهشی که دو سال قبل درباره سلامت روان انجام شد و از ۶۰۰۰ نفر سوالاتی شد، نشان داد که بیشتر مردم ایران دچار نگرانی هایی هستند که امید اجتماعی آنها را پایین می آورد. نگرانی از فوت اطرافیان، نداشتن امنیت شغلی و مالی از مهم ترین نگرانی ها بود. حال و روز اقتصادی بشدت بر امید به زندگی تاثیرگذار است چون در شرایط بحرانی مردم نمی توانند چشم اندازی درستی برای خود ایجاد کنند و همین امیدشان را به یاس تبدیل می کند. ضعیف شدن بنیه اخلاقی یکی از دلایل دیگری برای کم رنگ شدن امید اجتماعی است.

دوری  از آدم های نق نقو

به دکتر چلک می گویم: برخی افراد هر چقدر شرایط اجتماعی و اقتصادی ناامیدکننده باشد اما تلاش می کنند شرایط را بهتر کنند. این آدم ها را آدم های امیدوار می نامیم، ریشه خوش بینی آنها در چیست؟

وی می گوید: انسان بدون امید نمی تواند زندگی کند. امید باعث تلاش و تکاپور می شود و زندگی را به حرکت می آورد، اما سوال این است که با امید چقدر می توانیم به آینده باثبات تر دست پیدا کنیم؟ این جاست که امید فردی به امید اجتماعی گره می خورد و تفکیک آنها از هم سخت می شود. امید فردی ارتباط مستقیم به سبک زندگی و نوع نگرش افراد در خانواده و اطرافیان دارد. محیط هایی که افراد در آن قرار می گیرند در نگرش آنها تاثیرگذار است؛ محیط هایی مانند خانواده، مدرسه، محل زندگی و کار، دانشگاه و... . وقتی ما مدام با آدم هایی سرو کار داشته باشیم که مرتب نق می زنند، طبیعی است که همان کورسوی امیدی که برای خودمان باز کرده ایم هم بسته شود. رفتار والدین و نوع برخورد آنها با مسائل، اولین چشم اندازهای زندگی کودک را شکل می دهند، هرچند بچه ها هر چه بزرگ تر می شوند به دلیل گستره ارتباط شان و دریافت اطلاعات بر نوع نگرش آنها تاثیر می گذارد و هر چه بزرگتر می شوند بیشتر فرق بین آنچه به آنها گفته شده و واقعیت اجتماعی را درک می کنند.

 خود مراقبتی را جدی بگیریم

به دکتر چلک می گویم در جامعه امروزی به دلیل مشکلات زیادی که وجود دارد، افراد مثبت نگر گاهی مورد تمسخر قرار می گیرند و همین باعث می شود فرد با چالش هایی روبه رو شود و حتی گاهی از جمع فاصله بگیرد... .

می گوید: مثبت نگری یکی از ضرورت های جامعه امروزی ماست. یکی از مهارت هایی که باید همه یاد بگیرند، خودمراقبتی است. یکی از راه های تقویت خودمراقبتی، مثبت نگری است. روان شناسی مثبت نگری در دنیا طرفداران زیادی دارد چون افراد به مرور و با کسب دانش تجربه های فردی یاد می گیرند برای زندگی بهتر، مثبت نگری یک الزام است. البته این را هم باید بگویم که مثبت نگری به معنای نادیده گرفتن کمبودها نیست.گاهی افراد برای مسائل کوچک بی تابی می کنند؛ مسائلی که بر کلیت زندگی آنها تاثیر چندانی ندارد و اینها باعث ایجاد اختلالات روانی می شود و پژوهش ها نشان می دهد مردم جامعه ما بیش از آن که مثبت نگر باشند دنبال مشکلات و بزرگ نمایی آنها هستند. مسائل جزئی آدم های مثبت نگر را عصبانی نمی کند. آنها نیمه پر لیوان را می بینند اما برای پر کردن نیمه پر هم تلاش می کنند. آدم های مثبت نگر اتفاقا مطالبات اجتماعی بالایی دارند و معمولا سکوت یا خودخوری و دیگرآزاری ندارند اما آنها بلدند در حالی که مطالبه گر هستند و برای آینده بهتر تلاش می کنند، رفتار خود را هم مدیریت کنند. این مدیریت باعث می شود که تاب آوری اجتماعی آنها افزایش یابد. سازگاری آنها با جامعه و داشته هایشان به این معنی نیست که ظلم پذیر هستند، آنها به دنبال حق هستند اما قبل از این که مطالبه گری را شروع کنند، پرس و جو می کنند که حق چیست؟ این روش را می گویند مسوولیت پذیری اجتماعی که اتفاقا در آدم های مثبت نگر خیلی بیشتر از آدم های منفی گراست. 

رابطه امیدواری با عملگرایی

دکتر چلک می گوید: آدم های مثبت نگر بیشتر عملگرا هستند؛ چون باور دارند که باید برای تغییرات بهتر دست به عمل بزنند برای همین است که نوعدوستی در آنها بیشتر است. در زمان بحران های اجتماعی و بلایای طبیعی دست به اقدام می زنند و این اصلا ربطی به میزان داشته های آنها ندارد. آنها تفکرشان پر از امید به زندگی است برای همین در زمان زلزله، سیل و... به جای نق زدن دست به کار می شوند و کمک می کنند در عین حال کمبودها را هم به چالش می کشند و مطالبه گری می کنند. مثلا می روند به سیل زده ها کمک می کنند اما این سوال را هم از مسوولان می پرسند که چرا به وظایف خود عمل نمی کنند. ایمان و توکل یکی از تکیه گاه های آدم های امیدوار است. آنها به خدا ایمان دارند و چون او را قادر مطلق می دانند، باور دارند عاقبت روزنه ای پیدا و مشکلات حل خواهد شد. رضایتمندی در آدم های امیدوار و مثبت نگر زیاد است. این ربطی به میزان داشته های مالی و مادی آنها ندارد. هرچند همه اینها بستگی به معیار و خط کشی دارد که آدم ها در زندگی انتخاب می کنند. برخی آدم ها از رفاه بالایی برخوردارند اما شاخص امیدواری در آنها پایین است و عکس این قضیه هم وجود دارد. باز هم تاکید می کنم امیدواری و مثبت نگری رابطه مستقیم با انتخاب آدم ها دارد و در شرایط سخت اجتماعی آدم ها باید مهارت خودمراقبتی را یاد گرفته باشند تا تاب آوری شان قوی تر شده باشد و در این میان امید حرف اول را می زند.منبع: روزنامه جام جم.22 شهریور





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/23

یادداشت شرق:

«استراتژی با هم بودن »

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(23 شهریور99)

 

امروزه اهمیت استفاده از همه ظرفیت ها برای موفقیت جوامع مختلف و حتی سازمان ها و ایجاد فضای آرامش و افزایش رضایت اجتماعی تدبیری هوشمندانه و عاقلانه است که غیر از این باشد باید هزینه پرداخت شود که گاهی اوقات این هزینه ها غیر قابل جبران هستند و یا اگر قابل جبران باسند بسیار سخت خواهد بود.در این فضا منتقد و موافق هر دو با هم جای می گیرند نه فقط موافقین. این جای گرفتن همیشه ممکن است بصورت پست های اداری و مناصب های مختلف دادند، نیست بلکه حتی شنیدن دیدگاه هل و نظرات شان هم می تواند یکی از این راه ها باشد.فراموش نکنیم که فقط از یک زاویه دیدن و اعتماد کردن به افرادی که در مقابل هر گفته ایی حتی ناصواب و دروغ، اقدامی حتی ناکارآمد، تصمیمی حتی برخلاف قوانین و مصالح جامعه یا سازمان و .. فقط سر شان را به علامت تایید تکان می دهند  و مداهنه می کنند و... خود خطایی برزگ است که موجب می شود نتوان از همه ظرفیت ها به خوبی و بموقع استفاده کرد.این را بپذیریم که شرایط فعلی کشور که در برخی از حوزه ها ناکارآمدی خود را نشان داده است نتیجه همین نگاه یک سویه و غفلت از شنیدن رویکردهای متفاوت با مدیران احرایی در دولت های مختلف از حمله دولت فعلی و استفاده از همه این ظرفیت ها و توانایی ها است.بر این باور هستم که توسعه و پیشرفت کشور و سازمان ها  در گرو همین اندیشه پیشرو و اساسی است.دعواهای سیاسی و جناحی و حذف و تخریب رقبا  حتی افراد قوی از جناح مقابل و رفتار های کودکانه در ساختار اداری  و مدیریتی و اجرایی کشور چیزی جز اتلاف منابع انسانی و هزینه های دیگر نخواهد داشت.فراموش نشود که در پذیرش با هم بودن یکی از الزامات پذیرش همین تفاوت هاست.بدون شک در چنین فضای مه آلود مردم بیش از گذشته نامید خواهند شد که خود می تواند به کاهش اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی مردم و در یک معنای عام تر کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه شود. دعواهای واقعی و یا به اصطلاح زرگری با هدف تخریب دیگران یا حذف رقبا موجب فاصله گرفتن مردم از این جناح ها و مدیران خواهند شد.مصلحت و منافع مردم در با هم بودن است نه در اختلاف.شاید بقای جنان حا  دراختلاف باشد ولی مردم نه.مردم هماهنگی وانسجام را اگر ببینند امیداور تر می شوند، همبسته تر می گردند، سازکار تر می شوند، تاب آور تر می گردند.در چنین شرایطی مردم هم مسوولیت پذیرتر می شوند( که تاکنون هم  چیزی هم نگذاشتند از جان و مال خود برای بقا گذشتند) و هم مشارکت جو تر.مولفه هایی که برای هر مدیری در هر سطحی از مسوولیت در مدیریت ملی، استانی و محلی و... بسیار بزرگ و  ارزشمند است.البته اگر قدر بدانیم به دنبال افزایش این سرمایه هم خواهیم بود در غیر این صورت بر طبل اختلاف و تعارضات خواهیم کوبید که همه را خسته خواهد کرد چون از از صدای طبل اختلاف و منافع فردی و حزبی چیزی عاید مردم نمی شود. بپذیریم که اگر در نتیجه این خستگی های آزار دهنده مردم مایوس تر شده و رفتار هایی نشان دادند که مورد پسند همه ما نباشد، آنهایی مقصر هستند و باید پاسخگو باشند که بر این طبل می کوبند. لذا از مردم مایوس نمی توان امیدی به مشارکت اجتماعی و مسوولیت پذیری و  تاب آوری فردی و اجتماعی داشت. بیایم «با هم بودن» را به عنوان یک استراتژی بپذیریم و همه را درکنار هم برای ساختن جامعه داشته باشیم. بدون شک در این شرایط سینرژی که ایجاد می شود می تواند به اصطلاح«کوه را به کاهی بی ارزش تبدیل کند». وقتی در جامعه زندگی می کنیم نمی توانیم  بگوییم که  «هر کس راه خود را برود» .چرا که در نتیجه این تفکر، در جوامع مختلف فاصله ها بین مردم و مردم و دولت ها زیاد می شود. فراموش نشود که امروز وجود این فاصله ها، سم مهلکی برای امنیت پایدار کشور خواهد بود.با این امید که درسایه این با هم بودن  بامشارکت بیشتر همه،نشاط جای خستگی را بگیرد و  هوشمندانه تر  و همه جانبه تر فکر کنیم، تصمیم بگیریم و عمل کنیم تا پویایی اجتماعی و «به زیستن اجتماعی» را بیش از پیش شاهد باشیم.انشاءا...





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/23


یادداشت:حقیقت‌گویی هزینه دارد

سیدحسن موسو‌ی‌چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی/22 شهریور99)

 این روزها هر مسئولی را که می‌بینیم در صحبت‌های خود از بقیه می‌خواهند که برای مبارزه با فساد و ناکارآمدی از افرادی که به شفافیت و... کمک بکنند، حمایت کنند؛ گویی که قرار است اتفاقی بیفتد. اما تاملی بر رفتارهای سازمانی در کشور نشان می‌دهد که همیشه حقیقت‌گویان در حاشیه بودند و باید هزینه حقیقت‌گویی را بپردازند و چاپلوسان و افرادی که منافع فردی را بر منافع سازمانی و حرفه‌ای و ترویج اخلاق اداری و انسانی ترجیح می‌دهند بیشتر جولان می‌دهند و این همان منشأ فساد و ناکارآمدی‌هایی است که نتیجه‌اش همینی است که در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی داریم می‌بینیم و متاسفانه ناچاریم تاوان آن را هم پس بدهیم. موضوعی که در حدیثی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، گویی دال بر همین موضوع است که «حق را بگویید، حتی اگر به ضررتان باشد». اگر نیم‌نگاهی به سازمان‌های مختلف داشته باشیم به‌آسانی متوجه می‌شویم که انسان‌هایی را که دغدغه‌مند هستند و چاپلوسی نمی‌کنند و از بیان حقیقت‌ها واهمه‌ای ندارند عموما گوشه‌نشین‌شان می‌کنیم. بر این باورم که این خود فسادی است که انجام می‌دهیم و ایجاد فضای ترس از بیان حقیقت، خود کمک به ترویج فساد و ناکارآمدی و ایجاد فضای امن برای کسانی است که از این شرایط سودهای متعدد و متفاوتی می‌برند؛ جمله‌ای که شهید بهشتی هم به آن اشاره می‌کند. آنجا که می‌گوید: «من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی برخورد منافقانه ترجیح می‌دهم». اما چه می‌شود که ما این نوع متملقان و چاپلوسان را بیشتر دوست می‌داریم، خود موضوع بسیار قابل تاملی است. مگر نه این است که پیامبر اکرم(ص) در مورد حق‌گویی چنان تاکید و تصریح دارد. به درستی می‌توانم اشاره کنم که پویایی یک سازمان و جامعه در وجود و حضور افرادی است که متعهدانه در بیان حقیقت و دفاع از حق و مقابله با ظلم و فساد و ناکارآمدی، متعهد هستند نه خاموش. به‌ویژه این انتظار از افرادی که آگاهی بیشتری دارند، بیشتر می‌رود. نتیجه خاموش بودن، فرصتی ایجاد می‌کند تا ناکارآمدها، بیشتر جولان دهند. در این صورت پرداخت هزینه حقیقت‌گویی، با کسانی است که در دفاع از حقیقت و ناکارآمدی خاموش نیستند. لذا معتقدم باید استقامت کرد چرا که حق‌گویی، هزینه‌بردار است. امام علی(ع) می‌فرماید: «خداوند رحمت کند کسی را که چون حقی را می‌بیند، به یاری آن برمی‌خیزد و هرگاه ستمی را مشاهده کرد، از آن جلوگیری می‌کند و همیشه یاور حق و اهل حق است تا آن حد که برای یاری حق به استقبال دشواری‌ها می‌شتابد». و این سخنانشان هم نکته قابل تاملی دارد که نمی‌توان به‌راحتی از کنار آن گذشت و آن اینکه «در همراهی حق، خوشبختی به‌وجود می‌آید». حال اگر به دنبال کارآمدی و مقابله با فساد به شکل‌های مختلف هستیم، فضا را برای منتقدان و حقیقت‌گویان بیشتر باز کنیم و به جای به حاشیه راندن آنان از ظرفیت‌های‌شان برای اصلاح امور و پیشبرد اهداف سازمانی و کشور بیشتر استفاده کنیم.

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/22
شفافیت؛ کلید حفظ‌ مشارکت‌های اجتماعی‌
نویسنده : حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی

بررسی تاریخ زندگی بشر نشان می‌دهد معمولا مردم در بحران‌ها به اشکال مختلف طبیعی و غیرطبیعی مشارکت بیشتری برای کمک به‌ همنوعان انجام می‌دهند.این مشارکت‌ها می‌تواند به‌روش‌های مختلف صورت گیرد؛ به‌عنوان‌مثال می‌توان به کمک‌های نقدی برای تأمین اقلام موردنیاز، بازسازی مناطق آسیب‌دیده و تأمین پوشاک و خوراک اشاره کرد که ‌‌ازجمله رایج‌ترین شیوه‌های کمک‌رسانی است.  ‌ شیوه دیگر مشارکت برای رفع مشکلات کمک‌های غیر نقدی است که به‌جای پرداخت مستقیم پول، لوازم و اقلام موردنیاز تأمین می‌شود.در دوران کرونا بارها شاهد اخباری بودیم که مردم لوازم بهداشتی و درمانی از قبیل ماسک، شوینده، تجهیزات پزشکی، بسته‌های آذوقه و ... تهیه‌کرده و بین افراد مختلف نیازمند ‌توزیع کرده‌اند. شیوه دیگر مشارکت مردم در شرایط بحرانی ارائه مستقیم خدمت است.به‌عنوان‌مثال، کادر درمانی بدون دریافت پول خدمات مرتبط ارائه می‌کنند. یا افراد برای نظافت مراکز درمانی مراجعه و کمک می‌کنند. برخی بنگاه‌ها و شرکت‌ها هم در قالب مسؤولیت اجتماعی در این شرایط فعالیت‌های انسان دوستانه خود را افزایش می‌دهند تا کمکی به افراد درگیر بحران‌ کرده باشند. دراین‌بین مهم این است که هر چه مردم مشارکت بیشتری داشته باشند، مدیریت بحران‌ و ارائه خدمات ‌ به افراد نیازمند بهتر صورت می‌گیرد‌.
همچنین یکی از راه‌های افزایش و استمرار این مشارکت‌ها اعتمادسازی است و معمولا در جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتر باشد، این میزان مشارکت بیشتر خواهد بود و نشان می‌دهد اعتماد اجتماعی بالا معمولا زمینه مشارکت بیشتر را فراهم می‌کند. علاوه بر این،‌ برخی مواقع درخواست مسؤولان عالی‌رتبه کشورها ازجمله رهبران دینی یا سیاسی و حتی قومی می‌تواند در شرایط بحرانی بر میزان مشارکت مردم بیفزاید. همین‌طور گروه‌های مرجع و افراد شناخته‌شده در عرصه‌های ورزشی، هنری
و ...نیز ازجمله گروه‌های تأثیرگذار برافزایش میزان مشارکت در شرایط بحرانی هستند. در کنار فعالیت این افراد و گروه‌ها نکته مهم در جلب مشارکت و پایداری آن شفافیت، اطلاع‌رسانی صحیح و مستمر و مبتنی بر شواهد واقعی است‌. هرقدر شفافیت بیشتر و نیازهای واقعی شناسایی شود و نحوه عملکرد به‌موقع و دقیق در دسترس مردم  قرار بگیرد‌.احتمال پایداری و استمرار و حتی افزایش کمک‌ها و حمایت‌های مردمی و بنگاه‌ها را شاهد خواهیم بود که پشتوانه بزرگ و مهمی برای کشور در جهت افزایش همبستگی اجتماعی هم خواهد بود.  افزون بر این، باید یادآور شد انتخاب روش‌های مناسب و آسان و خلاقیت در اطلاع‌رسانی و بهره‌گیری از ظرفیت ‌ فناوری‌های نوین، رسانه‌ها و سازمان‌های غیردولتی‌ برای جلب مشارکت مردم و تسهیل ارائه کمک‌ها چه نقدی و چه غیرنقدی نیز نقش مهمی در افزایش مشارکت مردم خواهد داشت.
منبع: روزنامه جام جم.18 شهریور99




نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/18

یادداشت:«نخبگان» معلم شوند

سیدحسن موسوی‌چلک.

رییس انجمن مددکاران اجتمای ایران

(روزنامه شرق/16 شهریور99)

با توجه به شروع سال تحصیلی ، این آغاز را  تبریک می‌گویم. خاطرم هست زمان ما وقتی می‌شنیدیم فردی برای معلمی (دانشگاه تربیت معلم) قبول شده است، کلی ذوق می‌کردیم در‌واقع به دلیل پایگاه و منزلت اجتماعی‌ای هکه معلمان داشتند و افتخار بود. البته الان هم از نظر من معلمی افتخاری بزرگ است. ولی کمی جلوتر که آمدیم به مرور زمان این منزلت اجتماعی متأسفانه به دلایل مختلف کمتر جلوه داده شده است. بر این باورم که آموزش‌و‌پرورش برای توسعه و ارتقای کیفیت آموزش چاره‌ای ندارد جز  اینکه در انتخاب معلمان شرایطی را فراهم کند تا نخبگان رشته‌های مختلف برای معلم‌شدن پیشگام شوند. البته سیاست‌گذاران کلان کشور در این مسیر نقش بسیار مهم و اساسی دارند تا این منزلت اجتماعی را به معلمان برگردانند تا نخبگان خود برای معلم‌شدن پیشگام شوند. بدون شک تأکید بر تربیت انسان شایسته بدون حضور این نخبگان ممکن است به آسانی میسر نشود. در این صورت نیروی انسانی بی‌کیفیت به آموزش‌و‌پرورش وارد نخواهد شد. البته باید سپاسگزار معلمان فعلی هم باشیم که تلاش ارزنده‌ای دارند ولی واقعیت این است که الان کمتر کسی است که در رتبه‌های بالای کنکور انتخاب‌های اول خود را معلمی تعیین کند. بدون شک کشوری که آموزش‌و‌پرورش قدرتمندترین و مهم‌ترین دستگاه اجرائی آن باشد این فضا و شرایط هم برای حضور نخبگان و بهترین‌ها در مدارس فراهم و هموار خواهد شد. هزینه‌کردن در مدارس، سرمایه‌گذاری ارزشمندی برای هر کشوری از جمله کشور ما محسوب می‌شود. بی‌دلیل نیست که در ادیان مختلف الهی از جمله دین اسلام بر اهمیت آموزش‌و‌رورش و کسب علم تأکید می‌شود و برای کسانی که در تعلیم‌وتربیت بودند احترام و جایگاه ویژه‌ای قائل بودند. بپذیریم که اگر قرار است معلمان فقط از طریق دو دانشگاه شهید رجایی و فرهنگیان تربیت و جذب آموزش‌و‌پرورش شوند که به‌دلیل نیاز به آموزش‌ها‌ی خاص یک راهکار خوب است، تمهیداتی اتخاذ شود که دروازه ورود برای نخبگان تسهیل شود. ضمن اینکه به نظر می‌رسد برای نخبگانی که به هر دلیلی امکان جذبشان در این دو دانشگاه فراهم نشد، شرایط ورودی تعیین شود تا در صورت تمایل از ظرفیت این نخبگان هم بعد از فارغ‌التحصیلی در مدارس استفاده شود. وقتی با تعدادی از دوستان که ژاپنی بودند صحبت می‌کردم تأکید خاصی داشتند که معلمان شأن و منزلت اجتماعی بالایی در آن کشور دارند و معتقد بودند ژاپن از طریق مدارس ساخته شد چون مدارس بهترین‌ها را در اختیار دارند و از همین طریق پیشرفت کشورشان رقم خورد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که با وجود دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی صد سال اخیر در ژاپن، معلمان همیشه منزلت اجتماعی بالایی داشته‌اند. آنها به‌طور مستمر در دوره‌های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده و کیفیت علمی لازم را برای تدریس در مدارس به عنوان معلم پیدا می‌کنند؛ البته این موضوع فقط به ژاپن برنمی‌گردد. در میان کشورهای جهان، آلمان و کره‌جنوبی هم بیشترین حقوق را به معلمانشان پرداخت می‌کنند. در کشورهایی از قبیل هلند، انگلیس، لوکزامبورگ، ایرلند، دانمارک، استرالیا و چند کشور دیگر هم معلم از حقوق بالایی برخوردار است. پس یک راهکار دیگر برای ارتقای کیفی خدمات توجه به کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت است. یک راه دیگر برای جذب نخبگان این است که سیاست‌گذاری‌های مربوط به حقوق و مزایا برای معلمان بازنگری جدی شوند. به‌گونه‌ای که معلمان از بالاترین حقوق و مزایا در کشور بهره‌مند باشند و حتی معلمان را از پرداخت مالیات بر حقوق معاف کنند و حقوق بعد از اشتغالشان (زمان بازنشستگی) هم مثل حقوق زمان اشتغالشان باشد. این راه‌ها نخبگان را تشویق خواهد کرد تا انتخاب اول خود را آموزش‌و‌پرورش قرار دهند. در این صورت امیدواری به پیشرفت و توسعه کشور در آینده بیشتر و بیشتر خواهد شد. بر این باورم که آینده هر کشوری از جمله ایران از مدرسه ساخته و تعیین می‌شود.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/17

قربانی، متهم نیست!

چالش‌های پیش ‌روی افشاگری‌های مجازی درباره آزار و تجاوز جنسی درگفت‌وگو با کارشناسان آسیب‌های اجتماعی

 

یکتا فراهانی ـ‌ خبرنگار

خشونت و آزار، اشکال و مراتب مختلفی دارد اما در این میان خشونت و آزار جنسی یکی از معدود جرم‌هایی در دنیاست که در آن احساس شرم و گناه قربانی گاهی مانع از پیگیری جرم مجرم می‌شود و حتی در بسیاری موارد قربانی خود را هم مقصر می‌داند. بررسی نحوه رسیدگی به پرونده‌های شکایت علیه تجاوزهای جنسی در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است اما اینگونه بررسی‌ها در بسیاری از کشورها نشان از آن دارد که ناهنجاری‌های مردسالارانه اغلب قربانی را هم زیرسؤال می‌برد. ضمن اینکه مجرم نیز خیلی راحت یا موضوع را کتمان می‌کند یا قربانی را هم در ارتکاب جرم خود مجرم می‌شناسد. در ایران آزارهای جنسی نه در محیط کار و تحصیل، نه در خانواده و اجتماع و نه حتی در مورد کودکان جرم شناخته‌شده‌ای نیست و پیگیری آن نیازمند شاکی خصوصی و داشتن شاهد و در واقع پروسه‌ای سخت و طولانی است. اما افشاگری‌های اخیر جنسی علیه زنان نشانگر شکل‌گیری فضای تازه‌ای در شکستن سکوت سنگینی است که همیشه بر این مشکل سایه افکنده بود؛ موضوعی که در یک مورد منجر به پیگیری پلیس امنیت کشور شد و پرونده آزارگرجنسی در حال تشکیل است.


ویژگی و عوارض خشونت‌های جنسی 

دکترسید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درخصوص تأثیرات و عوارض جسمی و البته روحی فردی که مورد خشونت جنسی واقع می‌شود می‌گوید: تأثیرات چنین آسیبی بسیار ماندگار است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تجاوزهای جنسی نیز نارضایتی کسی است که مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می‌گیرد. اما واقعیت این است که افشای این موضوع می‌تواند کارکردهای مثبت و منفی در جامعه داشته باشد. تبعات منفی چنین افشاگری‌هایی مانع از انجام چنین کاری توسط قربانی می‌شود و ترس‌ها و تردیدهای او معمولاً مانع از آن می‌شود که بتواند به‌موقع حق خود را طلب کند و گاهی مانند افشاگری‌های اخیر موضوع مدت‌ها به تأخیر می‌افتد.

دکتر موسوی چلک می‌گوید که اغلب نوع واکنشی که اطرافیان نسبت به فرد قربانی دارند و تهدیدات شخص تجاوزگر مانع از آن می‌شود که قربانیان بتوانند در این خصوص اقدامی انجام دهند. به علاوه معمولاً پذیرش خانواده و جامعه نسبت به این فرد بسیار سخت و دشوار خواهد بود و همه این موارد در کنار هم مانع از افشای به‌موقع چنین جرم‌هایی خواهد شد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران عقیده دارد که نااطمینانی از آینده هم نکته مهم دیگری در این خصوص است چون قربانی نمی‌داند بعد از افشای چنین رازی شرایط او در آینده به چه شکل خواهد شد و دیگران در موردش چگونه قضاوت خواهند کرد. در واقع داشتن شهامت و جسارت لازم برای آشکار‌کردن چنین رازی عواقب خاص خود را خواهد داشت که تا قبل از مطرح‌شدن آن شخص قربانی آگاهی دقیقی از آن نداشته است.


حمایت‌های قانونی و اجتماعی 

دکتر موسوی چلک می‌گوید: کیفیت و کمیت حمایت‌های قانونی و اجتماعی که از افرادی که قربانی می‌شوند صورت می‌گیرد نکته مهم دیگری است که تأثیر بسیار زیادی در چگونگی تصمیم‌گیری قربانیان خواهد داشت. حمایت‌های اجتماعی، قانونی و خانوادگی باید به‌گونه‌ای اطمینان‌بخش باشند. در این صورت می‌توان امیدوار بود  که جامعه به سمتی برود که مردم از افشای اینگونه تجاوزات کمتر بترسند یا آنها را کتمان کنند. در واقع در بسیاری موارد سیستم حمایتی می‌تواند پشتوانه‌ای برای افراد قربانی باشد؛ به‌گونه‌ای که اینگونه حمایت‌ها مانع از تکرار و استمرار این موضوع توسط همان فرد تجاوزگر یا افراد دیگری از این دست باشد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می‌افزاید: پذیرش اجتماعی، موضوع مهمی در این زمینه است و بخش قابل توجه دیگر آن هم وجود سیستمی است که افراد بتوانند به‌موقع اطلاع‌رسانی کنند. دکتر موسوی چلک می‌گوید: وجود سازمان و در نهایت سیستمی که بتواند کارها را سامان ببخشد موضوع بسیار مهمی است؛ سیستمی که فارغ از آنکه فرد قربانی چه‌کسی باشد یا چه سمتی داشته باشد به جرم او رسیدگی کند.


چشم‌پوشی و انکار 

دکتر موسوی چلک می‌گوید: تجاوز جنسی قابل چشم‌پوشی نیست و حتی سکوت درباره آن هم نوعی ظلم و خیانت در حق افراد دیگری است که ممکن است قربانی بعدی به‌حساب بیایند. در هیچ قانون یا آموزه دینی‌ای هم پیگیری حق و حقوق منع نشده و گفته نشده که افراد حق خود را مطالبه نکنند. تجاوز و تعرضی که به افراد اعم از مردان و زنان و کودکان  می‌شود حتماً باید پیگیری و بررسی شود. همچنین با توجه به اینکه بعضی علائم ناشی از تجاوز بالینی است، طبیعتاً اگر به‌موقع به آنها رسیدگی نشود ممکن است نتوان تشخیص درستی نسبت به آنها داشت. البته باز هم شیوه‌هایی برای تشخیص درست وجود دارد ولی بهتر است شرایط اجتماع به‌گونه‌ای باشد که عوارضی که فرد قربانی متقبل می‌شود تا سال‌ها گریبانگیر او نباشد. توجه داشته باشیم ناامن‌کردن فضا برای فرد متجاوز با پرده‌برداری از جرم او می‌تواند یکی از پیامدهای مثبت اینگونه افشاگری‌ها باشد. رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران عقیده دارد که بازنگری در قوانین درخصوص چنین جرم‌هایی و تقویت سیستم‌های حمایتی در نظام رسمی ما می‌تواند باعث تغییر رفتار مجرمان و تصمیم‌گیری به‌موقع و بهتر قربانیان شود. سیستم‌های حمایتی شامل حمایت‌های حقوقی، روانی و اجتماعی باعث می‌شوند که چنین جرم‌هایی کمتر در جامعه اتفاق بیفتد. رعایت حقوق شهروندی هم مانع از بی‌تفاوتی نسبت به شهروندان دیگر خواهد شد و از همه مهم‌تر اینکه مردم باید از حق و حقوق خود آگاه باشند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.



واکنش‌های متفاوت نسبت به یک جرم 

 
دکتر موسوی چلک می‌گوید: ممکن است در مناطق مختلف یک شهر با توجه به عوامل بسیار متفاوت شاهد واکنش‌های بسیار متفاوتی هم باشیم. آموزش‌های متنوع و نوع فرهنگ و تفکر هر خانواده و نوع شناختی که آنها نسبت به مسائل مختلف دارند باعث متنوع‌شدن نوع برداشت‌ها و در نتیجه واکنش‌ها خواهد بود.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران می‌افزاید: بعضی خانواده‌ها پس از باخبرشدن از چنین حادثه‌ای برای فرزندشان از او حمایت و برعکس عده‌ای دیگر نیز او را طرد می‌کنند. در واقع نوع واکنش اطرافیان باعث می‌شود که سکوت یا افشای قربانی به شخص متجاوز اجازه بدهد تا به جرم خود ادامه بدهد یا بر عکس مانع از ادامه چنین جرمی شود. متأسفانه فضای جامعه ما هم اغلب به‌گونه‌ای است که سکوت قربانیان را به‌دنبال خواهد داشت.

دکتر موسوی چلک می‌گوید: ایجاد موج افشاگری و اطلاع‌رسانی درخصوص چنین جرم‌هایی و آگاه‌سازی‌ دیگران باعث احتیاط بیشتر دیگران و البته گاهی هم در بعضی موارد سبب می‌شود تا عده‌ای هم در این میان بخواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند؛ یعنی بعضی افراد به دروغ اطلاعات اشتباهی در این خصوص در اختیار دیگران قرار می‌دهند و باعث احساس ناامنی و نااعتمادی بین دیگران می‌شوند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، حمایت و اطمینان‌بخشی اجتماعی و قانونی را عامل بسیار مهمی در ادامه پیدا‌نکردن چنین رفتارهایی می‌داند و عقیده دارد به این ترتیب متجاوزگران و افراد خاطی اجازه نخواهند داشت به‌راحتی دست به چنین تجاوزهایی بزنند و خیالشان هم راحت باشد که کسی جرأت نخواهد داشت پرده از راز تجاوزهای آنها بردارد. در واقع فضا در جامعه باید به‌گونه‌ای باشد که متجاوزان امنیت نداشته باشند تا بتوانند به تکرار رفتارهای ناشی از خشونت و تجاوز خود ادامه دهند.منبع: روزنامه همشهری/16 شهریور99

 

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1399/06/16


( کل صفحات : 195 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات