دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

«اطلاع‌رسانی مبهم در مورد سهمیه‌بندی طلاق باعث نگرانی مردم شد»

Image result for ‫موسوی چلک‬‎


رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اطلاع‌رسانی مبهم در مورد طرح «سهیمه‌بندی طلاق» را عاملی برای نگرانی مردم در این خصوص عنوان کرد.

سید حسن موسوی چلک در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص انتشار برخی اخبار در مورد سهیمه‌بندی طلاق گفت: به نظر می‌رسد قوه قضاییه با مطرح کردن این تصمیم قصد دارد تا عمده طلاق‌ها در چند دفترخانه محدود ثبت نشود و به تناسب تعداد طلاق‌های ثبت شده و تعداد دفاتری که وجود دارد این میزان توزیع شود، به این ترتیب اگر مبلغی از سوی دفترخانه‌ها برای طلاق دریافت می‌شود، این مبلغ فقط در اختیار تعداد محدودی از دفترخانه‌ها قرار نگیرد.

وی با بیان اینکه در مجموع، میانگین سالانه تعداد طلاق‌ها در کشور حدود ۱۷۰ هزار مورد است، افزود: از سوی دیگر هم شاید کارشناسان قوه قضاییه در بررسی‌هایشان به این نتیجه رسیده‌اند که برای شفافیت مالی این کار انجام شود با این حال این نکته وجود دارد که حق انتخاب افراد برای انتخاب دفترخانه‌ای که قصد دارند تا طلاقشان را در آن ثبت کنند، چه می‌شود؟ این کار ممکن است تبعات دیگری هم به دنبال داشته باشد. با این حال فکر نمی‌کنم هدف از اتخاذ این سیاست کاهش میزان طلاق در کشور باشد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ادامه داد: با تعیین میزان سهیمه‌ای برای ثبت طلاق در هر استان به نظر می‌رسد نمی‌توان عددی را از الان برای سال آینده ارائه داد. از سوی دیگر گاهی هم دادگاه حکم طلاق را صادر می‌کنند، اما زوج برای جاری شدن خطبه طلاق به ثبت مراجعه نمی‌کنند. با این حال مشکل اصلی در خصوص نحوه اطلاع رسانی این موضوع بود که به دلیل ابهام در اطلاع رسانی باعث ایجاد موج نگرانی در مردم شد.انتهای پیام/ ایسنا/اجتماعی./خانواده/8 بهمن 98 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/8

یادداشت:زنگ مددکاری اجتماعی در مدارس به صدا درآید

سیدحسن موسوی چلک

 رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از چالش‌ها و نگرانی‌های موجود در کشور در شرایط کنونی به حوزه سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی مردم برمی‌گردد. طبیعتا در چنین شرایطی منطق مدیریت هوشمند ایجاب می‌کند که از همه ظرفیت‌ها برای ارتقای شاخص‌های سلامت اجتماعی و بالا بردن سواد اجتماعی استفاده شود. با توجه به اینکه آموزش و پرورش جزو نهادهای اجتماعی مورد وثوق برای همه اقشار هست و اینکه سه ضلع مثلث دانش‌آموز، اولیای مدرسه و والدین را کنار همدیگر دارد و این کنار هم بودن حداقل 12 سال طول می‌کشد، فرصت بی‌نظیری برای کشور می‌تواند محسوب شود تا چشم انداز آینده ما در این حوزه روشن‌تر و کارآمدتر باشد. این امر مستلزم این است که آموزش و پرورش تفکر اجتماعی را در خودش نهادینه کند که از سیاستگذاری اجتماعی تا اجرا را می‌تواند شامل شود. لذا برای تحقق این موضوع استفاده از ظرفیت مددکاران اجتماعی به صورت ثابت و مستمر می‌تواند راهکاری باشد چراکه حضور مددکاران اجتماعی در مدارس بدون شک برای بالا بردن سواد اجتماعی دانش‌آموزان، دسترسی شان به منابع اجتماعی، شناسایی افراد و خانواده‌های در معرض خطر و استفاده از منابع موجود برای کاهش مشکلات دانش‌آموزان در محیط مدرسه تاثیرگذار است. موضوعی که تقریبا در ایران مورد غفلت جدی قرار گرفته گرچه چند سال اخیر در قالب پروژه‌هایی مثل (نماد) «نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان» یا (ماد) «مشارکت اجتماعی دانش‌آموزان» سعی شده که موضوع مددکاری اجتماعی در آموزش و پرورش در حد خیلی کم دیده شود. بابت کارهایی که انجام دادند به عنوان رئیس یک تشکل غیردولتی در حوزه مددکاری اجتماعی سپاسگزاری می‌کنم اما ظرفیت آموزش و پرورش برای تحقق سلامت اجتماعی و به‌زیستن اجتماعی به مراتب ده‌ها هزار بار بیش از آن چیزی است که در حال حاضر انجام می‌شود. خاطرم هست چند ماه پیش در اسکاتلند معلمان اعتصاب کرده بودند که دلایلی داشتند. یکی حقوق و دیگری عدم حضور مددکاران اجتماعی در آن منطقه که اعتصاب کرده بودند که اتفاقی جالب است. در خیلی از کشورها مددکار اجتماعی در مدارس حضور ثابت و قوی دارد و این کمک می‌کند حمایت لازم از دانش‌آموزان حتی اگر در معرض خطر هم باشند، انجام بگیرد. اگر شرایطی داشته باشند که نیاز به حمایت اجتماعی داشته باشند، مددکاران اجتماعی با استفاده از ظرفیت‌های موجود درون و برون سازمانی به آنها کمک می‌کنند تا مشکلاتشان مدیریت شود. نقش دیگر مددکاران اجتماعی در مدارس برای پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی است. با توجه به اینکه حدود 13 میلیون دانش‌آموز داریم حضور مددکاران اجتماعی یک سرمایه‌گذاری برای کشور محسوب می‌شود. لذا انتظار داریم که زنگ مددکاری اجتماعی در مدارس به صدا دربیاید. با توجه به اینکه خود وزیر هم حوزه اجتماعی را خوب می‌شناسد و دکترایش هم در حوزه جامعه شناسی است، انتظار می‌رود این آرزوی دیرینه که اگر نگوییم آرزو، به این حق اساسی در دوره تصدی‌گری ایشان جامه عمل پوشانده شود. ما در انجمن مددکاران اجتماعی ایران آمادگی خودمان را برای هرگونه همکاری با آموزش و پرورش در این زمینه اعلام می‌کنیم.

منبع: روزنامه آرمان/8 بهمن 98

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/8

عشق من پاییز آمد مثل پار/ باز هم ما بازماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما/ گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود/ در فراق یاس مشكی‌پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد/ عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند/ یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند

یاس در هر جا نوید آشتی‌ست/ یاس دامان سپید آشتی‌ست

یاس یك شب را گل ایوان ماست/ یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود/ راهی شب‌های دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاك نیت است / یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند /یاس را پیغمبران بو كرده‌اند

یاس بوی حوض كوثر می‌دهد /عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود / دانه‌های اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه /می‌چكانید اشك حیدر را به راه

عشق معصوم علی یاس است و بس / چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك می‌ریزد علی مانند رود/ بر تن زهرا گل یاس كبود

گریه آری گریه چون ابر چمن/ بر كبود یاس و سرخ نسترن

گریه كن حیدر كه مقصد مشكل است / این جدایی از محمد مشكل است

گریه كن زیرا كه دخت آفتاب/ بی‌خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روح یاسمین / این امانت را امین باش  ای زمین

نیمه‌شب دزدانه باید در مغاك/ ریخت بر روی گل خورشید خاك

یاس خوشبوی محمد داغ دید/ صد فدك زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست/ جز دو كس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت كن كه فاق / می‌شود از زهر شمشیر نفاق

گریه بر طشت حسن كن تا سحر/ كه پر است از لخته خون جگر

گریه كن چون ابر بارانی به چاه/ بر حسین تشنه‌لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می‌برند/ دخترانت را اسارت می‌برند

گریه بر بی‌دستی احساس كن/ گریه بر طفلان بی‌عباس كن

باز كن حیدر تو شط اشك را/ تا نگیرد با خجالت مشك را

گریه كن بر آن یتیمانی كه شام/ با تو می‌خوردند در اشك مدام

گریه كن چون گریه ابر بهار/ گریه كن بر روی گل‌های مزار

مثل نوزادان كه مادر‌مرده‌اند/ مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند

گریه كن در زیر تابوت روان/ گریه كن بر نسترن‌های جوان

گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند/ یاس‌های مهربان كوچیده‌اند

گریه كن زیرا كه شبنم فانی است/ هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم/ ما جوانی را به پیری می‌بریم

زیر گورستانی از برگ رزان/ من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل در تن من چاك شد/ آن بهار مرده در من خاك شد

ای بهار گریه‌ بار نا امید/ ای گل مأیوس من یاس سپید

(شعر ازاحمد عزیزی)

 ایام شهادت حضرت فاطمه(س) را تسلیت می گویم





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/8

 

Top of Form

Bottom of Form

گام اول اعتمادسازی درباره پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان

چرا نیاز به پایگاه اطلاعات برای رفاه اجتماعی ایرانیان داریم؟


سلامت نیوز:سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز ، با تاکید براینکه ضرورت وجود یک سامانه جامع بانک اطلاعات در هر جامعه ای، گفت:« هر نوع سیاستگذاری و برنامه ریزی در هر سطحی چه در سطوح ملی ، چه منطقه ای چه بین المللی و چه استانی و شهرستانی ، مستلزم داشتن اطلاعات درست از افراد مرتبط و موضوعات مرتبط در آن حوزه است و اگر ما توان علمی بهره برداری از این اطلاعات را داشته باشیم می توانیم بگوییم برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها واقعی تر خواهد بود به این دلیل که دقیقا مبتنی بر شواهد و اطلاعات واقعی است


وی در ادامه گفت:« هرقدر اطلاعات جمع آوری شده واقعی تر باشد سیاستگذاری ها می تواند تاثیرگذارتر باشد. به عنوان مثال درباره کودکان بازمانده از تحصیل اگر آمار واقعی آنها را بدانیم و اگر ویژگی های دیگر این اطلاعات را هم داشته باشیم مثلا در چه خانواده ای و در کدام منطقه ساکن هستند طبیعتا برنامه ریزی ها دقیق تر خواهد بود چون اولین گام در برنامه ریزی تحلیل وضعیت موجود است که بدون داشتن اطلاعات و داده ها امکانپذیر نیست پس ضرورت وجود چنین سامانه هایی احساس می شود و در جامعه ما هم همین موضوع صدق می کند


وی افزود:« براساس پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان و برخی سازمان های اجتماعی افرادی که از چندین جا مستمری دریافت می کردند جلوی این کار گرفته شده است بنابراین در ضرورت وجود چنین پایگاهی در کشور هیچ تردیدی وجود ندارد. »


وی گفت:« معمولا مردم علاقمند نیستند که اطلاعات صحیحی از خود بدهند چون یا شفافیت در بهره برداری از اطلاعات مردم وجود ندارد یا مردم به عنوان شهروند این شفافیت را احساس نمی کنند لذا مایل به دادن اطلاعات صحیح از خود نیستند مثلا در سرشماری ها مباحثی که مربوط به بحث مالی است مردم سعی می کنند اطلاعات صحیح را ندهند چون اعتماد وجود ندارد اگر بین دولت و ملت اعتماد وجود داشته باشد این نوع سامانه ها نه تنها مشکلی ایجاد نخواهند کرد بلکه حتی می تواند به افزایش اعتماد بین دولت دولت و ملت و افزایش همکاری ها تاثیر مثبت هم داشته باشند


موسوی چلک تاکید کرد:« وقتی قرار بر این باشد که تصمیم گیری شود یارانه به چه افرادی تعلق بگیرد یک شاخص هایی در نظر گرفته می شود و براساس آن شاخص ها می توان افراد را شناسایی و یارانه را پرداخت کرد. در گذشته برای پرداخت یارانه ها تقسیم بندی خوشه ای انجام گرفته بود که به عنوان مثال در جایی مدیرکل جزو خوشه هایی شده بود که یارانه به وی تعلق می گرفت و خدمه وی که توان مالی ضعیفی داشتند جزو خوشه ای بودند که یارانه به آنها تعلق نمی گرفت چون در آن زمان اطلاعات و داده های دقیقی وجود نداشت. این مستلزم این است که شفافیت وجود داشته باشد و اطلاعات داده ها بروز باشد. »


وی خاطرنشان کرد:« اگر اعتماد بین دولت و ملت وجود داشته باشد دیگر لازم به دریافت اطلاعات از مردم نیست و مردم خودشان اطلاعات خود را بارگذاری می کنند. چون آن اعتماد وجود ندارد مردم سعی می کنند پنهان کاری کنند، حال که مردم اطلاعات صحیح خود را در اختیار دولت قرار نمی دهند و دولت از کانال های دیگری به اطلاعات مردم دست پیدا می کند به مراتب فضای بی اعتمادی افزایش پیدا می کند و برای مدیریت کشور این فضای بی اعتمادی آسیب زننده است لذا گام اول اعتمادسازی راجع به پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان است و باید شفاف سازی در مورد آن صورت گیرد


وی گفت:« وقتی ما بهره برداری های دیگری از اطلاعات مردم می کنیم می گویند عجب اشتباهی کردیم که اطلاعات خود را در اختیار دولت قرار دادیم این برای یک کشور که اعتماد مردمش را نیاز دارد، خوب نیست. بنابراین باید دقیقا مشخص شود که قرار است از اطلاعاتی که از مردم به دست آورده شده قرار است چه بهره برداری صورت گیرد. لذا این فضای بی اعتمادی برای دولت ها که به مشارکت مردم مختلف نیاز دارند نشانه خوبی نیست


وی خاطرنشان کرد:« اگر مردم را درباره پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان به خوبی توجیه کنند به نظرم مشکلی ایجاد نخواهد شد لذا کاری که وزارت رفاه دارد انجام می دهد به عنوان وزارتخانه ای که برای موضوع معیشت مردم تعیین شده یک تکلیف قانونی است ولی مهمتر از هر چیزی جلب نظر شرکای اجتماعی و استفاده از تمام ظرفیت ها برای اعتمادسازی است که در این حوزه باید در اولویت کار این وزارتخانه قرار گیرد. گرچه که ما الان سامانه های اطلاعاتی متعددی داریم اما داشتن یک سامانه اطلاعاتی جامع با سطح دسترسی برای کاربران و ذینفعانی که می خواهند از این اطلاعات استفاده کنند یک ضرورت است


سلامت نیوز6 بهمن 98





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/6
قرار نیست با سهمیه بندی ثبت طلاق، طلاق کاهش پیدا کند

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ایران گفت: قرار نیست با سهمیه بندی ثبت طلاق، طلاق کاهش پیدا کند سهمیه بندی فقط برای توزیع تعداد مراجعه کنندگان است.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر اعلام کرد: خبر سهمیه بندی ثبت طلاق این روزها در فضاهای واقعی و مجازی داغ داغ است. بگو نه ای که طنزهای زیادی در فضای مجازی درست شده و می چرخد. بعد از مرور مطالب مربوط به این موضوع این گونه برداشت کردم که هدف از اجرای این سهمیه بندی برای هر دفتر ثبت طلاق توزیع تعداد مراجعه کنندگان بین دفاتر ثبت طلاق در هر استان و شهرستان هست تا همه از پول ثبت طلاق، دریافتی داشته باشند و تعدادی از دفاتر بیشترین مراجعه کننده را نداشته باشند.

موسوی چلک در ادامه افزود: که شاید این تصمیم گیری بر اساس بررسی‌های سازمان ثبت اسناد یا سایر واحدهای مرتبط باشد که توزیع نامناسب پرونده‌های ثبتی طلاق را در دفاتر ثبت نشان می‌داد. ولی نوع اطلاع رسانی انجام شده مناسب نبوده است که این گونه در جامعه انعکاس پیدا کرده است.

وی تاکید کرد: از سوی دیگر این نوع تصمیم گیری ها حق انتخاب شهروندان را زیر سوال می‌برد. من حق دارم خدمتم را از کجا دریافت کنم. بخش خصوصی است و کیفیت برخورد و سرعت عمل در انجام کار و شاید فردی که می‌خواهد طلاق بگیرد بخواهد در همان جایی که ازدواجش ثبت شده، طلاق را ثبت کند. اصلاً مگر چقدر توزیع درآمد برای دفاتر ثبت اسناد در حوزه طلاق هست که این موضوع مهم سازمان ثبت اسناد شده است که این گونه نشست خبری و … می‌گذارند.

موسوی چلک گفت: این نوع تصمیم گیری و سهمیه بندی تعداد ثبت طلاق در هر دفتر ثبتی، سرگردانی مردم و در نتیجه نارضایتی مردم را بیشتر می‌کند.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پایان افزود: اگر نگرانی در مورد مسائل مالی و خدای نکرده رانت و … در این حوزه دارند که ممکن است هم به همین دلیل این تصمیم گرفته شده باشد می‌توانستند با اعمال نظارت بیشتر کنترل بیشتری داشته باشند.منبع: خبرگزاری مهر،6 بهمن 98

کد خبر 4835613





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/6

هر نیم ساعت یک زن در جاده‌ها بی‌سرپرست می‌شود

آرمان ملی- وحید استرون: «هر نیم ساعت یک نفر در کشور بر اثر تصادف فوت می‌کند و روزانه در کشور ۴۵ تا ۶۰ نفر بر اثر تصادفات جان خود را از دست می‌دهند». این خبر را روز گذشته سردار سیدکمال هادیانفر، رئیس پلیس راهور ناجا اعلام کرد که از افزایش مرگ و میر در جاده‌های کشور حکایت دارد. آمار نیز این گفته را تایید می‌کند و آمار کشته‌ها در ۹ ماه ابتدایی سال نسبت به مدت مشابه سال گذشته۵/۱درصد افزایش داشته است. طبق آمار رئیس پلیس راهور ناجا سالانه ۳۴‌میلیارد دلار خسارت ناشی از تصادفات به کشور متحمل می‌شود. در حالی که ۸۲درصد از تصادفات در کشور تحت تاثیر سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز، نداشتن توجه به جلو و خستگی و خواب آلودگی است. اما خسارت جانی و مالی در هنگام تصادفات تنها بخش کوچکی از تبعات این حوادث برای خانواده‌ها و جامعه به حساب می‌آید و زنی که همسر یا کودکی که پدرش را در این حوادث از دست می‌دهد، تا پایان عمر دچار مشکلات بسیاری می‌شود که زمینه‌ساز افزایش آسیب‌های اجتماعی در کشور است. به گفته کارشناسان اعتیاد، تن فروشی، طلاق، کودکان خیابانی و کار و... بخشی از آسیب‌های بعد از حادثه رانندگی است که به زنان و کودکان بی‌سرپرست تحمیل می‌شود. در این گزارش سعی داریم به تبعات و آسیب‌های بعد از تصادفات رانندگی در گفت‌و گو با جامعه شناسان بپردازیم.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در رابطه با آسیب‌های اجتماعی بعد از وقوع حادثه رانندگی و مرگ شهروندان به «آرمان ملی» می‌گوید: ما در حالی از افزایش تصادفات و مرگ شهروندان در این حوادث خیلی راحت صحبت می‌کنیم که کسی به فکر کودکی که پدرش را در تصادفات رانندگی از دست داده یا زنی که نان‌آور خانه‌اش یا فوت کرده، یا معلول می‌شود یا به‌دلیل ناتوانی در پرداخت دیه روانه زندان شده، نیست. در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن، اگر آن خانواده نیز مبلغ دیه را دریافت کنند این پول تنها چند سال می‌تواند هزینه‌های زندگی آنها را جبران نماید و بعد از آن مشکلات شروع می‌شود. سید حسن موسوی چلک در ادامه می‌افزاید: چه مبلغی می‌تواند جای محبت پدرانه و جایگزین خلأ تنهایی همسر باشد، در صورتی که این عوامل باعث افزایش آسیب‌های اجتماعی در آینده می‌شود. در کشور ما نهایتا افراد فامیل تا 40 روز پس از مرگ در کنار خانواده هستند و بعد از آن تنهایی و به تبع آن فقر خانواده را فرا می‌گیرد. زنی که همسرش را در تصادفات رانندگی از دست می‌دهد، اگر شغل یا مهارتی نداشته باشد تا آخر عمر مسیر زندگی‌اش عوض می‌شود. اگر همسر او در حادثه رانندگی فوت شده یا به‌دلیل ناتوانی در پرداخت دیه روانه زندان شود، فقر در درون آن خانواده نهادینه می‌شود و هر کجا که فقر باشد، آسیب‌های اجتماعی نیز رشد می‌کند. هزینه این حوادث آنقدر زیاد است که در حالتی که خانواده ثروتمند هم باشند برای پرداخت دیه آنها کاملا فقیر و بی‌چیز می‌شوند. به‌عنوان مثال اگر یک راننده اتوبوس دچار تصادف و در این حادثه مقصر باشد و چند نفر جانشان را از دست بدهند، بیمه نمی‌تواند همه خسارت آن راننده را جبران کند، خانواده آن فرد دچار فقر مطلق تا پایان عمر می‌شوند و فرزندان و همسر او مجبور است تا پایان عمر فقط کار کند. در این شرایط بسیاری از آسیب‌های اجتماعی همچون تن فروشی، کودکان کار، اعتیاد در کمین آنها است. موسوی چلک با بیان اینکه احساس تنهایی بعد از فوت پدر یا مادر، عوارض بسیاری را به همراه دارد می‌افزاید: عوارضی همچون اختلالات روانی، استرس‌، اضطراب و افسردگی بازماندگان را تهدید می‌کند و بعضا برخی از آنها برای کاهش این عوارض به اعتیاد پناه می‌برند. از سوی دیگر آن زنی که همسرش را از دست می‌دهد یا همسرش به زندان، رفته گاهی مجبور است که برای تامین هزینه‌های خود و فرزندانش به تن فروشی روی بیاورد. متاسفانه عوارض این حوادث در حوزه سلامت روانی و اجتماعی بالاتر از آمار مرگ و میز و خسارت مالی در هنگام تصادف است که کمتر سازمانی به آن توجه دارد. وقتی ما نمی‌توانیم جاده‌هایمان را ایمن کنیم که به کاهش تصادفات منجر شود یا خودروهای ایمن و استاندارد تولید داخل در حد حرف و شعار است، در این شرایط باید بر روی عوامل انسانی سرمایه‌گذاری کنیم و از تمام ظرفیت‌ها برای آموزش قوانین و عواقب وحشتناک بعد از تصادفات استفاده نماییم. سلامت رانندگان در کنار آموزش نیز باید مدنظر دستگاه‌های متولی قرار بگیرد، بخشی عمده‌ای از تصادفات ما در رابطه با مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی و کنترل خشم در هنگام رانندگی است که باید مورد توجه دستگاه‌های متولی قرار بگیرد.

افزایش آسیب‌ها بر اثر یک لحظه غفلت

در ادامه به سراغ مصطفی اقلیما، پدر مددکاری اجتماعی ایران نیز رفتیم که او هم با ابراز نگرانی از بابت گسترش فقر و آسیب‌ها به‌دلیل تصادفات جاده‌ای به «آرمان ملی» می‌گوید: این روزها کمتر سازمانی به تبعات اجتماعی بعد از مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی یا عوامل طبیعی همچون سیل و زلزله می‌پردازد و در حقیقت مشکلات آن خانواده بعد از خاکسپاری آغاز می‌شود. همسری که شوهرش را در حوادث رانندگی از دست داده، چه کسی هزینه‌های او و فرزندانش را برعهده می‌گیرد، در صورتی که 70‌درصد افراد جامعه ما فاقد بیمه بازنشستگی هستند و کار آزاد دارند. حتی اگر بیمه به آنها خسارت هم پرداخت نماید برای چند سال می‌تواند جوابگوی نیاز آن خانواده باشد. زنی که سه یا چهار فرزند دارد چطور می‌تواند هزینه‌های اجاره خانه و هزینه‌های کمرشکن زندگی را تامین نماید. امروزه بسیاری از بچه‌های خیابانی و کودکان کار ثمره طلاق، زندان رفتن پدر یا مرگ و معلولیت والدین در اثر حوادث رانندگی است. وی در مورد آسیب‌ها به زنان بی‌سرپرست نیز معتقد است که اگر از زنی بخواهند بعد از مرگ همسرش در جایی مشغول به کار شود؛ آن محیط کار به‌دلیل بیوه‌بودن او، برایش آسیب‌زاست. پس آمار کشته‌ها و معلولیت‌های تصادفات رانندگی و افزایش تعداد زندانیان این تصادفات، تنها صورت مساله است و یک تصادف رانندگی شروع یک فاجعه بزرگ برای جمعیت بالایی در کشور به حساب می‌آید. اعتیاد و فروش مواد مخدر، سرقت، تن فروشی، دستفروشی و تکدی‌گری در خیابان از جمله این آسیب‌هاست و فقر عامل اصلی آن است. اقلیما در ادامه خاطرنشان می‌کند: آسیب‌های اجتماعی به یکدیگر قابل تبدیل است. شخصی که حتی با پرداخت دیه مجبور است حداقل شش ماه در زندان باشد، سو پیشینه پیدا می‌کند و هیچ‌شرکتی به فرد زندانی کار نمی‌دهد و خانواده و فرزندان او محکومان مادام العمر می‌شوند. از سوی دیگر آن پدری که پول دیه را ندارد و در زندان است خانواده و فرزندان او آواره می‌شوند و نهایتا کمیته امداد و انجمن‌های حمایتی به آنها ماهانه 100 تا 200‌هزار تومان پرداخت می‌کنند، و این باعث گسترش فقر و آسیب‌های اجتماعی می‌شود. 90‌درصد تحصیلکرده‌های ما بیکار هستند و چطور برای یک زن خانه‌دار و یا شخصی که سوپیشینه دارد کار در جامعه وجود دارد. از سوی دیگر فردی که در تصادفات معلول و خانه‌نشین می‌شود همسر و فرزندانش مجبور هستند به کار در بیرون از خانه برای تامین هزینه‌ها روی بیاورند و این خانه نشینی پدر باعث شکاک‌بودن و پرخاشگری او می‌شود و در بسیاری از مواقع اختلاف و طلاق را به همراه دارد. پدری که خانه نشین است میزان خشونت او بالا می‌رود و منجر به طلاق و جدایی می‌شود. متاسفانه کسی در کشور ما به معلول، علت‌ها توجه‌ای ندارد.منبع: روزنامه آرمان،5 بهمن 98 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/5

یادداشت:با مردم چه کردیم؟

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

(روزنامه آرمان ملی،5 بهمن 98)

اگر متخصصان اجتماعی نکته‌ای را اشاره می‌کنند و یا هشداری می‌دهند، دقیقا از سر دلسوزی و براساس تجارب قبلی است که به این هشدار توجه نکرده‌اند. تکرار این هشدارها توسط متخصصان و نخبه‌های علوم اجتماعی را باید جدی بگیریم. مقام رهبری در جلساتی که در حوزه اجتماعی با مسئولان عالی کشور طی سال‌های اخیر برگزار می‌کنند، دقیقا اشاره فرمودند که هرکس توان و وجدان دارد در این حوزه کار کند. کار متخصصان حوزه علوم اجتماعی تحلیل و تبیین اتفاقاتی است که دارد می‌افتد لذا توجه به این هشدارهاست که می‌تواند جلوی خیلی از مشکلات را بگیرد. لازمه مشارکت اعتماد مردم است که طبیعتا اگر به همراه مولفه‌های دیگر باشد سرمایه اجتماعی بالا می‌رود. حتی در آبان 98 درست است که صدای اعتراض صدای کسانی است که از تصمیم ناگهانی دولت در افزایش ناگهانی قیمت بنزین بود، اما بخش دیگری هم به‌خاطر ناگهانی بودن تصمیم بود. وقتی مردم پاسخ سوالاتشان را نگیرند و پاسخ مطالباتشان را نشنوند حتی اگر از خیابان بیرون رفته باشند، به منزله قانع شدنشان نیست. اگر در این حوزه تدبیر نکنیم که اتفاقا بخش عمده‌ای از این تدبیر به مولفه‌های اجتماعی برمی‌گردد، با تحلیل اتفاقات دو سال اخیر عمدتا مولفه‌ها، مولفه‌های اجتماعی موثر در بروز این نوع اعتراضات و اتفاقاتی است که در جامعه افتاد. هشدارهای جامعه شناسان و متخصصان علوم اجتماعی فقط از روی مبانی نظری محض نیست. یک بخش از آنچه الان دارد تحلیل می‌شود و اسباب نگرانی است، بدون پاسخ ماندن سوالات و مطالبات و خواسته‌های مردم در این حوزه است و نکته بعدی عموما نامحرم دانستن مردم از جنس اقتصاد نیست. بی‌اعتمادی به دلیل ناکارآمدی در مدیریت بحران نشان از اقتصاد نیست. نداشتن چشم انداز روشن هم از جمله مسائل دیگر است و اینها اتفاقات از جنس اجتماعی است. خود سقوط هواپیما یک نشانه داشت و همانا نخبگان ما بودند که داشتند می‌رفتند. یکجا باید مطرح کنیم که همه باید باشند و اگر همه باشند، همه با هم می‌توانیم بحران را طی کنیم. اگر یک جایی لازم است تدبیری در تعاملاتمان در کشور و دنیا ایجاد کنیم این مولفه اقتصادی نیست. جامعه‌ای که مردمش امیدوار باشند تحمل شرایط را می‌کنند. مثال ساده‌ای می‌زنم؛ سیل اخیر را در حالی شاهدیم که رئیس هلال احمر نداریم. اتفاقا آنچه راه برون رفت ما از این حوزه است، اینکه چالش‌های موجود را بیشتر باید با مولفه‌های اجتماعی مدیریت کرد و برای برون رفت از این فضا استفاده نمود. شفافیت و صداقت و پاسخگویی و شایسته سالاری یک مطالبه مردمی است و هیچ‌کدامشان از جنس اقتصاد نیستند. اگر مردم برای هر موضوعی در خیابان اعتراض می‌کنند چون اعتمادشان کمتر شده و پاسخ را نمی‌گیرند اینها همان مردمی هستند که فقط به خاطر اینکه سردار سلیمانی نظامی بود، نیامده بودند. مسئولیت اجتماعی مردم در قبال کسی بود که برای کشور به‌گونه‌ای تلاش کرد که مردم قدردانش بودند. آنچه در این موضوع نشان داده شد، مولفه اجتماعی بود. کسی که سردار دل‌ها می‌شود، سردار دل‌ها با سرنیزه نمی‌شود و چند روز بعد که اعتراضات سقوط هواپیما را شاهد بودیم هر دو اجتماعی بود. مردم نسبت به آینده نگرانی دارند. نتیجه همین واکنش‌هایی می‌شود که در جامعه هست. ما جنگ تحمیلی را با همین مردم طی کردیم که هم جان و هم مالشان را می‌دادند و هم چشمداشتی نداشتند. آن موقع سرمایه اجتماعی موجب شده بود که مردم پای کار بیایند، از ابتدا باشند، هشت سال جنگ تحمیلی را تحمل کنند و عوارضش را بپذیرند. هنوز هم ما داریم عوارض آن جنگ را می‌پردازیم. خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران هنوز هم مشکلاتی دارند. اگر این نگاه را داشته باشیم که نقض متخصصان اجتماعی نه از روی غرض بلکه از روی کمک هست آن‌وقت می‌توان امیدوار بود و بازنگری کرد. در پی عدم پاسخ به مطالبات درست به مردم در حوزه‌های مختلف بیشتر و بیشتر اعتماد را از دست خواهیم داد و امور یک جامعه بدون اعتماد مردمی به‌راحتی نخواهد گذشت.

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/5

 |

 «رسالت»اظهارنظرهای برخی از چهره‌های مشهور را بررسی می‌کند؛

سلبریتی‌های همه‌چیز دان!

لابد شما هم دیده و شنیده اید که برخی از سلبریتی‌های همه چیز دان در حوزه‌های مختلف اظهار نظر کرده و خود را صاحب سخن می‌دانند و این اتفاق بعد از گسترش شبکه های اجتماعی شکل حادتری به خود گرفته است.

خبرنگار:زهره سادات موسوی|

لابد شما هم دیده و شنیده اید که برخی از سلبریتی‌های همه چیز دان در حوزه‌های مختلف اظهار نظر کرده و خود را صاحب سخن می‌دانند و این اتفاق بعد از گسترش شبکه های اجتماعی شکل حادتری به خود گرفته است.

بی تردید فضای مجازی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی همه ما شده است، صبح با باز کردن چشم ها و قبل از جدا شدن از رختخواب اینترنت خود را روشن می کنیم و پس از جستجوی شبکه های مجازی به سراغ کارهای روزمره می رویم. در طی روز هم از هر فرصتی که پیش بیاید برای سر زدن به دنیای مجازی استفاده می کنیم. در این فضا خیلی ها فقط دنبال کننده اخبار و ماجراها هستند و شاید در نهایت خبر و یا مطلبی را بازنشر دهند. اما عده ای هم هستند که برای خود صفحاتی را در فضاهای مجازی ایجاد می کنند تا از این طریق حرف خود را به گوش دیگران برسانند. سهم ما آدم های معمولی در این فضا می تواند یک صفحه در اینستاگرام، یک اکانت در توئیتر و یا یک کانال در تلگرام باشد با تعداد فالوورهای نه چندان زیاد. صفحه هایی که در آنها از روزمرگی ها و دغدغه هایمان می نویسیم و آن را با جامعه کوچکی از دوستانمان شریک می شویم.

اما عده ای هم هستند که صفحه هایشان بالای چندین هزار و یا حتی چند میلیون دنبال کننده دارد و حسابی در دنیای مجازی برای خود برو و بیایی دارند. افرادی که در زمینه های هنری، ورزشی، رسانه، علم، سیاست، مدل و شهرت و معروفیتی دارند و از این جهت صفحات اجتماعی شان پر رونق هست و افراد زیادی آنان را دنبال می کنند. طبیعتا یکی از فواید این فضاها امکان ارتباط متقابلی است که بین این چهره ها و مردم فراهم شده است. آنان می توانند مردم را در جریان برنامه های خود قرار دهند و یا برش هایی از زندگی شخصی خود را برای علاقه مندان شان به نمایش بگذارند. انتقاد ها را بشنوند و در مواردی که لازم باشد پاسخگو باشند. اما گاهی تعداد زیاد دنبال کننده ها این توهم را برای این چهره ها یا به اصطلاح سلبریتی ها به وجود می آورد که باید در هر موضوعی ورود کنند و درباره آن نظر دهند چرا که خیال می کنند دنبال کننده های آنان منتظر شنیدن نظراتشان هستند و اگر این کار را نکنند طرفدارانشان از دست‌شان ناراحت می شوند، البته گاهی هم مطالبه طرفداران آنان را به سمت اظهار نظر سوق می دهد. اما سؤال این است که آیا یک فرد سواد و آگاهی لازم برای ورود به هر موضوعی را دارد؟ به عنوان مثال یک هنرپیشه و یا یک ورزشکار چه میزان در مورد مسائل سیاسی و یا اجتماعی و یا دینی صاحب رأی است و چه میزان به این موضوعات اشراف و آگاهی دارد و چه میزان در این موضوعات مطالعه داشته است که به راحتی به خود اجازه می دهد به این مسائل ورود پیدا کند؟ و یا برعکس آیا یک سیاستمدار می تواند در مورد هنر و یا ورزش اظهار نظر کند؟

آنچه که امروزه در کشور ما از آن به عنوان سلبریتی نام برده می شود بیشتر در مورد هنرپیشه ها و هنرمندان و ورزشکاران مطرح است. نمونه های ورود به حوزه های نامرتبط با صلاحیت و آگاهی این افراد فراوان است و برخی از آنها به سبب جنجال آفرینی شان بیشتر در اذهان مانده است. به عنوان مثال می توان به اظهارات خانم پریناز ایزدیار بازیگر سینما که گفته بود از نظر من سگ نجس نیست چون در حوادث طبیعی کاربرد زیادی در نجات جان انسان ها دارد و یا ساره بیات دیگر بازیگر که معتقد بود شوهر خواهر محرم است چون دستهایش شبیه پدرم است و یا خانم صبا کمالی بازیگر نه چندان مطرحی که همین چند وقت پیش به بهانه گفت و گوی صمیمی با امام حسین (ع) صحبت هایی را مطرح کرد که از سوی کاربران فضای مجازی به توهین به اعتقادات مذهبی متهم شد و یا اظهار نظر لیلا حاتمی در مورد حجاب با استناد به سخنی از یک نویسنده اشاره کرد که همه ی این موارد نشان دهنده ی این است که ورود بسیاری از این سلبریتی ها به مسائل مرتبط با دین از روی احساسات و نه آگاهی و شناخت نسبت به مسائل فقهی است. خیلی از این سلبریتی ها ورود به مسائل امنیتی و سیاسی هم می کنند و اظهار نظرهای ناپخته و ناشیانه ای از خود بروز می دهند. به عنوان مثال پست اینستاگرامی حمید فرخ نژاد که در آن آرزو می کند کاش کشورش کسی مثل حاکم دبی را می داشت و یا آناهیتا همتی بازیگر تلویزیونی که درباره ی اعدام یکی از اعضای حزب تروریستی کومله که با هشتک نه به اعدام و نه به خشونت و نه به کشتار اظهار نظر می کند و یا خانم مهناز افشار که با استناد به توئیت یک اکانت فیک در خصوص غیرت ایرانی ها و وطن پرستی شان اظهار نظر می کند و در سطح اذهان عمومی حساسیت ایجاد می کند. و یا ویدئویی که اخیرا از یک بازیگر درجه چندم به نام سمانه پاکدل که برای فعالین سیاسی و مدنی ابراز نگرانی می‌کند و با یک لفظ اشتباه موجبات تمسخر خودش را در بین کاربران فضای مجازی فراهم می کند و یا اظهارات جنجالی مهدی مهدوی کیا فوتبالیست سال‌های دور که پرداختن به اتفاقات لبنان و سوریه و عراق را بی معنی می داند و به جای آن خواستار رسیدگی به زیر ساخت های ورزشی و مقابله با فقر و اعتیاد و . همه نمونه هایی از این ورود باری به هر جهت سلبریتی ها به موضوعات سیاسی و امنیت ملی است که در حوزه تخصص آنها نمی گنجد.

همچنین این دست اظهار نظرها در مورد موضوعات اجتماعی هم زیاد دیده می شود که نمونه اخیرش موجی از اظهار نظرهای احساسی و عجولانه سلبریتی ها و یا حتی برخی نمایندگان مجلس درباره ماجرای سحر خدایاری معروف به دختر آبی بود.

رسالت در گفت و گو با کارشناسانان این موضوع را بررسی می کند.

یک کارشناس اجتماعی سلبریتی ها را گروه هایی از افراد جامعه می داند که به دلیل نوع شغل و فعالیت شان مخاطبین زیادی را به سمت خود جذب می کنند. وی معتقد است ورزشکاران، هنرمندان و یا هنرپیشه ها، خواننده ها و کارگردانان بیش از دیگران در این طیف قرار می گیرند. وی در خصوص اظهار نظرهایی که گاها از جانب این افراد شنیده می شود می گوید: « ویژگی این افراد این گونه است که گاهی مواقع فکر می کنند اگر اظهار نظر نکنند عقب می افتند یعنی طرفدارانشان را از دست می دهند یا به اشتباه فکر می کنند طرفدارانشان منتظر شنیدن دیدگاه هایشان در همه حوزه ها هستند. طبیعتا در چنین شرایطی برای اینکه از گردونه دیده شدن عقب نمانند راجع به هر موضوعی اظهار نظر می کنند در حالی که همه موضوعات در حیطه تخصصی شان نیست و گاهی مواقع هم می بینیم که دیدگاه هایشان مورد توجه قرار می گیرد و به قول خودشان فالوورهایشان لایک شان می کنند، بازنشر می دهند و حتی گاهی مواقع دیدگاه هایشان مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی هم قرار می گیرد. »
اظهار نظر نکردن جرم نیست!

حسن موسوی چلک معتقد است اظهار نظر در موضوعی که تخصصی در آن نداریم یک ایراد است که برای هیچ فردی شایسته نیست اما این موضوع برای قشر سلبریتی که شناخته شده هستند فرق می کند و اظهار نظرهای غیر کارشناسانه آنها می توان تبعاتی را به همراه داشته باشد و تنش هایی را ایجاد کند. وی با اظهار امیدواری در این خصوص که کاش سلبریتی ها راجع به موضوعاتی که در ارتباط با کارشان است برای مخاطبین و طرفدارانشان اظهار نظر کنند و دیدگاهایشان را بگویند خاطر نشان می کند: « یک چیزی را من فکر می کنم باید همه مان یاد بگیریم مخصوصا سلبریتی ها و آن این است که اگر در برخی از موضوعات اظهار نظر نکردیم جرمی نکردیم و قرار هم نیست راجع به همه موضوعات ما اظهار نظر بکنیم. در این موارد عذرخواهی هم خیلی آن تأثیر گذاری را ندارد. قبل از اینکه اظهار نظر کنیم فکر کنیم، بررسی کنیم، اگر با ما مرتبط بود دیدگاه هایمان را بگوییم تا مجبور به عذرخواهی بعد از بیان آن دیگاه های اشتباه و غیر کارشناسی مان نشویم. ».

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بخشی از این موضع را متوجه مدیریت رفتار خود سلبریتی ها می داند و خاطر نشان می کند: « خود این افراد باید به حدی از بلوغ برسند که با توجه به اینکه طرفدار دارند و جایگاه دارند، جایگاه که می گویم بین مردم است، وقتی یکی یک میلیون فالوور دارد خب طرفدارانش هر روز صفحات وی را چک می کنند، چون در حال حاضر اظهار نظرها معمولا از طریق شبکه های مجازی صورت می گیرد، لذا به گونه ای اظهار نظر کنند که سرخوردگی حتی در طرفداران خودشان هم ایجاد نکنند و با جهت گیری و سوگیری هم اظهار نظر نکنند. چرا که در بعضی مواقع همین نوع اظهار نظر هاست که می تواند

تنش هایی را در ارتباط با موضوعاتی که مطرح می شود در جامعه ایجاد کند. »

*طرفدار بودن نباید به معنای تأیید صد در صد باشد

موسوی چلک بخشی از موضوع را هم متوجه طرفداران این افراد می داند و معتقد است صرف دوست داشتن کسی نباید به منزله این باشد که هر چه می گوید الزاما درست است و باید بازنشر بدهند. وی تأکید می کند که دوست داشتن و طرفداری از این افراد ایراد نیست و کسی هم نمی تواند جلو این قضیه را بگیرد ولی نکته اینجاست که طرفداران باید عاقل باشند و بدانند که یک سلبریتی در همه حوزه ها آدم صاحب نظری نیست و در نتیجه هر چه که می گوید قابلیت بازنشر ندارد و درست نیست و همه اینها منافاتی با دوست داشتن ندارد. وی در همین زمینه بیان می دارد: « ما در روابط عادی مان هم اگر کسی را دوست داشته باشیم الزاما این طور نیست که هر چه که بگوید قبول کنیم و هر کاری که بگوید انجام دهیم. لذا من فکر می کنم باید هر دو طرف رفتارشان رفتار عاقلانه باشد که تنش ایجاد نکند. اظهار نظرها مبنای کارشناسی داشته باشد و مرتبط با تخصص فرد باشد. فرض کنیم من در حوزه ی سینما آدم صاحب نظری هستم آیا در حوزه سیاست هم صاحب نظر هستم؟ آیا در حوزه ورزش هم صاحب نظر هستم که موضع گیری می کنم یا عکس این موارد. »

سلبریتی می تواند یک ظرفیت باشد

این کارشناس اجتماعی معتقد است اگر رفتارها مدیریت شود در خیلی موارد سلبریتی می تواند یک ظرفیت باشد. وی به ماجرای زلزله و سیل اخیر اشاره می کند و می گوید که سلبریتی ها توانستند در آن شرایط فضایی را ایجاد کنند که مردم بیایند و مشارکت کنند و در جلب اعتماد مردم موفق بودند و در خیلی موارد اتفاقا می توانند تأثیر گذار باشند.
وی همچنین شرط ماندگاری سلبریتی ها را در تصمیم گیری و موضع گیری درست و منطقی و به موقع شان می داند و معتقد است با موضع گیری های غیر منطقی و عذرخواهی های مکرر و ایجاد تنش جایگاه‌شان در بین طرفدارانشان را هم از دست می دهند.
ت. »منبع روزنامه رسالت/19 آبان 98

 





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2

یادداشت:

حمایت های روانی اجتماعی

 سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران/ر.زنامه شرق،30 دی 98)

در هر کشوری حوادث و بلایای متعددی اتفاق می افتد که برخی از آنه  طبیعی هستند از قبیل: سیل، زلزله، طوفان و .. برخی هم غیرطبیعی اند از قبیل جنگ، حوادث. کشور ما هم از این قضیه مستثنی نبوده و نیست.آخرین آن مربوط به منطقه تایی محروم در استان سیستان و بلوچستان  هست که حدود یک هفته مردم مهربان این استان  گرفتار سیل ویرانگر شدند. ایران مستعد حوادث و بلایای گوناگون طبیعی و انسان ساخت و به عنوان یکی از آسیب پذیرترین کشورها در جهان مطرح است. در بیش از  90سال گذشته، بیش از 180هزار نفر در اثر وقوع حوادث طبیعی جان خود را از دست داده و چندین برابر این تعداد نیز دچار آسیب و صدمات جسمی و روانی و اجتماعی شده و دارایی های خود را از دست داده اند. زلزله، سیل و خشکسالی از حوادث بسیار فراوان در ایران بوده است.  برخی آمار ها نشان می دهند که حدود 93 درصد مناطق ایران در معرض زلزله قرار دارد و با وجود اینکه ایران کشوری خشک است، لیکن 50 درصدِ مناطق آن در معرض وقوع سیل است. معمولا حوادث و بلایا کارکردهای عادی و معمول جامعه را مختل  کرده بگونه ایی که  جمعیت آسیب دیده و تاثیرپذیرفته از حوادث و بلایا قادر به مقابله با تاثیرات حادثه نمی باشند.ایم نوع بالایا  کارکردهای عادی و طبیعی جامعه  را مختل کرده بگونه ایی که بدون کمک دیگران قابل بازیابی نمی باشند. معمولا وقوع حوادث طبیعی از قبیل سیل موجب از دست رفتن روابط شخصی و منابع مادی و حمایت های روانی اجتماعی، از دست رفتن فرصت  های کسب وکار و تولید و درآمدزایی، از دست رفتن همبستگی و  انسجام اجتماعی، از دست رفتن شان و منزلت اجتماعی،  کاهش اعتماد ، تگرانی نسبت به امنیت همه جانبه، غلبه احساس ناتوانی در مقابل مشکلات ، ناامیدی نسبت به  امید و.. خواهد شد که این تاثیرات منفی می تواند برای مردم در گیر سیل در این استان را تحت تاثیر خود قرار دهد.به همین دلیل در این شرایط در کنار خدمات امداد ونجات و درمانی و .. لزوم ارایه حمایت های روانی و اجتماعی بیش از همیشه برای مردم درگیر سیل احساس می شود. منظوز از این خدمات مجموعه اقداماتی است که به صورت هماهنگ و سازماندهی شده و با استفاده از ظرفیت های تخصصی و اجتماعی در راستای پیشگیری، تعدیل و کاهش مخاطرات ناشی از حوادث و بلایا صورت می گیرد تا حداقل آسیب های روانی و اجتماعی به افراد و جامعه وارد شود. این اقدامات در درجه نخست باید منجر به تقویت تاب آوری اجتماعی شود و سپس شرایط بازگشت و بهبود زندگی پس از حوادث و بلایا را تقویت و تسهیل نماید. فرآیند تسهیل تاب آوری در بین افراد، خانواده ها و جوامع را  مشخص می کند. یعنی قادرسازی این گروهها جهت بازگشت از اثرات بحرانها و کمک به آنها جهت مواجهه با رخداد های مشتبه در آینده. منظور از تاب آوری هم  یعنی توانایی یک فرد، گروه یا سیستم در معرض مخاطره برای مقاومت، جذب، تعدیل و بازیابی موثر،کارآمد و به موقع در مقابل اثرات زیانبار یک مخاطره.لذا ضروری است تا مردم در این شرایط حمایت ها و مراقبت های عملی و مورد نیاز تدارک دیده شود،  نیازها و نگرانی ها گروه های مختلف  اعم از کودکان، زنان؛ سالمندان، افراد دارای نیاز های خاص، بیماران، و بقیه بازماندگان این بلایای طبیعی  شناسایی شوند، به مردم کمک شود تا با مشارکت خودشان برای برآورده ساختن نیازهای اساسی و ضروری اقدامات ضروری انجام شود، گوش دادن به حرف مردم و نه مجبور کردن آنها به حرف زدن کمک به مردم برای ایجاد آرامش مد نظر باشد،  زمینه ایی فراهم شود تا  پیوند با خدمات و حمایت های اجتماعی برقرار شود، اطلاعات درست و بموقع در اختیار آنان قرار گیرد، برای حفاظت از جان و مال مردم تدابیر لازم اتخاذ گردد و برای پیشگیری از آسیب های روانی اجتماعی حین و پس از بحران ها هم بموقع اقدام شود تا شاهد اخبار نگران کننده در این زمینه از مردم در مناطق سیل زده  نباشیم. از جمله اقداماتی کعه می توان در این شرایط انجام داد می توان به کاهش پیامدهای روانی و اجتماعی، تقویت توانائی های مردم در مقابل فقدان های ایجاد شده(مادی، اجتماعی، شخصیتی، اقتصادی، امنیتی و ...)،  کمک به بازگشت بازماندگان، ایجاد ارتباط با منابع حیاتی، کمک به توسعه اجتماعی، حمایت از افرادی که ارایه کنندگان خدمات اجتماعی و روانی وامداد و نجات هستند و ... اشاره کرد.البته این نکته را باید در نظر داشت که شدت تاثیر پذیری مردم از سیل و  سایر حوادث طبیعی در چگونگی و کیفیت ارایه خدمات به آنان تاثیر دارد از جمله  ویژگی های تعیین کننده در این شرایط  ماهیت و شدت حادثه میزان نزدیکی افراد به حادثه، سابقه مواجهه قبلی، حمایت های اجتماعی در دسترس، سلامت جسمی، روانی واجتماعی، وضعیت سنی و جنسیتی، شرایط فرهنگی مردم و... هستند.تجربه های این نوع بحران ها نشان می دهد که هیچکس تا حوادث و بلایا را لمس نکند آن را به طور کامل درک نمی کند، کارایی  و اثربخشی اکثر افراد در حین و بعد از حوادث کاهش می یابد. این نمته مد نظر باشد که  واکنش های استرس و سوگ ناشی از حوادث و بلایا، پاسخ های طبیعی به یک موقعیت غیرطبیعی هستند.

vیکی از اشکال های اساسی در این شرایط این است که اکثر  مردم بعد از حوادث و بلایا خود را نیازمند خدمات روانی و اجتماعی نمی دانند و در جستجوی آن بر نمی آین و حتی  بازماندگان ممکن است هر نوع کمکی را نپذیرند.ولی لازم است به  بازماندگان فعالانه، با علاقه و مسئولانه پاسخ داد و سیستم های حمایت اجتماعی برای بهبود و بازگشت به زندگی اساسی  در دسترس مردم باشد.هنگام ارایه خدمات روانی اجتماعی از جمله مددکاری اجتماعی که محور  حمایت های اجتماعی است هرگز قول قطعی و صد درصدی ندهید،  بجای قول صد در صد وی را حمایت و تشویق کنید، اجازه دهید صحبت کند، از صحبت و پند و اندرز یک طرفه پرهیز کنید، تمرکز بر موقعیت اینجا و اکنون مد نظر باشد، سیستم های حمایتی را فعال کنید، کمک شود تا  سازگاری مجدد تنغاق بیفتد و افراد را تشویق به فعالیت کنید.

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2

یادداشت:خاص تر از سیل

 دکتر حسن موسوی چلک رئیس/  انجمن مددکاران اجتماعی

جوامع در طول حیات خود با مشکلات متعددی مواجه می شوند که می تواند در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و از جمله سوانح و بلایای طبیعی باشد. کشور ما نیز ازاین قاعده مستثنا نبوده و نخواهد بود. این مهم در ایران به دلیل حادثه خیز بودن در حوزه بلایای طبیعی از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است. حوادثی از قبیل سیل در استان سیستان و بلوچستان از این دسته است. نکته ای که در چنین حوادثی لازم است بیشتر مورد توجه قرار گیرد توجه به حمایت های مختلف از جمله افراد دارای نیاز ها و یا شرایط خاص هستند. معمولا در چنین شرایطی افراد مختلف تاثیرات متفاوتی می پذیرند که الزاما یکسان نخواهد بود. اما موضوعی که لازم است موردتوجه خاص قرار گیرد افرادی هستند که در حین بحران ها توانایی مراقبت از خود را به طور مستقل ندارند و نیاز به حمایت های دیگران دارند.

 از جمله این افراد می توان به سالمندان، افراد دارای معلولیت، کودکان از جمله کودکان بی سرپرست، زنان و دختران تنها (از جمله سرپرست خانوار)، بیماران روانی، بیماران خاص، بیماران نادر، افراد دارای سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان ها، افراد دارای اختلالات روانی نیازمند مداخله های تخصصی و .. هستند، اشاره کرد. غفلت از این افراد تاثیرپذیری منفی آنها از بحران ها از قبیل سیل را افزایش می دهد. از جمله حمایت ها که برای این گروه از افراد در کنار خدمات امداد و نجات، اسکان و... باید ارائه شود خدمات مربوط به حوزه بهداشت و درمان و تسهیل دسترسی آنان به خدمات درمانی متناسب با شرایط شان است.

 تاخیر در ارائه این خدمات و دسترسی به دارو های مورد نیاز می توان برای برخی از این گروه ها تبعات جبران ناپذیری داشته باشد. درکنار آن خدمات مددکاری اجتماعی در راستای تسهیل دسترسی به خدمات اجتماعی است. منظور از حمایت اجتماعی در بلایا عبارت است از مداخلات اجتماعی به طور منظم در جهت کمک به افراد برای کاهش آسیب پذیری و افزایش ظرفیت ها و تاب آوری آنان برای مقابله با بلایای طبیعی و بازگشت هرچه سریع تر به شرایط عادی با هدف پیشگیری از عوارض بیشتر اجتماعی، خصوصا به افراد با نیازهای خاص که به دلایل فرهنگی، اجتماعی یا زیستی آسیب پذیرتر هستند.

 این موضوع در منطقه سیستان و بلوچستان به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که در منطقه ای  سیل به وقوع پیوسته است که مردم شریف آن در شرایط غیربحرانی هم برای تامین نیاز های شان مشکلات جدی و اساسی داشتند و حال بحران سیل هم این مشکلات را مضاعف کرده است. لذا این نوع غفلت از مردم و افراد که نیازمند توجه ویژه تر هستند نه یک فعالیت از نوع ترحم و دلسوزی، بلکه یک وظیفه حاکمیتی است لذا حوزه مدیریت بحران باید  برای این گروه از افراد برنامه های ویژه ای از شناسایی تا ارائه خدمات به طور مستمر داشته باشد وجود بانک اطلاعات جامع از اکثر این افراد می تواند در شرایط بحرانی شناسایی را تسهیل کند که معمولا چنین بانک اطلاعات حداقلی را هم به همراه مشخصات و نشانی را هم نداریم. توضیح این نکته ضروری است که برنامه های مداخله در بحران سیل برای این افراد نباید فقط محدود به مرحله حین بحران شود بلکه ضروری است در مرحله بعد از بحران هم تا رسیدن به شرایط عادی ادامه پیدا کند.

 در این شرایط مسوولان مدیریت بحران می توانند از همه ظرفیت های موجود در بخش های دولتی و غیر دولتی ولی با مدیریت مناسب و هماهنگی های لازم بهره بگیرند. انجمن مددکاران اجتماعی ایران همچون گذشته در چنین حوادثی حضور داشته و آمادگی خود را برای همکاری های بیشتر هم اعلام می کند.منبع روزنامه جام جم.30 دی 98 صفحه اول

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2

اعتماد سرمایه اجتماعی می‌آورد

سید حسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

در هفته‌های اخیر شاهد اتفاقات زیادی بودیم که برخی از آنها همچون ترور سردار سلیمانی و ساقط شدن هواپیمای اوکراینی ناراحت‌کننده و حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد آمریکا در عراق برای مردم خوشحال‌کننده بود. با وجود این حجم اتفاقی که باعث غم و اندوه در جامعه شد بسیار زیاد بود و باعث شد تا شادی حمله به پایگاه آمریکا در عراق را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. از سوی دیگر تاخیر در اطلاع‌رسانی به جامعه درخصوص علت ساقط‌شدن هواپیمای اوکراینی تبعات زیادی را به‌دنبال داشته و این تاخیر در اطلاع‌رسانی و برخی اطلاعات نادرستی که در روزهای نخست حادثه از سوی برخی مسئولان به مردم داده شد، باعث شد تا در ظاهر، امید مردم به مسئولان کاهش پیدا کرده و شاهد بروز غم و اندوه در کشور و احساس نامحرم‌بودن در میان شهروندان باشیم. مسأله اعتماد در جامعه ازجمله مسائل مهمی است که حاکمیت باید به آن بها بدهد.‌ اعتماد یکی از شاخص‌های سرمایه اجتماعی است که با اعتماد مردم به کارگزاران و حاکمیت به‌وجود می‌آید، اما در اتفاق اخیر شاهد این موضوع بودیم که اعتماد مردم کاهش پیدا کرده و علت اصلی این موضوع، نداشتن سیاست رسانه‌ای در شرایط بحران است. زمانی که در جامعه‌ای شاهد فقدان سیاست رسانه‌ای باشیم نوع انعکاس اخبار و رویدادهای مربوط به یک واقعه چون از قبل تعریف نشده، دستخوش تغییرات زیادی شده و باعث نارضایتی و اعتراض مردم می‌شود. مردم اعتقاد دارند که اگر در همان روز اول ساقط‌شدن هواپیما به آنها اطلاع‌رسانی می‌شد و شاهد اخبار ضد ‌و نقیض در این‌باره نبودند، این نا اطمینانی‌ها و عصبانیت‌ها در جامعه شکل نمی‌گرفت. همین عدم ‌اطلاع‌رسانی به موقع برخی مسئولان درخصوص این حادثه باعث شده تا مردم این مسأله را به دیگر مسائل جامعه همچون مسأله ارز و بنزین و... نیز تعمیم دهند و تصور کنند در این موارد نیز به آنها حقیقت گفته نشده است. فضای مجازی باعث شد تا اخبار منفی زودتر از اطلاع‌رسانی مدیران در میان مردم منتشر شود، کشور ما شاخص نشاط و شادابی مناسبی ندارد و براساس آمار وزارت بهداشت، 23درصد مردم کشورمان به یک نوع از بیماری‌های روانی دچار هستند، با وجود این باز نشر اخبار منفی در شبکه‌های اجتماعی -بدون اینکه توجهی به اثرات منفی آن شود- تاثیرات منفی روی روحیه مردم دارد، مردمی که در مدت زمان کمتر از 2‌ماه بحران‌های مختلفی را تجربه کردند و یاد نگرفته‌اند چگونه در برابر بحران‌ها تاب‌آوری داشته باشند. به همین دلیل است که ما شاهد یک غم عظیم در فضای جامعه هستیم. مردم ما هنوز پاسخی درخصوص اعتراضات آبان‌ماه از سوی مسئولان دریافت نکرده‌اند و تحت فشار روانی هستند، در کنار آن مسأله ساقط شدن هواپیمای اوکراینی و عدم‌اطلاع‌رسانی دقیق اتفاق افتاد  و باعث شد تا نارضایتی نهفته در میان توده مردم سر باز کرده و منجر به اعتراضات شود؛ چراکه مردم تصور می‌کنند این اعتراضات خیابانی تنها راهی است که می‌توانند صدایشان را به گوش مسئولان برسانند. همین مسأله نشان‌دهنده این است که فاصله بین بخشی از جامعه و حاکمیت در حال افزایش است. نتیجه فضایی که در ماه‌های اخیر شاهد آن بودیم، وجود نارضایتی و هراس در جامعه است. شهروندانی که در زندگی خود ترس و هراس داشته باشند از زندگی‌شان لذت نمی‌برند و در خود فرو می‌روند و احساس تنهایی بیشتری در جامعه دارند؛ با این شرایط نمی‌توانیم توقع داشته باشیم جامعه‌ای شاداب و سرحال داشته باشیم چراکه چشم‌انداز مشخصی در پیش رویشان ندارند. ظرفیت انسان‌ها با یکدیگر متفاوت است، برخی در قالب اعتراض واکنش نشان می‌دهند و برخی دیگر گوشه‌نشینی و عزلت را انتخاب می‌کنند. در این شرایط حاکمیت 2منبع مهم سرمایه انسانی سالم، مؤثر و کارآمد و سرمایه اجتماعی را از دست می‌دهد؛ طبیعی است که هیچ‌حکومتی بدون داشتن اعتماد شهروندانش نمی‌تواند وظایفش را به درستی انجام دهد.متاسفانه سرمایه اجتماعی، اعتماد و مشارکت در کشورمان رو به کاهش گذاشته است و ‌در عرصه سیاستگذاری‌های کلان برای تقویت سرمایه اجتماعی نیاز به بازنگری و بازتعریف داریم به‌گونه‌ای که شفافیت، پاسخگویی و صداقت باید در میان مسئولان وجود داشته باشد و شایسته سالاری جایگزین ژن خوب و فامیل سالاری و جناح بازی شده و شرایطی ایجاد شود که صدای معترضان هم شنیده شود. این مسائل باعث کاهش فاصله بین مردم و حکومت شده و فضای اجتماعی آرام می‌شود. همچنین در کنار این باید اقداماتی برای نشاط جامعه و شادی و بروز حس‌های مشترک و جشن‌های ملی و عمومی فراهم شود.

 

منبع: روزنامه آرمان. مورخ 1 بهمن 98





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/11/2


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic