دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک
مطالب اخیر

اعتیاد زنان تازه نیست

آرمان - رامین علیزاده: اعتیاد زنان در جامعه به امری بدل شده که واکنش‌ها در مورد آن متفاوت است. به عقیده برخی تاکید بر افزایش اعتیاد زنان یا زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی، نوعی سیاه نمایی از وضع موجود است، برخی نیز معتقدند اعتیاد زنان در گذشته نیز وجود داشته و امری تازه نیست. آمارها رشد اعتیاد در بین زنان را نشان می‌دهند و این موضوع خطراتی را برای بنیان خانواده به عنوان یکی از اصلی ترین نهاد‌های جامعه ایران به دنبال دارد. سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: «اعتیاد زنان همیشه وجود داشته است. من در سال ۷۵، مسئولیت مرکز پذیرش و درمان معتادان خودمعرف را در استان مرکزی عهده‌دار بودم؛ قبل از اینکه قانون در سال ۷۶ اصلاح شود. آن زمان هم ما مراجعه کننده زن داشتیم. اکثر این افراد، کسانی هستند که در خانواده‌های آنها اعتیاد وجود داشته است، برخی استعمال مواد مخدر را انگار نوعی ابراز وجود می‌دانند و برخی از سر کنجکاوی، گرفتار این موضوع شده‌اند

برخی معتقدند اعتیاد زنان در گذشته نیز وجود داشته است، اما شکل پنهانی داشته و به تناسب خروج زنان از خانه، شکل آشکار به خود گرفته است. آیا واقعا اعتیاد زنان افزایش پیدا کرده است؟

اعتیاد زنان همیشه وجود داشته است؛ به خاطر دارم در سال ۷۵، یعنی بیست سال قبل، من مسئولیت مرکز پذیرش و درمان معتادان خود معرف را در استان مرکزی عهده‌دار بودم؛ قبل از اینکه قانون در سال ۷۶ اصلاح شود. آن زمان هم ما مراجعه‌کننده زن داشتیم. بنابراین موضوع اعتیاد زنان، موضوع امروز جامعه ما نیست. اما به دلایل مختلف یا برای درمان مراجعه نمی‌کردند یا اگر مراجعه‌ای صورت می‌گرفت، به مراکز رسمی که از بهزیستی و وزارت بهداشت مجوز داشتند، نمی‌آمدند. مراجعات بیشتر به مطب‌های غیر رسمی صورت می‌گرفت، در نتیجه آمار مشخصی از زنان معتاد در کشور به دست نمی‌آمد. آنچه در حال حاضر دیده می‌شود، این است که مراجعه کنندگان زن به مراکز درمان به نسبت قبل بیشتر شده اند که این موضوع حامل دو پیام است. یکی اینکه آمار آنها بیشتر شد، حتی کاری که خود ستاد مبارزه با مواد مخدر در حدود ۵ سال قبل انجام داده بود و در این فاصله ۵ ساله، از ۶ درصد به ۱۰ درصد رسید. پیام دیگر این است که اعتیاد در میان زنان، شیوع بیشتری نیز پیدا کرده است. به نظرم هر دو نگاه به اعتیاد زنان درست است. بنابراین هم مراجعه زنان معتاد به مراکز درمانی و هم شیوع آن در میان زنان بیشتر شده است. دلیل دیگر می‌تواند این باشد که ما تنوع برنامه‌های درمان و کاهش آسیب را در کشور داریم و خود این موضوع باعث شد کاهش آسیب، پذیرفته شود. بنابراین همین مساله باعث شد تا قبح اعتیاد در جامعه از بین برود و از سوی دیگر میزان اعتماد افراد درگیر با اعتیاد نسبت به مراکز ارائه‌دهنده خدماتی درمانی افزایش یابد و باعث شد که اگر کسی قصد درمان داشته باشد، اعتیاد خود را مانند قبل پنهان نکند. به طور کلی باید بگویم اینکه اعتیاد زنان یکی از موضوعات روز ماست، قابل انکار نیست؛ شاید به همین دلیل است که ما در حال حاضر مراکز خاص زنان در رابطه با اعتیاد داریم. البته مواد مخدر صنعتی و تبعات آن، همچنین جذابیتی که این نوع مواد مخدر برای نسل جوان دارد و با گسترش ارتباطات اجتماعی زنان، تاثیری پذیری این گروه از جامعه نسبت به قبل افزایش یافته است.

آیا اینکه گفته می‌شود زنان بیشتر به مواد مخدر سبک گرایش دارند را تصدیق می‌کنید؟

شیب مصرف در جامعه ما در حال رفتن به سمت مواد مخدر صنعتی است و دیگر نمی‌توان این موضوع را به جنس افراد نسبت داد؛ پسر و دختر ندارد. این درگیری، در حال حاضر درگیری همه گروه‌هاست. بنابراین گرایش به این نوع مواد مخدر، در کل کشور افزایش یافته است.

شما به عنوان یک مددکار اجتماعی که تجربه ارتباط رو در رو با زنان معتاد را داشته‌اید، دلایل گرایش به مواد مخدر از سوی خود زنان معتاد، چه چیزی عنوان می‌شود؟

دلایل متعددی در این زمینه عنوان می‌شود، اما اکثر این افراد، کسانی هستند که در خانواده‌های آنها اعتیاد وجود داشته است و این نکته‌ای است که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. برخی استعمال مواد مخدر را به عنوان نوعی ابراز وجود می‌دانند و برخی از سر کنجکاوی، به این موضوع گرفتار شده‌اند. ما معتقدیم آسیب‌های اجتماعی به صورت یک زنجیره هستند و ممکن است فرد، درگیر یکی از حلقه‌های این زنجیره شود و بعد گرفتار اعتیاد به عنوان یکی دیگر از حلقه‌های آسیب‌های اجتماعی شود. برخی از زنان معتاد مرتکب جرایمی می‌شوند و بعد از این موضوع، جامعه پذیرش مناسبی نسبت به آنها ندارد. در این حالت ممکن است فرد به مواد مخدر گرایش پیدا کند. به طور کلی آنچه در مورد اعتیاد زنان نگران‌کننده است، این است که وقتی زنی درگیر اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی شود، تهدید نسبت به خانواده، به مراتب بیشتر است و در این حالت، جامعه و حتی خانواده نسبت به پذیرش زنان معتاد سختگیری‌هایی نشان می‌دهد.

زنان نقشی کلیدی در خانواده‌ها دارند؛ گرایش آنها به اعتیاد، چه خطراتی برای بنیان خانواده به دنبال دارد؟

اعتیاد در ابتدا به خود فرد آسیب می‌زند، مساله دوم این است که ثبات خانواده مورد تهدید قرار می‌گیرد. نقش زن در خانواده برای فرزندان، بسیار کلیدی است و زمانی که او درگیر آسیب‌های اجتماعی می‌شود، نظم خانواده به هم می‌خورد و زن معتاد، نمی‌تواند نقش مادری خود را ایفا کند؛ همین‌طور نقش همسری به درستی ایفا نمی‌شود. در مورد دختران هم وضع به این منوال است و برای پذیرش نقش‌های اجتماعی با مشکلات جدی‌تری نسبت به مردان روبه‌رو می‌شوند. نوع نگاه جامعه به زن معتاد در برابر مرد معتاد بسیار متفاوت است. اعتیاد برای زنان می‌تواند دروازه ورود به بسیاری از آسیب‌های دیگر شود و در این شرایط نمی‌توان گفت خانواده‌هایی که زنان معتاد دارند، عمدتا ثبات نیز دارند. واقعیت امر این است که اعتیاد زنان، ثبات خانواده را از بین می‌برد.

آیا می‌توان گفت گرایش زنان به مواد مخدر، به این دلیل است که اعتیاد را امری مردانه می‌دانند و برای برابری با مردان می‌خواهند از خلال اعتیاد خود را نشان دهند؟

خیر، ابراز وجود در مردان و زنان وجود دارد و نمی‌توان چنین استدلال کرد که زنان برای ابراز وجود به اعتیاد گرایش می‌یابند.

به نظرتان اعتیاد زنان در جامعه ما تا چه حد جدی است؟ آیا قبح این موضوع شکسته است؟

ما باید امیدوار باشیم، اما نشانه‌ها، نشانه‌های خوبی نیستند؛ استعمال سیگار را ببینید، اینها آغاز یک کار خلاف است و نباید این اتفاق در جامعه رخ دهد.

نظر شما در مورد طرح‌های ضربتی مثل ترک اعتیاد اجباری چیست؟

برخورد ضربتی در مورد اعتیاد، هیچ‌گاه جواب نمی‌دهد؛ ممکن است به عنوان یک مسکن مورد نظر باشد، برای مثال زمانی که همایش مهمی برگزار می‌شود، می‌توان معتادان را به صورت موقت جمع‌آوری کرد، اما تجربه نشان می‌دهد ما در رابطه با اعتیاد با اعدام شروع کردیم و طرح‌های متعددی برگزار شد. شاید به عنوان یک مسکن موقت به دلیلی تصمیماتی که حاکمیت می‌گیرد، پاسخگوی بخشی از نیاز جامعه باشد، اما این نوع برخوردها، اثربخشی پایدار در کاهش مصرف مواد مخدر ندارد. اعیتیاد جنبه‌های مختلفی دارد و فقط جسمی نیست؛ جنبه روانی و اجتماعی آن، هیچ‌گاه با توسل به زور حل نمی‌شود.

پیش‌بینی شما در رابطه با اعتیاد زنان با توجه به افزایش آمارهای موجود، چیست؟

اعتیاد مثل یک جزیره نیست و مولفه‌های متعددی روی آن تاثیر دارند و آسیب‌های اجتماعی را بالا می‌برند. اگر جامعه مسیری را طی کند که شاخص‌های سلامت اجتماعی بیشتر شود، سرمایه اجتماعی بالا رود و نشاط اجتماعی بیش از امروز شود، مسئولیت اجتماعی در جامعه افزایش یابد و آگاهی‌های اجتماعی بالا روند، شاید بتوانیم روند رشد اعتیاد را کنترل کنیم؛ بر روند رشد تاکید کردم، نه اینکه بتوانیم اعتیاد را ریشه کن کرده یا کاهش دهیم.

منبع:روزنامه آرمان/26 بهمن 95





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26

بخش دوم

با همه این تفاسیر و تعابیر و رویدادهای منفی احساس می‌شود جامعه ما دچار نوعی افسردگی جمعی شده است. آیا موافقید؟

بله صد در صد؛ ما یک شاخصی داریم به عنوان شاخص اختلالات روانی که از هر 23 نفر مردم کشورمان یک نفر به این اختلال دچار هست. وزارت بهداشت هم امسال آمار داده که 12 درصد مردم ما افسردگی دارند. ما باید به نشاط و شادابی اجتماعی نزدیک بشویم. اختلالات روانی، آمار پرونده‌های قضایی، آمار خشونت‌های اجتماعی و خانوادگی، آمار سرقت، آمار آسیب‌های اجتماعی درون خانواده، افزایش مصرف مواد مخدر، آمار ورودی زندان، درگیری‌ها و حتی مشکلاتی که ما در فضای مجازی داریم همه و همه یک پیام دارد.

ما باید برای پویایی اجتماعی در زندگی مردم مان فکری کنیم. منظورم از «ما» هم خود مردم هستند و هم حاکمیت. هر دو گروه باید در این بخش ایفای نقش کنند. حاکمیت باید بسترسازی بکند. ولی وقتی می‌آیند و کنسرتی را لغو می‌کنند معلوم است که سفر به دوبی و آنتالیا جایگزینش می‌شود. معلوم است برگزاری پارتی‌های مختلط زیرزمینی افزایش پیدا می‌کند. شادی حق مردم است. اگر از راه مشروع به دست نیاورند از راه غیر مشروع دنبالش می‌گردند. معمولاً جایی که آدم حس سرزندگی می‌کند رفتار ما رفتار محبت‌آمیزتری است. باید در چارچوب ضوابط بسترسازی کنیم و نشاط و شادابی را در زندگی حفظ کنیم.

یکی از ابعاد شادی و نشاط جامعه که کمتر بدان پرداخته شده ارتباط بین سیاست و رخدادها و وقایع سیاسی با شادی و نشاط جامعه است. مثلا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شادی‌های خیابانی و سپس راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی و بعد از آن موفقیت‌های پیاپی تیم ملی والیبال و ... یک نوع احساس شادی و نشاط را در جامعه ایجاد کرد.

بله و البته همین جشن عمومی‌در دهه فجر یا موفقیت‌های سیاسی همانند برجام از مصادیق دیگر ارتباط رویدادهای سیاسی و نشاط اجتماعی است. برجام با خودش امید آورد و روح امیدواری را در جامعه افزایش داد. بدون شک موفقیت‌ها و شکست‌های سیاسی آثار مثبت یا منفی را برای کسانی که موفق می‌شوند یا نمی‌شوند به بارخواهد داشت. شاید  یک شادی جمعی بزرگ دیگر بازی فوتبال ایران و استرالیا بود که مردم خودجوش به خیابان‌ها آمدند و در موفقیت فوتبالیست‌ها سهیم شدند. بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات 92 هم همینطور بود مردم خودجوش به خیابان‌ها آمدند. البته همیشه نشاط جمعی به منزله حضور در خیابان نیست. ما بعد از برجام به خیابان نیامدیم. مردم این موفقیت را حس کردند که در حوزه دیپلماسی است و آن را حق خودشان می‌دانستند. کلیدواژه همه اینها هم امید و امیدواری است.
بسیاری از مردم، شاد‌‌‌‌ی را با ثروت د‌‌‌‌ر ارتباط می‌د‌‌‌‌انند‌‌‌‌ و مشكلات اقتصاد‌‌‌‌ی را عامل اصلی د‌‌‌‌ر افسرد‌‌‌‌گی اجتماعی می‌د‌‌‌‌انند‌‌‌‌. شما چقدر با این دیدگاه موافقید؟
این واقعیتی است که ثروت به تنهایی آن شادی پایدار را نمی‌آورد. نمی‌توانم بگویم مولفه‌های رفاه تاثیرگذار نیست بلکه تاثیرگذار هست ولی اینکه الزاماً آن‌هایی که مرفه‌اند بانشاط‌ترند یا فقیران غمگین‌ترند کاملا اشتباه است. نوع نگاه به زندگی همه چیز را زیبا می‌کند. عینک من عینک خوش‌بینی است. در سخت‌ترین شرایط هم امید و حرکتم را دارم. نوع نگاه ما به امور و استرس‌هایی را که به خودمان تحمیل می‌کنیم با عینک خوش‌بینی می‌توانیم دور کنیم.
طی مطالعاتی که از تحقیقات منتشر شده سازمان‌های بین‌المللی مثل موسسه گالوپ، دانشگاه لستر یا مجله فوربس داشتم دیدم که کشور ما در تمام آمارهای بین‌المللی از حیث میزان نشاط اجتماعی در رده‌های پایین تر از میانگین قرار دارد. چرا میزان شادی در کشور ما اینقدر پایین است؟
ببینید چند دلیل در این موضوع دخیل است. نخست اینکه گاهی ما خودمان هم به پژوهش‌هایی که در سطح بین‌المللی انجام می‌شود اعتراض داریم. همیشه این نکته را مدنظر داریم که تعریف و تفسیر را از مولفه‌ها برداریم. مثلاً در یکی از پژوهش‌های بین‌المللی که سال2014 انجام شد مولفه‌هایش با پژوهش‌های سابقش تفاوت اساسی دارد و این می‌تواند به نوعی آمارهایی را که آن نهاد ارائه می‌کند با تردید مواجه کند. یک جاهایی هم این آمارها و این نوع تصمیم گیری‌ها خیلی سیاسی است اما این نافی این نیست که ما نگاه واقع بینانه ای نسبت به نشاط در کشور خودمان نداشته باشیم. افزایش موادمخدر، افزایش خشونت، افزایش جرم این‌ها هیچ کدام نشانه سرخوشی جامعه ما نیست. این معضلات نشان می‌دهد که ما برای این موارد باید فکری بکنیم. این بخش هم به چند چیز برمی‌گردد. یک بخش خود ما هستیم، چرا که ما فکر می‌کنیم دیگران باید ما را شاد  کنند و خودمان عامل شادی نیستیم. نکته دیگر اینکه یک جوری شادی‌هایمان را پنهان می‌کنیم اما غم‌ها را بروز می‌دهیم. در حالی که ما ظرفیت‌های فرهنگی زیادی داریم. بخشی از این ظرفیت‌ها برمی‌گردد به سنت‌های ملی ما مثل نوروز، مثل چهارشنبه‌سوری.

می‌توانید برخی از این آیین‌های قومی ‌را که موجب افزایش این حس طراوت اجتماعی می‌شد نام ببرید؟

بله، مثلا در فرهنگ مازندران: جشن خرمن، جشن سلام، جشن تتی؛ در استان مرکزی بیل گردانی یا جشن عروس گلی در گیلان. من فکر می‌کنم پدربزرگان ما بهتر از ما یاد گرفته بودند که چگونه خستگی‌های ناشی از کارهای روزانه را بدر کنند. آن هم با ایجاد فرصت‌هایی که دور همدیگر داشتند و انجام بازی‌های محلی که عموماً بازی‌های گروهی بود و تحرک و مشارکت جمعی داشت. ضمن اینکه استرس‌ها و فشارهایی که الان داریم در گذشته نبود. تکنولوژی اگر فرصت‌هایی را می‌آورد مضراتی هم دارد. ما در یک مقطعی با این ظرفیت‌ها مخالفت کردیم. با چهارشنبه سوری مخالفت کردند اما الان کار به جایی رسیده که نگران از یاد رفتن چهارشنبه‌سوری هستیم. همان جشن خرمنی که داشتیم و نماز شکر می‌خواندیم و اولین گونی محصول را می‌دادیم به خانواده‌های نیازمند و خمس و زکات مان را می‌دادیم.همه اینها دارای پیام مثبت بود.
نوروز در پیش است و در قامت یک جشن ملی دیرین برای ما شیرین است. آیا از این فرصت‌ها می‌توان برای افزایش نشاط اجتماعی استفاده کرد؟
نکته مهم جشنی مثل نوروز که یکی از بزرگترین جشن‌های  ملی ما است این است که همه ایرانیان آن را بزرگ می‌دانند. باید نوروز را بزرگ داشت چون نوروز حامل پیام‌های اجتماعی متعددی است. مانند اینکه آدم‌هایی که باهم قهر هستند، آشتی می‌کنند، می‌گویند اگر غبار خانه را دور می‌ریزی غبار دلت را هم بتکان. نکته دوم اینکه نوروز صمیمیت بین افراد خانواده را زیاد می‌کند. اگر امروز به دلیل گرفتاری‌هایی که داریم کمتر امکان دارد با هم باشیم، نوروز تنها فرصت حضور مستمر کنار همدیگر است. نوروز تنها فرصتی است که همه اقوام را ببینیم. نکته سوم اینکه در نوروز چهره مردم شاد است. حتی پوشش مردم شاد است. تغییر فصل خیلی به شادی کمک می‌کند. مردم خودشان شاد می‌شوند و شادی را به یکدیگر انتقال می‌دهند. من نوروز که به اراک می‌روم خیلی برایم جالب است که هنوز به من جوراب عیدی می‌دهند. باور کنید سال‌های سال است که من جوراب نمی‌خرم. این جوراب نیست که می‌دهند بلکه محبت است نشان می‌دهند که بر دل می‌نشیند و در خاطر آدم می‌ماند. معمولاً در نوروز ما سعی می‌کنیم هوای افراد ضعیف را داشته باشیم. این خیلی زیباست که به بهانه نوروز این همه رفتار قشنگ داریم. حتی سفر با خانواده هم خیلی کارکرد مثبتی  دارد.

در فرهنگ دینی ما شادی و نشاط جایگاه محکمی‌دارد اما انگار برخی دوست دارند چهره عبوسی از اسلام ارائه دهند و آنقدر که به عزاداری‌ها بها می‌دهند به اعیاد مذهبی اعتنا نمی‌کنند. چرا؟

ببینید اسلام دین زندگی و نشاط است. پیشوایان دین ما می‌گفتند که عزاداری سه روز است. اسلام اصلاً مخالف شادی نیست. دین اسلام کامل ترین دین است و برای همه کارها راهنما دارد. گاهی مواقع ما تعبیرها و تفسیرهای خودمان را از اسلام ارائه می‌کنیم. این تعبیر ماست که دین اسلام را دین غم نشان می‌دهیم. همین شب‌های قدر شب‌هایی هستند که مردم بیشتر از شب‌های دیگر اشک می‌ریزند و دعا می‌کنند اما روز بعدش با حس خوبی از خواب برمی‌خیزند. اما باید قبول کنیم که ما برای غم‌هایمان ستاد تشکیل می‌دهیم اما به اعیاد مذهبی توجه کمتری نسبت به مناسبت‌های غمگین داریم. ما تفسیرهای خاصی از این موضوع می‌کنیم و فکرمی‌کنیم برای غم‌ها باید خودمان را بکشیم ولی شادی را یواشکی انجام بدهیم. ما نیاز به شادی‌های گروهی داریم. شادی‌های گروهی ما را به همدیگر نزدیک می‌کند. آنچه که ما نیاز داریم هر دو اینها در کنار همدیگر است.

روزنامه مردم سالاری/26 بهمن 1395





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26

بررسی تبعات اجتماعی حادثه پلاسکو در گفت‌و‌گو با سید‌حسن موسوی چلک‌ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران:

مدیریت بحران ما خود بحران‌زده است(بخش اول)

نیما نوربخش

بررسی بیش از پیش پیامدهای پیدا و پنهان حادثه پلاسکو در جامعه، موضوعی است که به سادگی نباید از کنار آن گذشت. در روزهای اخیر و با اظهارات مختلف مسئولان امر درباره چگونگی و چرایی این رویداد مهیب، شاید نکته‌ای که مغفول می‌ماند همان موضوعی است که کمتر مسئولان ما بدان توجه می‌کنند؛ یعنی آسیب شناسی تبعات روانی و اجتماعی این واقعه در جامعه‌ای که بنابر آمارهای رسمی‌وزارت بهداشت، بخش مهمی‌ از مردمش گرفتار افسردگی هستند. از این منظر و با توجه به حساسیت موضوع به سراغ دکتر حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاری اجتماعی کشور و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی رفتیم و در بخشی از گفت و گو به موضوع افزایش نشاط اجتماعی هم نقبی زدیم. گفت‌و‌گوی «مردم‌سالاری» با موسوی چلک را می‌خوانید:

در یک نگاه آسیب شناسانه، تبعات روانی حادثه پلاسکو در جامعه چه مسائلی می‌تواند باشد؟

ببینید هر حادثه‌ای که در جامعه اتفاق می‌افتد یکسری پیامدها  از خود بر جای می‌گذارد. در حادثه پلاسکو به عنوان اتفاق مهیبی که هم مسوولان و هم افکارعمومی‌ را به شوک برد از نظر اجتماعی چند پیامد حاصل شد. اولین بخش آن ترس و هراس اجتماعی بود که چه بسا در دل مردم هراسی ایجاد می‌شود که در ورود به این پاساژهای قدیمی ‌با دل‌نگرانی همراه است. این دل‌نگرانی، هم برای کسانی است که در این مجموعه‌ها کار می‌کنند و هم برای خریداران. نکته بعدی که خیلی مهم است اعتماد به مدیریت بحران در کشورمان است. مدیریت بحران ما در مورد حادثه پلاسکو نشان داد که خودش بحران زده است و این بی‌اعتمادی بیش از هر چیزی مردم را نگران کرده است. اینکه مدیریت درستی در شرایط بحران صورت نگرفت چند پیام دارد. نخست اینکه ما افراد مناسب را برای پست‌های اینچنین حساس انتخاب نکردیم. چرا که مدیریت بحران آدمی‌می‌خواهد که رفع بحران کند. اگرچه این مسئله تقریباً در خیلی از حوزه‌های مدیریتی ایران مشهود است. بخش بعدی که در رابطه با حادثه پلاسکو نگران‌کننده بود این عدم اطمینان مردم به نظام تصمیم‌گیری کشور بود. این عدم اطمینان فشارهای روانی و اجتماعی زیادی بر شهروندان به جا می‌گذارد. لذا این ترس باعث می‌شود که این تفکر که من باید بیشتر به فکر خودم باشم در جامعه افزایش یابد چون دیگر نمی‌شود به کسی اعتماد کرد. نکته دیگر در مورد حادثه پلاسکو آن بخشی است که مردم در مورد ایمنی و حفاظت از خودشان برای پیشگیری به معنای عام سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. دلیلش هم این است که این تفکر در جامعه ما نهادینه نشده و این خیلی ناگوار است. نکته بعدی به نظر من به عنوان یک شهروند این است که چقدر نهادهای مربوطه در حفاظت از جان و مال مردم کم تفاوتند. وقتی شما می‌بینید که بارها و بارها در طول سال‌های متمادی به مسئولان این ساختمان در مورد ضعف ایمنی تذکر داده شد اما اقدام پیشگیرانه جدی برای آن صورت نگرفت تا اینکه این حادثه سهمگین پدید آمد. به راستی مسوولین برای حفاظت از جان مردم چه کردند؟ حتی دیدیم که مردم هم این نوع هشدارها را خیلی جدی نمی‌گیرند.
ما در جلسات پیشین شورای شهر تهران دیدیم که تعدادی از حامیان شهردار در شورای شهر از امضای دو فوریت ‌کمیته حقیقت‌یاب حادثه پلاسکو سر باز زدند در حالیکه این دو فوریت نشان از اهمیت حقیقت‌یابی در این واقعه دارد.
وقتی موضوع یک حادثه عظیم را که ظاهرا بر اساس آتش‌سوزی اتفاق افتاده رنگ و بوی سیاسی می‌دهند نشان از ضعف مدیریت دارد.

اطلاع‌رسانی صداوسیما را به عنوان مرجع انحصاری پوشش این حادثه چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من بخش عمده‌ای از آنچه که در رسانه ملی در مورد پلاسکو گزارش شد توجیه بود، یعنی واقعیت‌های پلاسکو در رسانه ملی ما بازگو نشد. علی‌رغم اینکه خیلی تلاش کردند و شبکه خبر24 ساعته گزارشش را پخش می‌کرد. اما نکته بعدی نقشی بود که شبکه‌های اجتماعی در این حادثه داشتند. آن هم یک بخش به عنوان «شهروند خبرنگار» که خوب بود و یک بخش اطلاعات غیرواقعی بود که در این رسانه‌های مجازی منتشر می‌شد. البته وقتی مرجع اطلاع‌رسانی شفاف و بدون ممیزی وجود نداشته باشد طبیعتا مردم به شایعه‌ها اعتماد می‌کنند. بعد از این همه بحران می‌بایست یک واحد اطلاع‌رسانی قابل اعتماد به مردم اطلاع‌رسانی می‌کرد. خیلی از مردم می‌گفتند ما اخبار درست را از رسانه‌های آن طرف آب پیگیری می‌کنیم که این یعنی به اخبار خودمان اعتمادی نمی‌کردند که این برای جامعه و رسانه‌های ما خیلی بد است. ما باید در این شرایط یک سیاست رسانه‌ای برای خودمان داشته باشیم چون وقتی اخبار درست ارائه نمی‌شود آن وقت شایعات موج‌سواری می‌کنند و با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی دیگر نمی‌توانستیم این بخش را ساماندهی کنیم. نکته دیگر در مورد حادثه پلاسکو که کمتر به آن توجه شد فرافکنی مسوولین در مقابل بزرگ کردن شایعات پلاسکو است. من می‌گویم آتش‌نشانان ما واقعاً جانفشانی کردند. اما آنچه که اتفاق افتاد این بود که آن قدر فرافکنی کردیم که آن بخشی که باید پاسخگو می‌بود به راحتی در سایه ماند. آنهایی که باید جوابگو می‌بودند آرامش خودشان را داشتند و به کسی جوابگو نبودند. اما نوع حادثه به گونه‌ای بود که نه فقط افکارعمومی‌کشور ما تاثیر پذیرفتند حتی کشورهای دیگر پیام تسلیت فرستادند. در مقابل نوع واکنش ما را درنظر بگیرید. آیا این مسوولیت‌پذیری در قبال مردمی‌است که ما به واسطه آنها مدیریت می‌کنیم؟ 

فکر می‌کنم اقدامات خودجوش مردمی‌ تاثیرات مثبت بسیاری برای سانحه دیدگان و بازماندگان این حادثه داشت.

حادثه پلاسکو اتفاقی بود که افکارعمومی ‌از کودکان تا بزرگسالان واقعاً درگیرش شدند. پیام مثبتش این بود که مردم در این گونه مواقع با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی‌شان قدردان کسانی هستند که خدمت کنند و در مورد آتش‌نشانان عزیز این موضوع عینیت پیدا کرد. یا همین مراجعه مردم به سازمان‌های انتقال خون بدون آنکه کسی از آنها بخواهد. حتی در شهرهای مختلف مردم بنر و پارچه نوشت می‌زدند و از آتش‌نشان‌ها قدردانی می‌کردند. ما در این حادثه دو گروه را فراموش کردیم. کارگرانی که می‌بایست بیمه بشوند و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  فرصتی را از این حیث فراهم کرد که می‌تواند یک تکیه‌گاهی برای این قشر زحمتکش جامعه باشد. گروه دوم کسانی هستند که کاسب آنجا بودند و  بواسطه این اتفاق زندگی‌شان از این رو به آن رو شد. آن‌هایی که خسارت مالی دیدند بازاریان بودند. برخی از بازاریان آمدند و پیشنهاد کردند که آماده‌اند به آنها تا یکسال مکان رایگان برای کسب و کار بدهند که عموماً هم از قشر مذهبی بازار بودند. این امر می‌تواند باعث اطمینان‌بخشی مردم بشود. حاکمیت باید به عنوان یک پشتوانه اجتماعی در شرایطی که کشور خواسته یا ناخواسته دچار بحران می‌شود، حمایت بکند. این بازاریان زیان دیده در چرخه اقتصاد کشور نقش داشتند و نمی‌شود به راحتی از کنارشان گذشت. من شنیدم بعضی از مردم چک‌های این عزیزان را به مراجع ذیربط تحویل  دادند تا آسودگی خیال بازاریان خسارت دیده را فراهم کنند. این رفتارهای اجتماعی بسیار قشنگ است.

از روز اول خیلی از مسوولان اعلام می‌کردند که مردم آنجا حضور پیدا نکنند. من اگرچه با آنها موافق بودم اما باید بپذیریم این خیلی خوب است که مردم برای جامعه‌شان نگرانند و واکنش‌های این چنینی نشان می‌دهند.آیا این حضور  یک پیام مثبت از جامعه پویا نیست؟

بله درست است اما از دو منظر باید به این قضیه نگریست.حساسیت مردم خوب است چون اگر نبود این رفتارهای مدنی و انسان دوستانه در حمایت مردمی‌از حادثه دیدگان روی نمی‌داد. اما نکته دیگر را هم باید مدنظر قرار بدهیم و آن تجمعی است که ممکن است امدادرسانی فوری را مختل کند. ما در انجمن مددکاران اجتماعی ایران کمپینی گذاشتیم با عنوان «امدادگران مشغول نجات اند لطفاً مزاحم نشوید». شاید اولین کمپینی بود که بعد از حادثه پلاسکو راه اندازی شد. دلیلش هم این بود که مردم را نسبت به این موضوع حساس‌تر بکنیم که  با عدم حضورمان  بستر را برای سرعت در امداد و نجات ایجاد کنیم. در زلزله بم هم این اتفاق مشهود بود و با اینکه خیلی از مردم آمده بودند اما نقشی را نمی‌توانستند ایفا کنند و بیشتر دست و پاگیر بودند. در عین حال که این نوع نگرانی مردم ارزشمند است اما این را هم باید بپذیریم که در مواقع بحران کسانی که تخصصی دارند و می‌توانند کمک کنند باید حضور داشته باشند. گرچه معتقدم این نوع حضور مردم می‌تواند تسلی دهنده باشد و نقش حمایتی پررنگی ایفا کند. در هر صورت حضور مردم با این شیوه خودجوش و غیرسازماندهی شده با هدف تقدیر از امدادگران و آتش‌نشانان بردل نشست. این یک امیدواری را برای آتش‌نشانان و امدادگران که در راه حفظ سلامت مردم تلاش می‌کنند داشته و انگیزه شان را برای کار بهتر تقویت می‌کند. در نگاه دیگر این حادثه تلنگری بود که باعث شد مردم نسبت به اطراف خودشان حساسیت بیشتری پیدا کنند. مردم نسبت به بیمه ساختمانشان حساس‌تر شدند. پلاسکو یک عارضه بود. اگر یک فرهنگ سازی در بخش ایمنی صورت بگیرد نوعی تجربه مثبت است که درس‌های بسیاری برای جامعه داشت. البته یک غم عمومی ‌هم در جامعه سرایت پیدا کرد.

شاید جامعه ما آمادگی‌اش را ندارد؟

بله جامعه ما در شرایط بحران آمادگی‌اش را ندارد. به همین دلیل رفتارهای واکنشی از خودش بروز می‌دهد و چون آمادگی نداریم تبعات روانی و اجتماعی این حوادث بیشتر دیده می‌شود. واقعیت این است که ما در بخش بازتوانی مصائب اجتماعی یک برنامه عملیاتی مشخص و قابل اجرا نداریم. برنامه‌ای در سازمان مدیریت بحران نوشته شده ولی ما دیدیم که در حادثه پلاسکو عملا آن برنامه‌ها  خیلی جدی مورد توجه قرار نگرفت. این باز هم ضعف مدیریت بحران ما بود. چون وقتی اتفاقی این چنین سهمگین می‌افتد ما باید بازتوانی‌های اجتماعی را بعد از مرحله آواربرداری‌ها داشته باشیم که بخشی از آن هم توجه به افکارعمومی‌است. ما عملا هیچ برنامه‌ای برای بازتوانی‌های اجتماعی در سطح افکار عمومی‌نداشتیم. انجمن ما یعنی انجمن مددکاران اجتماعی ایران به آتش‌نشانی، وزارت کشور، شهرداری تهران و استانداری و هلال احمر آمادگی خود را اعلام کرده بود تا برای حادثه‌دیدگان و خانواده‌هایشان بازتوانی‌های اجتماعی انجام دهیم که ظاهرا نیازی احساس نکردند.
پس چراهیچ واکنشی نشان ندادند و از این ظرفیت تخصصی کمک نگرفتند؟
چون اعتقاد جدی به بازتوانی‌های اجتماعی و تاثیرش بر جامعه ندارند. ما3000 نفر از اعضای انجمن مان را آماده کرده بودیم اما آن اعتماد نیست. ما آمدیم کمپین گذاشتیم و همان روز اول  به دستگاه‌های مرتبط نامه زدیم .از طریق خبرگزاری‌ها هم اعلام آمادگی کردیم  چون ما به عنوان یک تشکل تخصصی وظیفه داریم در هنگام سوانح این کمک‌ها را انجام بدهیم و در سوگندنامه مددکاری اجتماعی به آمادگی برای ارائه خدمات در این نوع حوادث سوگند یاد کردیم. اما از حضور بدون هماهنگی اجتناب کردیم چون در این صورت بی‌توجهی به مدیریت بحران می‌کردیم. نکته دیگر اینکه باید ظرفیت مطالبه‌گری‌مان را بالا ببریم و کانالیزه کنیم. مثلاً در تشییع جنازه شهدای آتشنشان شاهد بودیم که شعار برخی مردم این بود:«قالیباف قالیباف،استعفاء استعفاء». من کاری ندارم که این شعارها دراین شرایط خوب یا بد است اما حادثه پلاسکو می‌تواند یک دلیل باشد برای اینکه مردم در خصوص ایمنی از دستگاه‌های مسوول مطالبه گری هم داشته باشند. مگر ما قبل از پلاسکو نمی‌توانستیم مطالبه‌گری داشته باشیم؟ امنیت حق مردم است. یکی از وظایف حاکمیت این است که امنیت ایجاد کند.امنیت فقط به حفظ مرز نیست و امنیت روانی و اجتماعی در کنار امنیت انتظامی‌می‌تواند کمک کننده باشد.

تبعات سلفی‌های متعدد در حادثه پلاسکو چه بود که اینقدر در حادثه پلاسکو پررنگ شد؟

موضوع سلفی در این برنامه‌ها و حوادث همیشه بوده و هست. اتفاقا من مصاحبه ای دراین مورد داشتم. به نظر من اینها باید تبدیل به یک فرهنگ سازی بشود. چرا که این نوع واکنش‌ها یک جایی برای جبران کمبودهای فردی ست که می‌خواهد بگوید من اولین نفری هستم که این خبر بد را پوشش می‌دهم و برایم مهم است که چقدر لایک می‌گیرم. این نشان می‌دهد ما هنوز به مرحله بلوغ نرسیده ایم تا از فضای مجازی درست استفاده کنیم. البته موضوع شهروند-خبرنگار داستانش فرق می‌کند. شهروند-خبرنگار یک اتفاقی بود که بر‌اساس مستندات بود و ساختگی نبود(پایان بخش اول)

روزنامه مردم سالاری/26 بهمن 1395





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/26
در گفتگو با مهر عنوان شد؛

برخورد ضربتی با آسیب‌های اجتماعی اثربخشی پایدار ندارد

موسوی چلک
شناسهٔ خبر: 3905125 - 
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران گفت: برخوردهای ضربتی در حوزه آسیب های اجتماعی اثربخشی پایداری ندارد.

سید حسن موسوی چلک در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: گرچه در بیشتر این سال‌ها رویکردهای اجتماعی در مدیریت این موضوع کمرنگ‌تر بود و بیشتر با اجرای طرح‌های ضربتی از قبیل دستگیری و یا جمع‌آوری افراد از سطح شهر سعی شد تا به آنها پرداخته شود. شاید این نوع برخوردها به اصطلاح به عنوان «مسکن» که اثر بسیار کوتاه مدت دارد، چهره ظاهری شهر را پاک کند؛ اما نباید فراموش کرد که آسیب‌های اجتماعی یک شبه بوجود نیامدند که یک شبه هم از بین بروند.

وی گفت: بارها و بارها این افراد از سطح خیابان جمع شدند ولی باز هم سر از خیابان درآوردند. گرچه معتقدم اصطلاح «جمع‌آوری» برای انسان‌ها اصطلاح مناسبی نیست، ولی به اشتباه حتی در اسناد و سیاستگذاری‌های ما هم وجود دارد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه تأکید کرد: آسیب‌های اجتماعی موضوعاتی بسیار پیچیده، چند عاملی، متنوع، سیال، در برخی موارد جذاب و  دارای اقتصاد بالا و... هستند که مدیریت آن نیازمند تدبیر متناسب با آنها هست؛ لذا برخوردهای صرف قهری و یا برخوردهای ضربتی از قبیل جمع‌آوری تاکنون نتوانسته شیب رشد آسیب‌های اجتماعی را خیلی کند و یا کم کند که اگر موفق بود، این وضعیت آسیب‌های اجتماعی نبود؛ به‌گونه‌ای که طبق اذعان کسانی که در جلسات مسئولین نظام با مقام معظم رهبری حضور داشتند، ایشان به عقب بودن بیست ساله برنامه از وضعیت آسیب‌های اجتماعی تصریح کردند.

به گفته موسوی چلک، این خود گویای این نکته است که برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی باید طرحی نو با نگرش نو و مبتنی بر واقعیت موجود و با نگاه به آینده در انداخت؛ طرحی که ابتدا و انتهایش رویکرد جمع‌آوری افراد نباشد.

وی خاطرنشان کرد: ولی در سال‌های اخیر به ویژه پس از ورود مقام معظم رهبری به موضوع آسیب‌های اجتماعی، تقویت رویکرد برخورد با آسیب‌ها صورت گرفته است.





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/25
خدایا ، در این شب با تو عهد می بندم تا تمام تلاشم را کنم تا بهتر باشم
تو از من قبول کن
و من را در این راه تنها نگذار
خدایا از صمیم قلبم راضی ام و خوشحالم اگر کسی خطی از کلامم را بیان کند و با آن خو بگیرد یا آرامشی یابد
می دانم همه این تنها لطف و عنایت بی کران توست
که اینگونه مرا لبریز می کنی
از تو ممنونم . خیلی ساده و پیچیده
و از تو ممنونم که نمی گذاری بخیل باشم تا آنچه بر زبانم جاری می کنی را تنها برای خود و به نام خود بخواهم
که همه این همه کلام توست و ذکر تو
خدای خوبم
به زبان کسی که فقط ساده می تواند با تو سخن بگوید از تو می خواهم که ببخشیم که این همه کم یادت می کنم
کم سراغت را می گیرم. کمی دلم می گیرد
کم به تو سر می زنم
کم می خوانم و کم می دانمت
. نمی دانم این همه نادانی چگونه مرا فرا گرفته و این همه ادعای دانایی از کجا آمده و به کجا می خواهد برود
وای بر من اگر به این راهم ادامه بدهم.
از تو می خواهم که کمکم کنی و تنهایم نگذاری
کمکم کنی و قلبم را بزرگ کنی تا بیشتر صدایت کنم .
سراغت بیایم و همیشه یادت باشم ...
ایمان دارم که آنگاه که از تو بخواهم صدایم را می شنوی و خواسته ام را اجابت می کنی
چون این بهترین خواسته ایست که تا کنون از کسی خواسته ام و آن هم نه هر کس
بزرگی بی همتا چون تو .
http://yadeyaran00.blogfa.com




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/24

یاییم به جای پا، دستان هم را بگیریم

             انسان موجودی اجتماعی است لذا برای زندگی در جامعه نیاز به همکاری با دیگران دارد.به همین دلیل در حوزه اخلاق اجتماعی یکی ازمولفه ها، همکاری با دیگران است.بدون شک لذتی که انسان از کمک کردن به دیگران می برد به مراتب ببشتر از زمانی است که زیر پای کسی را خالی می کنیم.حال چه می شود که برخی از افراد این لذت را در زیرپا  خالی کردن دیگران می دانند،نمی دانم. پس حال که می توانیم دستان هم را بگیریم در این راه از یکدیگر سبقت بگیریم.

          اگر دست کسی را گرفیم فرصت را برای رشد او فراهم می کنیم، شرایط بهتری را برای او فراهم می کنیم،این دست گیری موجب می شود که اگر ما هم نیاز داشتیم دیگران دستان ما را بگیرند.این شرایط را در نظر داشته باشید که فردی در حال سقوط در چاهی است. لذت کدامیک بیشتر است؟کمک کردن به او برای خروج از چاه یا هول دادن فرد به داخل چاه؟انسان اخلاق مدار راه اول را انتخاب می کند.اگر دست کسی را گرفتید و او رشد کرد و به شوکت و شهرت  و مقامی رسید بیشتر خوشحال می شویم یا زمانی که او را در اوج ذلت و ناتوانی ببینیم؟

             پس بیاییم تا دیر نشده بر مبنای اخلاق اجتماعی تا می توانیم دستان هم را بگیریم تا این که زیر پای هم را خالی کنیم.دست گیری به مراتب راحت تر و شیرین تر از خالی کردن زیر پای هم است.

سید حسن موسوی چلک

مددکار اجتماعی

باز نشر





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/23
Image result for ‫شهادت فاطمه زهرا‬‎
Related image




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/22
Image result for ‫تبریک 22 بهمن‬‎




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/22

final layer





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/18

به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی؛

آیین نکوداشت دکتر حسین فکرآزاد برگزار می‌شود

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران از برگزاری آیین نکوداشت «استاد دکتر حسین فکرآزاد» خبر داد.

سید حسن موسوی چلک در گفت و گو با ایسنا، گفت: به مناسبت روز جهانی مددکاری اجتماعی و به منظور قدردانی از 40سال تلاش‌های ارزنده علمی، آموزشی و اجرایی دکتر حسین فکرآزاد از پیشکسوتان مددکاری اجتماعی در ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، انجمن مددکاران اجتماعی ایران با همکاری بهزیستی استان تهران، آیین نکوداشت پیشکسوتان مددکاری اجتماعی و سلامت اجتماعی ایران را روز دوشنبه نهم اسفند ماه سال 1395 برگزار خواهد شد.

وی در ادامه افزود: این برنامه پنجمین مراسم نکوداشت از مجموعه آیین های تکریم پیشگامان مددکاری و سلامت اجتماعی است که در آستانه روز جهانی مددکاری اجتماعی برگزار خواهد شد.

موسوی چلک با اشاره به سوابق ارزنده دکتر حسین فکرآزاد در حوزه مددکاری اجتماعی و کودکان گفت: دکتر حسین فکرآزاد یکی از اساتید برجسته مددکاری اجتماعی است که طی سالهای دراز فعالیت خود توفیقات زیادی را در حوزه آموزش، پژوهش و اجرا کسب کرده است و سالیان متمادی در سازمان بهزیستی کشور به عنوان مسول، کارشناس و مشاور همکاری داشته است. ایشان یکی از کسانی بودند که در نامگذاری روز جهانی کودک درایران تلاش وافری کردند. نام وی در حوزه مددکاری اجتماعی وکودکان برای همه آشناست. سال ها مسئولیت گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی را عهده دار بودند و کتاب های مختلفی در این حوزه تالیف کردند. حضور در حوادث طبیعی و غیر طبیعی و به روز رسانی اطلاعات خود در این حوزه‌ها از ایشان استادی زبده ساخت.


رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه با بیان آنکه  این مراسم با اهداف مختلفی برگزارمی شود عنوان کرد: یکی از این اهداف تکریم کسانی است که در عرصه تعلیم و تعلم نقش سازنده داشتند و علاقمند هستیم این تکریم هنگام حیات شان صورت گیرد ؛ هم چنین آنکه علاقمندیم این نوع مراسم ها را برای سایر اساتید مددکاری اجتماعی و حوزه سلامت اجتماعی نیز برگزار کنیم.

به گزارش ایسنا، این مراسم نکوداشت دوشنبه نهم اسفندماه سال جاری از ساعت ۱۴ تا ۱۷ در سالن اجتماعات بهزیستی استان تهران واقع در خیابان ولیعصر (عج)، بالاتر از میرداماد، ابتدای ظفر (نبش کوچه فرزان غربی) برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/خبرگزاری ایسنا/اجتماعی/خانواده تاریخ 17 بهمن 1395

 

 





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/17

نشست تخصصی تبیین مولفه‌های جدید مددکاری اجتماعی در یزد

نشست تخصصی تبیین مولفه‌های تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی عصر روز یکشنبه ۱۰ بهمن ماه سال جاری باحضور دکتر سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و جمعی از استادان و اعضای انجمن مددکاران اجتماعی ایران در دانشگاه یزد برگزار شد.

در ابتدای این مراسم دکتر سیدرضا جوادیان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی استان یزد در خصوص اهمیت نقش و جایگاه مددکاری اجتماعی گفت: در تعریف جدید جهانی مددکاری اجتماعی بر مواردی چون توسعه و تغییر اجتماعی، انسجام اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، توانمندسازی، رفاه و بهزیستی افراد تاکید شده است.
در ادامه این نشست  سید حسن موسوی چلک با اشاره به تعریف جدید مددکاری اجتماعی که در نشست عمومی فدراسیون جهانی به تصویب رسیده است گفت: مددکاری اجتماعی یک حرفه کاربردی و رشته تحصیلی دانشگاهی است که توسعه و تغییر اجتماعی و توانمند سازی و آزادسازی افراد را تسهیل می‌کند.

وی افزود: اصول عدالت اجتماعی، حقوق بشر، مسئولیت جمعی و احترام به تفاوت‌ها در مددکاری اجتماعی بسیار اساسی هستند.
وی خاطرنشان کرد: مددکاری اجتماعی با تکیه برعلوم اجتماعی، علوم انسانی و دانش بومی افراد، ساختارها را در مقابله با چالش‌های زندگی و ارتقا رفاه و بهزیستی درگیر می‌کند.
وی تصریح کرد: در تعریف مددکاری اجتماعی هر ۱۰سال یکبار بازنگری صورت می‌گیرد که در تعریف آن می‌توان به موضوعات مهمی از جمله جایگاه مددکاری اجتماعی اشاره کرد.
دکتر موسوی چلک خاطرنشان کرد: موضوع توانمندسازی مردم و جامعه نیز که در گذشته هم در مددکاری اجتماعی مورد توجه بوده در این تعریف نیز برآن تاکید شده است تا به جای وابستگی افراد، کاهش وابستگی مستمر افراد به سازمان‌ها فراهم شود

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه به چند مؤلفه مهم دیگر که در تعریف جدید مددکاری اجتماعی آمده است اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه‌های مهم مسئولان موضوع عدالت اجتماعی است که اگر زمینه برای تحقق آن فراهم شود جامعه‌ای سالم خواهیم داشت.
دکتر موسوی چلک افزود: موضوعات دیگر از قبیل توجه به حقوق انسانی، مسئولیت اجتماعی و احترام به افراد علیرغم تفاوت‌هایی که می‌توانند داشته باشند در زمره مواردی هستند که در تعریف جدید مددکاری اجتماعی به آنها اشاره شده است.
در ادامه این نشست دکتر حسین افراسیابی رئیس مرکز تحقیقات علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه یزد نیز در خصوص اهمیت تعامل سازمان‌ها و دانشگاه‌ها توضیحاتی ارائه کرد و افزود: دانشگاه یزد این پتانسیل و امکان را دارد که با سازمان‌ها همکاری کرده و به آنها در حوزه‌های علمی پژوهشی کمک کند.

photo_2017-01-31_15-04-03 photo_2017-01-31_15-04-15 photo_2017-01-31_15-04-22 photo_2017-01-31_15-04-28





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/14

گزارش کامل ایسنا از آخرین وداع با شهدای پلاسکو+ عکس

مصلی پلاسکو

مراسم «آخرین وداع با شهدای آتش نشان» امروز طی مراسمی با حضور جمعی از مسئولان کشوری و لشگری و اقشار مختلف مردم در مصلای امام خمینی (ره) آغاز شد و پس از تشییع، پیکرهای شهدا راهی بهشت‌زهرا (س) شدند تا در خاک آرام گیرند.

به گزارش ایسنا، مراسم تشییع پیکر شهدای آتش‌نشان از ساعت 8: 30 امروز با حضور علی لاریجانی رییس قوه مقننه، آیت‌الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه، حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی رییس دفتر مقام معظم رهبری، حسین فریدون برادر و دستیار ویژه رئیس جمهور ایران، اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهور، قالیباف شهردار تهران، سید حسن هاشمی وزیر بهداشت، سید محمود علوی وزیر اطلاعات، رحمانی فضلی وزیر کشور، حجت الاسلام پورمحمدی وزیر دادگستری، جعفری دولت آبادی دادستان تهران، پرویز فتاح رییس کمیته امداد، سرلشگر رحیم صفوی مشاور عالی و دستیار نظامی مقام معظم رهبری، هاشمی استاندار تهران، حجت الاسلام سیدمحمدحسن ابوترابی نایب رئیس اول مجلس نهم، محمدرضا عارف نماینده مردم تهران، محسن و یاسر هاشمی فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مهدی چمران رییس شورای شهر  و اعضای شورای شهر تهران و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اقشار مختلف مردم و همقطاران شهدا برگزار شد.

در این مراسم پیام مقام معظم رهبری درباره شهدای آتش‌نشان قرائت شد و در ادامه پس از قرائت قرآن کریم و مداحی، اسامی شهدای آتش‌نشان قرائت شد که با فریاد "الله‌اکبر" برای هر نام شهید از سوی حضار همراه شد.

اسامی شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو عبارتند از: فریدون علی‌تبار، محمد آقایی، محسن قدیانی، حسین حسین‌زاده، علیرضا سفی‌زاده، حسین سلطانی، رضا شفیعی، امیرحسین داداشی، مجتبی کوهی، علی مستوفی، ناصر مهرورز، حامد هوایی، علی امینی، محسن روحانی، رضا نظری و بهنام میرزاخانی.

در ساعت 9:56 آیت‌الله امامی کاشانی بر پیکر شهدای آتش‌نشان نماز اقامه کرد و مردم با چشمان اشک آلود به نماز ایستادند.

پس از پایان نماز، پیکرهای شهدا در میان مداحی و سینه‌زنی از مصلی خارج شد تا بر دوش همقطاران و مردم سوگوار تا خیابان‌های شهید مفتح و شهید مطهری و میدان هفت تیر تشییع شود.

هر چند به علت ازدحام جمعیت، حرکت خودروهای حامل پیکر شهدا به سختی و آرامی صورت گرفت، مردم نیز با سر دادن "الله اکبر "و "لا اله الا الله" و گلباران خودروهای حامل شهدا از سوی بالگردها و مردم، پیکرهای قهرمانان پلاسکو را تشییع کردند.

در ضلع جنوبی مصلی چهار دستگاه کامیون آتش‌نشانی گل زده و آماده انتقال پیکر شهدای آتش‌نشان به سمت بهشت‌زهرا(س) بودند.

خانواده‌های شهدای آتش‌نشان و اقشار مختلف مردم از سراسر کشور از ساعتی قبل از شروع مراسم در محل مصلای تهران حضور داشتند تا پس از تشییع، پیکر 16 شهید آتش‌نشان حادثه پلاسکو را برای خاکسپاری در قطعه 50 بهشت زهرا(س) بدرقه کنند.

همچنین آتش نشانان ایستگاه‌های مختلف علاوه بر حضور گسترده در داخل شبستان، به احترام همقطاران شهید خود در محوطه مصلی، خبردار ایستاده‌ بودند .

حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر شهدای آتشنشان

گزارش خبرنگار ایسنا حکایت از این دارد که شهروندان گروه گروه با در دست داشتن شاخه‌های گل‌های سفید و پرچم‌های سیاه در مصلی و خیابان‌های منتهی به مصلی حضور داشتند و خیابان‌های منتهی به مصلی مملو از جمعیت بود.

برخی از مردم با نواختن طبل و سنج و نواهای سوگواری به عزاداری در میان جمعیت می‌پرداختند و شماری دیگر از شهروندان شعار «برتو درود، بر تو سلام آتش‌نشان قهرمان» سر می‌دادند.

شهروندان به صورت خودجوش پارچه‌نوشته‌ها و بلاکاردهایی به پاس و قدردانی از رشادت‌ها و ایثار آتش‌نشان‌ها چاپ و در محوطه نصب کرده بودند و یا در دست داشتند .

برخی مردم نیز با مراجعه به سوی آتش‌نشانان مستقر در محوطه، به آنها شهادت هم‌قطارانشان را تسلیت می‌گفتند و ابراز همدردی می کردند.

اگر چه مراسم تشییع پیکر قهرمانان پلاسکو در روز غیرتعطیل و تغییر مکان تعیین شده اولیه یعنی از دانشگاه تهران به مصلی همراه شد، اما خیل عظیم جمعیت از تهران و سایر شهرها برای پاسداشت مقام شهدای آتش‌نشان حضور یافته بودند.

همزمان با برگزاری مراسم در مصلی، گزارش خبرنگار ایسنا مستقر در بهشت زهرا نیز حکایت از حضور گسترده مردم در قطعه 50 برای آخرین وداع با شهدای آتش نشان است که دوازده روز پیش وقتی برای نجات جان هموطنانمان وارد ساختمان شعله ور پلاسکو شدند و عملیات نجات شهروندان و اطفاء حریق را انجام دادند با فروریختن ساختمان زیر آوارها ماندند و به سوی خدا پرواز کردند.

پیکر  شهدای آتش‌نشان پس از تشییع تا میدان هفتم تیر، در ساعت 12:10 به آمبولانس‌های بهشت زهرا(س) منتقل شد تا طی مراسمی در جوار شهدای گمنام و منا آرام گیرند.

در ساعت 13:49  پیکر شهدای آتش نشان برای خاکسپاری وارد قطعه 50 بهشت زهرا(س) و پس از مداحی و نوحه سرایی در ساعت 14:20 پیکر 13 تن از شهدای پلاسکو در خاک آرام گرفتند و پیکر سه تن دیگر برای خاکسپاری به زادگاهشان (اراک، رضوانشهر گیلان و اسلامشهر) منتقل شد.

انتهای پیام





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/11

مدیر کل مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی:

نظام رصد آسیب‌های اجتماعی باید به بهزیستی واگذار شود

46572.jpg

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد بهزیستی کشور با اشاره به ضرورت عدم نگاه سیاسی و امنیتی به مسائل حوزه آسیب‌های اجتماعی افزود: نظام رصد آسیب‌های اجتماعی باید به بهزیستی واگذار شود.

به گزارش ایسنا، «سیدحسن موسوی چلک» در نشست منطقه‌ای کارشناسان مسئول دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور که به میزبانی استان یزد برگزار شد،‌ با اشاره به ضرورت بازتوانی خانواده‌ها در برابر آسیب‌های اجتماعی،‌ اظهار کرد: سیاستگذاری و برنامه ریزی‌های کشور باید از حاشیه به متن ورود پیدا کند.

وی با بیان این که آسیب‌های اجتماعی جرائم مختلف با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند، گفت: جلوگیری از بروز آسیب‌های فردی و خانوادگی نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اجتماعی ایفا می‌کند.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد بهزیستی کشور با تشریح وضعیت آسیب‌های اجتماعی در کشور خاطرنشان کرد: خوشبختانه نگاه به بحث کاهش آسیب‌های اجتماعی جدی شده و تمام دستگاه‌های کشور به دنبال رفع این معضل هستند.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد بهزیستی کشور با اشاره به ضرورت کاهش آسیب‌های اجتماعی در حوزه‌های مختلف، گفت: جلوگیری از بروز آسیب‌های فردی و اجتماعی نقش مهمی درکاهش آسیب‌های اجتماعی ایفا می‌کند.

موسوی چلک سازمان بهزیستی را از جمله نهادهای رسمی و دارای ظرفیت بالا در حوزه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دانست و بیان کرد: نشست‌های منطقه ای کارشناسان مسئول دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی و مسئولان فنی مراکز غیردولتی بهزیستی با هدف بحث و تبادل نظر در این حوزه برگزار می شود.

انتهای پیام





نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/11

شعر «کردستان من» از زنده‌یاد: استاد سیدمحمود گلشن کردستانی


چشمه‌ی زاینده، چشم روشن ایران من

کوه کوه و سنگ سنگ و چشمه چشمه، رود رود

از یکایک بشنوی پژواک کردستان من

نیستم از تو جدا و نیستی از من جدا

من کی‌ام؟ از آن تو؛ تو کیستی؟ از آن من

سهمگین کوه تو در گوش دلم گفت این سخن

کی شود آلوده زین تردامانان دامان من

از زبان تو سخن گوید به گیتی، پور تو

ای که فرزند تو هستم، ای که هستی جان من

من گرامی خاک کردستانم و نبوَد به دهر

نقطه‌ای همپایه‌ی من، خطه‌ای همشان من

ریشه‌ی ایرانم و از او نمی‌گردم جدا

ها من و تاریخ من! ها من و برهان من

دشمن مردم‌فریب سفله را از من بگوی

هان که در جانت نگیرد آتش عصیان من

نیستند از یکدگر هرگز جدا ای بی‌خبر

نام جاویدان ایران نام جاویدان من

شهره‌شیر بیشه‌ی ایرانم و جویای خصم

تیز باشد بهر دشمن چنگ من دندان من

ای مصاف مردمی را کرده آلوده به ننگ

تا نیندیشی که آلایی ز خود میدان من

از دلیری، پاکی و آزادگی، شیر اوژنی

داستان‌ها بشنوی از مرغ صد دستان من

هست تاریخم گواه از حادثات روزگار

خم نیاوردم به ابرو، تر نشد مژگان من

چون نیارد هیچکس نامردی با من کند

گوش گیتی تاکنون نشنیده است افغان من

کُرد میهن‌دوست پاک است و پدر باشم ورا

سر نپیچد هیچگه فرزند از فرمان من

راستی را دوست دارم، در ستیزم با کژی

این بوَد کیش من و عهد من و پیمان من

موج‌خیز آتشم، پایاب من خط امان

دل به دریا داده باشد آگه از توفان من

بودم از آغاز و پایانم نبیند چشم خصم

بیند از پایان خود چشم جهان پایان من

تا نگردد عبرت چشم جهان هرگز مباد

بی سر و سامان کند قصد سر و سامان من

سخت‌تر از کوه پولادم به چشم بخردان

سست فکر است آن که خواهد سستی بنیان من

خصم را گو این من و این گوی و میدان، بیا!

ها من و رزم‌آوری، ها دشمن کشخان من

چشم گیتی خیره در من بوده در هر دوره‌ای

دیده تاریخ در هر عهد شد حیران من

سرنگون خاک ذلت گردد آن بیچاره کو

از سبک‌رایی در آید در پی خذلان من

من به دریای حوادث در امانم هر زمان

ناخدایم عزم و تدبیر است کشتیبان من

زندگی‌بخش است مهرم دوستداران را ولی

زندگی‌سوز است در چشم عدو پیکان من

مأمن آزادگانم خطه‌ی کرد غیور

زان بلند‌آوازه بینی این بلند ایوان من

سهمگین دریای عزمم، کوه از پای افکن است

هیئت گیتی ستاند هیبت طغیان من

هست فریاد عظیمم در سکوت دشت من

هست آوای امیدم در نی چوپان من

جلوه‌گر بینی به هر جا کوه و باغ و راغ

شوق من اندیشه من، عشق من عرفان من

دیده بینای گیتی چشم جان روزگار

صد فضیلت بیند ازندر جامه‌ی خُلقان من

در سنندج مهد علم و مأمن عرفان نگر

تا ببینی آفتاب عشق نورافشان من

سقز و سردشت و اورامان، مریوان، بانه بین

یا مهاباد عزیز آن شهره دوران من

شهر شهر و قریه قریه، کوی کوی و جای جای

زندگی‌بخشند چونان چشمه‌ی حیوان من

رشک ارژنگ است در چشم خداوندان ذوق

دامن سرسبز من یعنی نگارستان من

جانفزای عشقبازان است گلگشتم همه

دلنواز روزگاران لاله و ریحان من

دوستدار مردمانم، دشمن نامردمان

شهره‌ی دهرند زین رو شهری و دهقان من

چشمه‌ی جوشان من، رود خروشانم نگر

مزرع سرسبز من، جالیز من، بستان من

پهنه‌ی سرسبز کردستان بود رشک جنان

زینت‌افزای جهان گلدسته‌ی الوان من

میهمان در دیدگان روشن من پا نهد

گر چه رنگین نیست همچون عهد پیشین خوان من

لذتی از میزبانی نیست بالاتر مرا

در سرای خویش آمد هر که شد مهمان من

زادگاه پاک من ای طرفه کردستان من

در امان دارد تو را از هر بلا یزدان من

در سراپای وجودم نیست جز حب‌الوطن

هست نام و یاد تو عشق من و ایمان من

سر به پایت می‌سپارم، جان به راهت می‌دهم

نیست غیر از جان و سر در راه تو امکان من

دیدم امریکا، اروپا، آسیا اما ندید

چشم من جایی مصفاتر ز کردستان من

گر چه می‌نازد به من ایران به شعر پارسی

شعر کردستان بود دیباچه‌ی دیوان من

«گلشن» است آزاده فرزند خلف ای خاک پاک

مشکل من درد تو، درمان تو آسان من

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/8
مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور:

مدیریت و کنترل آسیب های اجتماعی با رویکرد امنیتی امکان پذیرنیست

سنندج- مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور عنوان کرد: بی شک با رویکرد قهری و امنیتی هم نمی توان آسیب های اجتماعی را کنترل و مدیریت کرد.

به گزارش خبرنگارمهر، سید حسن موسوی چلک امروزچهارشنبه در دومین نشست علمی کاربردی مدیران ارشد بهزیستی سراسرکشور که با موضوع سلامت اجتماعی در برنامه ششم توسعه در سنندج برگزار شد، گفت: دربرنامه ششم توسعه نگاه ویژه ای به حوزه اجتماعی امروز و آینده کشورشده است و امیدواریم خروجی آن موجب تسهیل امور و اجرای وظایف مربوط به سلامت اجتماعی شود.

وی با اشاره به اینکه سازمان های اجتماعی و حمایتی هم خواهان بزرگ تر شدن نیستند، عنوان کرد: اگر مسئولیت اجتماعی در جامعه تقویت شود بدون شک این سازمان ها کوچک تر خواهند شد.

وی بیان کرد: خوشبختانه در برنامه ششم با پیشنهاد سازمان بهزیستی قرار شده نظام رصد در حوزه آسیب های اجتماعی و معلولیت ها در کشور ایجاد شود که اگر این مهم تحقق پیدا کند مدیریت بهینه  و توزیع صحیح منابع را شاهد خواهیم بود.

مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور سلامت، پیشگیری و مسئولیت اجتماعی را از مولفه های کاری این سازمان خواند و افزود: متاسفانه سالانه به دلیل مسائل مختلفی هم چون تصادفات معلولیت در جامعه ما افزایش پیدا می کند و این منجر به مشکلات فراوانی می شود.

موسوی چلک ادامه داد: در چنین شرایطی انتظار می رود مجلس شورای اسلامی نقش مطالبه گری اجتماعی خود را پررنگ تر کند و نگاه سلامت محور و همه جانبه ای به حل مشکلات و بهبود شرایط زندگی اقراد تحت پوشش نهاد های حمایتی داشته باشند.

وی با اشاره به اینکه موضوع آسیب های اجتماعی فرابخشی است، افزود: بی شک طی چهار یا پنج سال نمی توان میزان بسیاری از آسیب های اجتماعی را ۲۵ درصد کاهش داد متاسفانه گاهی هدف گذاری هایی که می شود متناسب با واقعیت های موجود نیست.

وی با بیان اینکه با رویکرد قهری وامنیتی هم نمی توان آسیب های اجتماعی را کنترل و مدیریت کرد، گفت: ما معتقدیم زمانی خدمات اثربخش خواهند بود که منابع به درستی توزیع و برنامه ها هم فراگیر و جامع باشد.

منبع:خبرگزاری مهر/

شناسهٔ خبر: 3887335 -
استانها >




نوع مطلب : مصاحبه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1395/11/8


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی