دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

یادداشت:نیازمند هماهنگی و اقتدار در مدیریت بحران هستیم

سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران(منبع: روزنامه آرماتن ملی/14 اسفند 98)

  وقتی بحرانی اتفاق می‌افتد یکی از مولفه‌هایی که باعث دلگرمی مردم برای عبور از خطر وجود دارد، هماهنگی بین سازمان‌های مرتبط و مختلف می‌باشد. طبیعتا در بحرانی که برای کرونای معروف اتفاق افتاد، همین انتظار از مسئولان و سیاستگذاران می‌رود که این هماهنگی را داشته باشند. در نگاه از چند زاویه نشان می‌دهد این هماهنگی آنگونه که باید نیست به همین دلیل سردرگمی مردم در چنین شرایطی بیشتر می‌شود. درواقع ما در مدیریت بحران قوی عمل نمی‌کنیم و در بحران‌های مختلف تقریبا این تجربه را داریم. یک نمونه نامه ای است که چند روز اخیر وزیر بهداشت خطاب به وزیر صمت نوشت. او خطاب به وزیر صمت نوشت که چرا به دست من که متولی کار هستم، تجهیزات لازم نمی‌رسد؟ این نشان می‌دهد که همراهی و هماهنگی لازم در این شرایط بحران که می‌تواند یک پشتوانه برای کشور باشد آنگونه که باید وجود ندارد. از رئیس‌جمهور انتظار می‌رود که در این شرایط بحرانی، حساسیت بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشد. البته با تفویض اختیار مخالف نیستیم اما قطعا وزیر بهداشت نمی‌تواند هماهنگی لازم را داشته باشد و اقتدار لازم را با وزیر هم عرض خود داشته باشد. یا جایی که قرار است با احتکار مقابله شود، آیا وزیر بهداشت هم عرض وزیر اطلاعات است؟ فرض را بر این می‌گیریم که باشد... نکته بعدی نامه ای بود که دکتر نمکی خطاب به رئیس جمهور در حوزه گمرک نوشته که به هرکس می‌گویم کسی گوش نمی‌دهد. رویدادی که یا فرار رو به جلو برای پوشش ناتوانی در مدیریت بحران کروناست و یا واقعیتی است که وجود دارد و می‌توانیم هر دو شکل را ببینیم. البته اینها نافی تلاش‌های کادر درمان نیست ولی قبول کنیم وقتی موضوعی به این مهمی در جامعه گسترش پیدا کند به گونه‌ای که پیر و جوان، کودک و خردسال درگیرش می‌شوند و افکار عمومی نگران آنچه پیش روست و قرار است اتفاق بیفتد، هستند لذا این ناهماهنگی سردرگمی‌ها را بیشتر می‌کند و نااطمینانی را افزایش می‌دهد. نکته دیگر اطلاعات متناقضی است که از جاهای مختلف به دست شهروندان می‌رسد. همین الان هر کدام از دانشگاه‌های علوم پزشکی برای خودشان یک سامانه زده اند که طی آن پروتکل و نکاتی بیرون می‌دهند. دانشگاه‌های علوم پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت و کلی پژوهشکده در حوزه بهداشت و درمان و علوم پزشکی داریم. آیا بهتر نیست یک هماهنگی بین آموزش، پژوهشکده و پژوهشگاه‌ها در گروه‌های مختلف که کم هم نیستند و اتفاقا اطلاعات خوبی هم دارند و افراد باسوادی هستند، صورت بگیرد؟ بهتر است تقسیم کار صورت بگیرد تا ظرف یک هفته اطلاعات مورد نیاز مردم استخراج شود. یک سایت یا سامانه باشد که مردم با مراجعه به آن اطلاعات یکسانی را دریافت کنند. از آن طرف به نظر می‌رسد وزارت بهداشت می‌توانست هماهنگ کند که مراکز درمانی مختلف اطلاعات مستقل ارائه نکنند. کرونا یک راه ورود و یک درمان و مراقبت دارد، سه بخش است. به غیر از پروتکل‌های تخصصی، اطلاعاتی که مردم باید بدانند یک هماهنگی بین دانشگاه‌ها و حتی بین معاونت‌ها انجام می‌شد. مثلا آقای رئیسی مبحث پیشگیری و آقای جان بابایی درمان را پوشش دهند. مواردی که نباید خارج از وزارت بهداشت و مجموعه درمان انجام بگیرد. یک بخش هم حمایت‌های روانی است که مربوط به سازمان نظام روانشناسی است و انجمن مددکاران هم می‌تواند در مبحث حمایت‌های اجتماعی ورود کند. این کار آنقدر ساده است که اگر مردم یک مرجع رسمی واحد داشته باشند نه اینکه هر دانشگاه برای خودش یک سامانه بزند و پژوهشکده‌ها و پزشک متخصص هر کدام یک کار بکنند و از خارج کشور هم اطلاعات دیگری منتشر شود. این سردرگمی مردم را نسبت به مدیریت این موضوع بیشتر خسته و ناامید کرده است. درواقع این شیوه مدیریت درمورد این ویروس جواب نخواهد داد لذا انتظار می‌رود هماهنگی بین بخشی با اقتدار انجام شود. حتی در بحث اطلاع رسانی وزارت بهداشت بیش از اینکه مسئول روابط عمومی، مسئول اطلاعات رسانی این موضوع باشد، با توجه به ماهیتش که بیشتر رویکرد بهداشتی دارد، معاون بهداشت می‌تواند سخنگوی ستاد بحران کرونا باشد. تشکیل قرارگاه‌ها، کمیته‌های دولتی مستقل و جزیره‌ای هدر دادن منابع است. درحالی که وزیر بهداشت اعلام می‌کند از فردا به همگان ماسک رایگان می‌دهیم اما در سطح شهر ماسک پیدا نمی‌شود و بیشتر ناشی از ناهماهنگی است یا ماسکی وجود دارد و توزیع نمی‌شود و یا اصلا وجود ندارد. جنس بحران‌های بهداشتی بدون مرز است ضمن اینکه منطق مدیریت بحران این است که متناسب با بحرانی که ایجاد می‌شود، بتوانیم برنامه ریزی بکنیم. بحران در یک منطقه طبیعتا مدیریت بحران خاص خود را می‌طلبد ولی این بحران متفاوت است. اصلا منطق مدیریت بحران این است که به تناسب هر بحران بتوان یک سازوکار مدیریتی را اتخاذ کرد. اما انگار عقلانیت در حوزه مدیریت بحران فراموش شده است. اتفاقا راه این بحران، مشارکت مردم و اعتمادسازی است. خود هماهنگی می‌تواند اعتمادسازی ایجاد کند. هیچ چیزی نباید سلامت مردم را تحت الشعاع قرار دهد. سلامت مردم نباید درگیر بازی‌های سیاسی و حتی مصلحت‌های سیاسی شود. ما خیلی زودتر از اینها می‌توانستیم اطلاعات را منتشر کنیم. این که چگونه نان بخریم بعد از این مدت باید بیان شود؟ این همه پژوهشگاه و هیات علمی معاونت‌های پژوهشی داریم. اجازه می‌دادیم مطالعه می‌کردند و یک پروتکل بومی می‌نوشتند. ساختن اپلیکیشنی که بتوانند اطلاعات بگیرند و ساختن تیزرهایی که بتواند اطلاعات درست بدهد، ضروری است. یکی از مهمترین وظایف مدیر، برنامه ریزی با نگاه به آینده است. وقتی می‌گوییم مهمترین راه برای کنترل، پیشگیری است طبیعتا باید تمرکز عمده را روی پیشگیری بگذاریم و زیرساخت‌های درمان را آماده کنیم. ما می‌دانیم چقدر جمعیت داریم و چقدر ظرفیت تولید ماسک و الکل و شوینده‌های مرتبط است. اینها کار سختی برای هماهنگی و پیش بینی نبود. ساده گرفتند و خود این ساده گرفتن باز بحران در مدیریت بحران است.

 





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/14





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic