دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

به یاد «مادرم» در سی امین سال وفاتش

اگه دنیا سوز و سرما بوو(اگر تمام دنیا پر از سوز و سرما(زمستان) بشود)

همیشه بهاره ته دا بمیرم(شما همیشه بهار هستید، فدایت شوم)

تو زندگی هریک از ما انسان ها روزهایی هستند که هیچ گاه فراموش نمی شوند.این روز ها می تواند یادآور اتفاقات خوب باشد و یا بد. برای من هم همین گونه است و یکی از تلخ ترین اتفاقات برای من از سی سال قبل روز «نهم اسفند ماه» هر سال است.روزی که مادر مهربانم سی سال قبل در سن 49 سالگی به دیار باقی شتافت.خاطرم هست زمانی که بعد از شش ماه بستری بودن در بیمارستان پاستور تهران با مشورت و نظر پزشک تصمیم گرفتیم ترخیص شود چون از نظر پزشک درمان  دیگر جواب نمی داد.با پدرم تماس گرفتم که از شمال بیاید تهران.ابتدا کلی ذوق کرده بود که ترخیص به دلیل بهبودی است ولی واقعیت چیز دیگری بود.هیچ گاه لحظه ایی که به  پدرم گفتم که« دکتر جواب کرده» یعنی کاری نمی تواند انجام دهد صدای شکستن کمرش را شنیدم.جمله ایی گفت که هر موقع به خاطر می آورم اشک امانم نمی دهد و آن این بود که« همه دار و ندارم رفت».روی زمین نشست و های های گریه کرد.هیچ گاه  این گونه گریه پدرم را ندیده بودم.من هم کنارش نشستم و با هم گریستیم.چون داشتیم یکی از عزیزترین های زندگی مان را از دست می دادیم.پدرم می گفت همه برکت زندگی ام بود.سه روز بعد از ترخیص پرواز کرد به دیاری که خداوند وعده اش را در قرآن داده است.ولی تحمل رفتنش در آن سن برای ما خیلی سخت بود. بیاییم قدر لحظه لحظه بودن شان را بدانیم و تا می توانم از چشمه مهرشان بنوشیم.همیشه گفتم که مهر مادر قیمت ندارد.مبادا کاری کنیم که زخمی بر دل شان بنشانیم و آزرده خاطر شان کنیم.فراموش نکنیم که مادر تکرار نمی شود.الان که فکر می کنم با خاطراتش دل خوشم و انرژی می گیرم.ولی خیلی از شما که الان مادر دارید بیاید خاطرات خوب با مادرتان بسازید، تکریم اش کنید.امیدوارم که مادرم حلالم کرده باشد.

این متن را روی سنگ قبرش نوشتیم:

مادر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل/ تیشه ایی بود که شد باعث ویرانی ما

آن که در زیر زمین داد سرو سامانت/ کاش می خورد غم بی سر و سامانی من

همیشه فکر می کنم شاید خدا مادر را که خلق کرد قصدش این بود که  قدرتش را در«مهربانی بی منت» نشان دهد. دوست مهربان من، واقعا قدر مادر را بدانید تا دعای خیرشان بدرقه زندگی تان شود.اگر مادر از دست دادید و پدر در قید حیات هست به پدر احترام کنید که مادرتان هم خوشحال می شود.این دو گنجینه بی بدیلی هستند که« دومی » ندارند.

سید حسن موسوی چلک -تهران/9 اسفند 1398





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1398/12/9





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic