تبلیغات
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی - جشن روز جهانی مددکاری اجتماعی در دفتر کوچک انجمن
دغدغه های یک مدد کار اجتماعی
همه روز روزه بودن همه شب طواف کردن....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :سید حسن موسوی چلک

جشن روز جهانی مددکاری اجتماعی در دفتر کوچک انجمن

دفتر کوچک انجمن مددکاران اجتماعی ایران در خیابان جمالزاده جنوبی، روز پنجشنبه مهمان زیاد داشت. مددکارانی از نسلهای مختلف و تیپهای گوناگون. از بازنشسته و پیشکسوت گرفته تا دانشجو و استاد و دارنده نشان سلامت اجتماعی. همه آمدند تا همچون گذشته نمادی از اتحاد مددکاران اجتماعی باشند؛ نه فقط در ایران بلکه در سراسر جهان. روز جهانی مددکاری اجتماعی کارکردش همین است. همین که مددکاران اجتماعی فارغ از سلایق و علایق شخصی شان یک روزهایی را متحدانه با هم باشند. شعارشان هم همین است: “روابط انسانی مهم است!” و مددکاران اجتماعی سراسر جهان متفق می شوند تا اهمیت آن را یکصدا فریاد بزنند.

فریاد بلندی برآورند و بگویند که “آی آدمها! بیایید قدر یکدیگر بدانیم…”. مددکاران اجتماعی دیروز در انجمن جمع شدند تا دور هم حلقه بزنند و دست هم را بگیرند و فریاد بزنند که : همه آدمها حق دارند شاد، محترم، تندرست، امیدوار، متحد، بی تنش و مهربانانه در کنار هم زندگی کنند.

دیروز از بیانیه جهانی اخلاق در مددکاری اجتماعی  یاد شد که می گوید انسانها به خاطر سن، شغل، جایگاه اجتماعی، طبقه اجتماعی، خرده فرهنگ، قومیت، جنسیت، زبان، ملیت، عقیده، ناتوانی جسمی یا ذهنی، ثروت، مذهب و یا هر تفاوت دیگری نسبت به هم برتری ندارند. “انسانها محترم اند چون انسان اند.”

دیرو از چیزهای دیگری هم صحبت شد. از جشن بزرگ روز ملی مددکاری اجتماعی فروردین ماه صحبت شد؛ از لطفی که مددکاران اجتماعی به هم دارند و گاهی ندارند سخن گفته شد؛ خاطره گویی شد؛ یاد درگذشتگان، گرامی داشته شد؛ برای آیندگان دعای خیر شد؛ از کارهایی که در انجمن انجام می شود بحث شد؛ از حضور جهانی مددکاران اجتماعی حرف زده شد؛ از قدمهایی که برداشته شده تقدیر شد و البته گله ها و نقدهایی هم شد. حافظ خوانی دکتر هاشمی نیک هم برقرار بود. گروهی که قدیمی تر بودند عهد بستند که بیشتر به دفتر انجمن بیایند و گروهی هم به جمع اعضای رسمی انجمن پیوستند. خلاصه اینکه حس و حال خوبی بود. جای آنهایی که نبودند یا دلشان بود و خودشان نیامدند حسابی خالی بود.

آخر این محفل به یاد ماندنی هم کیک کوچکی بریده شد که برای نقشی که رویش بود قطعاً جهانی خواهد شد. جای آنهایی که زودتر رفتند و در عکس یادگاری آخر جشن نبودند، سبز.

این جشن خاطره انگیز از ساعت ۳ عصر شروع شد و کل عصر همه اش هیاهو و گپ و گفت و تجدید دیدار و البته عکس باران بود.

ساعت که از ۷ غروب گذشت، دفتر کوچک انجمن آرام آرام خالی شده و ساعت ۸ غروب پنجشنبه ۹ اسفندماه ۱۳۹۷ چراغهای دفتر در حالیکه یک برگه دیگر به آلبوم قطور مهربانی اجتماعی مددکاران اجتماعی اضافه شده بود تا دیدار بعد خاموش شد.

تا باد، چنین بادا…!

گزارش تصویری/





نوع مطلب : یادداشت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1397/12/11
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی